The Bear

The Bear

Farsi Persian സബ്ടൈറ്റിൽ ഡൗൺലോഡ് ചെയ്യുക

സീസൺ 3

റിലീസ് വിവരങ്ങൾ

The Bear S03E07 720p HULU WEBRip x264-GalaxyTV fa
The Bear 2022 S03E07 DSNP WEB-DL DDP5 1 H 264-NTb
കമന്ററി എഴുതിയത് Ali__Master
🆔 Ali_Master | FilmKio.Com 🆔

ടാഗുകൾ

webdl
പ്രസിദ്ധീകരിച്ചത്: 2024-06-27
ഡൗൺലോഡുകൾ: 228
ശ്രവണ വൈകല്യമുള്ളവർക്ക്: No

Farsi Persian സബ്ടൈറ്റിൽ പ്രിവ്യൂ

ആദ്യത്തെ 200 വരികൾ.

‫جهت اطلاع از جدیدترین آدرس سایت ‫فیلمکیو را در شبکه‌های اجتماعی دنبال کنید ‫@FilmKio

‫خیلی‌خب، بیایید غذای ‫میز۱۲ رو آماده کنیم، رهبر تیم

‫کمک دست بیشتری لازم دارم!

‫سه‌تا ظرف صدف و قارچ

‫من می‌دونم تو کی هستی. ‫تو یه آشغالی عوضی‌ای

‫- شف، هنوز آماده نیستش. ‫- تو همه چیز رو از نو انجام دادی.

‫- خفه شو بابا! ‫- هی سید! سید!

‫[سلام. شپیرو هستم. یه اتفاق جالبی افتاده که می‌خوام ‫باهات راجع بهش حرف بزنم. وقت داری یه قهوه بخوری باهام؟]

‫ آم. خب، اون مستیش پریده بود،

‫و اون، آم... از روال معمول ‫پیروی و عذرخواهی کرد

‫آم و می‌دونم که سخته،

‫اما من همیشه مجبو بودم با ‫خرابی‌هایی که اون مواقعی

‫که مست بودش، بالا می‌آورد، کنار بیام، می‌دونید؟

‫و اون یه‌جورایی اجازه‌ش ‫رو هم گرفته بود، چون که، آم،

‫صرفاً می‌تونست با یه عذرخواهی ‫سر و ته‌ش رو هم بیاره،

‫و فراموش بکنه، اما، آخه، من...

درحالی که من هنوز تو گِل گیر کردم، می‌دونید؟

‫من... من احساس می‌کنم که باید ‫محض رضای اون آدم شادی باشم

‫چون که حالا به خودش اومده.

‫و من باید بهش افتخار کنم

‫اما این... منصفانه به نظر نمی‌رسه

‫عذرخواهی کردن آسون به نظر میرسه.

‫فقط چندتا کلمه‌ست

‫که پشت گلوتون منتظر نشسته

‫و صرفاً باید بدیشون بیرون.

‫اما اگر سریع اون‌ها رو بیرون ندید،

‫این کلمات عمیق‌تر و عمیق‌تر به ‫درون‌تون فرو میره،

‫تا زمانی که دیگه نتونید پیداشون کنید

‫و تو دنده‌هاتون، تو قلب‌تون، ‫تو ریه‌هاتون گیر می‌کنند

‫و هر تقصیری که تا به حال مرتکب شدید،

‫و هر کاری که تا به حال اشتباه انجام دادید،

‫بهشون چنگ می‌زنند و محکم ‫از اون کلمات می‌چسبند،

‫و هرگز رهاشون نمی‌کنند

‫- این... لعنتی‌ها چه غلطی... ‫- فکر کردم تو درستش کردی

‫- این چراغ‌ها خیلی گرم و سرد هستند. ‫- نمی‌فهمم

‫من هیچ نمی‌دونم... این‌ها کارشون چیه؟

‫عمو گری!

‫- باورم نمیشه که این چراغ رو آوردی. ‫- روشنشون کن

‫- آره. آره، درسته. ‫- چه خبره بچه‌ها؟

‫خبری نیست

‫خوشتیپ شدی، عمو گر

‫- خوشتیپ شدی. ‫- البته که، من یه فک‌ام

‫- آره. ‫- عالی به نظر میای. خوشتیپ شدی

‫- بی منظور میگم ‫- بالاخره طرح‌مون مشخص شده، مگه نه؟

‫- آره. ‫- من و نیل تازه داشتیم در مورد اینکه کِی...

‫وقتی که نیل گنده دنبالت کرده

‫چند وقت دنبالت کرد؟

‫اون از وقتی که بچه بودیم دنبالم می‌کرد

‫متقاعدم کرده بود که من یه فک نیستم

‫اگه می‌خواستی دنبال ‫کردن رو توضیح بدی،

‫چه حسی بهت دست می‌داد؟

‫- واقعاً می‌خوای بدونی؟ ‫- آره، می‌خوام بدونم

‫آره

‫تا به حال سوار قطار هوایی شدی؟

‫وقتی که به ریل سوم می‌رسی،

‫و یه هو به عقب می‌کشوندت...

اوه

‫...و ولتم نمی‌کنه

‫و بعد شروع به زمزمه کردن تو گوش‌ات می‌کنه

‫- چی؟ ‫- چی زمزمه می‌کنه؟

‫سعی می‌کنه آروم نگه‌تون داره ‫تا تلاش نکنید ازش دور بشید

‫چی؟

‫و بعد یهو می‌بینید نور تو کابین تغییر کرد،

‫و کم‌کم از درون احساس گرمی می‌کنید،

‫و می‌تونید آفتاب رو ‫روی صورت‌تون احساس کنید

‫و انگار دارید تو مزارع سرسبز راه میرید،

‫و تو دوردست، یه کلبه...

‫- یعنی یه کلبه ساده؟ ‫-... چوبی دیده میشه

‫- می‌بینید که تو والهالا هستین. ‫- چی؟

‫دوستتون دارم بچه‌ها. ‫از دیدنتون خوشحال شدم. ما رفتیم

‫- باشه. ‫- باشه، خداحافظ

‫- خداحافظ، عمو گری. ‫- خداحافظ، عمو گری

‫باباتون هنوزم یه پفیوزه

‫- آره ‫- آره، بعداً بهش میگیم

‫چی؟

‫ خیلی شوکه کننده بودش

‫ آره، مطمئنم

‫یعنی، اون دیگه کارش تمومه

‫یعنی تمومه تموم

‫واو

‫- راستش، براش احترام قائلم. ‫- آره صددرصد

‫یعنی، مشخصاً متاسفم که بیکار شدی

‫نه. می‌دونی چیه؟ آم

‫در نهایت، گمونم اینکار

‫مثبت‌ترین اتفاقی بود که می‌تونست بی‌افته

‫چطور؟

‫من احتمالاً اگه اون استعفاء نمی‌داد

‫- تا ابد اونجا می‌موندم، می‌دونی؟ ‫- آره

‫یعنی این دیگه صدردرصد منو ‫مجبورم می‌کنه که ازش بگذرم...

‫هوم

‫...که چیزیه که می‌خوام ‫در موردش باهات صحبت کنم

‫باشه

‫می‌خوام رستوران خودمو باز کنم

‫- عالیه. ‫- آره

‫حامیان اِوِر رو هم دارم، اما من...

‫می‌دونی، می‌خوام از نو شروع کنم

‫نمی‌خوام چیزی رو مثل قبل انجام بدم

‫من نمی‌خوام هر روز آشپزی کنم، ‫ولی، آم، می‌خوام اداره‌ش کنم،

‫و می‌خوام یه مسئول هماهنگی منو استخدام کنم

‫کسی که بتونه بیاد رستوران، ‫تیم رو بسازه، رهبریش کنه

‫آه...

‫منظورت منم؟

‫منظورم تویی

‫باشه

آم

‫گمونم... حس و حالی که

‫دنبالشی چجوریاست؟

‫هر چی که تو می‌خوای باشه

‫هر چی که من می‌خوام باشه؟

‫قبل از اینکه چیزی بگی، ‫این قراره یه شراکت باشه

‫یه توافق واضح. ۸۰ هزارتا برای شروع.

‫بعلاوه مزایا، بیمه، هزینه‌های درمان، ‫پاداش پس از بررسی کیفیت کار

‫تو...

‫من چیزه اشتباهی گفتم یا...

‫آه، نه

‫راستش، برعکس

‫آه، ولی مسئله اینجاست

‫من می‌خوام سریع‌تر همه کارها رو پیش ببرم

‫و بازم میگم، من نمی‌خوام این یه نوع

‫کش رفتن شرم‌آور کارکنای ‫رستوران دیگه‌ای باشه.

‫می‌خوام با کارمی صحبت کنم،

‫ولی اولش، می‌خواستم ببینم، حتی دورا دور هم

‫به این پیشنهادم فکر می‌کنی یا نه.

‫- چیزی که توقعش رو داشتی نبود، مگه نه؟ ‫- نه

‫نه اصلاً

‫- راجع بهش فکر کن، آره ‫- در هر صورت، ممنون

‫به نظر من تو فوق‌العاده‌ای

‫متشکرم، و می‌دونی، ‫دوباره مشغول کاری، و...

‫ام

‫آره، حتماً روش یه فکری می‌کنم

‫هی. صبح‌بخیر، شف

‫آره

‫این‌ها رو می‌شناسی؟

‫آره

‫اون نوبو ماتسوهیسا, دنیل بولودو تی‌کی‌ـه

‫- توماس کلر؟ ‫- اهوم

‫افسانه‌ای‌ـه

‫- آره ‫- این عکس از کجاست؟

‫هوم

‫یادم نمیاد. فکر ‌کنم از یه مجله بریدمش

‫- جنجالیه. ‫- خب، خدا از دهنت بشنوه

‫اوم، آه، «لجردمین» یعنی چی؟

‫اوه، تو فرانسوی به معنای «تر دستی‌ـه»

‫شعبده‌بازی

‫آره. تا یه ظرف رو به فرای پتانسیلش برسونی

‫مطمئنم این‌ها همون کار رو با هم کردن

‫هوم

‫کلی راجع به میراث و این چیزها حرف می‌زدند

‫چی، مثلاً راجع به غذاهایی ‫که درست می‌کردند؟

‫آره ولی همین‌طور، آم...

‫می‌دونی، اینکه قراره با کی کار کنند،

‫و اینکه قراره چیکار بکنند

‫مثلاً، آم، چیزی از فلان جایی شروع میشه،

‫و بعد، آه، بقیه اون چیزه رو برش می‌دارن

‫و بعد می‌برنش جای دیگه

‫یعنی تمام بخش‌های یه رستوران ‫اصلی رو در نظر می‌گرفتن

‫و ازش یه رستوران جدید در می‌آوردن،

‫از اینجور چیزها دیگه

‫اینکار رو بارها و بارها تکرار می‌کردند

‫ بعد همه بخش‌های همه ‫روستوران‌ها رو کنار هم می‌ذاشتن،

‫یه‌جورایی...

‫می‌دونی، یه‌جورایی همو پیدا می‌کردند

‫و بعد افراد جدید اون بخش‌ها رو بر می‌داشتن

‫و تو رستوران خودشون می‌ذاشتن

‫و کل پروسه، آم...

‫دوباره خودش رو تکرار می‌کرد

‫یعنی،شبیه یه شجره نامه یا همچین چیزی؟

‫آره. بله، دقیقاً

‫صبح‌بخیر، شف

‫- سلام. ‫- هی

‫ببخشید، نمی‌خواستم بپرم وسط حرفتون

‫نه. نه

‫تیپ زدی

‫عه، ممنون

‫آه، در مورد چی صحبت می‌کردید؟

‫میراث. بهش فکر می‌کنی؟

‫آه،

‫به این فکرمی‌کنم که چطور ‫چهارشنبه رو از سر بگذرونم

‫- اهوم ‫- آره

‫آم. تو چطور؟ جوابت چیه؟

‫گمونم سعی دارم ازش اجتناب کنم، اما، آم...

‫آره، نمی‌دونم

‫اگر قرار بود چیزی رو پشت سر بذارم،

‫می‌خواستم کمتر استرس‌زا باشه، می‌دونی؟

‫بدون اضطراب

‫و گمونم برای انجام این کار،

‫باید با همه چیز راه بیام، می‌دونی؟

‫و با همه‌کس

‫ام

‫یعنی، برای خوب کردنش، ‫باید بدی‌ها رو ازش فیلتر کنم

‫تو چطور؟

‫گمونم دوست دارم میراثم...

‫من سرم رو بالا نگه داشتم، ‫گوش دادم و یاد گرفتم

‫- با زحمت کار کردم... ‫- هوم

‫...قابل تحملم...

‫...و سریع تو مواقع ‫ضروری به تماس‌ها جواب میدم

‫نظرت چیه؟

‫افسانه‌ای به نظر می‌رسه، رفیق

‫بیایید بزنیم تو کارش

‫ما برگشتیم، عزیزم

More Farsi Persian subtitles for The Bear

അഭിപ്രായങ്ങൾ

No comments yet. Be the first to leave one.

Keep it about this subtitle — sync, quality, typos.500 characters left