ആദ്യത്തെ 200 വരികൾ.
...آنچه در «پنی دردفول» گذشت
.من یه قبیله رو نابود کردم به خونوادهام خیانت کردن
،و پدرم رو هم به درک میفرستم
و موقع کُشتنش میخندم
،اگه ایتن رو به شیطان ببازیم شب و تاریکی هرگز تموم نمیشه
ایتن تالبوت برای این دنیا مثل یه آفتـه
،اگه فرصتش رو بدست بیارم یه گلوله توی سرش خالی میکنم
نمیدونم تاحالا زنی دعوتم کرده بود بیرون یا نه
دیگه هیچوقت اسمت رو فراموش نمیکنم
در مورد کلینیک بنینگ بهم بگو
چی یادته؟ - همهچی رو -
اسم اون دراکولاست
ولی غیرممکنه
هیچ چیزی غیرممکن نیست
رفتن من رو بهعنوان نشانهی چیزی مثل عشق در نظر بگیرید
خدانگهدار
!اون مال منه
ما اونو بدست میاریم
میخوای این اتاق کوفتی رو اجاره کنی یا نه؟
میخوام ساکنین قبلی اینجا رو پیدا کنم
خب، وقتی یه ارتش تشکیل دادی چیکار میکنی؟
میری به جنگ
حاضر هستی لیلی رو بیاری اینجا؟
حاضر هستی اون سوزن رو توی چشمش فرو کنی؟
پسر فراری برگشته
با این یکی میخوای چیکار کنی؟
بذار آروم آروم جون بده
وقتشه که ببینی چه فاجعهای به بار آوردی، پسرم
تو شیطان رو به در خونهام آوردی
و کلید ورود رو هم بهش دادی
باید توبه کنی
وگرنه خودم میفرستمت به جهنم
...کار من دیگه از توبه گذشته
من به جهنم تعلق دارم
قربان
چی میخوای؟
یه نفر اینجاست که با شما کار داره
آقای تالبوت
شما پدر ایتن هستین
صحیحه
پس تحت اختیار
علیاحضرت ملکهی انگلستان
،و ریاست جمهوری ایالات متحده
...همهی شما رو
تحت بازداشت اعلام میکنم
ارائهای از تیم ترجمهی ایرانفیلم
«پنی دردفول» - «فصلسوم، قسمتششم» -
ترجمه و زیرنویس .:: lvlr | رضــا ::.
از سرپرستش، سر مالکوم، چه خبر؟
اوه، در حال شکار در آمریکاست
تنها فرد دیگهای که دربارهاش حرف میزنه یه معشوق قدیمیه
اونم ترکش کرده
گرگ
اون کجاست؟
نمیدونه
دیگه چی؟
...آه
...حرف بزن. همین حالا
وگرنه میدم بخورنت
اون اسم شما رو میدونه، ارباب
بهتون گفت دراکولا
پس وقتش فرا رسیده
بزودی به سراغم میاد
ارباب، زمانی که همهی اون ،موجودات تپل و خوندار رو پخش میکنین
من رو که نادیده نمیگیرین، مگه نه؟
همهی اون موجودات لذیذ
تو منتخب من هستی، رنفیلد
تغذیه کن
!دوشیزه آیوز
!چه غافلگیری فوقالعادهای
بیا، بیا. بشین
البته صبر کن یکی رو بفرستم تا صندلی بیاره
دارین میرین، راهی ماموریت هستین؟
!ماموریت، خدا نکنه
فقط یه سفر کوچیک به قاهره
حداقل این چیزیه که بهم گفتن
،اگه ببینم قراره اونجا موندگار باشیم دیگه تو این دنیا موندگار نیستم
فقط یه سفر کوچیک؟
به ظاهر اینو گفتن
یه سفر به آرامگاه آمنهوتپ
،بین خودمون باشه
...ولی میگن ظاهراً قاهره خیلی با
روحیات خاص من سازگاره
به گمونم مدت زمان ماموریت قراره زیاد بشه
معلوم نیست تا کِی
اوه، من بدون شما چیکار کنم؟
اوه، عزیز دلم، زندگی تو درخشندهتر از این حرفهاست که
یه پیرمرد مثل من مهم باشه
منو محکوم کن به شن و غبار بیابون
...برام نامه بنویس
و فقط زمانی که میرقصی بهم فکر کن
اوضاعت روبراهه؟
آره، بهتره من بذارم به کارهاتون برسین
کاری با من داشتی؟
نه، نه، فقط داشتم از این طرفا رد میشدم
اما اگر یه زمانی نیازمند
،کسی با تبحر شما شدم
کسی رو میشناسین که برم سراغش؟
تو در خطر هستی؟
همهچیز در امانه
...فکر کنم شما دو نفر
خیلی خوب باهم کنار بیاید
اگر یه زمانی لازم شد
مطمئن باشم که مراقب خودت هستی، دوشیزه آیوز؟
شما هم مراقب خودت باش، آقای لایل عزیزم
فکر کنم از این به بعد باید بیشتر برقصم
مراقب باش ویکتور. نفس عمیق نکش
مطمئنی این جواب میده؟
هیچ مرد زندهای وجود نداره که بتونه در برابر این مقاومت کنه
...اون بهشکل قابلتوجهای از هر مردی قویتره
و کاملاً هم زنده نیست
فیل رو هم از پا در میاده
ظرف دو ثانیه بیهوش میشه
و بعدش؟
و بعدش اون مال توئه، رفیق
که هرکاری میخوای باهاش بکنی
مطمئنی هنوز شهامتش رو داری که لیلی رو اینجا بیاری؟
اوه، تو تابحال اونو ندیدی، رفیق
مراقب باش خودت شهامت دیدنش رو داشته باشی
اون اینجا زندگی میکنه؟ زن رنگپریده؟
همونی که جون مردها رو میگیره؟
گلوشون رو از اینجا میبرید
،اگه درست انجامش بدین
خونشون دیوارها رو رنگ میکنه
سریع میمیرن
...البته به قدر کافی طول میکشه که بتونید توی چشمهاشون
شوک و وحشت رو ببینید
خنجر رو اینجا فرو کنید
،اینطوری وقتی میخوان داد بزنن
خون از دهنشون بیرون میپاشه
...اگه مجبورتون کردن زانو بزنید
اینجا
باید سریع و بیرحم باشید
ما زنهایی نیستیم که نوکروار عمل کنیم
ما زنهایی نیستیم که زانو بزنیم
و بخاطر این، بهمون انگِ افراطیگری میزنن
انقلابطلبی
،زنهایی که قوی هستن
،و پَست و خوار شدن رو نمیپذیرن
،و انتخاب میکنن که از خودشون محافظت کنن به چشم هیولا دیده میشن
،ولی این گناهِ دنیاست
نه ما
کی میخواد امتحان کنه
نباید بهت ساده بگیرم
پس خیلی خوب به نقشت میخوری
گمون کنم زیاد هم برای نقشت تمرین کردی؟
تاحالا برای خوار کردن چندتا زن پول دادی؟
با من هم مثل اونا رفتار کن
منو بکُن، کثافت
منو بزن، هرزه
،وقتی اینکار رو باهام میکنی ازم عکس بگیر
تا بعداً بتونی با عکسش خودارضایی کنی
کارت خوب بود، جاستین
نفر بعد کیه؟
داری زیادی به شانست اتکا میکنی، عزیزم
جداً؟
دوست داری ببینی تو خونِ خودش غرق بشه؟
خب، اونوقت بقیه روی کی تمرین کنن؟
نفر بعد کیه؟
بخور
ممنونم
کاش کار بیشتری از دستم بر میومد
پدر؟
اینجایی؟
آره
تو یه فرشتهای؟
نه
شنیدم که یکی از دوستهای مادر میگفت
که بزودی فرشتهها به دنبالم میان
امیدوار بودم تو یکی از اونا باشی
هیس
برات دارو میارم
هرچیزی که لازم داشته باشی
این درد تموم میشه، بهت قول میدم
تو خوب میشی پسرم
پدر
!هیس! هیس! خواهش میکنم
این دیگه چه کاری بود؟
!خدای من
تاحالا چنین تقلب شرمآوری ندیده بودم
اسمت چیه؟
باید بگم از لیگ اخراجت کنن
کَتریونا هاردِگِن
متأسفانه به احتمال زیاد توی جدول لیگ نیستم
البته نه بخاطر ضعف مهارتی
،و، محض اطلاع، من چنین حرکتی رو تقلب نمیدونم
بیشتر یه حرکت خلاقانهی فیالبداههست ،برای اطمینان از پیروزی
،که همونطور که میدونید
هدف کل این ورزشه
روز بخیر، آقایون
باشه، باشه. الان میرم
یعنی اینقدر میترسن که برای بیرون کردن من یه زن استخدام کردن؟
به گمونم، ولی من از طرف اونا نیومدم
شمشیربازی میکنی؟ - متأسفانه نه -
اوه، باید امتحانش کنی. برای ذهن فوقالعادهست
همهی تصمیمها به عقب یا جلو رفتن خلاصه میشه
ضربه زدن یا جا خالی دادن
یه شفافیتی در حرکتهات شکل میگیره که متأسفانه توی دنیای واقعی وجود نداره
مرگ و زندگی بدون مرگ
بیشتر اوقات
No comments yet. Be the first to leave one.