ആദ്യത്തെ 200 വരികൾ.
همهچيز خيلي خوب شروع شد
با يه عده از دوستها تو کابين تو کوهستان بوديم
کُلي مشروب ميخورديم، ميخنديديم
خوش میگذروندیم
و بعدش یه مشت نازی زامبی پیداشون شد
میدونم
انگار کلیشه ایه اما اتفاقیه که افتاد
میدونی ما یه چیزی پیدا کردیم
چیزی که نباید پیدا میشد
طلای قدیمی نازی ها
و بعدش
تمام جهنم شروع شد
ما رو گرفتن
یکی
یکی
یکیشون من رو گاز گرفت
اما من میدونستم چطور جلوش رو بگیرم
و دوست دخترم
هانا
اون
اون رو ازم گرفتن
من طلاها رو پیدا کردم
بهشون پسش دادم
و من آزاد بودم که برم
در امان بودم
معلوم شد
اشتباه میکردم
سکه کوفتي رو بردارين
برگردين به همون جهنم درهاي که ازش اومدين
لعنت لعنت لعنت لعنت
لعنت لعنت لعنت لعنت لعنت لعنت لعنت لعنت
لعنت لعنت لعنت لعنت
.خيلی خب، خيلی خب
لعنت
بهشون گفتم به اون سکه ها دست نزنن
رادیو
همیشه یه چیز خوب توی رادیو هست
آرکتیک ترن یک پرنده دریایه
از خانواده پرستوی دریایی
این گونه به شدت مهاجره
هر سال تابستان جفت میشن
همونطور که جفت میشن
به سمت شمال مهاجرت میکنن
در یه مسیر طولانی و پرپیچ خم
به اقیانوس ها، اطراف قطب جنوب
یک سفر رفت و برگشت حدود 70 هزار کیلومتر
ترن پرواز میکنه و همچنین شیرجه میزنه
افراد
درود بفرستید
دکتر بله
خوبه
اينجا چي داريم؟
مارتین صدام رو میشنوی
مارتین صدام رو میشنوی
خوش آمدی
مارتین ماشینت تصادف کرد
خیلی بد
خوش شانسی که زنده ای
میتونی درباره دوستات بگی
اونا رو دیدی
اون چیزا
اون موجودات
پلیس اوان رو گرفت
یا ارتش
ارلند
روی
هانا
ما دوست هات رو پیدا کردیم همشون
مردن
هانا دوست دخترت بود
اون رو هم پیدا کردیم یه تبر توی گردنش بود
همه جا اثر انگشتت بود
نظری نداری که چی شده
اون چیزها
اونا بالا آمدن اونا بالا آمدن
از برف
...نازی ها و اون
پس نازی های کوچولو از زمین بیرون آمدن
مطمئنی مغذش اسیب ندیده
خیلی خب به خوانوادش خبر بدید به هوش آمده
و به وکیلش خبر بدید ماشین بفرسته
و چهار نفر بفرستید برای انتقالش
اگه جلوشون رو نگيريم .دوباره دست به کُشتن ميزنن
مارتین مارتین مارتین مارتین
آروم باش من دیدم چیکار کردی
من اونجا بودم
تنها جایی که تو میری زندانه
هیچکس نمیدونه اون بالا چه اتفاقی افتاده
فقط تو میدونی
بعلاوه این خبر بدی نیست
وقتی ما پیدات کردیم خیلی زخمی بودی
دست راستت قطع شده بود
آره اما سرد بودی وقتی پیدات کردیم
برف تو رو سرد نگه داشته بود و این خوبه
میفهمی
و خب ما دستت رو توی ماشین پیدا کردیم
آره، کمی کبود و رنگ پریده بود
اما عمل موفقیت آمیز بود
ما موفق شدیم دوباره دستت رو سرجاش بذاریم
چیکار کردی
چیکار کردی
لطفا آروم باش مارتین لطفا
این بازوی شیطانه
مارتین، آروم باش، لطفا
من خب... این برای من نیست این نیست... متاسفم
متاسفم بس کن
اما
فکر کنم امشب باید دندوناتو در بیاری
چون من توی حال و هوای دیگه ای هستم
برای اونیه که فرار کرد
زمین
گرما
مردان
پوسیده شده ان
ما به افراد بیشتری نیاز داریم
آه، عیسی
تو منو ترسوندی نیلز
حوصله این کار رو ندارم
امروز روز طولانی بود
دو تشییع جنازه و دو عروسی
و یکی از دخترهای که امروز ازدواج کرد خیلی خوشگل بود
حیف که نمیتونم 15 سال جوون تر باشم
و بله، البته کشیش نمیتونه
نیلز؟
درود
بر پیروزی
درود بر پیروزی درود بر پیروزی
درود بر پیروزی
درود بر پیروزی درود بر پیروزی
اونا از کوه پایین آمدن
همه ما رو میکشن
لعنتی
اونا از کوه پایین آمدن
منو از اینجا ببر لعنتی
منو خارج کن
اونا میان
همه ما رو میکشن
همه ما رو میکشن
هی تو
آره تو
سلام
بازوت رو دیدم خیلی باحاله
چند تا عکس هم گرفت
بنظر مریضه، اما هنوز هم باحاله
قرار نیست من اینجا باشم اما
من مثل یه نینجا وارد شدم
نینجا؟ آره
اوه من بابی هستم
من اینجا برای تعطیلات با مامانم هستم
دیروز ماهی بدی خورد، پس آره
هوم باحاله. جدی باحاله
سوخته و پیر به نظر می رسه
مثل بازوی زامبیه
زامبی ها باحالن
زامبی ها؟
ببخشید این رو جواب بدم
بايد اينو جواب بدم ميخوان بدونن ميتونم اطلاعاتِ بيشتري گير بيارم يا نه
چیزی بیشتر از یه عکس بازو
کی چی
جوخه زامبی ها
ميخوان اطلاعات بيشتري داشته باشن
،در زمينهي زامبيها متخصصن .تو آمريکا زندگي ميکنن
اونا سال ها برای این کار آموزش دیده ان
فقط منتظر شیوع یه زامبی هستیم
پس اونا میتونن بیان اینجا
فقط به اونا بگو همین الان بیان اینجا زامبی ها رو بگیرن
اگه اونا متخصص باشن میتونن زامبی ها رو برای ما بکشن
میدونم تو زامبی ها رو دیدی آره
چون واقعی هستن درسته آره
آره میتونی کمکم کنی آزاد شم
...من مطمئن نیستم یعنی تو
من شکلات دارم راست میگی
آره خوبه
آره من شکلات دارم
میتونستم برات بگیرم اما میدونی
آره خب
شُکلات مخلوط بادمي خدای من
آره
بذار این رو بگیرم
بیا بیا بیا تو میتونی
بیا دیگه. آره
برای این یکی هم کمکم کن
حالا می تونم شکلاتم رو بخورم؟ شکلات نیست بچه
شکلات نیست؟ خفه شو
چی؟
من باید برم بیرون
تو چی هستی
اون چیزی که به نظر میرسه نیست
ایست
سلام
دانیل هفرنان هستم رهبر گروه زامبی
میشه لطفا با بابی صحبت کنم
بابی، اوه
بابی، اوه
من به زبان تور صحبت نمی کنم
بابی اونجا هست؟ بابی توسط زامبی ها کشته شده
خدای من
این گروه زامبیه
این 10-4 ـه، مارتین
ما به زودی به سمت شما حرکت خواهیم کرد
No comments yet. Be the first to leave one.