Last Samurai Standing

Last Samurai Standing (イクサガミ)

Farsi Persian സബ്ടൈറ്റിൽ ഡൗൺലോഡ് ചെയ്യുക

സീസൺ 1

റിലീസ് വിവരങ്ങൾ

Last Samurai Standing S01E02 Awakening 720p NF WEB-DL DUAL DDP5 1 H 264-FLUX
കമന്ററി എഴുതിയത് warez
Translated subtitle from English to Persian فصل 1 قسمت 2 Ikusagami 2025 زیرنویس فارسی سریال

ടാഗുകൾ

webdl
പ്രസിദ്ധീകരിച്ചത്: 2025-11-14
ഡൗൺലോഡുകൾ: 60
ശ്രവണ വൈകല്യമുള്ളവർക്ക്: No

Farsi Persian സബ്ടൈറ്റിൽ പ്രിവ്യൂ

ആദ്യത്തെ 194 വരികൾ.

کوتارو. حالت خوبه؟

می‌تونی آب بخوری؟

خانم فوتابا؟ بله؟

من می‌میرم؟

نگران نباش

مادرم داره برای خدایان دعا می‌کنه

یک، دو، سه، چهار

یک، دو، سه، چهار

یک، دو، سه، چهار

فوتابا؟

چی شده؟

مادر

وبا واقعاً تموم میشه؟

پدرم که رفت

و مردم شهر هم همینطور دارن می‌میرن

با این حال، ما هنوز داریم به خدایان دعا می‌کنیم

فوتابا

هر اتفاقی که تو این دنیا می‌افته، به دست خدایانه

برای همین تنها کاری که می‌تونیم بکنیم، دعا کردنه

تا وقتی که دعا کنیم

خدایان ما رو از هر جنگ و بلایی حفظ می‌کنن

بیایید ایمان داشته باشیم

شام رو آماده کنیم؟

باشه

مادر؟

مادر!

مادر!

چی شده کوکوشو؟

تو رو نمی‌خوام!

بزن بریم!

از این طرف!

برو فوتابا! برو!

برو!

شمشیرتو بکش

دیگه از بچه نگهداری کردن فارغ شدی، نه؟

اوه، بی‌خیال

داری زر مفت می‌زنی؟

کوکوشوی آدمکش، شدی یه آدم بزدل و بی‌غیرت؟

از اون موقع تا حالا چطوری زندگی کردی؟

اون حرومزاده‌های دولتی خودخواهن

بهمون گفتن بجنگیم و بکشیم

اما وقتی دیگه بهمون احتیاج ندارن، میگن شمشیرامونو بندازیم

برای همین از اونی که این بازی رو راه انداخت ممنونم

می‌تونم برگردم به همون کسی که اون موقع بودم

نباید تو این کار تردید کنیم

یالا

شمشیرتو بکش!

خیلی بهتر شد

اینه کوکوشوی آدمکش

چی شده کوکوشو؟

این بهتره

داری چه غلطی می‌کنی؟

شوجیرو!

کارمون تموم نشده هنوز!

آقا ساگا، چی به سرت اومد؟

بیا، بریم تو

لطفاً استراحت کن

ممنون که کمکمون کردی

خواهش می‌کنم. هرچی لازم داشتی بهم بگو

کاری که برام کردی، خیلی بیشتر از چیزیه که بتونم جبران کنم

اون خیلی وقت پیش بود

خب دیگه. من دیگه رفع زحمت می‌کنم

هنوز تیزه

اونجا جونم رو نجات دادی

ممنونم

منم ازت ممنونم که نجاتم دادی

صبح تا جاده توکایدو همراهیت می‌کنم

پلاک چوبی‌تو بردار و فرار کن

خلاف قانونه

جون تو از قانون مهم‌تره

من تسلیم نمی‌شم

نمی‌فهمی؟

یه بچه نمی‌تونه زنده بمونه

ولی من نمی‌تونم فرار کنم

اگه فرار کنم، جونایی هستن که نمی‌تونم نجات بدم

وبا؟

کی اونجاست؟

آروم باش. قصد جنگیدن با تو رو ندارم

تو اینجا چی کار می‌کنی؟

چرا رو در رو حرف نزنیم؟

من با دستای بالا میام تو، پس بهم حمله نکن، باشه؟

دلم برام تنگ شده بود؟

چی می‌خوای؟

اول شمشیرتو بذار زمین، باشه؟

اگه می‌خواستم بکشمت، از در ورودی نمیومدم

یالا. تو هم، خانم

چقدر کله‌شقی، کوکوشوی آدمکش

تو اون اسم رو از کجا می‌دونی؟

ولش کن چطوری می‌دونم

مهم‌تر اینه که چرا اومدم اینجا، مگه نه؟

ببین، من امروز یه پیشنهاد فوق‌العاده خوب برات دارم

چیه؟

می‌خوام با من متحد شی

اتحاد؟

نیتت چیه؟

فکر نمی‌کنی این بازی "کودوکو" یه کم مشکوکه؟

از اینکه جنگجویان ماهر همدیگه رو بکشن چی به دست میارن؟

چرا مجبورمون می‌کنن تا توکیو سفر کنیم؟

واقعاً قصد دارن به یکی ۱۰۰ هزار ین پاداش بدن؟

کی پشت همه ایناست؟

مطمئنم تو هم کنجکاوی

بقیه شرکت‌کننده‌ها می‌گفتن که مقامات دولتی

ممکنه ازش به عنوان راهی برای توقیف شمشیرها استفاده کنن.

اگه فقط همین بود، همون توی معبد می‌کشتنمون.

دیگه نیاز نبود این همه به خودشون زحمت بدن.

راست می‌گی.

شنیدم که بازماندگان نیروهای شوگون‌سالاری سابق

دارن رزمندگان ماهر رو برای انتقام جمع می‌کنن.

یه شایعه هم هست که خارجی‌ها

دارن سعی می‌کنن یه جنگ داخلی به راه بندازن تا ژاپن رو نابود کنن.

اما هیچ کدوم از این شایعات تأیید نشده.

نمی‌دونیم برگزارکننده چه نقشه‌ای داره.

یا از این به بعد چه بلایی سرمون میارن.

چیزی که می‌دونیم

اینه که هر کی پشت این ماجراست، قدرت خیلی زیادی داره.

واسه همین، اگه متحد بشیم

می‌تونیم اطلاعات بیشتری جمع کنیم.

اگه بتونیم بفهمیم اونا کین

به اون صد هزار ین نزدیک‌تر می‌شیم.

خب؟ الان یکم بیشتر دلت می‌خواد گوش کنی؟

این خرابکاری درست میشه؟ امیدوارم مشکلی پیش نیاد.

تا صبح همه چی عادی میشه. هیچ‌کس متوجه چیزی نمیشه.

خب؟ چند نفر باقی موندن؟

صد و بیست و هشت نفر از شرکت‌کننده‌ها از دروازه رد شدن.

این بیشتر از چیزیه که تخمین زده بودم.

طبق معمول، سامورایی‌ها تا آخرین نفسشون لجوجن.

با این حال، بوی خون واقعاً وحشتناکه، اینطور نیست؟

برگزارکننده بعداً به شما ملحق میشه.

تا اون موقع، لطفاً استراحت کنید و از اقامتتون توی این عمارت لذت ببرید.

بعد از خروج از معبد تنریوجی

از سکی در استان ایسه چیریو، هاماماتسو، شیمادا می‌گذریم.

هاکونه و شیناگاوا.

تعداد پلاک‌های چوبی لازم برای عبور رو حساب کردم

در مقایسه با تعداد شرکت‌کننده‌ها.

دویست و نود و دو شرکت‌کننده هست.

و تعداد پلاک‌های مورد نیاز

برای عبور از آخرین ایست بازرسی، شیناگاوا، سی تاست.

یعنی چی؟

ممکنه بیشتر از یه نفر به توکیو برسه.

درسته.

حداکثر نه نفر می‌تونن به توکیو برسن.

صد هزار ین ممکنه بین اون نه نفر تقسیم بشه.

یا شاید بهشون دستور داده بشه که کار دیگه‌ای انجام بدن.

هدف برگزارکننده رو نمی‌دونیم.

با این حال، اگه نه نفر بتونن تا آخرش برسن

پس مشکلی نیست که ما سه نفر با هم تیم بشیم و بریم سمت توکیو.

خب؟ ایده بدی نیست، مگه نه؟

چرا ما؟

تو با بقیه شرکت‌کننده‌ها فرق داری.

ضمناً، تا وقتی این دختر کوچولو باهاته

تو بهم خیانت نمی‌کنی، می‌کنی؟

یعنی اگه بهت خیانت کنم، قصد داری بکشیش؟

درسته.

اون یه جورایی گروگانه.

البته، ممکنه زمانی برسه که مجبور بشی خودت این دختر کوچولو رو بکشی.

خب، عجله نکن.

یه مسافرخونه به اسم اوزویا توی یوکایچی هست.

اگه مایل به تشکیل اتحاد هستی، شب سوم بیا اون مسافرخونه.

آه.

یه نصیحت.

اینطور نیست که نمی‌تونی بکشی. فقط انتخاب می‌کنی که نکشی.

یه آدمکش همیشه آدمکشه.

تو هنوز یه قاتلی، کوکوشو ساگا.

باز می‌بینمت.

صبر کن.

یه چیز بهم بگو.

چرا به کودوکو ملحق شدی؟

خب، خودم هم نمی‌دونم.

شاید فقط می‌خواستم خودم ببینم.

پایان سامورایی‌ها رو.

منتظر خبرهای خوبم.

استراحت کن.

مادر. یکم آب بخور.

فوتابا.

متأسفم.

من از پس همه چیز برمیام.

خواهش می‌کنم.

خواهش می‌کنم.

خواهش می‌کنم. من فقط یکم می‌خوام.

لطفاً بچه‌ها رو نجات بدین.

هیچ‌کس توی این شهر دیگه پولی براش نمونده.

هیچ‌کس این چرت و پرتا رو باور نمی‌کنه، مگه نه؟

هیچ راهی نیست.

این چیه؟ پول می‌خوای؟

آره.

بردارش.

من نمی‌تونم این مزخرفات رو تحمل کنم.

روزنامه هوکوکو: شرکت‌کننده مورد نیاز.

تو! گدایی ممنوعه.

هی!

خانم فوتابا.

حالم بده.

خوب میشه.

خدایان دارن ازت محافظت می‌کنن.

അഭിപ്രായങ്ങൾ

No comments yet. Be the first to leave one.

Keep it about this subtitle — sync, quality, typos.500 characters left