ആദ്യത്തെ 200 വരികൾ.
جهت اطلاع از جدیدترین آدرس سایت فیلمکیو را در شبکههای اجتماعی دنبال کنید @FilmKio
خیلیخب، بیایید غذای میز۱۲ رو آماده کنیم، رهبر تیم
کمک دست بیشتری لازم دارم!
سهتا ظرف صدف و قارچ
من میدونم تو کی هستی. تو یه آشغالی عوضیای
- شف، هنوز آماده نیستش. - تو همه چیز رو از نو انجام دادی.
- خفه شو بابا! - هی سید! سید!
[سلام. شپیرو هستم. یه اتفاق جالبی افتاده که میخوام باهات راجع بهش حرف بزنم. وقت داری یه قهوه بخوری باهام؟]
آم. خب، اون مستیش پریده بود،
و اون، آم... از روال معمول پیروی و عذرخواهی کرد
آم و میدونم که سخته،
اما من همیشه مجبو بودم با خرابیهایی که اون مواقعی
که مست بودش، بالا میآورد، کنار بیام، میدونید؟
و اون یهجورایی اجازهش رو هم گرفته بود، چون که، آم،
صرفاً میتونست با یه عذرخواهی سر و تهش رو هم بیاره،
و فراموش بکنه، اما، آخه، من...
درحالی که من هنوز تو گِل گیر کردم، میدونید؟
من... من احساس میکنم که باید محض رضای اون آدم شادی باشم
چون که حالا به خودش اومده.
و من باید بهش افتخار کنم
اما این... منصفانه به نظر نمیرسه
عذرخواهی کردن آسون به نظر میرسه.
فقط چندتا کلمهست
که پشت گلوتون منتظر نشسته
و صرفاً باید بدیشون بیرون.
اما اگر سریع اونها رو بیرون ندید،
این کلمات عمیقتر و عمیقتر به درونتون فرو میره،
تا زمانی که دیگه نتونید پیداشون کنید
و تو دندههاتون، تو قلبتون، تو ریههاتون گیر میکنند
و هر تقصیری که تا به حال مرتکب شدید،
و هر کاری که تا به حال اشتباه انجام دادید،
بهشون چنگ میزنند و محکم از اون کلمات میچسبند،
و هرگز رهاشون نمیکنند
- این... لعنتیها چه غلطی... - فکر کردم تو درستش کردی
- این چراغها خیلی گرم و سرد هستند. - نمیفهمم
من هیچ نمیدونم... اینها کارشون چیه؟
عمو گری!
- باورم نمیشه که این چراغ رو آوردی. - روشنشون کن
- آره. آره، درسته. - چه خبره بچهها؟
خبری نیست
خوشتیپ شدی، عمو گر
- خوشتیپ شدی. - البته که، من یه فکام
- آره. - عالی به نظر میای. خوشتیپ شدی
- بی منظور میگم - بالاخره طرحمون مشخص شده، مگه نه؟
- آره. - من و نیل تازه داشتیم در مورد اینکه کِی...
وقتی که نیل گنده دنبالت کرده
چند وقت دنبالت کرد؟
اون از وقتی که بچه بودیم دنبالم میکرد
متقاعدم کرده بود که من یه فک نیستم
اگه میخواستی دنبال کردن رو توضیح بدی،
چه حسی بهت دست میداد؟
- واقعاً میخوای بدونی؟ - آره، میخوام بدونم
آره
تا به حال سوار قطار هوایی شدی؟
وقتی که به ریل سوم میرسی،
و یه هو به عقب میکشوندت...
اوه
...و ولتم نمیکنه
و بعد شروع به زمزمه کردن تو گوشات میکنه
- چی؟ - چی زمزمه میکنه؟
سعی میکنه آروم نگهتون داره تا تلاش نکنید ازش دور بشید
چی؟
و بعد یهو میبینید نور تو کابین تغییر کرد،
و کمکم از درون احساس گرمی میکنید،
و میتونید آفتاب رو روی صورتتون احساس کنید
و انگار دارید تو مزارع سرسبز راه میرید،
و تو دوردست، یه کلبه...
- یعنی یه کلبه ساده؟ -... چوبی دیده میشه
- میبینید که تو والهالا هستین. - چی؟
دوستتون دارم بچهها. از دیدنتون خوشحال شدم. ما رفتیم
- باشه. - باشه، خداحافظ
- خداحافظ، عمو گری. - خداحافظ، عمو گری
باباتون هنوزم یه پفیوزه
- آره - آره، بعداً بهش میگیم
چی؟
خیلی شوکه کننده بودش
آره، مطمئنم
یعنی، اون دیگه کارش تمومه
یعنی تمومه تموم
واو
- راستش، براش احترام قائلم. - آره صددرصد
یعنی، مشخصاً متاسفم که بیکار شدی
نه. میدونی چیه؟ آم
در نهایت، گمونم اینکار
مثبتترین اتفاقی بود که میتونست بیافته
چطور؟
من احتمالاً اگه اون استعفاء نمیداد
- تا ابد اونجا میموندم، میدونی؟ - آره
یعنی این دیگه صدردرصد منو مجبورم میکنه که ازش بگذرم...
هوم
...که چیزیه که میخوام در موردش باهات صحبت کنم
باشه
میخوام رستوران خودمو باز کنم
- عالیه. - آره
حامیان اِوِر رو هم دارم، اما من...
میدونی، میخوام از نو شروع کنم
نمیخوام چیزی رو مثل قبل انجام بدم
من نمیخوام هر روز آشپزی کنم، ولی، آم، میخوام ادارهش کنم،
و میخوام یه مسئول هماهنگی منو استخدام کنم
کسی که بتونه بیاد رستوران، تیم رو بسازه، رهبریش کنه
آه...
منظورت منم؟
منظورم تویی
باشه
آم
گمونم... حس و حالی که
دنبالشی چجوریاست؟
هر چی که تو میخوای باشه
هر چی که من میخوام باشه؟
قبل از اینکه چیزی بگی، این قراره یه شراکت باشه
یه توافق واضح. ۸۰ هزارتا برای شروع.
بعلاوه مزایا، بیمه، هزینههای درمان، پاداش پس از بررسی کیفیت کار
تو...
من چیزه اشتباهی گفتم یا...
آه، نه
راستش، برعکس
آه، ولی مسئله اینجاست
من میخوام سریعتر همه کارها رو پیش ببرم
و بازم میگم، من نمیخوام این یه نوع
کش رفتن شرمآور کارکنای رستوران دیگهای باشه.
میخوام با کارمی صحبت کنم،
ولی اولش، میخواستم ببینم، حتی دورا دور هم
به این پیشنهادم فکر میکنی یا نه.
- چیزی که توقعش رو داشتی نبود، مگه نه؟ - نه
نه اصلاً
- راجع بهش فکر کن، آره - در هر صورت، ممنون
به نظر من تو فوقالعادهای
متشکرم، و میدونی، دوباره مشغول کاری، و...
ام
آره، حتماً روش یه فکری میکنم
هی. صبحبخیر، شف
آره
اینها رو میشناسی؟
آره
اون نوبو ماتسوهیسا, دنیل بولودو تیکیـه
- توماس کلر؟ - اهوم
افسانهایـه
- آره - این عکس از کجاست؟
هوم
یادم نمیاد. فکر کنم از یه مجله بریدمش
- جنجالیه. - خب، خدا از دهنت بشنوه
اوم، آه، «لجردمین» یعنی چی؟
اوه، تو فرانسوی به معنای «تر دستیـه»
شعبدهبازی
آره. تا یه ظرف رو به فرای پتانسیلش برسونی
مطمئنم اینها همون کار رو با هم کردن
هوم
کلی راجع به میراث و این چیزها حرف میزدند
چی، مثلاً راجع به غذاهایی که درست میکردند؟
آره ولی همینطور، آم...
میدونی، اینکه قراره با کی کار کنند،
و اینکه قراره چیکار بکنند
مثلاً، آم، چیزی از فلان جایی شروع میشه،
و بعد، آه، بقیه اون چیزه رو برش میدارن
و بعد میبرنش جای دیگه
یعنی تمام بخشهای یه رستوران اصلی رو در نظر میگرفتن
و ازش یه رستوران جدید در میآوردن،
از اینجور چیزها دیگه
اینکار رو بارها و بارها تکرار میکردند
بعد همه بخشهای همه روستورانها رو کنار هم میذاشتن،
یهجورایی...
میدونی، یهجورایی همو پیدا میکردند
و بعد افراد جدید اون بخشها رو بر میداشتن
و تو رستوران خودشون میذاشتن
و کل پروسه، آم...
دوباره خودش رو تکرار میکرد
یعنی،شبیه یه شجره نامه یا همچین چیزی؟
آره. بله، دقیقاً
صبحبخیر، شف
- سلام. - هی
ببخشید، نمیخواستم بپرم وسط حرفتون
نه. نه
تیپ زدی
عه، ممنون
آه، در مورد چی صحبت میکردید؟
میراث. بهش فکر میکنی؟
آه،
به این فکرمیکنم که چطور چهارشنبه رو از سر بگذرونم
- اهوم - آره
آم. تو چطور؟ جوابت چیه؟
گمونم سعی دارم ازش اجتناب کنم، اما، آم...
آره، نمیدونم
اگر قرار بود چیزی رو پشت سر بذارم،
میخواستم کمتر استرسزا باشه، میدونی؟
بدون اضطراب
و گمونم برای انجام این کار،
باید با همه چیز راه بیام، میدونی؟
و با همهکس
ام
یعنی، برای خوب کردنش، باید بدیها رو ازش فیلتر کنم
تو چطور؟
گمونم دوست دارم میراثم...
من سرم رو بالا نگه داشتم، گوش دادم و یاد گرفتم
- با زحمت کار کردم... - هوم
...قابل تحملم...
...و سریع تو مواقع ضروری به تماسها جواب میدم
نظرت چیه؟
افسانهای به نظر میرسه، رفیق
بیایید بزنیم تو کارش
ما برگشتیم، عزیزم
No comments yet. Be the first to leave one.