ആദ്യത്തെ 23 വരികൾ.
"دستانداختن کارمن" محصول سال 1915
قاچاقچیها
.افسر جدید گارد یه کمی قانونشکنه" ".من ترتیبی میدم تا بزاره رد بشیم
.دارن هوزیری»، افسر جدید»
".سعی نکن که جنس قاچاقی رو اینجا مخفی کنی"
.پستیا» صاحب میخانه، همدست قاچاقچیاست»
".قاچاقچیها ندیدگرفتنتون رو جبران میکنن، آقا"
".سعی نکن هیچ جنس قاچاقی رو از اینجا رد کنی"
.کارمن»، کولی»
".این «دارن هوزیری» خریدنی نیست"
من این افسر فاسدنشدنی رو" "دست و پا بسته تحویلتون میدم -- با عشق
«غروب -- و لبخندهای «کارمن
«سرجوخه مورالز»
.بازی شروع میشود
".امشب میام (میخانه) پستیا"
.زیر نور میخانه
.برای اینکه جنسهای قاچاق به سلامتی رد بشه" .تو باید نزدیکِ «دارن هوزیری» بمونی ".ما بهت توی کارخونه کار میدیم
.اسکامیلو»، یک قهرمان گاوبازی»
".اجازه بده قهرمان گاوبازی منتظر بمونه"
".خواهیم دید"
".تو امشب باید «دارن هوزیری» رو خام کنی"
".از من نمیخواید که برقصم، آقا"
".بوسههای منو به راحتی نمیشه به دست آورد"
No comments yet. Be the first to leave one.