ആദ്യത്തെ 161 വരികൾ.
همانطور که کنار ایستاده بودی
قسمت ۰۴: اونسو و هوییسو
اون الان برگشته؟
این دیگه چه کوفتیه؟
چیزی شده؟ زود برگشتی.
اون بلیط هواپیما قضیهش چیه؟
چه بلیط هواپیمایی؟
مال شانگهای. فردا.
اون بلیط یه طرفه واسه منه. قضیهش چیه؟
منظورت چیه، نمیدونم.
بگو. واقعاً نمیدونی؟
پس داری یه کاری میکنی.
اونسو الان داشت میرفت.
عزیزم، چی شده؟
بهبه، بهبه. این دیگه چیه؟
شما دو تا چه غلطی دارید میکنید؟
تمومش کن!
لعنت بهش!
فقط گمشو بیرون.
باور نکردنیه، لعنتی!
پاشو.
وایسا.
وای.
پاشو. هی، تو چه مرگته؟
آخه لعنتی!
بس کن! وایسا!
شما دو تا چه مرگتونه؟
هی، جو اونسو. به من نگاه کن.
مگه بهت نگفتم پاتو از گلیمت درازتر نکنی؟
کارای زن و شوهر رو بذار به خودشون.
هی!
میخواستی منو با این بکشی؟
دقیقاً چطور؟ اینطوری؟
اینطوری؟ ول کن!
تو. اینو بردار!
میدونی چیه؟
من لعنتی نمیمیرم، میشنوی؟
بفرما. سعی کن منو بکشی.
تو باید بمیری. بمیر، لعنتی!
بمیر!
نه، هوییسو! هوییسو، وایسا!
لعنت!
اونسو، باید بری. تو اینجا نبودی.
یعنی چی؟ من این کارو تنهایی کردم.
نه، ما این کارو کردیم.
اونسو!
این چیزی رو عوض نمیکنه.
آقای جانگ فردا طبق برنامه میره.
بعدش نو جین-پیو رو دفن میکنیم و قضیه تموم میشه.
خودتو جمع و جور کن.
سلام.
یه کم نارنگی خونه داشتم، آوردم براتون.
اینا رو همین الان خریدم.
اما تاریخشون امروز تموم میشه، گفتم باهاتون قسمت کنم.
ببخشید، اما سرما خوردم.
میشه لطفاً اونا رو دم در بذارید؟ ممنون.
ببخشید، ماشینتون رو خط انداختم. لطفاً با من تماس بگیرید، واحد ۱۴۰۱.
اگه اومده باشه بالا چون متوجه کارمون شده؟
مگه میشه؟
اون میدونه که من کتک میخورم.
با این وجود، حدس میزنم اومده بود یه سر بهت بزنه.
حتی شمارهشو هم برات گذاشته.
اگه اومده باشه حالمو بپرسه، ولی متوجه چیزی شده باشه و تصمیم گرفته باشه به پلیس زنگ بزنه؟
اون چیزی ندیده که بخواد گزارش کنه.
ما فقط باید طبق نقشه پیش بریم.
بازم شروع کردن؟
نه، امروز یه جور دیگه بود.
من یه کم پیش رفتم بالا، یکی اونجا بود.
چرا رفتی اونجا؟
که بهش نارنگی بدم.
عزیزم. بیا بریم تهبوکی بخوریم.
یهو؟ من یهو هوس کردم.
من تازه دوش گرفتم.
تازهاش خوشمزهتره.
هیون-جی! بیا بریم تهبوکی بخوریم!
من اون رو تمیز میکنم.
حتماً.
همیشه و تا ابد ۰۲.۲۶.۲۰۲۰
حاضر، آماده، حرکت!
دوستها تو زندگی با هم قدم میزنند.
هرچند روزهای گذشته برای همیشه از دست رفته.
یه حرف میتونه یه عمر تو ذهن بمونه.
و با یک لیوان شراب.
بیا دیگه. دوباره بشین!
برو دیگه!
حساب با منه، پس راحت باشید.
بله آقا. همه دارن خوش میگذرونن.
کی میدونه دوباره کی غذای کرهای حسابی گیرتون میاد؟
چرا یهو داری میری خونه؟
اتفاقی تو خونه افتاده؟
فقط دلم برای پسرم تنگ شده.
سخته باهاش مخالفت کرد.
سفر دریاییت؟
همه چی مرتب و امنه؟
از کجا راه میفتی؟ پیونگتک؟
گونسان؟
اینچئون؟
بله.
اونجا امنیت خیلی شدیده.
حتی شروع کردن به بازرسی اسکلهها.
اینچئون پورت، نه فرودگاه اینچئون، درسته؟
معلومه که نه.
اصلاً مگه میتونی سوار هواپیما بشی حتی اگه بخوای؟
اگه داری از دردسر فرار میکنی، من نمیتونم پشتت باشم.
اصلاً اینطور نیست.
به "جو اون-سو" گفتی...
...که داری میری؟
این جو اون-سو کیه قربان؟
به انبار ما سر زده بود، فکر کردم دیدیش.
برو. من یه سیگار دیگه میکشم.
بله قربان.
آقای جین سو-بک
تماس شما برقرار نمیشود. لطفاً پیام بگذارید--
آقای جانگ کانگ
در حال خاموش شدن
بازنشانی دستگاه
ما همهی اینا رو دیشب شستیم.
گفتم دوباره بشورمشون.
کل خونه بوی عطر میده.
فکر کردم یکم عطر بزنم. زیاده از حد شده؟
ما دیروز کل اینجا رو عطر زدیم.
خب، بوی خوب حال آدمو خوب میکنه.
گوشی رو پاک کردی؟
بله.
الو؟
همین الان؟
تازه چشمام باز شد.
بیا تو.
حدس میزنم خونههای قشنگ...
...هم بوی خوبی میدن.
ازت خواستم بیای که یه دست کت و شلوار دیگه بهت بدم.
بهت میاد.
ممنون.
بابت کیف هم.
پاسپورت رو تو فرودگاه بهت میدم. همهی وسایلت همینه؟
بله. چیزی زیادی ندارم ببرم خونه جز چیزایی که شما بهم دادین.
برات تاکسی گرفتم. میتونی اینو با خودت ببری.
باشه.
تاکسیت باید زود برسه.
این
وای.
اجازه بدین.
وای.
ممنونم.
باشه.
پس بعداً میبینمت.
اوکی.
طبقهی اول. درها در حال بسته شدن هستند.
درست اونجا.
منو درست همون بالا پیاده کن.
وقتی کارم تموم شد زنگ میزنم.
اخطاریه تخلف پارک
کیسههای پلاستیکی مشکی
اون-سو؟
منم.
جین-یونگ.
منتظر کسی بودی؟
فقط دختر پایین رو. ظرف غذام دست اونه.
حتماً خیلی باهاش صمیمی هستی...
...که با پای برهنه درو باز کردی.
جین-پیو از این کتونیها میپوشه؟
No comments yet. Be the first to leave one.