Transparent

Transparent

Farsi Persian സബ്ടൈറ്റിൽ ഡൗൺലോഡ് ചെയ്യുക

സീസൺ 1

റിലീസ് വിവരങ്ങൾ

Transparent S01E06 [ The Wilderness ] All WEBRip
കമന്ററി എഴുതിയത് lvlr
تـرجمه از : رضـــا | www.IranFilm.net

ടാഗുകൾ

webrip
web
BRip
പ്രസിദ്ധീകരിച്ചത്: 2015-01-28
ഡൗൺലോഡുകൾ: 33
ശ്രവണ വൈകല്യമുള്ളവർക്ക്: No

Farsi Persian സബ്ടൈറ്റിൽ പ്രിവ്യൂ

ആദ്യത്തെ 200 വരികൾ.

.::. ایـران‏فـیـلـم تـقـدیـم مـی‏کـنـد .::.

.ببین، من از این مدل مردها خوشم میاد

.تو از همه‏جور مردی خوشت میاد

.اوه، سلام - .سلام -

.بهش بگو بیاد پیشمون بشینه

.سلام - اسمت چیه، عزیزم؟ -

."جاش"

.به نظر میاد اهل این طرفا نیست

.سلام - .سلام -

.سلام پسرم - .هی -

.بیا داخل - .ممنون -

حالت چطوره؟

.اوه، مرسی. بیا تو

.زیاد خوب نیستم

چی شده؟

.آم، مسائل کاری

.اینجا خیلی قشنگه - .ممنون -

مگه کارِت چی شده؟

.آه، دیگه اونجا کار نمی‏کنم

چه اتفاقی افتاده؟

.یه مشاجره‏ای داشتیم

.ولی دنیا که به آخر نرسیده - ...نه، ولی -

.باید کار و بار خودمو شروع کنم - .آره -

.باید تنبلی رو بذارم کنار - .آهان -

...باید

.وقتشه که شرکت نشر خودمو داشته باشم

،حتی داشتم به این فکر می‏کردم که

...اگه خونه رو بزودی بفروشیم - .اوهوم -

...حتی ممکنه بتونیم اقدامات اولیه رو برای تأمین

.بودجه‏ی شرکت نشر موزیک خودم، انجام بدیم...

.خیلی‏خب. بذار راجع بهش فکر کنم

...و... اگه اینکار رو بکنم

.مطمئناً نباید به خواهرات بگیم

.حتماً. آره

.فکر کنم بتونیم اینکار رو بکنیم

...و، آم

...خواهرات درباره‏ی قضیه من

بهت گفتن؟...

...آره

،آره، باید بگم که

...اونا یه جوری حرف می‏زدن که انگار

.با لباس بلند زنونه، توی شهر رژه میری...

،ولی ظاهرت کاملاً عادیه

.فقط اینکه موهات رو دم‏اسبی بستی

.اوه، خب، اینا موی مصنوعیه

...می‏دونی، فقط

باحاله، نه؟ - .آره -

.باعث میشه موهام بلندتر به‏نظر بیاد - .من مشکلی باهاش ندارم -

برای چی داری مقدمه‏چینی می‏کنی؟

چیزی هست که می‏خوای بهم بگی؟

.من درکت می‏کنم

واقعاً؟ - .آره -

.هرچیزی بخوای می‏تونی بگیا .می‏تونی هر سوالی بپرسی

مردم مختار هستن ...که پشت درهای بسته

.اوه، درهای بسته

هرکاری دلشون می‏خواد بکنن، می‏دونی؟...

می‏تونم برم دستشویی؟

.توی اتاق‏خوابه

Transparent طبیعت وحشی

:ترجمه و زیرنویس رضــــا

.به نظرم بابا داره دیوونه میشه

.توی اینترنت درباره‏ی علائمش تحقیق کردم

.اولین علامتِ زوال عقل تغییر شخصیته

.اون همچین مشکلی نداره

انگار که دلش می‏خواد مرکز توجه باشه، می‏دونی؟

..."مثل تولد سه‏سالگی "زکی

وقتی که "زکی" با اون لباس زنبورداری اومدش؟

.خیلی خنده‏دار بود - .نخیر، نبود -

.نامناسب بود - .اوه، خدایا -

.شماها فکر کردین این قضیه واقعیه

.واقعیه خب - .حتماً واقعیه -

خیلی‏خب، این یعنی چی؟

...یعنی همه‏ی کارها و حرف‏های

قبلی بابا، الکی بوده؟...

یعنی این همه وقت فیلم بازی می‏کرده؟

.نه

.این یعنی که همه‏مون باید از اول شروع کنیم

بخاطر همینه که من می‏خوام .دوباره برم دانشگاه

سید درباره‏ی برنامه‏ی ...دانشگاه "سنتا مونیکا" بهم گفت

.که به نظر میاد برای من عالی باشه...

.باز شروع شد - چی باز شروع شد؟ -

.الی" به درس علاقه داره" - .اوه، آره -

.ثبت‏نام می‏کنه. و یه سری کتاب هم می‏خره

اوه، و بابا هم باید پول ثبت‏نام رو بده؟

.آره، تازه یه کمد لباسی جدید هم لازم داره

.و بابا باید براش کفش مدرسه بگیره - .کفش مدرسه -

.باید براش لباس هم بخره ...اون وقتی که بابا براش

ماشین پارچه‏بافی گرفت چی؟... - !پارچه‏باقی -

!پارچه‏باقی

!پارچه‏باقی. پارچه‏باقی

!پارچه‏باقی - .انگار دوباره لبنیات می‏خوری -

.بازی کردن اون بچه‏ها رو نگاه کن

.ما بچه‏های خوشگلی به دنیا میاریم

.همینطوره

.یکشنبه‏ات شاد و سکسی باشه

...یه مشروب برای شما

.یه خواهشی ازت دارم - .هوم -

میشه یه چیز متفاوت رو امتحان کنیم؟

،اوه، خدایا

.بهم نگو که دوباره قضیه‏ی حلقه‏ی کیره

.نه، نه، حلقه‏ی کیر نه

.اوه، اوه، اوه

.یه مطلبی توی مجله‏ی "اسکوایر" خوندم

.آره، بگو ببینم - ...و یه سری مردهایی هستن که -

.به من گوش کن

.دارم گوش می‏کنم. گوش می‏کنم

...اونا لباس‏زیر زن‏هاشون رو می‏پوشن

اوه، بیخیال. چی؟ - .هیس -

.چی؟ باشه. خیلی‏خب

.گوش می‏کنم. حواسم اینجاس

.گوشم با توئه. دارم بهت نگاه می‏کنم

...خلاصه اونا لباس زیر زن‏هاشون رو می‏پوشن

...یه دفعه میشن عینِ

18‏ ساله‏ها، می‏دونی؟ می‏فهمی؟...

.اوه، چقدر خوب - .آره -

.خیلی خوبه - .خیلی عالیه -

...پس تو چیزی نداری که من

می‏دونی، بتونم بپوشمش؟...

...ممکنه یکم گشادشون کنم، ولی

.درباره‏ی زن‏ها و مطالعات جنسیتیه دیگه

.اوه - .خیلی هیجان‏زده‏ام -

...واقعاً حس می‏کنم که انگار بالاخره

...همیشه خیلی کنجکاو و علاقه‏مند

،به اینکار بودم... .ولی نمی‏دونستم باید چیکار کنم

و الان حس می‏کنم که ...یه جهتی هست، می‏دونی

.یه راه و هدف...

.به نظرم عالی میشه

.موافقم. به نظرم فوق‏العاده میشه

.همه‏ی اینا به لطف توئه، پس ازت ممنونم

واقعاً؟ من؟ - .آره -

چون استاد و دانشمند معروفی‏ام؟

...خب

.فقط بگو آره - .آره -

.خیلی بهت افتخار می‏کنم

همیشه بهت گفتم که .استعداد ذهنی‏اش رو داری

.ذاتاً اهل درس و کتابی، خانم جوان

.می‏دونی، خیلی خوبه .تو خیلی باهوشی

.خب، زیاد درباره‏ی درس و کتاب مطمئن نیستم

...منظورم اینه که، بیشتر در مورد

... چیزای جنسی‏اش هیجان‏زده‏ام، و...

.اوه، واقعاً برات خوشحالم

.ممنون - واقعاً؟ -

...می‏دونم، وقتی بچه بودی

،و داشتی بزرگ می‏شدی...

،خیلی بهت احساس نزدیکی می‏کردم

.اینکه در مورد هویت جنسی‏ات سردرگم بودی

منظورت چیه که سردرگم بودم؟

.اوه، می‏دونی، خیلی شبیه پسرها رفتار می‏کردی

.می‏دونی، از این داستانا

.بعضی‏ها میگن این قضیه ارثیه

...آم، خب

باید به "هوارد" زنگ بزنم یا چیکار کنم؟

منظورت برای پوله؟ - .آره -

،باید ثبت‏نام کنم و این چیزا

.مثلاً حدود فردا

...می‏دونی، آم - .نه یه هفته‏ی دیگه -

،اگه میشه یه لطفی بهم بکن ..."به "جاش" و "سارا

چیزی نگو، باشه؟...

.چون منصفانه نیس - .باشه -

.حتماً - .آره، به "هوارد" زنگ بزن -

.عالیه - عزیزم؟ -

در مورد مسابقه‏ی استعدادیابی دگرباشان که خبر داری؟

.آهان

.و گفتی که برنامه‏ات رو چک می‏کنی

.اوه، آره

وقت می‏کنی بیای؟ - .اوهوم -

.بابابزرگ قراره امشب بیاد

.هورا - .و از این به‏بعد بابابزرگ مثل زن‏ها لباس می‏پوشه -

ولی هنوز واقعاً پسره، نه؟

...در واقع نه، اون

.راستش... اون یه دختره

،خیلی‏خب، این خرسه رو ببینید

از کجا می‏تونیم بفهمیم که دختره یا پسر؟

واژن داره؟

نمی‏دونم. شما واژن می‏بینین؟

.نمی‏دونیم - .نمی‏بینم ولی اصلاً هیچی پیدا نیس. فقط موئه -

پس از کجا بفهمیم؟ - .نمی‏دونم -

...نمی‏دونم شوشول داشته باشه یا نه، ولی .معلوم نیس

.اگه جادویی باشی، می‏تونی عوض بشی

بابابزرگ جادوییه؟

.آره. آره

.اون جادوییه

...زیادی تُند نرو دیگه، فقط

.خیلی‏خب، راستش جادویی نیستش

.در واقع هرکسی می‏تونه اینکار رو بکنه

.خب، اونقدرا هم آسون نیست

یه جورایی سخته، می‏دونین؟

نمیشه همینجوری هی .پسر بشی یا دختر بشی... نه

وقتی بابابزرگ بیاد، موهاش خوشگله؟

.ممکنه

.احتمالش خیلی زیاده

بخاطر اینکه زن‏ها خونریزی داشتن .ولی نمی‏مُردن، مردها وحشت‏زده بودن

.و از این طریق داستان ساخته شد

...دست بکار شدن قهرمان، تنها راه فرار

.از ترس و وحشت بود...

چرا اون خونریزی می‏کنه ولی نمی‏میره؟

تا رسیدن به آزمایش پاپ اسمیر .راه خیلی کوتاهی مونده بوده

.تا اظهار نظر زنان راه خیلی کوتاهی مونده بوده

..."و در مورد اظهار نظر، عقیده‏ی "آدری لرد

...درمورد اینکه باید با ابزارهای خودِ ارباب...

More Farsi Persian subtitles for Transparent

അഭിപ്രായങ്ങൾ

No comments yet. Be the first to leave one.

Keep it about this subtitle — sync, quality, typos.500 characters left