Demons

Demons (修羅)

Farsi Persian സബ്ടൈറ്റിൽ ഡൗൺലോഡ് ചെയ്യുക

റിലീസ് വിവരങ്ങൾ

Shura 1971 720p BluRay AC3 x264
Shura 1971 1080p BluRay AC3 x264
Shura 1971 DVDRip XviD
കമന്ററി എഴുതിയത് bamdad
بامداد از تیم ترجمه پارس‌ نویس

ടാഗുകൾ

BluRay
x264
AC3
1080
720p
720
പ്രസിദ്ധീകരിച്ചത്: 2015-01-05
ഡൗൺലോഡുകൾ: 92
ശ്രവണ വൈകല്യമുള്ളവർക്ക്: No

Farsi Persian സബ്ടൈറ്റിൽ പ്രിവ്യൂ

ആദ്യത്തെ 200 വരികൾ.

دوزخيان

به سفارش دوست بزرگوار فرهاد کوثرنژاد

: نويسنده و کارگردان توشيو ماتسوموتو

! دروازه رو باز کنين

! بازش کنين

! اوبوشي ! قربان

. کومان، بذار بيام تو . منم، گِنگوبه

! کومان، باز کن

کومان، اينجا چه خبر شده؟ ! طاقت بيار

. منو ترسوندي

... نزديک بود اين سنجاق بزرگ رو

. توي گوشم فرو کنم ...

يه خواب بود ؟

يه خواب ؟

. داشتي بخاطر چيزي ناله مي‌کردي

خواب چي مي‌ديدي؟

. خواب عجيبي بود

... تو

... با صورت افتاده بودي اونجا ...

. روي زمين ...

! همه‌ش يه خواب بود

. خيلي بدجنسي

من چي شده بودم ؟

. چيزي نبود . ديگه فراموش کردم

. خيلي خيلي بدجنسي

. زودباش بهم بگو

، خودتو نگران نکن . شايدم اصلا تو نبودي

پس با زن ديگه‌اي بودي، درسته ؟

! روياها، آينه‌ي قلب آدمَن

! فقط بگو بدونم کي بود، گنگوبه

. اينقدر احمقانه حرف نزن

. تنها زني که برام مهمه تويي

واقعا همينطوره ؟

. به تو دروغ نميگم

اين خالکوبي چيه ؟

"گودايريکي"

"گودايريکي تعهد عشق ابدي‌ست"

، خجالت مي‌کشم بگم . ولي اين خالکوبيِ تعهدِ عشقِ گودايريکيه

سوگندي که هرگز . توسط مرد ديگه‌اي لمس نميشه

بخاطر کيه؟

. چقدر بي‌رحمي که اينو ميپرسي . معلومه بخاطر توئه

. از نزديک نگاه کن واسه کي ميتونه باشه؟

يعني واسه من؟

. اين حرف دروغه

. تو خيلي بي‌رحمي

. احساس درد دارم، اين ديگه خواب نيست

... ،حتي اگه خواب هم باشه

. مي‌خوام فقط واسه عشق زندگي کنم ...

، گنگوبه . لطفا منو به همسري انتخاب کن

. کومان

کي اونجاست؟

. منم هاچيمون . تازه رسيدم

. زود اومدي

. سريع اومدم که مژده بدم

اهل خونه چطورن؟

. خيلي خوبن

... ولي، قربان

اينجا چه اتفاقي افتاده ؟

. همه چيزو فروختم تا بدهي‌هامو صاف کنم

! نقاشي ايتوکو رو هم فروختين

. آره اونم فروختم

. ولي اونکه يه ميراث بود

. ميدونم

. چاره‌ي ديگه‌اي نداشتم

، صبح و شب سر و کله‌ي صاحبخونه پيدا مي‌شد . اجاره‌ي بيشتري مي‌خواست

. خواب به چشمام نمياد

عقلتون سر جاشه قربان؟

. اونش ديگه مهم نيست

. تو حق نداري منو سوال جواب کني

. هاچيمون

: تا حالا اين ضرب‌المثل رو شنيدي ؟ ."همه چيز در هيچ چيز"

. نه نشنيدم

اين يعني اينکه تو همه چيز داري . وقتي که هيچي نداري

. پر از معنيه

قربان، منظورتون از اين حرف ..." که ميگين: "همه چيز در هيچ چيز

همون سليطه‌ست که اونجاست؟ ...

... همه چيزو شنيدم واسه چي به من ميگي "سليطه"؟

. من ديگه همسرشم

چي؟

، من همسر گنگوبه هستم ! ديگه نبايد اينطوري با من صحبت کني

! اين عجوزه ديوانه شده

! دهنتو ببند و از اينجا گمشو بيرون

! گنگوبه، يه چيزي بگو

! گنگوبه

. اوه، چقدر سنگدلي پس قولي که دادي دروغ بود؟

کومان، فکر کنم وقتشه . که ديگه بري

... اوه، پس تو هم عليه من شدي

حالا ديدي؟ ! بيا برو بيرون ديگه

! اينو فراموش نميکنم

! اينقدر هلم نده

! برو ديگه برنگرد

گنگوبه، تو واقعا امروز منو . خيلي ناراحت کردي

. اينقدر اوقات تلخي نکن

با وجود کومان، حتي اين خونه‌ي . خالي هم مثه باغ ميشه

ولي اين چهره‌ي کِدِر تو . منو عصبي مي‌کنه

جدي ميگين، قربان؟

مگه چي ميشه اگه جدي باشم؟

چقدر سنگدل! اوايل فکر مي‌کردم که ... شما وقف خونخواهي شدين

ولي شما پولتون رو ... . واسه روسپي‌ها به باد دادين

در حالي که خدمتگزارتون، توکوئمون ... کشيش معبد آيزومه توي يوتسويا شد

و درحال بدست آوردن همون پوليه ... . که شما از دست ميدين

شما دوباره ميتونين ... نظر اوبوشي رو جلب کنين

. و در اين انتقام‌گيري شرکت کنين ...

و وقتي که شما و چهل مرد ديگه ... بعد از اتمامش، زندگي خودتونو مي‌گيرين

. منم مي‌خوام که همون کارو بکنم ...

... اينجا که ميام و شمارو با اون

فاحشه‌ي بي‌آبرو، کومانه ناکاچويي ... ... ميبينم، بخاطر کي

شما همه وسايل خوب . خونه رو فروختين

! عقلتون رو از دست دادين

هنوزم خودتونو يه سامورايي ميدونين؟

، اين پايان کار سوئمون فوناکوراست نگهدار خاندان اِنيا؟

احتمالا با گفتن اين حرف . ازم عصباني بشين

. ولي کومان رو فراموش کنين

! التماستون مي‌کنم

! حرفات تموم شد؟ تو هنرپيشه خوبي هستي ! عجب نمايش سرگرم‌کننده‌اي بود

!چي ؟

. دلايل خودمو دارم . بيخود نگران نباش

منظورتون اينه که اين کارها واسه فريب دادن دشمنه؟

! البته

. اگه اينطوري باشه که باعث خوشحاليه

. لطفا گستاخي منو ببخشين

. دوباره مثه سوئمون از خاندان اِنيا شدين

. زياد بلند حرف نزن

! ديوار گوش داره

در حال حاضر در نظر همه، من . گنگوبه ساتسوما، يه سامورايي ضعيفم

بله، گنگوبه، قربان و . منم خبرهاي خوبي دارم

. اينو ببينين

!صد ريو؟

مردان توي خونه به جبران محبت‌هاي گذشته شما . اينو آماده کردن

يه عده مزرعه‌شون رو فروختن و بقيه هم پول . قرض کردن تا اين صد ريو رو براي شما تهيه کنن

با استفاده از اين شما بايد ... پول دولت رو بپردازين

و دوباره مثله يک سامورايي شريف ... . پيش اوبوشي و بقيه برگردين

. لطفا اينو به همين منظور بپذيرين

راهش همينه؟ . خيلي ممنون

! نفسم بند اومده

!ديگه چي شده ؟

. يه چيز خيلي مهم رو فراموش کردم

! اوه، ايناهاش ! چقدر حواسپرتم

! گنگوبه

. کومان نمي‌خواد به ناکاماچي برگرده

کومان، همين الان بايد با . هاچيمون صحبت کنم

. باشه، ميدونم

. منم بايد برم چون مشتري دارم

يه گيشا بايد مهربون باشه . حتي اگه از مشتريش خوشش نياد

. ببخشيد که مزاحم شدم

صد ريو! اميدم رو واسه بدست آوردن ! همچين پولي از دست داده بودم

. کار خوبي کردين . بازم ممنون

وقتي شمارو خوشحال ميبينم . منم خوشحال ميشم

لطفا فردا صبح زود برين ... و اسمتون رو توي ليست در کنار

. اوبوشي و بقيه قرار بدين ...

. آره، همين کارو مي‌کنم

. اين پارچه واسه بسته بندي پول خوبه

. نميدونم چطور ازت تشکر کنم

"... يک ساعت بعد"

. ببخشيد سرزده اومدم

کيه ؟

. سانگورو از ساسانويا

. يه کار مهمي با شما دارم قربان

. ببخشيد که بدموقع مزاحم شدم

. از حمايت شما ممنونم، گنگوبه

چي شده؟

کومان ازم خواست که اين نامه . رو به شما بدم

. لطفا بخونينش و به ديدنش برين

شما خيلي خوش‌شانسين که همچين زني دارين ! که اينطور عاشقتونه

انگار موضوع مهميه که مي‌خواد . راجع بهش باهام صحبت کنه

. امشب نه قربان . يادتون رفت الان چي گفتين

. امشب نميتونه بياد

! الان معلوم نيست تو بغل کي خوابيده

. حق با هاچيمونه . امشب خونه ميمونم

. الان همون آدم قديمي شدين قربان

، اگه بذارين اين اتفاق بيفته . ممکنه بخاطرش خودتونو بکشين

قربان، شما خيلي جوونين . که عشق واقعي رو تشخيص بدين

يعني مي‌خواين بذارين کومان بيچاره بميره؟

اونوقت من دشمن خونين شما ميشم ! و يه مبارزه پيش رو خواهيد داشت

، از شوخي گذشته، قربان ... شما نميدونستين که

يه سامورايي اومده تا ... بدهي کومان رو بپردازه؟

، شنيدم که يه همچين مشتري داشته ... ولي نميدونستم

که مي‌خواد بدهيشو بده ... . و با خودش ببرش

واسه چي بهم نگفت؟ . دو دفعه اينجا بود

. اوه، که اينطور . فهميدم واسه چي نگفت

اومد اينجا تا به يه طريقي ... اينو به شما بگه

ولي خجالتي‌تر از اونيه که بخواد ... . اين جريان رو با شما در ميون بذاره

با تمام اين حرف‌ها، وجود گيشا . واسه خريد و فروشه

. چيزي نگفت تا باعث نگراني بي‌مورد شما نشه . اينو مطمئنم

، زماني که از اينجا برگشت ... وسايلو بهم ريخت و

. شروع به گريه زاري کرد ...

. زياد طول نمي‌کشه تا اون سامورايي برسه

. نميدونم چه بلايي قراره سرش بياد

. دختر بيچاره

. خواهش مي‌کنم برين و کمي دلداريش بدين، قربان

... قربان، شما بايد حواستون به نيرنگ‌هاي

. اون روباه‌صفت باشه ...

. حق با توئه

اصلا چرا کومان مي‌خواد به اين شيوه عمل کنه؟

... پس قربان، من برگردم

و به کومان بگم که ... ... گنگوبه، آدم سرد و

سنگدليه و بايد اونو فراموش کنه؟ ...

اين همون چيزيه که . ما مي‌خوايم بري و بهش بگي

... ،اگه اينکارو بکنين، قربان

... ديگه هيچوقت کومان رو نمي‌بينين ...

അഭിപ്രായങ്ങൾ

No comments yet. Be the first to leave one.

Keep it about this subtitle — sync, quality, typos.500 characters left