ആദ്യത്തെ 200 വരികൾ.
اسکیپ، عقلت رو از دست دادی؟
اون دو هزار دلار رو بهت دادم تا جنازهی بابا رو بفرستی خونه
اونوقت الان رفتی فاکسوودز؟
تفرجگاه و کازینوی فاکسوودز؟ جایی که هم برازندهاس و هم آرامشبخش؟
،معلومه که از سندباد خوشم میاد
ولی معنیش این نیست که ...تابوت بابا رو بذاری توی پارکینگ بپوسه
!کاتالوگ زنان باردار با لباس یوگا
یه دستمال، دو تا، سه تا، چهار تا
خودشه. میتونم توی کیسهی تخم تنگ و صافم حسش کنم
این بار با روش مخصوصم جلو میریم
تمرکز کن! نمیتونم تموم شب رو بیدار بمونم
صبح موهام رو قراره شبیه پشم کیر کنم
موهات رو شبیه پشم کیر میکنی؟
کارلو آرایشگاه رو به خاطر من زود باز میکنه
...به نظر چیز بامزهای میاد - !اندرو، تمرکز کن -
...خیلی خب، دستمال یک
...دو - سه -
!کیر توش! پارهاش کردم
!اشکالی نداره دستمال پاره هم آب کیر رو نگه میداره
زیر همهی جعبههای دستمال کاغذی پافس نوشته
!نه، نه، نه
دستمالها باید بینقص باشن تا کلی مایع چسبناک نگه دارن
شروع شد - آره، باید از اول شروع کنم -
این دیوونگیه
بدجوری باید جقت رو بزنی - میدونم -
این تنها راه برای تخلیهی استرس و اضطرابتته
حس میکنم قراره یه سکتهی بچگونه بزنم
!پس جق بزن
نه! بار آخری که بدون روش گلابرمن
،به کیر کوتاه و ضخیمت دست زدی !پدربزرگت رو کشتی
تیتو راست میگه. فقط میرم بخوابم
چی؟ تو هیچوقت بدون جق زدن نخوابیدی
و من با تغییرات خوب کنار نمیام
میتونیم صبح دوباره امتحان کنیم
صبح؟
اون موقع موهام رو پشمی میکنم
،و باور کن !تماشاگرها دلشون میخواد ببینن منظورم چیه
!شما! شمایی که توی خونه هستین
!از روی صندلیهاتون بلند بشین
بگین! "بدجوری عصبانیم که شاید موری نتونه موهاش رو پشمی کنه
"!و دیگه قرار نیست این رو تحمل کنم
.: Arman333 ترجمه از :.
وقتی از قطار پیاده شدی بابات منتظرته
نمیخوام برگردم به بریجتون
نمیخوام نیک رو ببینم و نمیخوام به اون مراسم ختم برم
آره، همه میفهمن توی دختری شهری شدن شکست خوردی
.توی مدرسه گند زدی دوستپسرت باهات به هم زد
نه میتونی شلوغی رو تحمل کنی و نه جنب و جوش رو
یکم از دخترهی پنیرفروش که بابات باهاش قرار میذاره اطلاعات جمع کن
ببین واقعا خوشگله یا فقط جوونه؟
!باشه
کیر دهنت، شانون. برو کست رو بخور
!سلام، دخترها
ریدم توش - براتون جا نگه داشتیم -
!خیسه
بیا کنارشون نشینیم
...بیا کنار این مرد خوب بشینیم که
زیر کتابخوان الکترونیکیش جق میزنه
!دست بردار، پسر
هی، متیو، نگاه کن
یه پیشبند جدید برای دوست عزیزم ماریو واسه مسابقهی کیکپزی کلیسا گرفتم
به "باتالی" باور دارم
واقعا؟ میخوای روی حرفت بمونی؟
.اوه، بقیهاش اون زیر مونده وایسا، اینم از این
خیلی بهتر شد باور دارم باتالی همهی کارهایی که] [مردم میگن رو کرده
ولی بازم عجیبه - !بزن بریم -
به گمونم بهتره بریم سمت آشپزخونه
واسه زمان مخصوص کیکپزی با مامانی هیجانده نیستی؟
امسال خیلی ناجور میشه
ولی مامانی میذاره قاشق رو لیس بزنیم
،آره، میدونم عاشق قاشقی
ولی فکر کنم پیامهای سکسیم با ایدن رو دیده
خب، پس عالیه! بیخیال دیگه
میدونه گی هستی و حالا دیگه چیزی واسه پنهان کردن وجود نداره
مطمئن نیستم
بالاخره میتونی باهاش در مورد این حرف بزنی
که کدوم یکی از برادران جوناس خوشمزهترین کیر رو داره
من که خبر دارم مال جو هستش
موقع ریختن آرد مراقب باش، عزیزم
نمیخوایم کثیفکاری کنیم
!ببین، متیو، دارم آرد رو اندازه میگیرم
اوه، امروز بریتنی کمکمون میکنه؟
امسال از خواهرت خواستم باهام توی مسابقه شرکت کنه
عزیزم، میخوای قاشق رو بلیسی؟
میذاره بریتنی قاشق رو لیس بزنه؟
فکر کردم با "دوستهای جدیدت" سرت شلوغه
خب، راستش عالیه، چون سرم شلوغه
و خیلی خوشحالم که زمانم آزاد شده
!نه، نیستی! نابود شدی
و فقط یه نفر برای سرزنش کردن وجود داره
!بریتنی کلهکیری
بریتنی خیلی قیافهی داغونی داره
اصلا دندون نداره
آهای! کسی نمیدونه شیشه مصرف میکنه؟ - موری، اون هفت سالشه -
،آره، شاید هفت سالش باشه ولی بیا روراست باشیم، پسر
لعنتی نمرهاش سه از 10 هستش
مردم عاشق اون چوبشورها با کرهی بادومزمینی هستن
واسه همین فکر میکنم مدلش رو تغییر بدیم، خب؟
!کرهی بادومزمینی قلقلی با چوبشور داخلش
اونوقت بعدش آب نمیشه و فقط یه ظرف پر از کرهی بادومزمینی بشه؟
قاشق شکلاتی رو واسه همین میذاریم دیگه
مغزت ترکید؟
آره، حلش کردی
این شاید خوب باشه، البته اگه نئشه باشم
ولی نئشه نیستم چون سر کارم
...خیلی خب، بدینوسیله تقدیم میکنم
!بخش پاستیلی محل زندگی بابا
واو، بابا. این محشره
راستش باید قبل از اینکه بیام دنبالت
دوچرخهی خوابیدهام رو میذاشتم توی هال
فکر کنم سعی داره یه پیام برات بفرسته
این که مزاحمش هستی و نمیخواد اینجا باشی
!فکر کنم کیتلین اومده. بیا. ریدم توش
جسی، این کیتلین هستش
کیتلین، این خودِ جسی گلیزر معروفه
!جسی
.وای، خیلی چیزها در موردت شنیدم واسه من خیلی معروفی
خوبه. امضا نمیدم
آره. بامزهاس
راستش، واسه همین برات پنیر هامبولت آوردم
بامزهترین پنیره
مثل اینه که جان پاپر برات یه سازدهنی انتخاب کنه
آره. نه، باحاله
عاشق پنیرم
منم همینطور، ولی به لاکتوز حساسیت دارم
.ولی بازم میخورمش باعث میشه گوزم بوی گند بده
حالت خوبه، جس؟
میدونم باید یکم برات عجیب باشه که با کیتلین آشنا میشی
نه، اشکالی نداره. اون خوبه
خوشحالم که شاد هستی
رفتی نئشه کردی؟
واقعا؟ واقعا؟ واقا؟ چی به سر واقا اومد؟
واقا این کار رو کرد؟
من نئشهام
دستمال، دو تا، سه تا، چهار تا
چهار تا دستمال کامل. خیلی نزدیکی
با اون مدل موت حتی نمیتونم تمرکز کنم
.میخواستم طبیعی به نظر بیاد طبیعی به نظر میاد؟
مثل یه مدل موی افرو از پشم که حشر آدم رو میخوابونه؟
آره - پس، با موفقیت انجامش دادی -
عالیه! خیلی خب، پس اون کیر ناز کوچیک و کلفتت رو فشار بده تا آبش بیاد
همینطوره. و حالا، یه قطرهی عالی کرم
!نه! مارک مارون
چه مرگته؟
،هی، رعایت کنین !یه بچه این بالا میخواد جق بزنه
بیشتر تعریف کن، پسرعمو
میخوای بچههات رو بپاشی روی فرش؟
واویلا
!برو بیرون برادرت رو بکش، مارتی - !خیلی خب! باشه -
اگه پدرت بود این رو میخواست - !دیگه بسه -
!باورم نمیشه بابا رو کردی پشت یه جیپ
چیه؟ نگرانی بیشتر بمیره؟
وای! بوی سوپ کالباسی رو میده که زیر آفتاب مونده
نگاهم کن. نگاهم کن - !دارم نگاه میکنم -
باباییت مرده و هیچوقت برنمیگرده
ممنون که باعث شدی به آخرش فکر کنم
سلام، اندی - سلام -
میخوای عکس قفل گوشیم رو ببینی؟
.اون آلت لخت منه خوبه
اندرو، به دخترعموت نزدیک نشو، منحرف
صد در صد همین کار رو میکنم
چی؟ چرا؟
نمیخوای توی حالت عزا به دخترعموت بمالی؟
روی هاتداگ حلالت شبزندهداری کنه؟
نه! وقتی روش رو بیخیال شدم ،و با عکسش جق زدم
آقاجونم رو کشتم
!خب، یه کاری باید بکنی "اسم یه فیلم از "نانسی مایرز
!زنها این رو میخوان !میخوان "نرخ زاد و ولد" رو ببرن بالا
"موری، "پیچیدهاس
فکر میکنی نمیخوام "سرباز بنجامین"ـم رو داخل "تلهی والدین"ـش بکنم؟
تلهی والدین" هم کار نانسی بوده؟" - نویسندگیش کرده -
نانسی مایرز فیلمهای خیلی خوبی درست کرده
همینطوره - !خب، حداقل جق بزن -
بدترین اتفاقی که ممکنه بیفته چیه؟
این یکی رو من میگم
آره. آره
اصلا روشم رو انجام نمیدم !و بچه تنها کلاه زمستونیش رو خراب میکنه
!سگ تو روحش، نمیتونم ببینم! داریم سقوط میکنیم
میتونی یه میکروفون هم برام بکشی؟
چون من کمدین معروف "سندباد" هستم که همیشه عمیق حرف میزنه ولی به مقدسات توهین نمیکنه
!وای
دقیقا همین اتفاق میافته
معلومه - ریسکش خیلی زیاده، موری -
باید به خاطر امنیت بشریت بذرم رو بیرون نپاشم
تنها گزینهاس
خب، پس، کیرم رو بخور
میرم به داستان متیو - چی؟ -
مسابقهی کیکپزی کار ما بود و حالا داره با بریتنی انجامش میده؟
خیلی خب، یه ایدهی عجیب
چطوره ما وارد مسابقهی کیکپزی بشیم؟ - ...ایدن -
جدی میگم
شاید اگه مامانت ببینه چقدر باهم خوشحالیم ...و من چقدر خوشگلم
واقعا خوشگلی
کمتر به رابطهامون سخت میگیره...
چه پسر رویایی هستش
دلت نمیخواد داخل دهن قشنگش زندگی کنی؟
موهات چه مرگش شده؟ شبیه "فیل اسپکتور" شدی
ممنون! دقیقا همون عکس رو به کارلو دادم تا من رو شبیهش کنه
باید دقیقا مشخص کنی چی میخوای چون اغلب اوقات شیشه میکشه
خب؟ من کیک چوبیهای محشری درست میکنم
No comments yet. Be the first to leave one.