Lady in the Lake

Lady in the Lake

Farsi Persian സബ്ടൈറ്റിൽ ഡൗൺലോഡ് ചെയ്യുക

സീസൺ 1

റിലീസ് വിവരങ്ങൾ

Lady in the Lake S01E07 WEB
കമന്ററി എഴുതിയത് HosseinTL
🆔 حسین رضایی | FILMKIO.COM 🆔 قسمت پایانی

ടാഗുകൾ

webdl
പ്രസിദ്ധീകരിച്ചത്: 2024-08-23
ഡൗൺലോഡുകൾ: 113
ശ്രവണ വൈകല്യമുള്ളവർക്ക്: No

Farsi Persian സബ്ടൈറ്റിൽ പ്രിവ്യൂ

ആദ്യത്തെ 200 വരികൾ.

‫نُت سی باید بخونی

‫- خودم می‌دونم کدوم کلیده ‫- پس تو هارمونی خودت بمون

‫باید جوری که حسم بهم میگه بخونمش

‫- بداهه‌پردازی کنم ‫- دورا، این فرصت خیلی مهمیه

‫این یکی رو دیگه خراب نکن مثل همیشه

‫- تو زاغی؟ ‫- من زاغم

‫- تو زاغی؟ ‫- من زاغم

‫- سلام روی ‫- چه خبر کلئو؟

‫مرسی که این پشت راهمون دادی. ‫صف در اصلی عجیب شلوغه

‫ازم تشکر نکن قشنگم. ‫فقط یه بوس بهم بدی ردیفه

‫می‌دونی قراره قورباغه بمونی دیگه، نه؟ ‫(اشاره به تبدیل قورباغه به شاهزاده)

‫ببین، یا میری جلو پول میدی ‫یا میای این پشت بوس میدی

‫- نمی‌خوای نخواه ‫- من انجامش میدم

‫انجامش میده

‫یالا کلئو. بده بیاد ببینم

‫- مگه من عموتم؟ ‫- روی...

‫نه، برگرد برو تو صف

‫- اصلا... نه، از این خبرا... ‫- خیلی‌خب، برو اونور

‫- پشمام ‫- خیلی‌خب

‫بله خانم

‫خیلی‌خب. خیلی‌خب، ‫دوستان اهل‌مشروب خیابون پنسیلوانیا

‫یه ترانه دیگه هم تا قبل شروع ‫مسابقه استعدادیابی داریم

‫بیلی هالیدی دوست دارین؟

‫حیف که اینجا نیست

‫ولی میگم کی هست

‫یه کف مرتب بزنین برای اتل اِنیس

‫و ترانه جدیدش: «عشق فروشی»

‫مرسی اسلپی

‫اگه امشب به هدفمون نرسیم

‫می‌ذاریم از این شهر میریم

‫سلام دوستان، حالتون چطوره؟

‫حتما برای مسابقه استعدادیابی اومدین، نه؟

‫چه گوهی داری می‌خوری؟

‫یعنی چی؟ چی شده؟

‫- چی میگی؟ ‫- دستت رو بکش ببینم

‫- چیکارشون داری؟ ‫- روی از پشت راهشون داده

‫ببین، جفت این خانوما رو من ضمانت می‌کنم

‫- دیگه دیره ‫- یعنی چی دیره؟

‫- اسلپ! ‫- هیچوقت برای پول دیر نیست

‫- به شل بگو با اسلپ اومدن ‫- دستت رو بکش ببینم

‫خفه شو اسلپ

‫البته منظورم کسب و کار شماست

‫- صحیح. کسب و کار من ‫- بله، ببخشید

‫آره، همین. ‫همین رو میگم

‫- روی ‫- بله قربان؟

‫نمی‌خوای بگی امشب چند تا دختر ‫رو یواشکی راه دادی؟

‫فقط همین دو تا آقای گوردن

‫- قسم می‌خورم. بله قربان ‫- که اینطور؟

‫خب، هر بلیت پنج دلاره

‫ولی پولی که من اینجا می‌بینم ‫به زور به نهصد دلار می‌رسه

‫در حالی که دویست نفر چپیدن اینجا

‫- توضیح بده ببینم ‫- حتما کار ورنون بوده

‫- جناب گوردن ‫- سی تا قربان

‫چی گفتی؟

‫با این ارقام، حتما حدود ‫بیست سی تا دختر راه داده

‫حس می‌کنم دارم یه روح می‌بینم

‫تو دختر ال شروود هستی، مگه نه؟

‫- بله قربان ‫- حیف شد که گذاشت رفت

‫یه پیشنهاد دارم

‫اگه حساب کتابت ذره‌ای به بابات رفته

‫می‌تونم کار اونو بهت بدم

‫شاید حتی چشم بهم بزنی ‫ببینی جای این کار می‌کنی

‫من هنوز دارم درس می‌خونم آقای گوردن

‫فقط... یواشکی با دوستم دورا اومدم

‫که توی مسابقه استعدادیابی‌تون بخونیم

‫ولی گوش کن چی میگم

‫بعدا دوباره بیا، تو حساب کتابام کمکم کن

‫منم همین الان هم تو هم دوستت ‫رو می‌برم روی اون استیج

‫حاضری؟

‫کلئو

‫تو برو

‫چی داری میگی؟ ‫این برنامه که یک‌نفره نیست

‫- ما زاغ‌هاییم ‫- حالم بده

‫می‌تونم یه نوشیدنی برات بیارم

‫- نوشیدنی نمی‌خورم ‫- آب که می‌خوری، نه؟

‫تو هیچیت نیست کلئو

‫فقط ترسیدی عزیزم

‫خواهش می‌کنم، تو برو

‫من میام

‫خیلی‌خب، خیلی‌خب، ‫دوستان اهل‌مشروب خیابون پنسیلوانیا

‫بریم که استعدادیابی رو شروع کنیم

‫باعث افتخارمه که ورود اولین اجراکننده‌ی

‫جوون امشب به فرعون رو خوشامد بگم

‫خانم‌ها و آقایون، ‫این شما و این دوشیزه دورا کارتر

‫هر روز صبح من رو ببوس

‫تا یه میلیون سال دیگه

‫هر شب من رو در آغوشت بگیر

‫بگو که دوستم داری

‫تا یه میلیون

‫میلیون سال دیگه

‫اگه نشد که بشه

‫بعدش اگه نشد که بشه

‫- می‌تونی بهم بگی خداحافظ

‫دیگه رفته کلئو. رفته

‫و تو هم اگه فردا صبح هنوز نفس بکشی ‫منم می‌میرم

‫پیشنهاد می‌کنم خودت رو نجات بده ‫و کمکم کن برم پیشش

‫من بهت شلیک نمی‌کنم رجی

‫اگه نمی‌کنی...

‫اون پول رو بردار

‫و برو

‫من مثل بابام از شل فرار نمی‌کنم

‫حالا که دورا مرده...

‫لازم نیست مرگش هیچ و پوچ بشه، مگه نه؟

‫شاید بتونی کمکمون کنی

‫اگه این کارو بکنی...

‫اگه این کارو بکنیم...

‫دیگه برگشتی وجود نداره

‫متأسفم عزیزم. خیلی متأسفم

‫ترجمه از حسین رضایی ‫ H o s s e i n T L

‫کلئو؟ کلئو جانسون؟

‫نه، خواهش می‌کنم

‫جیغ نزن. ‫اگه بزنی میرم

‫دیگه تا ابد غیب میشم

‫من تو مراسم ترحیمت بودم

‫بودی

‫ولی نذاشتی مُرده بمونم

‫نمی‌فهمم

‫ازت می‌خوام دست برداری

‫از چی؟

‫من جونم رو به خطر انداختم ‫که بفهمم کی تو رو کشته

‫سعی نکن درباره من بنویسی

‫اگه داستان منو بنویسی، ‫اونوقت خودت منو می‌کشی

‫پس زن توی دریاچه کی بود؟

‫دوستم بود

‫دوست خیلی صمیمیم

‫- اون شب داشت از شهر می‌رفت که... ‫- دورا کارتر

‫بله

‫شب کریسمس اوردوز کرد و مرد

‫با مواد اوردوز کرد؟

‫با اگ‌ناگ اوردوز نکرد خانم مورگنسترن

‫زن طفلک

‫آقای گوردن می‌خواست من بمیرم

‫برای همین رجی رو فرستاد سراغم

‫ولی رجی قبل از دیدن من، ‫جسد دورا رو پیدا کرد

‫رحم اون و جسد دورا من رو زنده نگه داشت

‫ولی باید اونقدر تو دریاچه می‌موند

‫که دیگه کسی شک نکنه

‫وقتش که شد، ‫من اون نامه رو فرستادم برای بخش پشتیبانی

‫نقشه‌ام داشت خوب جلو می‌رفت

‫تا اینکه تو از آقای گوردن ‫درباره لاتاری کریسمس سوال کردی

‫چرا؟ چرا به جاش مفقود نموندی؟

‫چون وقتی مفقودی مردم ‫هنوز دنبالت می‌گردن

‫- ولی وقتی بمیری... ‫- آزادی

‫الان فکر کردی من آزادم؟

‫آخرین حرفی که شوهرم بهم زد این بود که

‫«به دورا بگو اگه بخندی دیگه گریه نمی‌کنی»

‫بیدارین خانم مورگنسترن؟

‫- اینجا چیکار می‌کنی؟ ‫- نظافت می‌کنم خانم

‫کی گفته نصفه‌شب بیای نظافت کنی؟

‫خیلی ببخشید خانم مورگنسترن

‫در واقع، چون خیلی وضعیت مناسبی ‫برای صحبت کردن نداشتین

‫فرصت نکردم بهتون بگم

‫که برای همه ما دخترا یه قهرمانین

‫خیلی شجاعید. 110 روی 70

‫من سه تا دختر دارم

‫دوتاشون میگن می‌خوان خبرنگار بشن

‫زود کارتو تموم کن

‫- خانم مورگنسترن باید استراحت کنه ‫- البته خانم

‫چرا نرفتی؟

‫چرا؟

‫تو بچه داری خانم مورگنسترن؟

‫بله، یه بچه دارم

‫پس می‌فهمی. ‫پسرهام رو تو ترحیم دیدی؟

‫دیدم

‫اگه بذاری بین مُرده‌ها بمونم، ‫می‌تونم یه جوری برگردم پیششون

‫ولی دارم تو چشمات می‌بینم

‫که زنده بودن من اونقدر داستان جذابیه ‫که نمی‌تونی بیخیالش بشی

‫مگه اینکه یه داستان بهتر باشه

‫مگه نه مدی؟

‫شاید

‫داری بابت جاه‌طلبیم قضاوتم می‌کنی؟

‫نه مدی

‫روش حساب باز کردم

‫چی می‌خوای؟

‫می‌خوام شل گوردن رو نابود کنم

‫اگه بیخیال داستان من بشی

‫اونوقت می‌تونی خبرنگاری باشی

‫که دست مردی رو رو می‌کنه

‫که دستور ترور مرتل سامر رو داده

‫خیلی‌خب. خیلی‌خب

‫ممنون

‫- از کجا می‌دونی اون ترورش... ‫- هیس. مقاله‌ت رو می‌خوای؟

‫جمعه قبل غروب بیا

‫ضلع جنوبی دریاچه ببینمت

‫یه داستان بهت میدم که ‫تیتر اول هر روزنامه‌ای که بخوای بشه

‫دیگه استراحت کن

‫واقعا امیدوارم ببینمت خانم مورگنسترن

‫حالت خوبه؟

‫خیلی ممنون که اومدی دنبالم

‫چه خبر شده؟

‫یه نفر باید جلوی ملی‌گراهای سفید رو می‌گرفت

‫حزب حقوق ملی کنار پارک پترسون ‫تظاهرات کرده بود

‫پلیس هم که به خودش تکونی نداد

‫برای همین خود کاکاسیاه‌ها دست به کار شدن

‫ای وای، نگاه کن

‫ای کاش این جماعت همونقدر که شجاعن ‫هوش استراتژیک هم داشتن

‫هنوز راهش رو پیدا نکردن

‫وقتی به من نگاه کردی چی دیدی مدی؟

‫یه زن؟ یه مادر؟ یه کاکاسیاه؟

‫یا شایدم هیچکدوم اینا

More Farsi Persian subtitles for Lady in the Lake

അഭിപ്രായങ്ങൾ

No comments yet. Be the first to leave one.

Keep it about this subtitle — sync, quality, typos.500 characters left