ആദ്യത്തെ 200 വരികൾ.
...یه ویولنیست بیچاره که
به طور معجزه آسایی بعد 10 سال از کما بیرون اومده
همه اینا درسته. خب که چی؟
فروختن بلیط ها با همچین داستانی چه مشکلی داره؟
هی- ،فکر کردی اگه جلومو بگیری-
ازت تشکر می کنم؟
من مشکلی باهاش ندارم
برام مهم نیست اگه ازم استفاده کنن
...چطور می تونی- !برام مهم نیست-
می تونم دوباره ویولن بزنم
می تونم دوباره رو صحنه ویولن بزنم
...شاید دایی ام که ولم کرده
،منو ببینه
و ممکنه دوباره برگرده پیشم
پس چه اشکالی داره اگه یه ذره ازم استفاده کنن؟
من مشکلی باهاش ندارم
خودم می خوام ازم استفاده کنن. تو چرا دخالت می کنی؟
چرا؟
چون دوست ندارم
...دوست ندارم کسی که دوستش دارم...نه
... زنی که دوستش دارم
...بیشتر از این
لطمه بخوره
این بهت لطمه می زنه
...اگه
آخرش از موسیقی که بیشتر از هر چیزه دیگه ای دوسش داری متنفر بشی چی؟
اگه بیشتر لطمه بخوری چی؟
اگه قراره کسی لطمه بخوره، اون منم نه تو
و اگه قراره از کسی استفاده بشه اون منم نه تو
،برای یکی مثل من
،اگه بتونم دوباره ویولن بزنم
...این یه فرصتیه که
باید قدرانش باشم
وانمود می کنم چیزی نشنیدم
...هرطور شده من روی صحنه
اجرا می کنم
...فکر کنم آدمای زیادی میان تا ببینن
چطوری به سختی های زندگیت غلبه کردی
کی هستی که می خوای جلومو بگیری؟
...چرا جلومو می گیری؟ چون من
یه برگ برنده برای فروش بلیط هام؟
چون دوست ندارم
...دوست ندارم کسی که دوسش دارم...نه
...زنی که دوسش دارم
...بیشتر از این
لطمه بخوره
:ترجمه و زیرنویس .:.:(Aurora) سپیده:.:.
بله، چیه، چان؟- چرا نیومدی خونه؟-
دوباره رفتی بیرون؟
آره، برای چند دقیقه
،راستی
لازمه اون هر شب برای تمرین بیدار بمونه؟
بهت زنگ زد؟- آره، به جنیفر زنگ زد-
به خاطر کنسرت هر شب تو اتاق تمرین می مونه
ممکنه مریض بشه- اتاق تمرین؟-
باشه.پس برو بخواب
وای خدایا. چند دفعه باید بهشون بگم چراغا رو خاموش کنن؟
هی کجا داری میری؟
چی؟ اوه، باید برم اتاق تمرین ارکستر یکی رو ببینم
هیچ کس اونجا نیست
من همین الان رفتم اونجا و چراغا رو خاموش کردم
چی؟
خدایا، آخه کجا رفته؟
سلام، دایی- صبح بخیر، دایی-
...تا قبل شروع مسابقات ملی تو اتاق چان می مونیم
تا بتونیم با هم تمرین کنیم و یکی بشیم
لباسای ست هم پوشیدیم که واقعا یکی بشیم
یکی شدن" یعنی چی؟"- اصطلاح قشنگیه-
وایسا ببینم، دیشب اصلا نخوابیدی؟
قیافت یه جوریه انگار هیچ نخوابیدی
نه
انگار واقعا یه اتفاقی افتاده
...تو کِی
منم
یه چندتا لباس برای سو ری گذاشتم که عوض کنه
اگه چیز زیادی نیست میشه ازتون بخوام براش ببرین؟
حتما
نگرانم نکنه سو ری مریض شده باشه
فکر کنم سرش خیلی گرم تمرینه
اگه اینطور بود که خیالم راحت میشد
تو کی هستی که جلومو می گیری؟
!سو ری
!سو ری
منم اگه بود فورا می رفتم
چطور ممکنه بعد چیزی که گفتی برگرده؟
خیلی بدجنسی. حتی دلم نمی خواد ببینمت
چی شد؟ دستت رو بریدی؟
وای. باید مواظب باشی
بذار ببینم. خوبی؟
دستت زخم شد. حالا می خوای چیکار کنی؟
فقط کسی که حق زدن اون حرف داشت باید همچین حرفی میزد
یه ذره می سوزه
چرا اونکارو کردی؟
راست میگی. چرا اینکارو کردم؟
هیون. گپ زدن رو تمومش کن و برگرد سر کارت
می خوای چیکار کنی؟ اندوه آوره
بذار دستت رو ببینم
ولش کن
...باورم نمیشه. چرا بهش گفتی
نگاه چقدر خسته و کوفته ست
هی، فقط برو
دیدنت اذیت کننده ست. زودتر برو خونه
هی. چرا دیروز نیومدی؟
منتظرت بودم
منتظر من بودین؟
، خونه من همین دور و اطرافه
ولی اغلب اوقات به خاطر پام بیرون نمیام
...ولی
،چون یه صدای قشنگی شنیدم یه نگاه به بیرون انداختم
و دیدم که هر روز داری ویولن می زنی
....اینقدر صدای ویولن زدنت
قشنگ بود که گوش دادن بهش باعث میشد درد پام یادم بره
باعث میشد احساس خوبی داشته باشم
انگار با یکی دعوا کردی
چی؟ شما از کجا فهمیدی؟
منظورم، دستته
انگار با یکی دعوا کردی
باید یه ذره استراحت کنی. الان چند ساعته که داری تمرین می کنی
فکت و دستات حتما کلی درد میان
خیلی وقته دارم تمرین می کنم؟
ولی اصلا درد نمیاد
شاید چون خیلی داره بهم خوش می گذره
درد میاد
...اصلا
خوش نمی گذره
...سو ری
حتما داره دوباره تا دیروقت تمرین می کنه
کیمچی پخته و سرچماقی(نوعی قارچ)
چی؟- چای پویر-
...بعضی چیزا با گذر زمان
بهتر میشن
...ولی فکر نکنم اون مورد
...با احساس ناراحتی ای که
برای یه شخص دیگه دارین حل بشه
...آدما بیشتر به خاطر اینکه
به اندازه کافی حرف نمی زنن از هم جدا میشن
اونا جلوی خودشون رو از زدن حرفی که مهمه، می گیرن
....فکر می کنم شما باید همه چیز رو قبل اینکه همه چی بدتر بشه
...به حالت عادی برگردونین
به خاطر همون یه حرفی که نزدین
پروفسور شیم
امروز تمرین ارکستر کجا بوده؟
اون همین چند ساعت پیش اومد دیدنم
فکر نکنم بتونم تو فستیوال اجرا کنم
اینقدر بابت این موضوع که دوباره ،می تونم رو صحنه اجرا کنم هیجان زده بودم که
نتونستم ببینم چیه که اهمیت داره
شغلت چیه
که داری اینقدر سخت تمرین می کنی؟
،یکی اینو ازم پرسید
...و نتونستم با اطمینان بهش بگم
...که من ویولنیستم
و قراره رو صحنه اجرا کنم
...و هر موقع تمرین می کردم، فورا می فهمیدم که
...نمی تونم به اندازه کافی رو صحنه خوب باشم
علی رغم اینکه هر چقدرم زیاد تمرین کنم
...اینو می دونستم، ولی تصمیم گرفتم نادیده اش بگیرم
چون خیلی دلم می خواست اجرا کنم
ولی اگه همینطور به نادیده گرفتنش ادامه ،می دادم و درنهایت رو صحنه اجرا می کردم
بیشتر بدبخت و غمگین میشدم
ولی وقتی تمرین می کردم خیلی خوشحال بودم
ممنون که همچین فرصت خوبی رو در اختیارم قرار دادین، استاد
!سو ری
رفتم چه اوم که ببینمت
...ولی هیچ کس
متاسفم
نباید اون حرف رو می زدم
فقط نمی خواستم لطمه بخوری
ولی درنهایت حتی بیشتر بهت لطمه زدم
متاسفم. متاسفم
اشکالی نداره
،مطمئن بودم یه راه دیگه ای هست
ولی خیلی بهش فکر نکردم چون فقط رو احساسات خودم تمرکز کرده بودم
اگه اون حرف رو بهت نزده بودم بهت لطمه ای وارد نمی کردم
همه ی اینا تقصیر منه
حق با تو بود
...یکی به دستام نگاه کرد و گفت
که انگار با یکی دعوا کردم
قبلنا که از ویولن زدن لذت می بردم، به تاول های دستم افتخار می کردم
،ولی حالا
خیلی از دستام خجالت می کشم
،اگه درنهایت رو صحنه اجرا می کردم
منم مثل دستام میشدم
واقعا خجالت زده میشدم
،مامانم این ویولن رو بهم داده
برای همین نمی تونم وقتی به خودم افتخار نمی کنم رو صحنه اجرا کنم
،ولی به خاطر من
ممکنه دیگه شانسی برای پیدا کردن داییت نداشته باشی
من که بچه نیستم
فقط نمی تونستم اینو بلند بگم چون ترسیده بودم
...ولی می دونم دایی ام
خیلی وقت پیش منو ول کرده
،اگه به بهونه آوردن ادامه می دادم و رو صحنه اجرا می کردم
...درنهایت همونطور که تو گفتی
از موسیقی لذت نمی بردم
حتی ممکن بود ازش متنفر بشم
و برای همین منم می خوام معذرت خواهی کنم
چون فقط رو احساسات خودم تمرکز کرده بودم نتونستم به آینده فکر کنم
نسنجیده حرف زدم
ممنون که جلومو گرفتی
...ممنون که نجاتم دادی
No comments yet. Be the first to leave one.