Scorpion

Scorpion

Farsi Persian സബ്ടൈറ്റിൽ ഡൗൺലോഡ് ചെയ്യുക

സീസൺ 4

റിലീസ് വിവരങ്ങൾ

Scorpion S04E10 HDTV x264-LOL
Scorpion S04E10 720p HDTV X264-DIMENSION
Scorpion S04E10 480p HDTV x264-mSD
Scorpion S04E10 1080p HDTV X264-DIMENSION
Scorpion - 04x10 - Crime Every Mountain
കമന്ററി എഴുതിയത് EISHEN
زیرنویس از : مـصـطــفی || LiLMedia.TV || [email protected]

ടാഗുകൾ

HDTV
hdtv
x264
720p
720
HD
480p
480
1080
പ്രസിദ്ധീകരിച്ചത്: 2017-12-15
ഡൗൺലോഡുകൾ: 36
ശ്രവണ വൈകല്യമുള്ളവർക്ക്: No

Farsi Persian സബ്ടൈറ്റിൽ പ്രിവ്യൂ

ആദ്യത്തെ 200 വരികൾ.

‫ آنچه گذشت...

‫مارک کالینز؟

‫یکی از اعضای تیم بود ‫با هم کنار نیومدیم

‫بیرون کردن من از اسکورپین ‫خیانت بزرگی بود

‫ اگه بدون دستور مستقیم ‫ بازش کنم

‫5-6 تا از قوانین فدرال رو زیر پا گذاشتم

‫کار ما مهم‌تره

‫کالینز

‫شما به جرم توطئه در فرار ‫بازداشت هستید

‫- وکیل می‌خوام ‫- من می‌خوام وکیلت بشم

‫- تو چی؟ ‫- از پسش برمیام

‫من یه خونواده می‌خوام ‫همیشه یه خونواده می‌خواستم

‫و می‌خوام با تو خونواده داشته باشم

‫چون دوستت دارم

‫ و وقتی که می‌خواستی

‫پای مارک کالینز رو باز کنی

دیدی که داشت چه کاری انجام می‌داد؟

‫حس نمی‌کردم بتونه فرار کنه

‫واسه کی مهمه که چه حسی داشتی؟ ‫ازت پرسید چی دیدی

‫قاضی واسه همین گیرت می‌ندازه

‫- دوباره بپرس ‫- آقای گالو

‫چرا حس کردید که

‫لازمه پابند زندانی رو باز کنید؟

‫فکر نمی‌کردم بخواد فرار کنه

‫الکی می‌گفت که مچ پاش درد می‌کنه

‫اینو که نپرسید ‫جواب سوالشو بده

‫تقصیر من که نیست

‫با این صدای نکره‌ش منو می‌پیچونه

‫من بدم...من...من... ‫من از این حرفت بدم اومد

‫توبی داره

‫نقش وکیلت رو بازی می‌کنه ‫اگه اون داره گیجت می‌کنه

‫چجوری می‌خوای از پس دادستان بربیای؟

‫من پیشنهاد می‌کنم

‫که امتحان کنیم

‫خب مامور گالو ‫شما فکر می‌کنید که

‫یکی از ماموران قانونید ‫درسته؟

‫خودت که می‌دونی من مامور فدرالم والتر

‫بله، که فعلا معلقه

‫بگذریم ‫می‌خواستم بدونم چرا شما

‫که مرد قانون هستید ‫مدام با مجرمین وقت می‌گذرونید؟

‫من با مجرمی وقت نمی‌گذرونم

‫آیا شما به صورت روزانه با یک

‫قمارباز غیرقانونی وقت نمی‌گذرونید؟

‫قمارباز غیرقانونی سابق

‫دختر یک زندانی

‫فقط بابام ‫مامانم بیگناهه

‫و دختر یک زن کلاهبردار

‫که درحال حاضر فراریه؟

‫- اینو درست گفت ‫- حتی وکیل خودتون

‫در کودکیش به یک بانک دستبرد زد

‫پسر، حالا حتی منم رای می‌دم که گناهکاره

‫خب نیستم ‫و حرفمم همینه

‫می‌تونی به هم‌سلولیت بگی

‫آخه چجور سیستمی

‫حرفای یک آدم بیگناه رو می‌پیچونه ‫و می‌ندازتش زندان؟

‫براساس سخنان جاودانه‌ی

‫- آتیکوس فینچ... ‫- دکی، امیدوارم ‫

‫امیدوارم سایز کونت 12 باشه ‫چون کفشای من 12 ئه

‫کیب، می‌بینی چقد زود

‫عصبانی میشی؟ ‫این دادگاه خیالی

‫حرفم رو تصدیق کرد

‫تو اصلا نباید وارد جایگاه بشی

‫محاکمه چندروز دیگه‌س

‫میشه این مسخره‌بازی رو تمومش کنیم ‫تا من برسم به کارم؟

‫باید برم یکم هوا بخورم

‫والتر، من میرم توی اتاق تو ‫روی مباحثه‌م کار کنم

‫والت، می‌دونم می‌خواستی منظوری رو برسونی

‫اما «به هم‌سلولیت بگو»؟

‫یکم نامردی بود، نه؟

‫کیب تحملش رو داره

‫خیلی فشار زیاد شده

‫کاملا موافقم

‫درمورد اینکه والت اینجوری پامون رو به قضیه باز کرد

‫انگار که از قماش جنایتکاراییم چیه؟

‫خیلی نامردی بود

‫- مسخره‌ست ‫- مزخرفه

‫توهین‌آمیزه

‫گرچه حقیقت هم داشت

‫یکم خون گنگستری توی وجودمون هست

‫بگذریم ‫تعمیر کردن

‫رادیوها در چه حاله؟

‫عوضیا هنوز به هم وصل نشدند

‫حتی باند ریزموج پشتیبان سیلی هم کار نمی‌کنه

‫امروز که پرونده نداریم ‫وقت داری

‫حالا که وقت داریم

‫و اینکه خیلی زمان گذشته

‫و هنوز یه زندانی خطرناک توی شکمت نداری

‫من یکم تحقیق کردم

‫نه

‫نه تحقیق جالب توی روسیه پیدا کردم

‫- نخیر ‫- نوشته بود که

‫محدود کردن جریان خون در دست و پا

‫می‌تونه خون رو به سمت گوتی هدایت کنه

‫و احتمال بارداری رو تا 2 درصد ببره بالا

‫می‌خوای ببندیم؟

‫چی؟!

‫نه، معلومه که نه

‫همدیگه رو می‌بندیم

مریض

‫«عشق بندیه که مارو متصل می‌کنه»؟

‫منحرف

‫لعنت بهت والتر

‫شوخیت گرفته؟!

‫من برم سراغشون

‫بحثمون هنوز تموم نشده

‫برو پی کارت آقای گری ‫

‫بله

‫- اینو توضیح میدی؟ ‫- این گلابیه و اینم آلو

‫- مسخره‌بازی درنیار ‫- هی‌، چیزی نیست

‫همه آروم باشید ‫امروز اعصاب همه خرده

‫من اعصابم خرد نیست ‫فقط موز می‌خوام

‫توی لیستم نوشتم موز بخر

‫این هفته والت خرید کرده

‫و چقدر که مایه‌ی تعجبه

‫موز نخریده

‫یه میوه‌ی با کالری و کربوهیدرات بالاست

‫- می‌خواستم بهت لطف کنم ‫- می‌خوای لطف کنی؟

‫میوه‌ای که خواستم رو بخر

‫چـ...؟

‫چه خبره باز؟

‫روانشناسی والتر کامل شد

‫بهش فک کن ‫محاکمه چندروز دیگه‌س

‫والتر توی بازپرسی بدحرفایی زد

‫و حالا هم با میوه، سیخ زد به خرس

‫لعنتی!

‫از زمین و زمان هم می‌باره

‫دست خودم نبود که شنیدم

‫داد زدی «لعنتی»

‫تجسس و نجات جنگل پیکر

‫از نیومکزیکو بهم زنگ زدند ‫می‌خوان

‫همین امروز با جرثقیل برم اونجا

‫من که اون ارائه رو گذاشتم واسه سه هفته دیگه

‫می‌دونم

‫واسه همینه که جرثقیلم

‫هنوز آماده نیست

‫- عجله واسه چیه؟ ‫- یه تخته‌سنگ

‫جاده‌ی اصلی دره رو مسدود کرده

‫و تا سه روز دیگه ‫انتظار توفان بزرگی رو دارن

‫می‌ترسن که آمبولانس از توی دره

‫- رد نشه؟ ‫- دقیقا

‫بنابراین می‌خوان قبل از شروع توفان ‫جاده رو باز کنیم

‫اونا که واحد نجاتن ‫خودشون جرثقیل ندارن؟

‫نه مثل اینی که من دارم ‫یه شار استوانه‌ایه

‫که می‌تونه با نصف از نیروی وارده ‫دوبرابر وزن رو حمل کنه

‫می‌تونم اون تخته‌سنگا رو از توی جاده

‫مثل بینی شوت کنم

‫- ای ‫- اما خوشم نمیاد

‫تا وقتی دستگاهم آماده نشده ‫ازش استفاده کنم

‫بنابراین به اون عوضی از نیومکزیکو ‫گفتم درموردش فکر می‌کنم

‫و گوشی رو روش قطع کردم

‫نمی‌تونیم کارو از دست بدیم

‫پیج، بهشون زنگ بزن و ‫از دلشون در بیار

‫بگو توی راهیم

‫اما...هممون که لازم نیست بریم

‫شاید چندتامون اینجا پیش کیب بمونن

‫که وقتی داره واسه محاکمه‌ش آماده میشه ‫حمایت روحیش کنن

طرح‌ریزیه ‫وضعیت کیب هیچ چیز

‫روحی‌ای نداره

‫پیج، سیلی می‌مونه و ‫باهام کار می‌کنه

‫مشکلی نیست

‫دیدی؟

‫حالش خوبه

‫می‌بینم از آلو خوشت اومد

نسخه‌ی بدبختتر هلوئه

‫جنگلبان کجاست؟

‫- گفت که میاد اینجا ‫- اون یارو از تیم نجات

‫اینو بهمون گفت

‫همچنین گفت که با کامیون دولتی

‫دوتا خرس رو از سیل نجات داده

‫فکر نکنم آدم قابل اعتمادی باشه

‫راستش زود رسیدیم ‫بنابراین بهتره بریم سرکارمون

‫چون هرچی سریعتر برگردیم لس‌آنجلس

‫سریعتر می‌تونم برم سراغ کیب

‫بیخیال، می‌خواد بره دادگاه ‫نه جنگ

‫هی، هممون به‌خاطر کیب نگرانیم

‫- حداقل بعضیامون هستیم ‫- اما باید تمرکز کنیم

‫روی اینکه جرثقیلم توی امتحان امروز

‫نمره‌ی 20 بگیره ‫اگه تجسس و نجات

‫چیزی که امروز می‌بینن رو دوست داشته باشن ‫ایالت نیومکزیکو

‫اولین خریدار بزرگمون میشه

‫و این عوضی توی تموم ابزارفروشی‌ها فروخته میشه

‫توی فروشگاه‌های اینترنتی

‫و بدبختی اسکورپین به پایان می‌رسه

‫صندوق مالیمون خالیه

‫و ظاهرا با اختراعات زیبای

‫والتر هم که پر نمیشه

‫ببخشید ‫هات‌داگ ابتکاری من

‫یا به عبارت دیگه ‫«لوله‌ی گوشتی مرکز خالی والتر اوبرایان»

‫- پس یوداگ چی شد؟ ‫- ظاهرا

‫یکی دیگه یه هات‌داگ رو

‫به بازده کمتر ثبت کرده

‫که وسطش خیلی خالیتره

‫و یه سری وکیل وحشت کرده ‫نذاشتن از اسم یوداگ استفاده کنم

‫حتی مجبور شدم تبلیغش رو هم از نو بنویسم

‫وای نخون

‫نظرتون چیه؟

‫نظرم اینه که به عنوان یه نابغه ‫زیاد واسه گوتیت آهنگ می‌سازی

‫خب چیزی

‫- پیدا کردی که بدرد بخوره؟ ‫- دارم سعی می‌کنم

‫سه ساعته با کله توی اون کتابی

More Farsi Persian subtitles for Scorpion

അഭിപ്രായങ്ങൾ

No comments yet. Be the first to leave one.

Keep it about this subtitle — sync, quality, typos.500 characters left