The Mosquito Coast

The Mosquito Coast

Farsi Persian സബ്ടൈറ്റിൽ ഡൗൺലോഡ് ചെയ്യുക

സീസൺ 1

റിലീസ് വിവരങ്ങൾ

The Mosquito Coast S01E01 2160p ATVP WEB-DL DDP5 1 Atmos DV x265-L0L
The Mosquito Coast S01E01 720p WEB H264-GGWP
The Mosquito Coast S01E01 1080p WEB H264-GGWP
The Mosquito Coast S01E01 HDR 2160p WEB H265-GGWP
The Mosquito Coast S01E01 WEB-DL x264-ION10
The Mosquito Coast S01E01 WEB x264-PHOENiX
The Mosquito Coast S01E01 XviD-AFG
The Mosquito Coast S01E01 WEB XviD-RMX
The Mosquito Coast S01E01 720p WEB x265-MiNX
The Mosquito Coast S01E01 720p WEB HEVC x265-RMTeam
കമന്ററി എഴുതിയത് Ali99
▓░╠⫸ Cardinal علی اکبر دوست‌ دار و آرین ⣿ FilmoGen.Org ⫷

ടാഗുകൾ

web
XviD
x264
HD
720p
720
x265
HEVC
Web-DL
web-dl
WEB-DL
1080
പ്രസിദ്ധീകരിച്ചത്: 2021-04-30
ഡൗൺലോഡുകൾ: 59
ശ്രവണ വൈകല്യമുള്ളവർക്ക്: No

Farsi Persian സബ്ടൈറ്റിൽ പ്രിവ്യൂ

ആദ്യത്തെ 200 വരികൾ.

‫سؤال امروز:

‫چطور میشه از آتش، یخ درست کرد؟

‫نمی‌دونم، بابا. من تسلیمم

‫تسلیمی؟

‫فقط یه لحظه

‫پشمام

‫یخ از آتش

‫آب، آتیش، خلأِ درست و حسابی

‫فقط همین، بدون اتلاف

‫نظرت؟

‫محشره

‫کابردش چیه؟

‫خب، تو دنیا خیلی‌ها ‫به برق دسترسی ندارن

‫می‌دونی، کشورهای قفیرتر از ما، ‫اینجوری می‌تونن غذا نگهداری کنن

‫سازمان‌های همیاری می‌تونن اینجوری ‫دارو و واکسن نگهداری کنن

‫خیلی کوچیکه

‫نه

‫می‌تونم بزرگترش رو بسازم

‫خیلی بزرگتر

‫هر اندازه بخوای

‫پولدار میشیم؟

‫خب، اینشو نمی‌دونم، ‫ولی باید چند روزی منتظر بمونی

‫تا ادارۀ ثبت اختراعات ‫کاربردش رو تأیید کنه

‫خواهیم دید

‫بیا بریم

« زیرنویس از علی اکبر دوست دار و آرین » :. Ali 99 & Cardinal .:

‫« ساحلِ پَشه »

‫داره بارون میاد، ‫منم چتر ندارم

‫خب...

‫می‌خوام پیچیده‌ش کنم

‫«اگه می‌دونستم قراره بارون بیاد

‫حتماً حواسم بود که چتر بیارم»

‫- نه، رفیق ‫- بگو

‫ ...زبان ‌پیچ

‫- می‌دونی زبان پیچ یعنی چی؟ ‫- زبان پیچ؟ نه (به اسپانیایی)

‫یعنی جمله‌ای که تلفظش سخته

‫- یه دونه‌شو بهت میگم ‫- آره. باشه

‫- سه سیر سرشیر... ‫- نه، نه. سه سـ...

‫سه سیر سرشیر سه شیشه شیر

‫خب، اولش چی بود؟

‫ سه سیر سرشیر...

‫- سرشیر. «شیر» ‫- سرشیر. «شیر»؟

‫- سه شیشه شیر ‫- آره

‫- هنوز هیچی نشده دارم اسپانیایی حرف می‌زنم ‫- رفیق، نمی‌فهمم چی میگی

‫چرا، می‌فهمی. همین الان گفتم!

‫۱، ۵، ۹

‫ایناهاش

‫خب، هشت ساعت از قرارِ ‫ساعتی ۱۱ دلار، میشه..

‫۸۸ دلار،

‫ولی منهای اون ۵۰ دلار پولی که ‫هفتۀ پیش جلو جلو بهت دادیم

‫حتماً

‫کاش بتونی جمعه هم بیای،

‫لوله‌کشی رختکن مشکل بهم زده بود

‫چه جور مشکلی؟

‫راهش کامل گرفته

‫وسایلم رو میارم

‫« اخطار اجرائیۀ سند رهنی »

‫همچنین

‫یه جورایی « بودیکا »

‫می‌دونم

‫کِی می‌تونم دوباره ببینمت؟

‫گرمایش جهانیِ ساختِ دستِ بشر ‫دروغی بیش نیست. یه حقه‌ست

‫این تهدید نیست. خطری در کار نیست

‫تمام حرف‌های این شیادها یه حیله‌ست

‫پس می‌دونی دیگه؟

‫یه لحظه

‫لعنتی. باید برم. خداحافظ

‫ولی اگه یه دروغ بگید که ‫به قدر کافی بزرگ باشه، ملت باور می‌کنن

‫ میلیون‌ها انسان در گوشه و کنار دنیا...

‫خب، دارم درمورد تفاوت بین حشره‌ها ‫و انسان‌ها تحقیق می‌کنم

‫زمین تا آسمون فرق دارن

‫آره، ولی همینه که جالبش می‌کنه دیگه، مگه نه؟

‫تا حالا دیدی بچه عنکبوت ‫عنکبوت مادر رو بخوره؟

‫نه، ندیدم. خودت دیدی؟

‫آره. ما ازشون می‌ترسیم چون ‫خیلی با ما فرق دارن

‫کلاً تو یه عالم دیگه‌این

‫مامان‌شون رو می‌خورن

‫حتی اگر عنکبوت‌ها می‌تونستن حرف بزنن، ‫بازم نمی‌فهمیدیم چی دارن میگن

‫سلام. کار چطور بود؟

‫خوب بود. چی می‌خونی؟

« کتاب کمک آموزشی شرکت در اس.اِی.تی »

‫خب، بالأخره می‌خوای ‫به کدوم دانشگاه درخواست بدی؟

‫نمی‌دونم. من و جاش هنوز داریم ‫درموردش صحبت می‌کنیم

‫- خدایی؟ ‫- آره. چرا که نه؟

‫جاش این روزها کجاست؟

‫ندیدم این دور و بر بپلکه

‫اون‌وقت به‌خیالت چرا؟

‫پس برنامه‌ت هنوزم همینه؟ ‫که با جاش بری یه دانشگاه؟

‫بابا، هر چی بگی قبول نیست

‫به به

‫اون‌وقت چرا؟

‫چون خودت و مامان ‫عشق دوران نوجوانی هم بودین

‫و مثل الان هم بود. ‫اون مایه‌دار بود و تو ندار

‫- آره... ‫- دَم از دلبستگی هم نزن

‫- آره، ولی دلبستگی داشتیم ‫- خدایا. باز شروع شد؟

‫مارگو!

‫- چیه؟ ‫- ما چی داشتیم؟

‫نمی‌دونم. چی داشتیم؟

‫بیخیال، خودت می‌دونی چی داشتیم

‫می‌خوای بگی دلبستگی داشتیم؟

‫بله!

‫ما دلبستگی داشتیم

‫دمت گرم

‫خواهش می‌کنم

‫قهوه؟

‫چی تو فکرته؟

‫نمی‌دونم. گمونم اینکه یه سر بیام پیشت

‫- با هم بریم بیرون و از این داستان‌ها ‫- واقعاً؟ می‌خوای یه سر بیای اینجا؟

‫چارلی، پاشو

‫بابات خونه‌ست؟

‫داره میره بیرون

‫ولی تا کِی؟

‫بیخیال. دندونت که نمی‌گیره

‫ولی آخه واقعاً می‌گیره. ‫طرف دندون می‌گیره

‫اگه عین یه آدم عادی می‌رفتی مدرسه،

‫می‌تونستم تو کلاسی جایی ببینمت

‫دلیل نمیشه فقط چون زندگیم عین ‫آدم‌های عادی نیست، خودمم آدم عادی نباشم

‫یه لحظه، وایسا. هیسس

‫- کجاست؟ ‫- چی کجاست؟

‫دینا؟

‫دینا، بابات رفت؟

‫نه، هنوز نرفته، جاش. ‫در چه حالی؟

‫- سلام، آقای فاکس... ‫- خدای بزرگ. بابا، من ۱۵ سالمه

‫واقعاً؟ قضیه سِنِّت نیست

‫پس چیه؟ موضوع چیه؟

‫تلفن بی تلفن. موضوع اینه

‫می‌دونی، عالم و آدم تلفن دارن

‫آدم‌های واقعی توی دنیای واقعی تلفن دارن

‫تلفن بی تلفن

‫داری عین جیم جونز کُس میگی!

‫بابا!

‫- خیلی چندشه ‫- آره

‫خیلی کثیفه

‫شما با این چیزها غذا درست می‌کنین؟

‫چند وقته اینجا مشغولی؟

‫یه هفته‌ای میشه

‫این همون روغنیه که ‫باهاش مرغ سرخ می‌کنین، درسته؟

‫آره

‫چسبناکه. کثیف هم هست، ‫برای همین می‌ریزنش دور

‫ولی توش انرژی داره

‫من می‌برمش خونه، ‫تمام خُرده گوشت‌ها رو از توش در میارم،

‫یه نمه گرمش می‌کنم، ‫یه کم سدیم متواکسید می‌ریزم توش

‫و تبدیل میشه به زیست‌دیزل ‫(نوعی سوخت غیر سمی)

‫سوخت وانت خودم و وَنِ زنم رو ‫تأمین می‌کنه

‫حتی بعضاً کولر رو

‫مُفته، رفیق. مُفت

‫خب، نصفش رو میدم به تو، ‫نصفشم مال رئیست، آقای سرکیزین

‫حلاله؟

‫- روغنو میگی؟ ‫- رفیق، اصلاً قانونیه؟

‫روغن آشپزیِ استفاده‌شده هست

‫آره، قانونیه

‫آهای، سختت نیست؟

‫نه. مشکلی نیست

‫- واحد ۱-۴-۱ به مرکز ‫- گوشم با توئه، ۱-۴-۱

‫سلام، افسر

‫- چرا این آقا پسر امروز نرفته مدرسه؟ ‫- توی خونه درس می‌خونه

‫خب، ساعت ۱۰:۱۵ سه‌شنبه‌ست. ‫باید تو مدرسه باشه

‫من تو مدرسه‌ام. کلاسم همینه

‫باشه، اون‌وقت چه‌جوری؟

‫کلاس ورزش

‫برو تو وانت، پسر جان

‫آره، برو تو وانت

‫شما صلاحیت آموزش در منزل رو دارید؟

‫- بله، دارم ‫- خب، میشه توضیح بدین؟

‫البته

‫اینجا تو کالیفرنیا،

‫تنها چیزی که قانوناً برای ‫آموزش توی خونه لازمه... مهارته

‫متوجه‌ام که سنجشش خیلی سخته،

‫اما، می‌دونی، به‌نظرم ‫من و مامانش ماهریم

‫خب، می‌دونی، اگه می‌خوای ازش درمورد ‫اشعار عاشقانه یا همچین چیزهایی سؤال کنی...

‫یا مثلاً سقوط امپراطوری روم...

‫اون بیشتر در حیطۀ تخصص مادرشه، ‫من از این چیزها سررشته ندارم

‫من بیشتر اهل عَمَلم

‫« اخطار اجرائیۀ سند رهنی »

‫ولی نتیجه‌ش میشه اینکه این بچه احتمالاً ‫می‌تونه کارِ تنظیم موتورت رو انجام بده

‫و همزمان چند تا بیت از جان کیتز هم بخونه

‫یک مورد ۱۰-۱۵ در خیابان یونین گزارش شده

‫لطفاً تمام واحدهای نزدیک حاضر شوند

‫روز خوش، جناب

‫دریافت شد، ۵-۲-۴

‫مراقب خودت باش

‫روبراهی؟

‫آره

‫یه خرده ترسوندت؟

‫نه، من از پلیس نمی‌ترسم

‫باشه

‫می‌دونی، بد نیست که ‫یه نیمچه ترسی ازشون داشته باشی

‫می‌دونی، باید به پلیس به چشمِ ‫یه سگ غریبه نگاه کنی

‫اکثر اوقات مهربونن،

‫ولی کار عاقلانه اینه که تا خلافش بهت ‫ثابت نشده، فرض کنی قراره گازت بگیرن

‫- منطقیه؟ ‫- آره

‫« کتابخانۀ استوکتون »

‫سلام

‫سلام، مامان

‫- تولدت مبارک ‫- خدای من، مارگو

‫خدای من. تو کجایی؟

‫- شرمنده. من... ‫- می‌دونم

‫خب، حالت چطوره؟

‫امیدوارم بابا امشب ببردت رستوران کلاید

‫نه

More Farsi Persian subtitles for The Mosquito Coast

അഭിപ്രായങ്ങൾ

No comments yet. Be the first to leave one.

Keep it about this subtitle — sync, quality, typos.500 characters left