ആദ്യത്തെ 200 വരികൾ.
...آنچه گذشت
جادوگرها نجواهای جاویدان کسانی که
بین جهانها تردد داشتن رو میشنون
از بچهای صحبت میکنن که مُقدر شده
تا پایان تقدیر رو رقم بزنه
ولی تنها قدم نخواهد زد
با همدیگه، همه چیز رو تغییر میدن
میخوام به سمت شمال برم تا سعی کنم بفهمم چه اتفاقی برای
هيئت اعزامی گرومن افتاده
گرومن اشاره به پدیدهای طبیعی اشاره داشته
که فقط در سرزمینهای شمال دیده شده
شهری در آسمان
اون نور از کجا میاد؟
نور نیست، "غبار"ــه
لایرا، خانم کالتر هستم
ممکنه برات جذاب باشه
تعجب میکنم ازریل بیشتر دربارهت صحب نمیکنه
عمومو میشناسین؟
نمیتونی اینطوری باهام رفتار کنی عموم بهت اجازه نمیده
!اون آدم و پدرِ بدرد نخوریه
تا پیدات نکنه دست از تلاش برنمیداره
اون مادرته لایرا
لی اسکورزبی، میتونم بجنگم و پرواز کنم
و تو به کمک هر کسی احتیاج پیدا میکنی
!لایرا
!لایرا
بخاطرش جنگیدی و الان سرنوشتش در دستان یه نفر دیگهست
برات فایدهای ندارم
به همهمون احتیاج داره
دیر کردی - دستم بند بود -
کجا؟
آکسفورد
باید این مرد رو پیدا کنم - سرهنگ جان پَری -
توی آلاسکا گُم شد
یه زن و بچه از خوش بجا گذاشته
احتمالاً توی اون خونه جوابهایی وجود داره
یه دنبالهی کاغذی
درست مثل اونی
پدرت
و تو هم جا پای اون میذاری و راهش رو ادامه میدی
یک چاقو در یک بُرج که توسطِ فرشتهها احاطه شده وجود داره
و این چاقو، اون پسره ما رو بهش میرسونه
!لایرا کوچولو
سلام ثورولد
من نفرستادم دنبالت
ازریل
راجر پارسلو
خیلی خوشحالم که اومدی
اگه بتونیم اون شهر در آسمان ببینیم
اونوقت یه پُل میسازیم و میتونیم تردد کنیم
به جهانهای چند گانه؟
!بیا اینجا
!لُرد ازریل
کمکم کن یه جمهوریِ جدید از بهشت بسازم
بچهی ما توی این دنیاست
خداحافظ ازریل
ما نمیخواستیم این اتفاق بیافته - ولی افتاد -
باید غبار رو پیدا کنیم
قبل از اینکه اون پیداش کنه
مطمئن میشیم مَرگت بیهوده نباشه
خداحافظ راجر
لایرا؟
لُرد ازریل آسمونِ ما رو شکافت
و دنیا رو در هرج و مَرج قرار داد
جادوگرها اعتقاد دارن این شروع یه پیش گوییِ قدرتمنده
پیش گوییای که ...میتونه تمام هستی رو نابود کنه
یا جدیدش کنه
...وقتشه برای
انتخاب طرفین آماده بشیم
میدونم
...منم دلم برای راجر تنگ شده ولی
نمیتونیم به عقب برگردیم
!لایرا، ببین
عکسِ ازریل
شهری در آسمان
ترجمه از مهرداد و مریم .:: Mehrdadss & Carelless_Whissper ::.
از این وضع خوشم نمیاد
یه نفر با عجله اینجا رو تَرک کرده
بقیه کجان؟
یه اتفاقی اینجا افتاده پَن
منظورت ازریلـه؟
فکر نمیکنم تواناییشو داشته بوده باشه
از دستگاه حقیقت یاب بپرسیم بقیه کجان؟
نه. از اون چیز هیچ چیزی نمیپرسیم
فعلاً نه - بنظرم میتونیم بهش اعتماد کنیم -
تا حالا بهمون دروغ نگفته
بدون اون دستگاه، راجر میمُرد؟ نه
باید خودمون مسیرمون رو بسازیم
تمام مشاهدههای مایل به انشقاق بدستمون رسیده
همهشون گواهی یه چیز رو میدن
یه دنیا
و میدونن چهجوری باید این چاله رو مسدود کرد؟
فعلاً نه
دنیایی جدید و ازریل با انفجار بوجودش آورد
احتمالاً از قبل وجود داشته
!این کُفره
...کاردینال
دیگه نمیشه بهش گفت کفر
در آسمان بالای سرمون مشخصه
اگه لُطف میکردین کِشتی رو ترک میکردین و نگاش میکردین خوب بود
قرار نیست راجع به این موضوع برام سخرانی کنی
نبایدم این اتفاق بیافته
...کاردینال استاروک، من فقط ازتون میخوام
که بجای تمرکز کردن روی گذشته
روی حال تمرکز کنیم
فتیله آتیش گرفته
بُمب مُنفجر شده
تمام دنیا از این موضوع باخبرن
نمیتونیم چیزی که همه دیدن رو نادیده بگیریم
...ما اینجوری - !لعنت بهت -
شاید من بتونم کمک کنم
یه جادوگر توی این کِشتیه
به عنوان بخشی از ناملایماتمون بعد از
این تهاجم دستگیر شد
قَرنها، جادوگرها ادعا کردن از جهانهای دیگر اطلاعاتنی دارن
شاید این جادوگر بتونه کمکمون کنه این بی ثباتی رو دَرک کنیم
خوبه
این افتخار رو بهم بدین من باهاش حرف بزنم
...البته اگه
بحث شما آقایون تموم شده
هنوز متوجه نشدیم نقشِ دقیق شما در تمام این ماجراها چیه؟
نقشِ دقیقِ من"؟"
اون شب توی کوه شما و ازریل راجع به چه چیزی حرف زدین؟
من اصلاً ازریل رو ندیدم عالیجناب
چرا به این حرف مشکوکم؟ - من نمیدونم -
ولی حرفتون درسته
باید جلوی ازریل گرفته بشه
این انفجار به تحقیق و رسیدگی احتیاج داره
نه جهل و نادانی
احتمالاً یه دنیای چند گانه وجود داره
و این جادوگرها همیشه بیشتر از اون چیزی که باید میدونن
اجازه بدین بفهمم چی میدونن
نمیتونیم اجازه بدیم این زن کنترل اوضاع رو در دست بگیره
میدونی، دور تا دورِ ...این اتاق رو که نگاه میکنم
شکست میبینم
پدر مَکفِیل که حتی نتونست از آزمایشگاه ازریل بیاد بیرون
فِرا پاوِل که نتونست از دستگاه حقیقت یابش استفاده کنه
تا بفهمیم چه اتفاقی داشت میافتاد
منم در مقابل شکست مصون نیستم
به موقع به ازریل نرسیدم
...ولی همین الان و همین جا سوگند میخورم
دیگه هیچوقت شکست نمیخورم
این جادوگره
فکر میکنین بتونین جوابی
برای کارِ ازریل پیدا کنین؟
...خب، فکر میکنم
از بقیه متقاعد کنندهترم
امتحانم کنین ببینین چی پیدا میکنم
...و اگه چیزی پیدا نکنم
بدترین کار ممکن رو انجام بدین
یه کافهست
شاید یه چیزی برای خوردن پیدا کنیم
!داری بهم آسیب میزنی
اینکار یادت میده به کسی دزدکی نزدیک نشی
ببخشید ترسوندمت
تو منو نترسوندی
ببخشید که من ترسوندمت
لطفاً وِلم کن
تو کی هستی؟
لایرا سیلور تانگ
اینجا خونهته؟
نه. من ویل پَریام
بالاخره، یه نفر دیگه پیدا شد که بشه باهاش حرف زد
این پَنــه
دیوِت کجاست؟
چطور حرف میزنه؟
میدونه که نباید بهم دست بزنه نه؟
یه حیوانِ سخنگوئه
حیوان سخنگو نیست. دیوِ منه
چیت؟
تو تجلی نداری؟
من که چیزی نمیبینم
غیر ممکنه
نمیدونم داری دربارهی چی حرف میزنی
نه
بیل پَن
لایرا سیلور تانگ
!وایسا
حدس الکی نزن
بنظر مهربون میاد. میتونه کمک کنه
هنوز بخاریمو درست نکردی؟
بخار قاطی کرده
قطب نما هم همینطور
قطب نما بخاطر طوفان اینطوری شده
لی، داری عجیب و غریب رفتار میکنی
عجیب و غریب رفتار نمیکنم
تمام دنیا دارن دربارهی شکاف توی آسمون صحب میکنن
جادوگرها ازمون میخوان به این مبارزه ملحق بشیم
نیومدیم اینجا دربارهی مبارزه صحب کنیم
اومدیم اینجا راجع به لایرا حرف بزنیم
و ببینیم جادوگرها میتونن کمکمون کنن یا نه
شاید این اسلحهای که دنبالش میگردیم رو بشناسن
لی، ببین
خب این شد یه چیزی
لایرا، باید درست و عاقلانه فکر کنیم
اگر پدرت اینجا بوده، رفته
پس، باید یه نقشهی جدید داشته باشیم
...ولی باید دوستایی داشته باشیم و
یه دوست داشتیم، اون مُرد
لطفاً فکر کن
No comments yet. Be the first to leave one.