ആദ്യത്തെ 126 വരികൾ.
اين دردتو کمتر ميکنه
.خوبم، ديگه برو ميخوام بخوابم
در چه حالي؟
خودت چي فکر ميکني؟ به نظر خوشحال ميام؟
آگولرا سياستمدارها و پليس ها رو زير دستش داره
ما دهنمون سرويس ـه
من ازتون مراقبت ميکنم
همه ـتون ميتونين اينجا بمونين
تا زماني که يه راه براي گذشتن از مرز پيدا کنيم
هرچي ازت تشکر کنم کمه
سلام - سلام. فکر ميکردم هنوز خواب باشي -
چي؟ - بيا. علف ميکشي؟ -
ويکتور
ايرما
بيا اينجا دختر
تو خيال ميکني کي هستي؟ تو هيچ حقي نداري
برسيم آرژانتين هرکاري دلت خواست بکن
چي از جونم ميخواي؟
درسته، متوجه ـم
،تازه بچه دار شده بودي خونواده داشتي
شوهر داشتم
که وقتي مست ميکرد منو کتک ميزد
من بخاطر وينسنت موندم
خيال ميکردم اوضاع تغيير کنه
اما اينطور نشد
بهرحال همه چيو از دست دادم
بايد ميموندي و برام ميجنگيدي
اون کثافتا پيش توئن مگه نه؟
نه، من نديدمشون
اما اگه اين دور و بر بيان پيداشون ميکنم
بهت زنگ ميزنم
چله حرومزاده داره بهم دروغ ميگه
ميدونم اون کصکشا پيش اونن
من بايد برادرام رو از سانتياگو بيارم
و اين زمان ميبره
...تو هيچکاري حق نداري بکني
تا وقتي که من بهت بگم، روشن ـه؟
چرا با اون مرد بودي؟ - به تو چه؟ -
تو چرا اينقدر اُمل از آب در اومدي لارا؟
من اينجوري بزرگت نکردم
من يه زنم
،اگه از مردي خوشم بياد، بهش ميدم چه خوشت بياد چه نياد
پس هميشه به بابا خيانت ميکردي؟
تو بابات رو خيلي آدم بزرگي تصور ميکني اما اون يه آشغال بود
آشغالي که باعص شد من کلي درد بکشم
يه چيزيو ميدوني؟
بعد اينکه اون مُرد، من خيالم راحت شد
اوليوا ـه. سلام
درباره پاراگوئز خبر دارم
بايد توو پورتو اوکتاي ببينمت
ميام
چي ميخواست؟
ميخواد امشب مارو ببينه که حرف بزنيم
چيکار ميخواي بکني؟ - - بيا ازينجا بريم -
بريم يه نوشيدني بزنيم
باشه
بابات ناراحت نميشه؟
اون باباي من نيست
بازي کن ديگه
نه
ميخوام يه چيزي ازت بپرسم
درباره دخترت
چي؟
چرا باهم کنار نمياين؟
اولين باره که من باهاش هستم
اما چرا ازت متنفره؟
بابت مرگ مادرش منو مقصر ميدونه
کارت
نميخوام برگردم اونجا
بايد ازينجا برم
و توهم بايد کمکم کني
يه جايي رو ميشناسم
سوار شو
سوار شين
من ميخوام جلو بشينم - خفه شو -
باز چي ميخواي؟
تو خيلي بدي
يه مادر بد و يه زن بد
و ميدونم که يه مامان بزرگ بد هم ميشي
خفه شو لارا
حرفامو گوش کن
ميدونم با بابام چيکار کردي
گمشو هرزه
ميدونم تو کشتيش، هرزه کثيف
ممنون که اومدي
بريم، راه و بهت نشون ميدم
اينم ده
يه ده ديگه - من نيستم. الان برميگردم -
فابيان، تو يه پليس خيلي خوب هستي
سريع و باهوش هستي
.خيلي هم شکاکي - همينجوري ادامه بدي به بالاها ميرسي
،قربان چي ميخواستي بگي قضيه چيه؟
حتي ممکنه جاي منو بگيري
جايگاه شما قربان؟
تو با قاچاقچي هاي مواد در ارتباطي
چي شده؟ - ايرما نيست -
.حتما جاي دوري نرفته احتمالا با پسرم و دوستاش رفتن شهر
منم از همين مسئله نگرانم
حق با سالامانکاس
ايرما ممکنه بره پيش پليس يا جاي مارو به کسي بگه
.گوشي مانوئل هم خاموشه پيداش ميکنيم
ميرم دنبالش - نه سالامانکا -
ما ميخوايم از کشور بريم بيرون
نميتونيم همه چيزو به خاطر يه دخترک لوس به خطر بندازيم
باهاش برو
!عالي شد
خروجي پورتو اوکتاي
حرومزاده
عجب کصکشايي
حالا
وارد شيد
!دستا بالا! تکون نخور
!پليس! تکون نخور
!بريد دنبالش! يالا
!يالا
!شليک کنيد
!تکون بخوريد
!وايسا! پليس
!يالا! داره فرار ميکنه
!داره فرار ميکنه
!مست ترين ها اينجان
اينجا کجاست؟
بيا ببين
بفرما
بفرما
چيزي نيست
No comments yet. Be the first to leave one.