ആദ്യത്തെ 200 വരികൾ.
تنگه
فکر کنم منظور مربی بازیگریم همین بود که وقتی میگفت
باید خودت رو بیشتر نشون بدی
تیکهی خندهداری بود، آقای مانگانیلو
اسمم جوئه
جو، درسته، شرمنده
...خب ما
قراره یکم تصویر آزمایشی برای استدیو ضبط کنیم
یه دقیقه دیگه شروع میکنیم
ولی بازم میگم، خیلی هیجانزدهام که توی این فیلم با شما کار میکنم، جناب
مرد نقابدار. نقشی هست که آرزوش رو داشتم
خب، این حرف وقتی از دهن آلسید هروو بیرون میاد، ارزش داری داره
کی؟
این اسم شخضیتش توی سریال ترو بلاده
خوب... خوبه که بهش بفهمونم که من طرفدار کارهاشم
میدونی که، باعث میشه احساس راحتی بکنه
کی اهمیت میده که اون چه احساسی بکنه؟ اون یه کارگره
نه، جو. فرهنگ هالیوود خیلی متفاوته
به ساز این سلبریتیها میرقصن
و ما هم بهش نیاز داریم، پس ما هم به سازش میرقصیم
باشه، الان یه هدست واست میاریم
فقط برای اینکه حرکات اون چهرهی زیبای شما رو ثبت کنیم
نه. لازم نیست
- و اسمم جوئه - جو، درسته
...چون
من قراره که این رو بزنم
باعث میشه توی نقش فرو برم. سفارشی دادم ساختنش
فکر کنم منظور مربی حالات صورتم این بود وقتی که گفت
یه نقاب خوب قراره بهای گزافی واست داشته باشه
درسته
ولی این واسه مواقعی از فیلم هستش که شما نقاب رو از صورتتون برمیدارین
آره، من قرار نیست نقاب رو توی کل فیلم از صورتم دربیارم
با عقل جور درمیاد
ببخشید، واسه چی؟
برخلاف روند داستان بازی میشه
بهش فکر کن. مرد نقابدار نقابش رو درمیاره
انگار به اعضای گروه دیانددیایت
لیست حرکات لونه و نقاط ضعف اژدها رو توی همون دروازهی اول بدی
کاملا درست گفتی
- داره از چی حرف میزنه؟ - عمرا اگه بدونم
ناراحت به نظر میای
من خیلی ناراحتم، جو
تو ناراحت به نظر نرس. بهتره لبخند بزنی
باشه. خب، این یارو میخواد کل فیلم صورتش رو بپوشونه؟
استدیو بدجوری میگرخه. من قراره بدجوری بگرخم
- طرفدارها قراره بدجوری بگرخن - دیوید
تو مدیری. قاطع باش و به کارگر بگو که از تصمیمات تبعیت کنن
!بخند
این فرهنگ کاری نیست، باشه؟ من نمیدونم فرهنگ کاری چیه
این فرهنگ کاریای که تو داری توصیف میکنی، واسه روزهای آخر شورویه
مشکلی نیست. مشکلی نیست
میدونی دیگه، ما این قضیه رو هم پشت سر میذاریم، درسته؟
- هول نکن - دیوید! آب لازم دارم
آب الان میاد خدمتت
!یه بطری آب لامصب بهش بده
وحید مستغیث : ترجمه و زیرنویس @vahids3
به طرز عجیبی ساده، ولی با پتانسیلی بیشمار داره
: پلیپن این سوال رو میپرسه چرا بازی یه نفر دیگه رو انجام بدی
- وقتی که میتونی بازی خودت رو بسازی؟ - وقتی که میتونی بازی خودت رو بسازی
- زدی تو خال - واو
- واقعا هر بار میخواین دست بزنین؟ - آره، لازم نیست هر بار دست بزنین
میدونین که چی میگم، من نظر واقعیتون رو میخوام
- متاسفیم. ببخشید - ببخشید
ارائهی عالیای هستش
فکر میکنم بدون بودن آیان و اون ادا و اطوارهاش بهتر هم به نظر میرسه
بدون اعتماد به سقف و کاریزمای ذاتیش؟
منم اینا رو دارم. منم اعتماد به نفس دارم
باید این رو به اون جوشهای روی گردنت بگی
لعنتی! باشه
...- خب، من... من یقه اسکی میپوشم یا - تو میتونی جوشهات رو قایم کنی
ولی نمیتونی فقدان اعتماد به نفست رو هم قایم کنی
من اعتماد به نفس دارم. راجع به برنامهنویسی
این فقط... این فقط یه ابزار جدیدی واسه منه ((منظورش ارائه و سخنرانیه
همه چیز به این بستگی داره
...- من نمیتونم بهش گند بزنم، و اگه من - اوه، خدای من، جوشها دارن بدتر میشن
...باشه، پاپی، پاپی
پاپی! آروم باش
گوش کن، ارائه اهمیت نداره
اوه، خدای من. تو درست داری مثل آیان حرف میزنی
البته که اهمیت داره
!باید این یارو رو قانع کنم تا بازیم رو 50 میلیون دلار بخره ((دو هزار و پانصد میلیارد تومان
اون بازی تو رو نمیخره. اون داره تو رو میخره
تو باید قانعش کنی که روی شخصی به نام پاپی سرمایهگذاری بکنه
و قرار نیست که این کار رو بکنه مگر اینکه تو با اعتماد به نفس وارد اون اتاق بشی
انگار که پول همین الانش هم تو حسابته و این ارائه اصلا اهمیتی نداره
- این یعنی داشتن اعتماد به نفس !- این یعنی فاصله گرفتن از واقعیت
فرقش چیه؟
واو، راستش ترسناکه
حالا، تمامی افرادی که تازه استخدام کردم، مثل بچههام میمونن
و من عاشق بچههامم
بیصبرانه منتظرم که هر کدوم و تکتکتون رو از نزدیک بشناسم
ولی اولش، میخوام چندتا از موفقیتهای بزرگم رو به شما معرفی کنم
اسم ایشون ریچله
یه زن رنگینپوست همجنسخواه
یه انصرافی از دانشگاه
نصف مسیر ریدن توی زندگیش رو رفته بود
شاید چند روز از برداشتن یه سرنگ و معتاد شدن فاصله داشت
- نه، نه، نه. من این کار رو نمیکنم - و بعدش کارول قدم جلو میذاره، دست کمک دراز میکنه
و این یتیم همجنسخواه بلند میشه و مراتب موفقیت رو طی میکنه و میشه رئیس درآمدزایی
و بعدش، اسم ایشون برد هستش
یه کلاهبردار سابق هندی-لهستانی که کارش رو به عنوان یه مستخدم شروع کرد
و بعدش پلههای موفقیت رو بالا رفت تا در بخش درآمدزایی کار کنه
اگه کارول نبود، ایشون الان کنار جوب افتاده و مرده بود
راستش، من توی بخش درآمدزایی شروع کردم و بعدش رفتم زندان
و من از دانشگاه انصراف ندادم
...فقط دیگه شهریه ندادم، و بعدش اونها
- من رو بیرون کردن - الان بهشون نگاه کنین
هر دوشون به قدری قدرتمند شد
!تا حس کنن که میتونن وسط ارائهی من، حرفم رو قطع کنن
- ببخشد، کارول - ببخشید، کارول
کارول دوست داره که اینجور چیزها رو ببینه. و اسم ایشون فیله
- سلام - اون رئیس بخش هنریه
قبل از سیاستهای استخدامی جدید من وارد شرکت شده
میدونین که، توی زمان قدیم امکیو
ولی بدون شوخی، این روزها آدمهایی زیادی این دور و بر نداریم که اسمشون فیل باشه
اسم من فیله
باشه. میدونی چیه؟
ما قراره صدات کنیم فیل جوون
و فیلم بخش هنری، قراره اسم تو بشه فیل پیر
- فکر نمیکنم که این کار لازم باشه !- بیخیال، اینقدر یبوس نباش، فیل پیر
ولی بخوایم جدی باشیم
فیلی که اینجا میبینید، شیوههای استخدام کارکنان جدید جوونتر و متنوعتر رو نشون نمیده
که من این شیوهها رو از وقتی که رئیس شدم، به کار بستم
زدی تو خال
کارول الان اعتراف کرد
که این شرکت توی استخدام آدمهایی مثل من، تبعیض قائل میشه
آدمهایی مثل تو؟
آره، من بالای 40 سالام، که این سن جزو ردههای محافظت شده محسوب میشه
کاری که الان کردی، بهش میگن تبعیض سنی
همچین چیزی هست؟
قسم به اون کون گشاد بیسوادت، معلومه که هست
- خدای من، فیل - باشه. آروم باش. آروم باش
حالا، فیل تو من رو میشناسی
من کارولم
میدونی که هرگز براساس سن تبعیض قائل نمیشم
،اوه، آره؟ هر کی اینجا بیشتر از 40 سال داره دستش رو ببره بالا
خیلیها که بیشتر از 40 سال سن دارن، توی این دفتر کار میکنن
اونها فقط توی این اتاق نیستن
دیوید کجا است؟
!حرفم رو ثابت کردم
اون داره میخنده یا سرفه میکنه؟
- فکر کنم هر دوش - باشه
خیلی وقته که منتظر همچین روزی بودم
فقط وقتم رو میگذروندم، همهی اون بیاحترامیها رو تحمل میکردم
شبهای کاری طولانی رو، درخواست حضور مدام توی تعطیلات
تا فقط یه جنگل جادویی یا یه سرزمین زمستونی رو دو سوته بسازم
ولی همش ارزشش رو داشت چون که بالاخره مچت رو موقع تبعیض گرفتم
...و همهی شماها
شماها شاهدهای من هستین
من از میل نسل شما
برای اجرای مسئولیتپذیری و شفافیت
به نفع خودم استفاده میکنم
این بلیط طلایی منه
!امسال، سال فیله
!خدا لعنتش کنه
طعم شمشیر من رو بچش، شوالیهی سفید
فکر میکنم مرد نقابدار آلمانیه
- همین الان دارم سرچش میکنم. خیلی هم عالی - آره
بدجوری دارم هرزه میشم
دیوید، من اینجام
- چی؟ تو اینجا چیکار میکنی؟ - جو بهم پیام داد
اون بهم گفت که داری توسط این تیتیشمامانی هالیوودی دستمالی میشی
بنابراین، میخوام بهت خبر بدم که
من اساسا برای نجات دادن فیلم حاضرم با این یارو بجنگم
این فیلم منه
و من نمیخوام که با ستارهی فیلم بجنگی
- فهمیدی؟ - اگه نگران هیکل و اندازهاش هستی
- نگران نباش - نگران نیستم
چون که من قراره خم بشم، بزنمش زمین، بپرم روی سینهاش
- و به شکل موثری فیتیلهپیچش کنم !- به بدن یا صورت اون دست نزن
واضح گفتم دیگه، حله؟
ازت میخوام که بری. برگرد به دفترتون، خواهش میکنم
یکم از شرکتمون فاصله گرفتم
یجورایی خود-تبعیدی کردم
پاپی تو رو انداخت بیرون، هان؟
نه، اون من رو ننداخت بیرون
پاپی و من دارم یه جریانی رو میگذرونیم
اونها همدیگه رو بوسیدن
!چی؟ ما همدیگه رو نبوسیدیم
اونها تابلوئه که همدیگه رو بوسیدن
!ما همدیگه رو نبوسیدیم! من پاپی رو نمیبوسم
- هیچ بوسی در کار نبوده ...-آره، جو. پاپی
از اون دخترهای سنتیه؟
...- خب، نه، نه اون فقط - مرض داره؟
...- نه. این - فراموشش کنن
من الان میخوام برم فیلمم رو نجات بدم، باشه؟
اون تو نرو. اون فیلم منه. اون فیلم منه
این دیگه چه کوفتیه؟
بهم اعتماد کن، دیوید. جو عاشق بازیه. آیان بازی رو ساخته
اگه آیان به جو بگه که نقاب رو دربیاره، اون قبولش میکنه
و اگه نکرد چی؟
بعدش آیان حسابی میرینه به جو و اونم از بازیگری استعفا میده
!آره، اوه
سلام
سلام
رفیق. تو آیانی؟
اوه، مرد، اولش تو رو نشناختم
...واو. فکر میکردم کوچکتر باشی. ولی نمیدونم
شاید به خاطر حضور فیزیکی و این حرفها است
- داره چه اتفاقی میافته؟ - من یه طرفدار دوآتشهام
No comments yet. Be the first to leave one.