Anne with an E

Anne with an E

Farsi Persian സബ്ടൈറ്റിൽ ഡൗൺലോഡ് ചെയ്യുക

സീസൺ 1

റിലീസ് വിവരങ്ങൾ

Anne S01E04 Farsi
കമന്ററി എഴുതിയത് Mary_fall

ടാഗുകൾ

other
പ്രസിദ്ധീകരിച്ചത്: 2017-04-29
ഡൗൺലോഡുകൾ: 41
ശ്രവണ വൈകല്യമുള്ളവർക്ക്: No

Farsi Persian സബ്ടൈറ്റിൽ പ്രിവ്യൂ

ആദ്യത്തെ 200 വരികൾ.

مرسی

امروز هم مدرسه نمیره؟

قرار نبود تخم مرغا رو جمع کنه؟

اگه زود برنگرده مدرسه

ممکنه مجبور بشی هر دومون رو بفرستی دیوونه خونه

مترجم: mary_fall

سلام، خانوم کوچولو

باید پخته شدن پای رو با یه چاقوی کوچیک امتحان کنی

همین کارو میکنم ساعت رو با دقت نگاه کن

آن، یه وقت جزغاله ش نکنی

همین کارو میکنم

نمیخوام وقتی از پیش ریچل برگشتم

ببینم گرین گیبلز یه مشت خاکستر شده

همین کارو میکنم چی؟

منظورم اینه این کارو نمیکنم. منظورم اینه این کارو نمیکنم

نگران نباش، همه کارا رو درست انجام میدم

کفشدوزک، کفشدوزک، پرواز کن به خونت

خونت آتیش گرفته و بچه هات خونه هستن

آن دارم میرم

همه به جز یکی و اون آن کوچولویه

چون خزید زیر ماهی تابه

دیگه عقلم به جایی قد نمیده خب

چون نصیحت منو خواستی، ماریلا

من باهاش توافق میکردم که یه مدت بیشتر بمونه

واقعا فکر میکنی بهتره به خونه موندن ادامه بده؟

بله. من بودم دوباره حرف مدرسه رو پیش نمیکشیدم

تا خودش بگه. و اون هم این کارو میکنه

همیشه که بچه باقی نمیمونه

حقیقت اینه که، شک دارم

همونقدر که باهوشه، شروع زندگیش کلی سختی کشیده

همیشه ... برای بعضی مسائل آماده نیست

خیلی حیفه، اون همه به مدرسه علاقه داشت

حالا صبر کن ببین، دارم بهت میگم

آن خیلی باهوشه

انقدر باهوش که همه حسودیشون میشه

حتما برمیگرده، این مسلمه

سخته که ایده های بلندپروازانه داشته باشی وقتی تمام روز رو تو آشپزخونه گیر کردی

از زبون خودت حرف بزن

به زودی تا یه هفته یا بیشتر آروم میشه

یا بیشتر؟

دندون رو جیگر بذار. حالا میبینی بهت چی گفتم

خیلی زود، به میل خودش برمیگرده

ایشالا

فکر میکنم این اندازه جذابه، گریزلدا

بله

بله، این برای رقصیدن معرکه ست

شاید میتونستی یه حلقه ی کوچیک رو سجافش درست کنی که بتونم دنباله رو بلند کنم؟

از توجه دقیقت خیلی سپاسگزارم، گریزلدا

فکر میکنم خیلی مهمه اون جایی که کار قابل ستایشی انجام شده، تعریف و تمجید کرد

چقدر بد میتونه باشه برای اونایی کار کنی

که نادیدت میگیرن یا باهات نامهربون رفتار میکنن

میتونم تصور کنم که این باعث میشه کاملا احساس کوچیکی و بیچارگی کنی

و گاهی اوقات دلسردی و بی اعتماد به نفسی

موندم اصلا هیچ وقت اون احساسات از بین میرن

چای رو تو کتابخونه صرف میکنم، گریزلدا

امروز میخوام برم بالای نردبون

تا به تنهاترین کتابها بالای قفسه برسم

!اوه، خداجون! آن

ماریلا؟ اوه، پای

اوه! از سر راه برو کنار متاسفم

ماریلا، متاسفم، فراموش کردم میدونم

همن جوری عین چوب خشک واینستا

در رو باز کن. اه

اوه...برو سطل غذای خوکها رو بردار بیار

هرچند فکر نکنم این حتی به درد خوک ها بخوره

خیلی متاسفم، ماریلا

میخواستم حواسم به ساعت باشه. واقعا، میخواستم

لذت بخش ترین رویا رو داشتم میدیدم

ذهنت بیکار مونده دیگه آن

نه اصلا بیکار نیست

داشتم تصور میکردم که من پرنسس کوردلیای عاقلم

و فقط باید یه کتابی که محتواش رو بلدم لمس کنم

به اندازه ی کافی شنیدم

هیچ کس اصلا فکر نمیکنه اون عجیب غریبه

درواقع، اون برای متفاوت بودن پذیرفته شده

زندگی سحر و جادو نیست، آن میدونم

نمیتونی فقط تو خواب و خیال سیر کنی

من دارم بزرگت میکنم و خیر و صلاحتو میدونم

دیگه از زمانش گذشته برگردی مدرسه

لطفا منو مجبور نکن ماریلا خواهش میکنم! نمیتونم باهاش رو یا رو بشم

قول میدم اینجا بهتر کار میکنم، قول میدم

میتونی چونه زدن رو بس کنی، چون فایده ای نداره

اما متیو گفت من مجبور نیستم برگردم

حالا چی؟

اون درک میکنه که مدرسه برام یه عذابه

اما البته که اون درک میکنه !اون یه رو هم سرشته

من هیچ دوستی ندارم

دیانا رو داری نه

اون نمیتونه من رو دوست داشته باشی وقتی هیچکس دیگه ای نداره! نمیبینی!؟

به خودت مسلط باش ...و گیل

خب، یه پسره هست که تنها هدف زندگیش اینه که منو مسخره کنه

چه چرت و پرتایی من با اونا جور نیستم

تو فردا برمیگردی مدرسه و تمام

متیو کاتبرت، وقتش شده این حماقت رو تموم کنیم

بهت اجازه دادم دخالت کنی و اون بچه رو لوس کنی

فقط داشتم همدردی میکردم

توافق کردیم یا نه که بزرگ کردنش کار من باشه؟

نمیخواستم دخالت بیجا کنم

متنفرم از اینکه ناراحته همین

خب، امیدوارم راضی باشی الان، چون اون داخله

داره اطراف یه آشپزخونه سوخته رقص والس میکنه

یه ذره انگار شیش و هشت میزنه

یه ذره؟ نزدیک بود خونمون رو به آتیش بکشه

تکون بخور، مترسک کوچولو

هیچی نیستی جز یه تیکه آشغال بدبخت

نگران نباش، آن. من همیشه دوستت خواهم بود

ما همدیگه رو داریم

کیتی؟

کیتی، تویی؟

...کیتی موریس

تو اونجایی؟...

خواهش میکنم کیتی

خواهش میکنم

متاسفم مجبور بودم تو خونه خانوم هاموند رهات کنم

نمیدونی چقدر ممنون میشم

اگه منو اینجا ملاقات کنی

کیتی؟

آدم بیکار خودش رو تو دردسر میندازه

پس اگر از نظر تو اشکالی نداره، هرچند خودت بهتر میدونی

دوست دارم پیشنهاد کنم که اون فردا برگرده مدرسه

برای چی این وقت روز اومدی داخل؟

چی لازم داری، متیو؟ ...من

یه قهوه میخوام

ساعت ۳ بعد از ظهر؟

یا... یا چای

چای ساعت ۴ آماده میشه، درست مثه بقیه روزا

درسته خب

خیلی زود به مدرسه عادت میکنه

درست مثه بقیه بچه ها

...اما اما چی؟

آن مثه بقیه نیست

زیادی لی لی به لالاش میذاری متیو

وقتی برگرده سوالای زیادی ازش نمیپرسیم

میتونیم سر این توافق کنیم؟

نمیخوام در یه قوطی پر از کرم رو باز کنم (دنبال دردسر نمیگردم)

یاد میگیره خوشش بیاد، همین

عصربخیر. آن؟

آن؟

مطمئنم هر دوتون میخواین بدونین مدرسه چطور پیش رفت

خوشحالم که خبر بدم اونقدرا که فکر میکردم بد نبود

خودم لذت بردم

خب، همین خوبه

تکلیف نداری؟ کتابات کجان؟

نیاز نداشتم امروز بیارمشون خونه

میرم این رو بذارم رو نیمکت

سلام، کیتی؟

گل موردعلاقت رو آوردم

یه رز وحشی

کیتی...ای کاش اینجا بودی

بیا اینجا، آن

خب، تختم کامل مرتب شده میتونم یه سیب اضاف بردارم، ماریلا؟

محض اینکه شاید با یه دوست قسمتش کنم

بفرما

شگفت انگیز نیست که هر روز میتونه یه ماجراجویی باشه؟

امروز صبح شاد و شنگولی

همه چیز بستگی به این داره که چطور به مسائل نگاه کنی

خب، من کاملا برای مدرسه آماده ام. فقط میرم کلاهم رو بیارم

فکر میکنم امروز درباره ی منطقه ی ساسکاچوان یاد بگیرم

ساسکاچوان خوشایندترین اسم برای به زبون آوردن نیست؟

دلم میخواد یه روز برم اونجا

هیجان انگیزه که آدم درباره همه جاهایی که ممکنه بره یادبگیره

فکر کنم مرغزارها خیلی خواستنین

خب، وقت رفتنه! خداحافظ، ماریلا

امیدوارم زیادی بهم غبطه نخوری

که وقت عالی یادگیری تو جوونیمه

آن خیلی مدرسه میمونه. الان ازش خوشش میاد؟

این طور به نظر میاد

ممنون

سلام خانوما

سلام

عصر بخیر آقای کاتبرت

عصر بخیر دیانا

این خانوم روبی گیلیسه

سلام سلام

چی شما دو تا رو اینجا کشونده؟

فکر کردیم آن ممکنه کتابا و همه وسایلاش رو بخواد

از آشناییت خوشبختم بیا دیانا

ما نگرانش بودیم

درست نیست روبی؟

مخصوصا دیانا

اتفاقی افتاد؟ آن ناراحته درسته؟

فقط این رو میدونم. آن برای این دنیا زیادی پراحساسه

به هر حال، این چیزیه که اون یه بار بهم گفت

واقعا دیگه هیچ وقت برنمیگرده مدرسه؟

اگه برنمیگرده، پس ما میتونیم کنار هم بشینیم، دیانا

آخرین بار کی دیدیش؟

خیلی وقته

هیچ وقت فکر نمیکردم اون دیگه برنگرده

منم همینطور

میشه یه سلامی بهش بکنیم؟

آن الانرفته یه کاری انجام بده

اما حتما بهش میگم که شما اینجا بودین

لطفا این کار رو بکنین خانوم کاتبرت

لطفا به آن بگین من خیلی دلم براش تنگ شده

میتونی روش حساب کنی

نام ساسکاچوان از سرخپوستان دشت بزرگ سرچشمه گرفته است

کلمه آنها کیسیسکاچوان بوده

به معنای رودخانه ای که به سرعت جریان دارد

در اشاره به مهمترین

آبراه جاری در سرزمینشان

More Farsi Persian subtitles for Anne with an E

അഭിപ്രായങ്ങൾ

No comments yet. Be the first to leave one.

Keep it about this subtitle — sync, quality, typos.500 characters left