Sharp Objects

Sharp Objects

Farsi Persian സബ്ടൈറ്റിൽ ഡൗൺലോഡ് ചെയ്യുക

സീസൺ 1

റിലീസ് വിവരങ്ങൾ

Sharp Objects S01E08 Milk 1080p AMZN WEBRip DDP5 1 x264-NTb
Sharp Objects S01E08 Milk 720p AMZN WEBRip DDP5 1 x264-NTb
Sharp Objects S01E08 WEBRip x264-ION10
Sharp Objects S01E08 WEBRip x264-PBS
Sharp Objects S01E08 Milk 480p WEBRip x264-RMTeam
Sharp Objects S01E08 Milk 720p WEBRip HEVC x265-RMTeam
Sharp Objects S01E08 Milk 720p WEBRip 2CH x265 HEVC-PSA
Sharp Objects S01E08 Milk 720p AMZN WEB-DL DDP5 1 H 264-NTb
Sharp Objects S01E08 HDTV x264-aA
കമന്ററി എഴുതിയത് Naser_69
█ ایلیا وناصر اسماعیلی | DibaMoviez

ടാഗുകൾ

webrip
web
x264
BRip
TS
720p
720
x265
HEVC
2CH
Web-DL
web-dl
WEB-DL
480p
480
1080
പ്രസിദ്ധീകരിച്ചത്: 2018-08-28
ഡൗൺലോഡുകൾ: 44
ശ്രവണ വൈകല്യമുള്ളവർക്ക്: No

Farsi Persian സബ്ടൈറ്റിൽ പ്രിവ്യൂ

ആദ്യത്തെ 200 വരികൾ.

ارائه‌ای از تیم ترجمه دیباموویز

ترجمه از ناصر اسماعیلی و ایلیا

‫خاکسپاری مارتا استیوارت لعنتی

‫اگه، بعد اینکه بمیری،

‫بخشی ازت به بهشت بره ‫و بخشیش اینجا بمونه چی؟

‫مادر سال نمونه‌ی لعنتی

‫تا فقط ببینی اوضاع چطوری عوض میشه؟

‫و بعد سوزوندش

‫- برای تو؟ برای مامان؟ ‫- سوزونده شد

‫سلام عزیزم، بشین

‫بیا با ما شام بخور

‫مناسبت خاصیه.

یه جا برات گذاشتم

‫تو "مناسبت"‌ها، کیک میاری مامان

‫تو قول دادی

‫حالا که اون پسره «کین» بازداشت شده،

‫دختر کوچولومون بالاخره در امانه

‫نمی‌تونم بگم چقدر خیالم آسوده شده

‫آره. بالاخره همه چی مرتب شد

‫اینطوره؟

‫فکر نمیکنم جان کین قاتل باشه

‫البته که فکر نمیکنی

‫کامیل،‌بیا بشین

‫بیا... بشین

‫فکر کنم این یعنی خیلی زود ‫برمی‌گردی به سینت‌لوییس

‫داستان تموم شده

‫امیدوارم اعدامش کنن

‫کین بچه‌کش

‫آمارها میگن میزوری پنجمین ایالتیه که توش،

‫اعدام زیاد اجرا میشه. باید ‫جلوش رو می‌گرفتیم. چیزه...

‫مایع مورد انتقاد بود. فکر کنم...

‫آره، فکر کنم جوری که باید آدما رو نمی‌کشت

‫خب، بهرحال

‫تازگیا خوندم این روش رو از رومانی وارد کردیم

‫- مایع؟ ‫- برای تزریق کشنده عزیزم

‫سوزن، مثل سوزن‌هایی که بعضی وقتا می‌خورم؟

‫خیلی فرق داره. مثل خوابوندن یه گربه می‌مونه

‫خب، امیدوارم بهش سوزن بزنن

‫حدس بزن کدوم الهه‌ی یونانی هستم کامیل

‫فکر کنم زیاد در مورد الهه‌ها چیزی نمی‌دونم

‫من... پرسفون هستم

‫ملکه‌ی دنیای مردگان

‫ازدواج کرده با اون...

‫یارو گنده‌هه

‫«هیدس»

‫رئیس جهنم اونه، ولی مسئول مجازات‌ها ملکه‌ست

‫ولی دلم برای پرسفون می‌سوزه چون،

‫حتی وقتی برگشت به دنیای زنده‌ها،

‫ازش می‌ترسیدن... ‫بخاطر جایی که بود.

‫یجورایی خنده‌داره نه؟ ‫چند تا داستان هست که

‫توش شاه‌دخت‌ها رو باید ‫از دست جادوگرها نجات داد

‫ولی ویندگپ یکی داره

‫زن سفیدپوش دختر کوچولوها رو تو جنگل می‌دزده

‫از این داستان خوشم نمیاد

‫زیادی به خونه نزدیکه؟

‫اگه جان یا من می‌مردیم ‫بیشتر ناراحت میشدی؟

‫من نمی‌خوام کسی بمیره

‫ویندگپ اندازه کافی مرگ و میر دیده

‫موافقم

‫کامیل، اون غذا خود به خود خورده نمیشه

‫یا حالت خوب نیست؟

‫فقط... یکم ناخوشم

‫ویراستارت باید خیلی خوشحال باشه ‫که دختر خبرنگار دلیرش برمی‌گرده

‫پروژه‌ی بعدیت چیه؟

‫شاید یه چیز... شادتر برا تغییر

‫بهرحال،

‫مطمئنم خوشحال میشه که تو جایی که ‫بهش تعلق داری تو رو داشته باشه

‫مامان...

‫داشتم فکر می‌کردم با این جریاناتی ‫که تو شهر هست و این همه مشکلات،

‫خوب میشه که آما یه مدت ‫باهام به سینت‌لوییس بیاد

‫شاید یکم آب و هوا عوض کردن براش خوب باشه

‫خب

‫پیشنهاد خیلی فوق‌العاده‌ایه

‫پیشنهاد شگفت‌انگیزیه عزیزم

‫ولی غیرممکنه. اون...

‫به زودی مدرسه‌ش شروع میشه

‫فکر کنم دلم میخواد «طاق دروازه» رو ببینم. ‫(معروف‌ترین بنای شهر سینت‌لوییس)

‫قبلآً در این‌باره حرف زدین؟

‫نه. فقط فکر کردم...

‫آما

‫قرمز شدی

‫تب کردی؟

‫وای خدا. مثل اجاق گرمی

‫- من کیک میخوام ‫- نه، باید دراز بکشی

‫- من کیک میخوام ‫- بعدآً برات کیک میارم

‫لطفاً بخور کامیل

‫- صبح باهات خدافظی میکنیم ‫- من کیک میخوام

‫بجنب عزیز دلم

‫بجنب عزیزم. بجنب

‫می‌تونی کیک بخوری

‫شامت تموم نشده کامیل

‫مامان

‫- مامان! ‫-‌آدورا!

‫مامان. خدا

‫کمکم کنین

‫- چی شده عزیزم؟ ‫- نمی‌دونم

‫- خیلی‌خب بجنب ‫- بلندش کن

‫- مامانی اینجاست. صبر کن ‫- چی شده؟

‫نمی‌دونم

‫نمی‌دونم چی شده

‫چیزی نیست. هیچی نشده ‫چیزی نیست عزیزم

‫گرفتمت

‫خیلی‌خب

‫می‌تونی بیای تو عزیزم

‫لباسات رو در بیار

‫می‌بینی چقدر خوبه که ‫نیاز نباشه نگران باشی یا بجنگی؟

‫اینکه فقط بذاری مراقبت باشن؟

‫آره

‫این برا جفتمون خوبه. اینطور فکر نمیکنی؟

‫آره

‫باز کن عزیزم

‫چه دختر خوبی هستی

‫بازم میخوام مامان

‫خوبه

‫حالا استراحت کن

‫دُز شبت رو آماده میکنم

‫- خوب خوابیدی پسر؟ ‫- من چرا اینجایم؟ هم؟

‫خب... مسئله اینه که جان،

‫دوست‌دخترت اشلی، تو رو لو داد

‫خب، اون... اون گفت من اینکارو کردم؟

‫یا فکر میکنه من اینکارو کردم؟

‫یه مدرک بهمون نشون داد. ‫فکر میکنی این یعنی چی؟

‫نمی‌دونم

‫به چیزی که ازم می‌خواست نرسیده بود

‫بعضی وقتا رابطه با یکی رو ادامه میدی،

‫و تنها دلیلش اینه که ‫انرژی لازم رو نداری تا تمومش کنی

‫با این نزاع‌ها و اتفاقات، قضیه‌ی اشلی ‫هم پیش میومد، معرکه‌ای میشد برا خودش

‫و بعد ناتالی شد، و...

‫نمی‌دونم، یادم نمیاد...

‫اشلی اونجا بود، ولی من... ‫راستش من نبودم. می‌دونید؟

‫ناتالی "شد".

‫آره

‫آره، یکی خواهر کوچیکم رو کشته

‫من نه. میخواین دوباره بگمش؟ ‫میخواین براتون بنویسمش؟

‫خب، فکر میکنی اشلی برات ‫پاپوش دوخته تا گردن تو بیفته؟

‫- منظورت اینه؟ ‫- نمی‌دونم

‫ولی از دستم عصبانی بود و ‫دلایل خودش رو هم داشت به گمونم

‫خونی که تو خونه‌ی پشتی ‫پیدا کردیم رو چی میگی؟

‫چی؟

‫خون ناتالی، چه توضیحی براش داری جان؟

‫واقعاً؟

‫اونجا شد؟

‫بس کن جان. چرند تحویلمون نده

‫- میدونی همونجا... ‫- نمیدونم!

‫خیلی‌خب؟ اصلآً با عقل جور در نمیاد

‫ببینین، می‌دونم باید تمرکز کنم

‫بخاطر اتفاقی که برای ناتالی و ان افتاد

‫ولی میخواین بگم کار من بوده

‫و احتمالاً بتونین باهاش کنار بیاین

‫ولی کاملاً اشتباه میکنین

‫خیلی اشتباه میکنین

‫تو چی فکر میکنی؟

‫اعتراف میکنه؟

‫تقریباً همه میکنن اگه ‫اندازه کافی بهشون فشار بیاری

‫حتی اگه بی‌گناه باشن

‫خب. یکم بهش وقت میدیم تا بهش فکر کنه

‫بعد اینکه غذاش رو خورد ‫دوباره ازش بازجویی میکنیم

‫بخاطر خانم پریکر متاسفم

‫نیازی نیست متاسف باشی

‫خیلی از اخلاقای مادرش رو داره

‫آدورا زیاد نشونش نمیده،

‫ولی اون زن عاشق مراقبت ازشه

‫بعد اگه زیادی بهش توجه کنی فحشت میده

‫خب، اگه بخوای به حرفای این اطراف گوش بدی،

‫همه یجوری دیوانه یا شرورن.

‫فقط نصف‌شون درسته

‫منم نگران همینم

‫دارم به نیمه‌ی اشتباه نگاه می‌کنیم

‫گروه‌های خبری امروز از سینت‌لوییس میان

‫جاسلین میگه ته‌ریش... چطوری گفتش...؟

‫"صلاحیتم رو زیر سوال میبره"

فکر کنم فقط میخواد چونه‌ی خودش اذیت نشه

‫آلن. ببخشید، این زیاد طول نمیکشه

‫رئیس قراره تو اخبار باشه

‫فکر کنم میخوان بهت تبریک بگن

‫فکر کنم بگن

‫خب، میرم بعدآً میام

‫آما چطوره؟

‫آما خوبه، خوبه

‫دوست‌های اسکیت سوارش رو دیدم

‫جدی؟

‫گفتن حالش خوب نبود. مریض بود

‫آره. یه مریضی مسری تو خونه‌مون افتاده

‫امیدوارم تو نگیریش

‫چطور؟

‫تو هم اندازه‌ی من اونجا هستی

‫چرا نمی‌شینی آلن؟ مثل ‫دو تا مرد درباره‌ش حرف بزنیم

‫بریزش بیرون

‫مامان؟

‫خب، زود برگشتی

‫کلاید... حالش زیاد خوب نبود

‫کامیل هم همینطور. بیچاره ‫همین الان یه بطری رو تموم کرد

‫زیاده‌روی نکن

‫چی؟

‫فقظ منظورم اینه که...

‫بذار دخترا استراحت کنن

‫بدن چیز شگفت‌انگیزیه. بذار کار خودش رو بکنه.

‫میذارم

‫فقط دارم به طبیعت کمک میکنم

‫دیگه اینجا رئیس تویی

More Farsi Persian subtitles for Sharp Objects

അഭിപ്രായങ്ങൾ

No comments yet. Be the first to leave one.

Keep it about this subtitle — sync, quality, typos.500 characters left