My Dangerous Wife (Naui Wiheomhan Anae / 나의 위험한 아내)

My Dangerous Wife (Naui Wiheomhan Anae / 나의 위험한 아내)

Farsi Persian സബ്ടൈറ്റിൽ ഡൗൺലോഡ് ചെയ്യുക

റിലീസ് വിവരങ്ങൾ

My Dangerous Wife E14 WEBDL iQIYI Sarah First Sub
കമന്ററി എഴുതിയത് sara_firstsub
Tele:@Sarah_FirstSub

ടാഗുകൾ

webdl
web
WEBDL
പ്രസിദ്ധീകരിച്ചത്: 2020-11-23
ഡൗൺലോഡുകൾ: 24
ശ്രവണ വൈകല്യമുള്ളവർക്ക്: No

Farsi Persian സബ്ടൈറ്റിൽ പ്രിവ്യൂ

ആദ്യത്തെ 200 വരികൾ.

♥•° ترجمه اختصاصی °•♥ ♥ • °• SARA_FIRSTSUB • °•♥

رئیس

‫اینُ ببین

وقتی درباره کفشـا تحقیق میکردم پیداش کردم

‫این چیه؟

‫یه رمان آنلاینِ

درست بعد از پرونده آدم ربایی شیم جه کیونگ آپلود شده

بنظر میاد پرونده از رمان الهام گرفته شده

‫عنوانشم همسـرِ

حتی کلمات کلیدیشم یکیِ

‫شراب

‫سم

‫خیانت

‫و مرگ همدست

ها؟

‫آخرین شام

‫امروز آپدیت شده

فکر نمیکنم لازم باشه زیاد جدیش بگیریم

‫چـرا؟

داستانش خیلی احمقانـه است

‫معشوقه توی رمان میمیره.

و زوج اصلیـم باهم همدستن

‫کی آپدیت شده؟

‫این آخرین قسمت داستانه

‫دو ساعت پیش آپدیت شده

قضیه بـو داره

بـوی خطر میده

‫یون چول

‫کیم یون چول

‫آقای کیم یون چول!

‫آقای کیم یون چول!

‫آقای کیم یون چول!

اتفاقی افتاده؟

‫نـه فقط...

‫حالم زیاد خوب نیست

جین سون می کجاست؟

‫باید یه چیزیُ با ایشون در میون بذاریم

اما نتونستیم باهاشون تماس بگیریم

قسمت 14 ازدواج جرمـه

‫چرا جین سون می انقدر ناگهانی ....

به دیدن پدرُ مادرش رفت؟

‫گفت میخواد یـه چند روزی استراحت کنه

برای همیشه که نرفته؟

‫شایدم...

براش سخت بوده که با شما کار کنه

‫خُب...

جین سون می کی برمیگرده ؟

لیاقتش این نبود

کلی کار پاره وقت کرد تا تونست از دانشگاه فارغ التحصیل بشه

‫حتی نفر اول دانشگاه بود

‫اگه من نبودم

‫میتونست مدرک کارشناسی ارشدشُ بگیره و آینده درخشانی داشته باشه

‫میتونست با یک مرد خوب آشنا بشه

‫و مثل آدم عادی....

به خوبی و خوشی

زندگی کنه

‫بخاطر من....

‫اون مرد

‫اون مرده

من اونُ کشتم

‫من...

‫سون میُ....

کشتم

‫آقای کیم یون چول

اتفاقی افتاده؟

‫ قرار شد رئیستون جزئیاتُ تو کلانتری بهمون بگه

چی شد؟

پنج میلیون دلارُ گرفتی؟

‫آفرین.

خُب میتونی با پست پیشتاز برام بفرستیش

‫مشکلی نیست.

‫اینجوری امن تره

اگه با پیک برام بفرستی

تا نیم ساعت دیگه به دستم میرسه؟

‫نگران نباش

حواسم بهش هست

‫ شوهرم

زودباش

‫باشه.

‫باید برم دستشویی

آهان بله

‫کجا میری؟

‫آقای کیم یون چول ...

‫چی ؟

‫آه ببخشید

!‫هی هی

‫لعنتی.

‫ واقعاً عوضیه....

‫ جو مین گیو امروز سر کار اومد؟

آره اومده

صبر کن

‫کوین

‫با تو کار داره

پلیس هستیم

‫میتونم ازتون چند تا سوال بپرسم؟

‫آقای جو مین گیو

‫یعنی میگی....

‫صبح روزی که سونگ یو مین مرد

تو با ها اون هی بودی؟

بله

‫مطمئنی؟

تازه اون ساعت بیدار شده بودیم

‫طبیعی نیست که یک زن و شوهر با هم باشن؟

میدونیم زوج واقعی نیستین

‫ تو اتاقـای جداگونه می خوابین

چجوری میتونی بفهمی که اون یکی دقیقاً داره چیکار میکنه؟

درست نمیگم؟

‫زن و شوهر می تونن تو اتاقـای جداگونه بخوابن

منظورمُ خوب میفهمی

‫ما هر روز صبح با هم قدم می زنیم.

‫اون روزم طبق معمول همین کارو کردیم

‫ این نبود

‫سلام.

بذارمش اینجا

‫بله همینجا

ممنونم

‫وای خدا!

به جای من بسته رو تحویل گرفتی؟

‫وای خدا!

‫خیلی ممنونم.

حتماً فکر کردی من خونه نیستم

‫ئـه!

‫خونه بودی؟

بله

‫منتظر چیزی هستی؟

‫اگـه با پـیک برام بفرستی

تا نیم ساعت دیگه به دستم میرسه؟

‫نگران نباش

حواسم بهش هست

‫بله ، لطفاً تا نیم ساعت دیگه بفرستینش

‫بله.

‫نه ، فقط ...

داشتم قدم میزدم

بنظرم مردای جوون این روزها خیلی زحمت میکشن تا این بسته ها رو تحویل بدن

گفتم یه کمکی کنم

واقعاً باملاحظه ای

باعث شد به کارم بیشتر فکر کنم

باید کمتر از پست استفاده کنم و خریدامُ حضوری انجام بدم

اما دستمال کاغذی تموم شده بود

برای همین عجله داشتم

چیزای دیگه رو نمیدونم اما وقتی دستمال کاغذی تموم میشه

استرس میگیرم

وقتی دستمال کاغذی ذخیره میکنم

احساس غنی بودن میکنم

فکر کنم خیلی خریدم

چطوره تقسیم کنیم

‫نه ، نه لازم نیست

‫ببرش خونه.

‫بیا تقسیم کنیم.

ممنون

واقعاً که

الو؟

سلام کارآگاه سو جی ته هستم

‫بله کاراگاه !

‫سلام.

‫نمیدونین شوهرتون کجاست؟

صبح زود رفت سر کار

اتفاقی افتاده؟

‫آقای کیم یون چول

قرار بود یه چیزی بهمون بگه ولی غیبش زد

‫آه

‫سعی می کنم با شوهرم تماس بگیرم

به نظر می رسه شما دو نفر هنوز خیلی چیزا از هم نمیدونین

‫بله میفهمم

‫ همسر

‫اینجا.

‫برگرد عقب.

‫ عقب

STOP!

‫پلاکُ بررسی کن! ‫پلاک!

‫بله.

‫542

‫0328.

رئیس

پلاک ماشین تقلبیه

‫گفتی درباره مرگ جین سون می میدونی منظورت چی بود؟

‫30 دقیقه قبل

‫باید برم دستشویی

آهان بله

‫کجا میری؟

‫کجا داری میری؟

‫تو بودی؟

تو نامه تهدیدآمیز تو صندق پستی گذاشتی

‫پس توام دنبال پولی

زنـم پـول

‫سوار ماشین اشتباهی شدم.

بزن کنار

‫کنجکاو نیستی؟

که بدونی زنتُ جین سون می درباره چی صحبت کردن؟

‫اگه همه حرفت همینه من از همه چی خبر دارم

‫مثل اینکه از چیزی خبر نداری

‫چطور میتونی به چیزی که میبینی

یا میشنوی اعتماد کنی؟

میخوای منُ دعوت کنی؟

چرا من؟

അഭിപ്രായങ്ങൾ

No comments yet. Be the first to leave one.

Keep it about this subtitle — sync, quality, typos.500 characters left