ആദ്യത്തെ 200 വരികൾ.
...آنچه گذشت
."الکس اُکانر" - .تو "بیل آدامز" هستی -
.پیش من از اسم واقعیت استفاده نکن
!پسرم
.رفقای ما توی مسکو براتون یه مأموریت دارن
.شما پسرتونُ تبدیل به یه جاسوس میکنید
یه فراری "اس.وی.آر" هفتهی پیش گرفته شده .و باهاش برخورد کردن
...اون مرد صدها هزار فایل کامپیوتری رو
.دزدیده و یه جایی قایمشون کرده
.تو الکس رو نمیشناسی
،وقتی متوجه بشه ما کی هستیم .ما رو تحویل میده
.پس گیر کردی
یه افسر "اس.وی.آر" گفته که نزدیک بوده ...اون یه عملیاتی رو راهاندازی کنه
.که آمریکا رو به زانو دربیاره
میدونید "تخم مرغ عید پاک" توی علم اینترنت چیه؟
.یه پیام دیجیتال مخفی
...فکر کنم اون بیرون کلی اطلاعات وجود داره
.که برای "اس.وی.آر" حیاتی هستن
...شاید اگه بفهمیم "میخاییل" کی بوده
.قبل از "روس"ها این اطلاعات رو پیدا کنیم
.این بخاطر تهدید کردن مادرم بود
.احتمالاً تو از اون دیوونهتری
،اونها بدون اینکه الکس بفهمه .به چیزی که میخوان میرسن
.اون به ما اعتماد داره
ما به ماشینش، تلفنش، کامپیوترش .دسترسی داریم
ما برای اینکه جاسوسیـشُ بکنیم .آدمهای بینقصی هستیم
...لانگلی" اسم شخصی که مُرده رو پیدا کرده"
."میخاییل وُسترو"
...یادم میاد که یه بار وقتی بچه بودم
.دوستت "نیکولای" رو اشتباهی "میخاییل" صدا کردی
،یاهمه چیزُ بهم میگید .یا تحویلـتون میدم
هی ،الکس. کی مـرده؟
:تــــــرجــــمــــــه و زیــــــرنویـــــــس پري سا (ELKA) فرشاد
...یا همه چیز رو از اول بهم میگید
.یا تحویلـتون میدم
.به مشکل خوردیم
.مشکلی نیست، سارا .برو توی اتاقت
...جدی میگین؟ شماها همهتون دیوونهاین
.برو توی اتاقت، سارا
بله؟
.درمورد برادرته
.غیرممکنه
.من و اون مثل خواهر و برادر باهم بزرگ شدیم
،اگه با اون بزرگ شدی .پس میدونستی که اسمش "میخاییل"ـه
پس چرا درموردش دروغ گفتی؟
الکس، من سال 1975 رابطهم با میخاییل ...تموم شد
درست وقتی که روسیه رو برای مدرسهی .شبانهروزی ترک کردم
12سال بعد، وقتی که داشتم با پدرت ...توی خیابون پنجم قدم میزدم
.میخاییل" رو دیدم که داره از خیابون رد میشه"
.اسمشُ صدا کردم و دوئیدم طرفش
...بجای لبخند و بغل کردن
بهم گفت که همین جا بعد اینکه داشته ...از بازداشت شدنش
.فرار میکرده، با یه اسم فرضی زندگی میکنه
پس کل خونه تحت نظره؟
پس "سازمان جاسوسی" داره اینُ میشنوه؟
.میخاییل" یه مخالفه، الکس" .جاسوس نیست
مخالفها کارهایی که توی اون فایل .لیست شده رو انجام نمیدن
.اون مخالف نبوده .یه جاسوس روسیهای بوده
...اگه این موضوع بیشتر جلو رفت
.ممکنه مجبور شید مداخله کنید
.کاتیا، شاید الکس راست میگه ...شاید اون
داری درمورد چی حرف میزنی؟ .تو "میخاییل" رو میشناسی
...خوب، اون 9 ماه بعد از اینکه من کارمُ
،توی شرکت هوا-فضای "روشه" شروع کردم .اومد سراغـمون
من شروع کرده بودم روی پروژهی طبقهبندی .شدهی اونها کار کنم
.نه، نه. من خودم دیدمش
.اون... سراغ من نیومد
،اون خودشُ توی جایگاهی گذاشت .که تو بتونی ببینیـش
.میخوام الان به "میخاییل" زنگ بزنم
.جواب نمیده - چی؟ -
.اما خودتم اینُ میدونی
الکس چی داری میگی؟
.اون مرده. اعدام شده
چی؟
.اس.وی.آر" فهمیده که اون خیانتکار بوده"
کی؟
."سازمان جاسوسی روسیه"
."سازمان اطلاعات خارجی روسیه"
کی.جی.بی" بعد از اینکه اتحادیهی جماهیر شوروی" از هم پاشید، عنوان خودشُ عوض کرد
اما از اونجایی که مامان برای اونها کار کرده .خودش اینُ میدونه
مشکلت چیـه؟
...چی
مشکلت چیه؟
اگه نتونه متقاعدش کنه چی؟
.باید این کارُ بکنه - داری منُ متهم به جاسوسی برای روسیه میکنی؟ -
فقط بخاطر اینکه یه بار اسم دوست قدیمیـمُ اشتباه صدا زدم؟
...چون - .18آگوست 1994 -
...یواشکی نصفه شب از خونه رفتی بیرون
.تا 5 صبح برنگشتی
مادرت داشت توی اورژانس کار میکرد .چون باهاش تماس گرفتن
.میدونم
وقتی اومدی خونه گفتی اونجا بودی
.و منُ دیدی که بالای پلهها منتظرم
...اما مرکز پزشکی "کینگز"، 18 آگوست 1994
.تخلیه شده بود
طوفان گرمسیری "بریل" باعث شده بود ...تا دو طبقه رو آب بگیره
.و تمام برق قطع شده بود
.تو بهم دروغ گفتی
...الکس، میدونم که بقدر کافی کنارت نبودم
.وقتی که بچه بودی و درگیری داشتی
.اینُ میدونم - .ژوئن سال 96، بابا توی "پکن" بود -
...تو منُ گذاشتی پیش "ناتالی" که بری
."به کنفرانس "انکولوژی اطفال" توی "بوستون
.کنفرانس اصلاً تشکیل نشد
.اصلاً وجود نداشت .میتونم ادامه بدم
.بس کن - .پس انقدر بهم دروغ نگو -
...الکس، مطمئن باش نمیخوای حقیقتُ بدونی
.در مورد اینکه اون شبها کجا بودم
.حقیقت رو بهم بگو وگرنه به "اف.بی.آی" میگم
.تصمیم با خودته
.باشه
.برید داخل. برید داخل، همین الان
.من یه رابطهی عاشقانهی پنهونی داشتم
.از سر راه برو کنار ویکتور
.آروم باشید
.موقعیت تحت کنترله
.مارک، من واقعاً متأسفم
.خواهشاً بگو حقیقت نداره
...تو اون موقع ماهها خارج از کشور بودی و
.داشتم برای خودمون یه زندگی درست میکردم
.من... خیلی تنها بودم - تنها؟ -
.منم تنها بودم
...من
.خیلی شرمندهم
.تو حقیقتُ میخواستی، بیا اینم حقیقت
...بابا
...متأسفم. من
.الکس ،خواهش میکنم
.فکر کنم بهتره بری
.من و مامانت باید صحبت کنیم
.مادرت کارش خیلی خوبه
.:: فصل اول - قسمت دوم ::.
مسکو» - یک سال پیش»
اقتصاد آمریکا یه تهدید به حساب میاد .اما بیفایدهست
،"انرژی ارزون، قمار "والاستریت ...و تبلیغات
.تنها چیزهایی هستن که سرپا نگهش داشتن
.این عملیات جوابِ تجاوزِ به زورِ آمریکا رو میده
.از هم پاشوندن اقتصادشون یه طرف قضیهست
...تأثیر آمریکا بر کل دنیا از بین میره
،"و ما میتونیم همونطور که میخوایم توی "اکراین
.اروپا و همه جا عمل کنیم
."ما بهش میگیم "خنجر سیاه
.دیوونگیـه
.این نقشه هزاران آمریکایی رو میکشه
.دهها هزار نفر
.دیوونگی آخرین قدرت شورویـه
...دیوونگی برای اینه که آمریکا برامون ممنوع کرده
که به حسابهای بانکی خودمون .دسترسی داشته باشیم
."حالا هم که توی "سوییس
.دیوونگی اینه
،در مقابل اینکه آمریکا بهمون گیر داده ...میتونیم هیچکاری نکنیم
.یا میتونیم بایستیم و بجنگیم
."یه حد و مرزی هست آقای "باک
.خنجر سیاه" از اون مرز تجاوز میکنه"
.ما جواب زورگویی رو با زورگویی میدیم
اما تحریم و زورگویی آمریکا باعث نابودی .مردم نمیشه
نیویوک» - امروز»
اثری از فایلهای "میخاییل" نیست؟
.نه هنوز
،به گشتن ادامه بدین. تا اونها رو پیدا نکنین .خیال مسکو راحت نمیشه
.متوجهم
.مجبور نیستی خونه رو خراب کنی
.میخوام اونها برن
.اول باید میاومدم سراغ تو
.همه چیز درست میشه
الکس میدونست دارم در مورد اون شبهایی .که اینجا نبودم، دروغ میگم
،آخر اون توضیحی به ذهنم رسید
.که اون نمیتونست بررسیـش کنه
.و مؤثر بود
...میدونی چه اتفاقی ممکن بود بیفته
اگه نمیتونستی متقاعدش کنی؟
.اس.وی.آر" ما رو میکشت"
.میترسم هیچوقت منُ نبخشه
.میبخشه
.تو مادرشی
.ازش میگذره
.سرکارت دیر شده
.برو
.متأسفم
.امشب میبینمت
،اگه از موتور جت "کی.31" استفاده کنیم ،با یه سوخت ترکیبی تخدیر شده
.میتونیم یه بلوک "وی" تولید کنیم که با سرعت 4.75 "ماخ" پرواز کنه
."با همون محدوده و ظرفیت بلوک "آی.وی.اس
همونی که در حال حاضر نیروی دریایی داره ازش .استفاده میکنه با سرعت 6 برابر
.کار سادهایـه
الکس، چه مدته که دارم دنبالت میام؟
چی؟ - .به اندازه سه بلوکه -
.تو همش روبروتُ نگاه میکنی
.داشتم به سمت جلو میرفتم
تو دردسر افتادم؟
نمیدونم... چیزی هست که بهم نمیگی؟
.نه
.خوبه، پس دیگه باهام راه نرو و فضولی نکن
...قاتل "ایرینا" توی "واشنگتن" اعتراف کرده
که "اس.وی.آر" واقعاً داره برای حمله به .خاک آمریکا نقشه میکشه
واشنگتن داره نیرویی رو ترتیب میده .که جلوشُ بگیره
.که جزییاتش به توام داره گفته میشه
واقعاً؟ و تو چی؟
..."ببین، من فقط دارم میگم، "جتر
.روح و قلب تیمه رفیق
No comments yet. Be the first to leave one.