ആദ്യത്തെ 200 വരികൾ.
نُت سی باید بخونی
- خودم میدونم کدوم کلیده - پس تو هارمونی خودت بمون
باید جوری که حسم بهم میگه بخونمش
- بداههپردازی کنم - دورا، این فرصت خیلی مهمیه
این یکی رو دیگه خراب نکن مثل همیشه
- تو زاغی؟ - من زاغم
- تو زاغی؟ - من زاغم
- سلام روی - چه خبر کلئو؟
مرسی که این پشت راهمون دادی. صف در اصلی عجیب شلوغه
ازم تشکر نکن قشنگم. فقط یه بوس بهم بدی ردیفه
میدونی قراره قورباغه بمونی دیگه، نه؟ (اشاره به تبدیل قورباغه به شاهزاده)
ببین، یا میری جلو پول میدی یا میای این پشت بوس میدی
- نمیخوای نخواه - من انجامش میدم
انجامش میده
یالا کلئو. بده بیاد ببینم
- مگه من عموتم؟ - روی...
نه، برگرد برو تو صف
- اصلا... نه، از این خبرا... - خیلیخب، برو اونور
- پشمام - خیلیخب
بله خانم
خیلیخب. خیلیخب، دوستان اهلمشروب خیابون پنسیلوانیا
یه ترانه دیگه هم تا قبل شروع مسابقه استعدادیابی داریم
بیلی هالیدی دوست دارین؟
حیف که اینجا نیست
ولی میگم کی هست
یه کف مرتب بزنین برای اتل اِنیس
و ترانه جدیدش: «عشق فروشی»
مرسی اسلپی
اگه امشب به هدفمون نرسیم
میذاریم از این شهر میریم
سلام دوستان، حالتون چطوره؟
حتما برای مسابقه استعدادیابی اومدین، نه؟
چه گوهی داری میخوری؟
یعنی چی؟ چی شده؟
- چی میگی؟ - دستت رو بکش ببینم
- چیکارشون داری؟ - روی از پشت راهشون داده
ببین، جفت این خانوما رو من ضمانت میکنم
- دیگه دیره - یعنی چی دیره؟
- اسلپ! - هیچوقت برای پول دیر نیست
- به شل بگو با اسلپ اومدن - دستت رو بکش ببینم
خفه شو اسلپ
البته منظورم کسب و کار شماست
- صحیح. کسب و کار من - بله، ببخشید
آره، همین. همین رو میگم
- روی - بله قربان؟
نمیخوای بگی امشب چند تا دختر رو یواشکی راه دادی؟
فقط همین دو تا آقای گوردن
- قسم میخورم. بله قربان - که اینطور؟
خب، هر بلیت پنج دلاره
ولی پولی که من اینجا میبینم به زور به نهصد دلار میرسه
در حالی که دویست نفر چپیدن اینجا
- توضیح بده ببینم - حتما کار ورنون بوده
- جناب گوردن - سی تا قربان
چی گفتی؟
با این ارقام، حتما حدود بیست سی تا دختر راه داده
حس میکنم دارم یه روح میبینم
تو دختر ال شروود هستی، مگه نه؟
- بله قربان - حیف شد که گذاشت رفت
یه پیشنهاد دارم
اگه حساب کتابت ذرهای به بابات رفته
میتونم کار اونو بهت بدم
شاید حتی چشم بهم بزنی ببینی جای این کار میکنی
من هنوز دارم درس میخونم آقای گوردن
فقط... یواشکی با دوستم دورا اومدم
که توی مسابقه استعدادیابیتون بخونیم
ولی گوش کن چی میگم
بعدا دوباره بیا، تو حساب کتابام کمکم کن
منم همین الان هم تو هم دوستت رو میبرم روی اون استیج
حاضری؟
کلئو
تو برو
چی داری میگی؟ این برنامه که یکنفره نیست
- ما زاغهاییم - حالم بده
میتونم یه نوشیدنی برات بیارم
- نوشیدنی نمیخورم - آب که میخوری، نه؟
تو هیچیت نیست کلئو
فقط ترسیدی عزیزم
خواهش میکنم، تو برو
من میام
خیلیخب، خیلیخب، دوستان اهلمشروب خیابون پنسیلوانیا
بریم که استعدادیابی رو شروع کنیم
باعث افتخارمه که ورود اولین اجراکنندهی
جوون امشب به فرعون رو خوشامد بگم
خانمها و آقایون، این شما و این دوشیزه دورا کارتر
هر روز صبح من رو ببوس
تا یه میلیون سال دیگه
هر شب من رو در آغوشت بگیر
بگو که دوستم داری
تا یه میلیون
میلیون سال دیگه
اگه نشد که بشه
بعدش اگه نشد که بشه
- میتونی بهم بگی خداحافظ
دیگه رفته کلئو. رفته
و تو هم اگه فردا صبح هنوز نفس بکشی منم میمیرم
پیشنهاد میکنم خودت رو نجات بده و کمکم کن برم پیشش
من بهت شلیک نمیکنم رجی
اگه نمیکنی...
اون پول رو بردار
و برو
من مثل بابام از شل فرار نمیکنم
حالا که دورا مرده...
لازم نیست مرگش هیچ و پوچ بشه، مگه نه؟
شاید بتونی کمکمون کنی
اگه این کارو بکنی...
اگه این کارو بکنیم...
دیگه برگشتی وجود نداره
متأسفم عزیزم. خیلی متأسفم
ترجمه از حسین رضایی H o s s e i n T L
کلئو؟ کلئو جانسون؟
نه، خواهش میکنم
جیغ نزن. اگه بزنی میرم
دیگه تا ابد غیب میشم
من تو مراسم ترحیمت بودم
بودی
ولی نذاشتی مُرده بمونم
نمیفهمم
ازت میخوام دست برداری
از چی؟
من جونم رو به خطر انداختم که بفهمم کی تو رو کشته
سعی نکن درباره من بنویسی
اگه داستان منو بنویسی، اونوقت خودت منو میکشی
پس زن توی دریاچه کی بود؟
دوستم بود
دوست خیلی صمیمیم
- اون شب داشت از شهر میرفت که... - دورا کارتر
بله
شب کریسمس اوردوز کرد و مرد
با مواد اوردوز کرد؟
با اگناگ اوردوز نکرد خانم مورگنسترن
زن طفلک
آقای گوردن میخواست من بمیرم
برای همین رجی رو فرستاد سراغم
ولی رجی قبل از دیدن من، جسد دورا رو پیدا کرد
رحم اون و جسد دورا من رو زنده نگه داشت
ولی باید اونقدر تو دریاچه میموند
که دیگه کسی شک نکنه
وقتش که شد، من اون نامه رو فرستادم برای بخش پشتیبانی
نقشهام داشت خوب جلو میرفت
تا اینکه تو از آقای گوردن درباره لاتاری کریسمس سوال کردی
چرا؟ چرا به جاش مفقود نموندی؟
چون وقتی مفقودی مردم هنوز دنبالت میگردن
- ولی وقتی بمیری... - آزادی
الان فکر کردی من آزادم؟
آخرین حرفی که شوهرم بهم زد این بود که
«به دورا بگو اگه بخندی دیگه گریه نمیکنی»
بیدارین خانم مورگنسترن؟
- اینجا چیکار میکنی؟ - نظافت میکنم خانم
کی گفته نصفهشب بیای نظافت کنی؟
خیلی ببخشید خانم مورگنسترن
در واقع، چون خیلی وضعیت مناسبی برای صحبت کردن نداشتین
فرصت نکردم بهتون بگم
که برای همه ما دخترا یه قهرمانین
خیلی شجاعید. 110 روی 70
من سه تا دختر دارم
دوتاشون میگن میخوان خبرنگار بشن
زود کارتو تموم کن
- خانم مورگنسترن باید استراحت کنه - البته خانم
چرا نرفتی؟
چرا؟
تو بچه داری خانم مورگنسترن؟
بله، یه بچه دارم
پس میفهمی. پسرهام رو تو ترحیم دیدی؟
دیدم
اگه بذاری بین مُردهها بمونم، میتونم یه جوری برگردم پیششون
ولی دارم تو چشمات میبینم
که زنده بودن من اونقدر داستان جذابیه که نمیتونی بیخیالش بشی
مگه اینکه یه داستان بهتر باشه
مگه نه مدی؟
شاید
داری بابت جاهطلبیم قضاوتم میکنی؟
نه مدی
روش حساب باز کردم
چی میخوای؟
میخوام شل گوردن رو نابود کنم
اگه بیخیال داستان من بشی
اونوقت میتونی خبرنگاری باشی
که دست مردی رو رو میکنه
که دستور ترور مرتل سامر رو داده
خیلیخب. خیلیخب
ممنون
- از کجا میدونی اون ترورش... - هیس. مقالهت رو میخوای؟
جمعه قبل غروب بیا
ضلع جنوبی دریاچه ببینمت
یه داستان بهت میدم که تیتر اول هر روزنامهای که بخوای بشه
دیگه استراحت کن
واقعا امیدوارم ببینمت خانم مورگنسترن
حالت خوبه؟
خیلی ممنون که اومدی دنبالم
چه خبر شده؟
یه نفر باید جلوی ملیگراهای سفید رو میگرفت
حزب حقوق ملی کنار پارک پترسون تظاهرات کرده بود
پلیس هم که به خودش تکونی نداد
برای همین خود کاکاسیاهها دست به کار شدن
ای وای، نگاه کن
ای کاش این جماعت همونقدر که شجاعن هوش استراتژیک هم داشتن
هنوز راهش رو پیدا نکردن
وقتی به من نگاه کردی چی دیدی مدی؟
یه زن؟ یه مادر؟ یه کاکاسیاه؟
یا شایدم هیچکدوم اینا
No comments yet. Be the first to leave one.