ആദ്യത്തെ 200 വരികൾ.
نه!
اومد، اومد.
اومد.
خانمها و آقایان،
امشب برای اینکه اینجا باشم، بیش از نصف ایالتمون رو طی کردم.
زودتر نتونستم بیام چون چاه جدیدم
تو کایوت هیلز تازه داشت راه میافتاد و باید خودم میرفتم سر و سامونش میدادم.
اون چاه حالا داره روزی ۲۰۰۰ بشکه نفت تولید میکنه،
و هفتهای ۵۰۰۰ دلار برام درآمد داره.
دوتا چاه دیگه هم دارم که درحال حفاریه و ۱۶ تا هم تو آنتلوپ درحال تولید.
پس، خانمها و آقایان، اگه بگم نفتکارم، قبول میکنید.
حالا، شما اینجا یه فرصت عالی دارید،
ولی حواستون باشه که اگه مراقب نباشید، ممکنه همهشو از دست بدید.
از بین تمام مردایی که التماس میکنن تا شانس حفاری زمینهاتون رو به دست بیارن،
شاید یک نفر از هر بیست نفرشون نفتکاره واقعی باشه.
بقیهشون دلالن.
یعنی آدمهایی که سعی میکنن بین شما و نفتکارها فاصله بندازن،
تا پولی رو به دست بیارن که به حق، باید به شما برسه.
حتی اگه یکی رو پیدا کنید که پول و امکانات حفاری رو هم داشته باشه،
شاید هیچ چیزی درباره حفاری ندونه.
مجبوره کار رو با قرارداد به یه پیمانکار بده،
و بعدش شما به اون پیمانکار وابسته میشید،
که اون هم کار رو سرسری انجام میده،
تا بتونه هر چه زودتر یه قرارداد دیگه ببنده.
اینجوریه که این کار پیش میره.
پیشنهاد شما چیه؟ داریم وقت تلف میکنیم.
خواهش میکنم!
من حفاریهام رو خودم انجام میدم.
و آدمهایی که برام کار میکنن، کارمندای خودم هستن، و همهشون رو میشناسم.
وظیفه خودم میدونم که اونجا باشم و کارشون رو ببینم.
ابزارام رو تو چاه گم نمیکنم و ماهها دنبالشون نمیگردم.
سیمانکاری رو خراب نمیکنم،
و نذارم آب بره تو چاه و کل امتیاز رو به باد بدم.
من مرد خانوادهام.
من یه کسبوکار خانوادگی دارم. این پسرم و شریکم، اچ. دبلیو. پلینویو هست.
ما به شما پیوند خانوادهای رو ارائه میدیم که کمتر نفتکاری میتونه درک کنه.
من تو این کارزار مثل هیچ شرکت دیگهای آمادهام،
و این به خاطر اینه که چاه کایوت هیلز من تازه به بار نشسته.
من یه دست کامل ابزار آماده دارم که میتونم شروع به کار کنم.
میتونم یه دکل حفاری رو سوار کامیونها کنم و ظرف یه هفته اینجا داشته باشمشون.
ارتباطات کاری دارم تا بتونم چوب مورد نیاز دکلها رو تهیه کنم.
تو این عجله و شلوغی، این جور کارها با رفاقت پیش میره.
و به همین خاطره که میتونم تضمین کنم حفاری رو شروع کنم،
و پول نقد رو هم بابت حرفم بذارم وسط.
بهتون اطمینان میدم، خانمها و آقایان،
مهم نیست بقیه چی قول میدن،
وقتی وقت عمل برسه، پیداشون نمیشه.
بشینید! بشینید، شما حق ندارید.
بذارید درباره حرفهای این آقا بحث کنیم.
پرسکات، به این مرد اعتماد داری؟ بذارید درباره حرفاش بحث کنیم.
حرفاش منطق داره. از کجا میدونه؟ زمین من اونجاست!
دو سه سال دیگه... شاید ده سال!
با از دست دادن عقلمون چیزی به دست نمیاریم!
به اون چاه اون بیرون نگاه کن!
هیچکس عقلش رو از دست نداده.
شما حق ندارید اینجا باشید!
اون زن رو بنشونید، آقا!
میتونی بشینی.
آقای پلینویو! خواهش میکنم، آقای پلینویو.
نه، آقای پلینویو! نه، کجا میرید؟
من به این امتیاز نیاز ندارم. ممنون.
ولی ما به شما نیاز داریم.
خیلی شلوغ پلوغه. از وقتتون ممنونم.
نه، نه، شلوغ پلوغ نیست.
اگه این امتیاز رو به عنوان هدیه هم بهم بدید، قبولش نمیکنم.
آقای بنکساید، من وقت شما رو تلف نمیکنم.
و واقعاً قدردان میشم اگه شما هم وقت من رو تلف نکنید.
حالا، اگه دوست دارید با من قرارداد ببندید، ما میتونیم ظرف ۱۰ روز یه چاه حفاری کنیم.
زمین شما از چاه اکتشافی اینجا، شمالیتره.
یعنی احتمالاً باید عمیقتر حفاری کنیم.
و اگه همونقدر نفت اینجا هست که من فکر میکنم،
دسترسی بهش سختتره، ولی وقتی پیداش کنیم، میتونیم بلافاصله استخراجش کنیم.
باید سریع عمل کنیم، چون خیلی زود این میادین خشک میشن.
باید بدونید میخواید چیکار کنید.
حالا، به خاطر فاصله از چاه اکتشافی،
حق امتیاز کمتری بهتون میدم تا اونجایی که پایینتره.
ولی حاضرم برای زمینتون ۱۰۰۰ دلار پاداش بدم.
درباره چه نوع حق امتیازی صحبت میکنید؟
یکششم، به اضافه تضمین برای شروع حفاری ظرف ۱۰ روز.
حالا، این چیزیه که هیچ جای دیگه پیدا نمیکنید.
خانم، بچههاتون چند سالشونه؟
ده و دوازده سال.
آقای پلینویو، یه سؤال دارم، آقا. همسرتون کجاست؟
هنگام زایمان فوت کرد، خانم بنکساید.
پس حالا فقط من و پسرم هستیم.
داره میاد بالا، رئیس!
میشنویش؟
آقای پلینویو؟
بله؟
شما دانیل پلینویو هستید؟
بله.
کمکی از من برمیاد؟
شما دنبال نفت میگردید.
درسته.
برای زمینی که نفت داره چقدر میدید؟
خب، بستگی داره. به چی بستگی داره؟
به خیلی چیزها.
اگه بهتون بگم یه جایی رو میشناسم که نفت داره و میشه زمینش رو ارزون خرید،
فکر میکنید چقدر ارزش داره؟
فکر میکنم باید بهم بگید چی میدونید.
و بعدش سعی میکنیم یه کاریش بکنیم
میتونم بشینم؟ لطفا
به کدوم کلیسا تعلق داری؟
من...
من همه ادیان رو دوست دارم. به کلیسای خاصی تعلق ندارم
همه رو دوست دارم. همه چیز رو دوست دارم. اهل کجایی؟
اگه بخوام بهتون بگم، خب، این همون چیزیه که میخوام بهتون بفروشم
تو سیگنال هیل چیکار میکنی؟
ما نفت داریم و از زیر زمین نشت میکنه بالا
میخوای بهم پول بدی تا بدونی کجاست؟
اینکه فقط یه چیزی رو زمینه...
به این معنی نیست که چیزی زیرش هست
چرا استاندارد اویل اونجا زمین خریده؟
تو کالیفرنیاست؟
شاید. چقدر زمین خریدن؟
ترجیح میدم فکر نکنی من احمقم
چرا اومدی سراغ من؟
شما تازه این چاه رو راهاندازی کردی. درسته
بله، پس همین الان ۵۰۰ دلار نقد بهم بده
و منم بهت میگم کجاست
بهت میگم چیکار میکنم، پسرم. الان ۱۰۰ دلار بهت میدم
و اگه معلوم شد اجارهنامهی سودآوریه، اون وقت یه پاداش ۱۰۰۰ دلاری بهت میدم
ششصد دلار
یه چیز بهم بگو تا کمکم کنه تصمیم بگیرم. دیگه چی اون بالا داری؟
چی میکارید؟
ما یه مزرعه بزرگ داریم ولی بیشترش سنگه
هیچی جز علف هرز رشد نمیکنه
چی باعث میشه فکر کنی نفت اونجا هست؟
اون دور و بر گوگرد هست؟ یا رسوبات قلیایی؟
قلیایی نزدیکه. گوگرد رو نمیدونم
اون پسرته؟
بله
سلام. سلام
تو کی هستی؟ من فلچر همیلتون هستم
از آشنایی باهات خوشوقتم، پسرم. اسمت چیه؟
چیکار میکنی؟
من با آقای پلینویو کار میکنم
بفرما ۵۰۰ دلار، پسرم
اگه چیز ارزشمندی برای شنیدن بهم بگی، این پول مال توئه
من از یه شهر به اسم "لیتل بوستون" تو شهرستان "ایزابلا" میام
ما اینجاییم، این نقطه. ایستگاه قطار فرعی "لیتل بوستون" اینجاست
مزرعه "ساندی" همون جاییه که دنبالش میگردی
یه راه گوسفندرو داره که به اونجا میرسونتت
یه مایل بیرون از شهره، سمت غرب، دور نیست
همینجا از یه گردنهی کوچک نزدیک دامنهی تپهها رد میشی
از یه کلیسا رد میشی و فقط مسیر گوسفندرو رو دنبال کن
استاندارد کجاها رو داره میخره؟ اینجا و اینجا
اسم فامیلت ساندی هست، درسته؟ بله
چند نفر تو خانوادهتون هستین؟
پدر و مادرم، خواهرانم و برادرم الی
چند تا خواهر داری؟ دو تا
اسمت چیه؟ پل
آیا کسی از خانوادهات از نفتی که میگی اونجاست خبر داره؟
نمیدونم
عموم همیشه میگفت اونجا نفت هست
ولی نمیدونم اونا چی شنیدن یا چی فکر میکنن
چی میکارید؟
بزه. مزرعه بزه. گفتم که، هیچی جز علف هرز رشد نمیکنه
آب هست؟ شوره
اگه چاه بزنی، محاله آب شور درنیاد
نفت اونجاست. دارم بهتون میگم
من میخوام الان برم، پس... میتونی امشب بمونی
نه، میخوام الان برم. میخوام برم. گوش کن، پل
اگه تا اونجا برم و ببینم که به من دروغ گفتی...
پیدات میکنم و بیشتر از پولم رو از چنگت درمیارم
مشکلی با این نداری؟
بله، قربان. بسیار خب پس
موفق باشی. خدا نگهدار. و تو هم، پسر جوان
یکی داره میاد. ممنونم مری
عصر بخیر. عصر بخیر
اسم من دنیل پلینویو هست. اینم پسرم، اچ. دبلیو
شکار میکنید؟ شکار بلدرچین
به ما گفتن ممکنه یه جای خوب برای کمپینگ نزدیک مزرعه ساندی باشه
اینجا مزرعه ساندی هست. میتونید اینجا چادر بزنید
ممنونم. آب دارید؟ بله
شنیدیم چند روز پیش اینجا یه زلزله اومده
درسته؟ بله
خانوادهتون؟ آره، همه خوبن. ممنونم
اگه مایل باشید، شیر بز داریم
خوبه
خب
اگه چادرمون رو اونورتر بزنیم، مزاحمتون نمیشیم
اشکالی نداره
روت! به این آقایون کمک کن و براشون آب بیار
نه! اچ. دبلیو
آقای پلینویو، الان شیر میل دارید؟
خوبه. ممنونم. مری! براشون شیر بیار
خانوادهام کمکتون میکنن چادرتون رو برپا کنید
نه، لطفا. ما تو این سفر کمپینگ خودمون کارا رو انجام میدیم
ما باید خودمون کمپ کنیم
عجله کن!
نون دارید؟ سیبزمینی داریم
سیبزمینی خوبه، ممنونم
میگم براتون سیبزمینی آبپز کنن
اشکالی نداره. فکر کردم شاید خودمون آتیش روشن کنیم
میخواستم با پسرم روی آتیش روشن کردن کار کنم
بسیار خب. پسرم، الی، براتون هیزم میاره
بابت مهماننوازیتون خیلی ممنونم آقای ساندی
بله. و مزاحمتون نمیشیم
ما فقط برای شکار بلدرچین اومدیم. بله
No comments yet. Be the first to leave one.