The Commissar

The Commissar (Комиссар)

Farsi Persian സബ്ടൈറ്റിൽ ഡൗൺലോഡ് ചെയ്യുക

റിലീസ് വിവരങ്ങൾ

The Commissar 1967 DVDRip XviD
കമന്ററി എഴുതിയത് bamdad
بامداد از تیم ترجمه پارس نویس

ടാഗുകൾ

DVD
DVDRip
dvdrip
dvdr
XviD
പ്രസിദ്ധീകരിച്ചത്: 2015-03-26
ഡൗൺലോഡുകൾ: 49
ശ്രവണ വൈകല്യമുള്ളവർക്ക്: No

Farsi Persian സബ്ടൈറ്റിൽ പ്രിവ്യൂ

ആദ്യത്തെ 200 വരികൾ.

اين فيلم برنده‌ي جايزه‌ي ويژه‌ي ... ، " هيئت داوران، " خرس نقره‌اي

در سي و هشتمين جشنواره‌ي بين‌المللي فيلم ... ... ، برلين در 1988

جايزه‌ي بين‌المللي ... ... ، (FIPRESCI) منتقدان فيلم

جايزه‌ي بين‌المللي هيئت داوران ... ... سازمان فيلم کاتوليک

و رسانه‌ي صوتي و تصويري ... ... ، (OCIC) در اطلاعات

... برنده‌ي جايزه‌ي فيلم اوتو ديبليوس ...

از هيئت داوران بين‌المللي ... . شد (Interfilm) پروتستان

... اين اثر در سال 1967 فيلمبرداري شد

و توسط پرسنل گاس‌فيلموفوند ... . اتحاد جماهير شوروي نجات يافت

استديو فيلم ماکسيم گورکي

کميسر

: نويسنده و کارگردان الکساندر آسکولدوف

تقديم به تمام عاشقان سينما

: موسيقي متن آلفرد شنيتکه

فيلمبردار: والري گينزبرگ طراح توليد: سرگئي سربرنيکف

: دستيار کارگردان لوين، گريگوريف، پريلوتسکايا

: بازيگران

نونا مورديوکووا

رولان بايکف

رايزا نيداشکوفسکايا

لودميلا وولينسکايا

واسيلي شوکشين

بر اساس داستاني از واسيلي گروسمن

"در شهر بِرديچف"

. وقت حمومه - چي گفتي؟ -

. گفتم وقت حمومه

گرمابه‌ي خانوادگي

! زود باش

! يِمِلين رو پيدا کردم

! حرومزاده

! يِمِلين رو پيدا کردم

! کميسر

! واويلووا

! يِمِلين رو پيدا کردم

ماديون همراهشه؟

. نه، تنهاست . خيلي بيچاره‌ست

منم بخار بگيرم؟

! خفه شو

. بذارين من رد شم

، تو يه انباري قايم شده بود . شپش افتاده بود به جونش

. زود باش

، کمي شراب سيب چطوره واويلووا؟

. اين اراجيف رو تموم کن

کجاست؟ - . اونجا -

کجا گيرش انداختي؟ - . اهل همينجاست -

دو روز پيش فرار کرد . و يه راست رفت خونه

مقاومت کرد؟ - . خودش نه ولي زنش آره -

. زنش ناخوش احواله - . يه غاز پا سفيد -

اسبه رفته؟ - . نه اسب و نه زين -

! باز کن

! بيا بيرون، يِمِلين

! قهرمان سرخ

! نقض مقررات ارتش سرخ

تو انقلاب رو با ! دامن يک زن مبادله کردي

. انقلاب، انتقام نميگيره . از خودش دفاع مي‌کنه

... مطابق وجدان

، و بخاطر آينده‌ي درخشانمان ... ! تو رو نفرين مي‌کنم

و تو رو تحويل ! دادگاه نظامي ميدم

به چي مي‌خندي؟

. واقعا احمقانه‌ست

چطور اين اتفاق افتاد؟

. خيلي ساده

، مي‌خوام از شرش خلاص بشم . ولي ديگه دير شده

خودت ميدوني که من سه ماه، شبانه روز . سوار اسب بودم

و زماني که به ... ، بيمارستان رسيدم

دکتر حاضر به انجام ... . اون کار نشد

. تو سرباز ما هستي

از من مي‌خواي که تورو تحويل دادگاه نظامي بدم؟

حتي با اسلحه تهديدش کردم ولي باز . قبول نکرد و گفت خيلي دير شده

، کيه که تو رو باردار کرده کلاويدا؟

. اينقدر مزخرف نگو

. خيله‌خب، فراموشش کن

آخه کي رو جايگزين تو کنم؟

... شايد اون يکي

از دسته‌ي سياسي ارتش؟ ...

. يه کمونيست سرسخته

همتون کمونيست‌هاي . سرسختي هستين

! جشن سالگرد نزديکه

کي مي‌خواد يه سخنراني رو توي گردانت رهبري کنه؟

بايد در مقابل مباشر . پرشور برگزار بشه

تحويل پوتين‌ها رو . به تعويق انداخت

، واسه برش پارچه واسه پاپيچ‌ها . بذار خودشون انجام بدن

چطور کسي ميتونه با تو مبارزه کنه؟

پس به زودي بچه رو به دنيا مياري؟

. آره، خيلي زود

توي گروهان دوم . خيلي‌ها ناراضي هستن

بخصوص اون مو فرفري . که هميشه آواز ميخونه

! سلام، ماگازانيک . سلام، سلام -

اوضاعت چطوره؟

چطور ميتونم باشم وقتي يه مردي از از وزارت جمعي به ديدنم مياد؟

، بايد کمي جاتو تنگ کني . رفيق ماگازانيک

! مامان

! ماريا

! بچه‌ها

! مردم

اونها فکر مي‌کنن ! من روتشيلدم

! گستاخي تا چه حد

! ديگه بورژوازي در کار نيست

و توي شوروي فقط . يه اتاق باقي مونده

. اونم اتاق ماگازانيک

ما فکر مي‌کرديم که تو يه مرد به لحاظ سياسي آگاه هستي، بعد تو اينکارو مي‌کني؟

شوروي مي‌خواد ... از يه کارگر

با شش تا بچه ... . يه اتاق بگيره

بقالي ديويدسون چي؟

پوشاکي خودوروف چطور؟ يا اشکنازي ميليونر؟

! مادام افسر ! رفيق افسر

. تمومش کن

ما خيلي خوشحال شديم . زماني که شما پيروز شدين

! مادام

! شما بايد پشتيبان ما باشين

! خدا ازتون نگذره

! الان پرتش مي‌کنم بيرون - ! يِفيم -

. خوش اومدين

هيچ کجاي قانون ننوشته که ! من بايد رختخوابم رو به اون بدم

. خيلي ببخشيد

هيچ کجاي قانون ننوشته که ! من بايد رختخوابم رو به اون بدم

! دنبالم بياين ! سوار شين

، از زيرزمين بيا بيرون ! کسي بهت آسيب نميزنه

، زودباش، از زيرزمين بيا بيرون ! کسي بهت آسيب نميزنه

. اينجا واسه توئه

. صبح بخير، مامان

بازم سيب‌زميني؟

در روز اول، خدا . سيب‌زميني آفريد

... در روز دوم

. خدا سيب‌زميني آفريد ...

... در روز سوم

خدا باز هم ... . سيب‌زميني آفريد

و در روز چهارم و پنجم . خدا سيب‌زميني آفريد

چرا ما رو روز ششم آفريد؟

چي؟

واسه غذا دادن ... ، به همچين دار و دسته‌اي

بايد به اندازه‌ي ايوان پادوبنيِ ... . کشتي‌گير، قوت داشته باشي

. بخور

! آواره

! دسته‌ي راهزنان

. يِفيم، کارت دير ميشه

هنوز خوابه؟

. خدا رو شکر

، تمام شب بيدار بود . مثه يه حيوون توي قفس بي‌تابي مي‌کرد

، وقتي بيدار شد . کمي چايي بهش بده

! ساکت

! ساکت

، اگه صداتون دربياد ! گردنتون رو ميشکنم

! تعميرات ! لحيم کاري

! تعمير ظرف و ظروف

! من هفت تا بچه دارم

... ، خيلي متاسفم

به نظر مياد بيداري شدي؟ ...

. آره، بيدارم

، وقتي آدم از خواب پا ميشه . بايد يه چيزي بخوره

بخاطر همين گفتم شايد بياي . و يه چيزي بخوري

. کمي آبجوش مي‌خوام

. فکر غذا رو هم نميتونم بکنم - . سماور داغه -

، خيلي متاسفم ... ، مادام واويلووا

ولي بنظر مياد که ... . باردار باشين

، مي‌‌خواستم از شرش خلاص بشم . ولي خيلي دير شده بود

من سه ماه، شبانه روز . سوار اسب بودم

مقدار زيادي يُد از . از داروخانه‌ي ارتش گرفتم و خوردم

. مثه يه چاقو توي قلبمه

، داره منو ضعيف مي‌کنه . حتي کف دست‌هام عرق کرده

اوه، خداي من، اين زن . عقلشو از دست داده

حرف‌هايي که ميزني . اشک سنگ رو هم درمياره

آدم درباره‌ي بچه‌ي دشمنش هم . نبايد همچين چيزهايي بگه

و تو داري از ! گوشت و خون خودت ميگي

سماور کجاست؟ . خودم ميارمش

ديوونه شدي؟

توي همچين وضعيتي مي‌خواي ! چيز به اون سنگيني رو بلند کني

! حداقل 50 کيلو وزنشه

، لطفا بفرمايين اينجا . مادام واويلووا

، روي اون صندلي بنشينين . اين يکي پايه‌ي سستي داره

، قند دارم . از سهميه خودمه

، بچه‌ها يه همچين مصيبتي هستن . مثل يه مزاحم

، با اين وجود زندگي مي‌کنن . و هيچکدومش هم نميميره

... ، مادام واويلووا

نبايد توي اين وضعيت ! پابرهنه باشين

يِفيم به اين ! کفش‌ها نيازي نداره

، بفرمايين . بپوشينشون

اين روزها کسي توجهي نمي‌کنه . که يه زن بايد وضع حمل کنه

حالا به چه دردم ميخورن؟

، زودباشين . شما فقط بپوشينشون

... ، مادام واويلووا

چقدر ديگه بچه متولد ميشه؟

. اوه، پس بزودي متولد ميشه

، خيلي زود ! مادام واويلووا

، شما فکر مي‌کنين که واسه تولد اولين فرزندم، سونيا خون زيادي از دست ندادم؟

، يه سطل خون سياه . بخاطرش اين مقدار خون از دست دادم

زماني که کوچيک بود، با هر . مرض احتمالي، بيمار ميشد

... ، مخملک، ديفتري

، سرخک، سياه سرفه ... . و اوريون

. فکر کنم فقط وبا نگرفته

همه‌ي اينا ميتونه . يه آدمو ديوونه کنه

، ولي تو اين حق رو نداري . چون تو مادرشي

پزشک هنگ ما ... مي‌گفت

که تمام بيماري‌ها ... . از شکم مياد

، اگه شما کدبانوي خوبي باشي . لباس‌ها مدت زيادي دوام ميارن

اين پيراهن اينجا رو، اول ميشا ميپوشه . بعد سيوما و ليووا

. اوه، اين بچه‌ها

هر روز . مي‌خوان غذا بخورن

به سختي يه هفته رو . بدون جوش و التهاب ميگذرونن

... و دکتر بالابان

അഭിപ്രായങ്ങൾ

No comments yet. Be the first to leave one.

Keep it about this subtitle — sync, quality, typos.500 characters left