ആദ്യത്തെ 183 വരികൾ.
جان: گذشتن از یه سری چیزا اصلاً راحت نیست
نمیدونم اصلاً چطور کسی میتونه ازشون بگذره
(فریاد مردم)
مخصوصاً این یکی
درصد دنیا، شایدم بیشتر ۷۵
هنوزم دقیق نمیدونیم
نابود شد
(غرش شعلههای آتش)
پنج سال از برخورد میگذره
اما «کلارک» هنوز کارش با ما تموم نشده بود
تکههایی که توی مدارمون گیر کردن
و بدون هیچ هشداری روی سرمون میبارن
سعی کردیم بازسازی کنیم
اما دنیا هنوز آماده نبود
و ما رو مجبور کرد دوباره برگردیم تو. (انعکاس صدای انفجار)
تشعشعات توی هر جایی یه جور اثر گذاشت
بیشتر جاها سوخت و خاکستر شد
بقیه جاها، به دلایلی که نمیفهمیم، سبز موندن
حیات، که راهشو از بین آلودگیها پیدا میکنه
پناهگاه ما هنوز دووم آورده
داریم تمام تلاشمون رو میکنیم
زندگی زیر زمین اصلاً راحت نیست
اما هر وقت بتونیم، یه راهی برای دلخوشی پیدا میکنیم
در کنار هم
جان: تست میکروفون. یک، دو. یک، دو
سرگرد گرین: صدات بلنده و واضح، جان
جان: میدونی امروز که بیدار شدم داشتم به چی فکر میکردم؟
سرگرد گرین: بگو بشنویم
جان: بیسکویت و سس گوشت
سرگرد گرین: (خنده کوتاه) عالی میشد
حاضرم دست چپم رو بدم واسه یه فنجون قهوه درست و حسابی
جان: رستوران «پکمن» بهترینشو درست میکرد
اونور خیابون، روبروی پارک «پیدمانت»
پیاده میرفتی واسه یکی از اون کنسرتهای تابستونی
آسمون آبی، چمن، آدمها
آبجو
سرگرد گرین: شبیه بهشت به نظر میاد
آره، واقعاً بهشت بود
یا عیسی مسیح. یه شکاف دیگه باز شده
سرگرد گرین: باز هم مواد مذاب؟
جان: آره، و دارن بزرگتر هم میشن
خب، انگار چندتا قایق نجات پیدا کردیم
و یه کشتیِ روح دیگه
یه ناوشکن
سرگرد گرین: خوبه. امروز حس میکنی شانس باهاته؟
جان: همیشه. اول از قایقهای نجات شروع میکنم
ببینم چی توشونه
سرگرد گرین: موفق باشی
دارم میرم سمت ناوشکن
سرگرد گرین: داریم میبینیم یه طوفان فشاری داره نزدیک ساحل شکل میگیره
ولی به نظر میاد یه کم وقت داری
جان: زیاد لفتش نمیدم
زدم تو هدف
دارم وارد پل فرماندهی میشم
اوه، یه چیز دیگه هم پیدا کردم
سرگرد گرین: چیه، جان؟
خدمه
سرگرد گرین: لعنت
اوه، چقدر قشنگه
سرگرد گرین: جان... (پارازیت رادیویی)
جان، صدامو میشنوی؟ جان، صدامو میشنوی؟
اون طوفان پیچید درست سمت تو
بهتره همین الان از اونجا بیای بیرون و برگردی اینجا
تو راهم
دارم از کشتی میام بیرون. چقدر وقت دارم؟
سرگرد گرین: هیچی. درست بالای سرته
زود باش دیگه
ازش جلوترم ولی داره بهم میرسه
لعنت، مرکز... این یکی خیلی سریع داره میاد
سرگرد گرین: جان! جان، کجایی؟
جان: با تمام سرعت دارم میام
تونل شرقی رو باز کنین
درو باز کنین! (صدای برخورد صاعقه)
درو باز کنین! بازش کنین
(زوزه باد)
سرگرد گرین: طوفان خیلی نزدیکه
جان، باید درهای ضد انفجار رو ببندیم
جان: میتونم برسم
ببند، ببند، ببند
برو، برو، برو، برو، برو
سرگرد گرین: جان، اومدی تو؟
مرد ۱ پشت رادیو: بخارست، رومانی
شهر بر اثر زلزلهها نابود شده
ما زیر آوار گیر کردیم
مرد ۲: بمبئی، هند
آب شور هنوز داره با سرعت بالا میاد
ژنرال شارپ: «فیما» برای دو سال برنامهریزی کرده بود
ما منابعمون رو تا پنج سال کش دادیم
چارلز: پس در واقع داریم با باک خالی پیش میریم؟
بله. داریم به ته خط نزدیک میشیم
امیدواریم تا یک سال دیگه، بیرون مشغول کاشت و برداشت باشیم
دکتر آمینا: خب، ما متوجه ۴ درصد کاهش
در میزان کولن بر کیلوگرم در سه ماه گذشته شدیم
هنوز نمیتونیم پیشبینی کنیم کی دوباره به سطح ایمن میرسه، اما
اما داره بهتر میشه، درسته؟ بله
هرچند این موضوع بیشتر مربوط به مناطق ساحلیه
آره. امیدوارم در نهایت بادها
تشعشعات رو ببرن
نه، دقیقاً اینطوری نیست
قرار گرفتن مداوم در معرض تشعشعات
حتی در اون سطوح پایین، باز هم منجر به مرگ میشه
باید در مورد نقشههای جایگزینمون بحث کنیم
آدام: باشه، آره. خب
کانادا و بخش بزرگی از آمریکا، نابود شدن
ایسلند، نابود شده
اروپای غربی چی؟
گزارشهایی هست که اونجا طوفانهای کمتری میاد، درسته؟
بله. اما آیا هواش سالمه؟
سالمتر از اینجاست
مگه همین الان نگفتیم که مرگ تدریجی هم بالاخره مرگه؟
منظورم اینه که، درست میگم دکتر آمینا؟
مگه اونجا هم همینطور نیست؟ بله
دکتر آمینا، آخرین اخبار از اون دهانه چیه؟
خب، همکارهای من در ایستگاههای دیگه
هم همین فرضیه رو دارن
و من هم محاسبات خودم رو انجام دادم
نمیتونیم کاملاً توضیحش بدیم
اما به نظر میاد اندازه و شکل دیوارههای دهانه
جلوی تشکیل طوفانهای رادیواکتیو رو میگیره
این موضوع به همراه عمقش
باعث شده به یه منطقه امن تبدیل بشه
معتقدیم همین موضوع باعث شده
هوای آلوده واردش نشه
آدام: اما دکتر آمینا، حتی اگه واقعیت هم داشته باشه
اونجا جنوب فرانسه است
دقیقاً چطوری میخوایم بریم اونجا؟
گزارشهایی از درگیری
شورش و جنگ داخلی رسیده
اروپا توی هرج و مرجه
خواهش میکنم بیاین... بیاین واقعبین باشیم
زنی پشت بلندگو: توجه ساکنین محترم
این یادآوری روزانه شماست
که هرگونه نقص در سیستم تصفیه هوا رو گزارش بدین
مرد: لطفا با دقت جیرهبندی کنین و فقط
جان: آدمهایی اینجا هستن که میگن این شرایط عادیِ جدیده
خب، الان
پنج ساله که اینجاییم؟ اهوم
پس چندان هم جدید نیست
و قطعاً عادی هم نیست
میدونی، اتفاقی نیست که
تعداد رواندرمانگرهای انتخاب شده دو برابر
جراحها بوده
مردم دارن با حجم وحشتناکی از تروما و آسیب روانی دست و پنجه نرم میکنن
چرا همه تظاهر میکنن که اینطور نیست، هان؟
تو چی؟ تظاهر میکنی؟
اوهوم
گاهی اوقات
شاید بهتره دیگه تظاهر نکنی
خب، شاید بتونی یه درمانگر خوب بهم معرفی کنی
که بتونه تو این زمینه بهم کمک کنه
مال من که کارش خیلی خوبه
خب، راستی
الیسون و نیتن، اونا چطورن؟
دارن یه جوری میگذرونن
فکر میکنم، یعنی امیدوارم
روراست بودن مهمه. خب
خب، اونا با من کاملاً روراستن
منظورم برعکسش بود
انگار این اواخر تعدادشون بیشتر شده
صفحات تکتونیکی زمین دوباره دارن جابجا میشن
این موضوع باعث فعالیتهای زیادی توی این منطقه شده
این پناهگاه از «کلارک» جون سالم به در برد
در برابر لرزهها هم دووم میاره
یه مورد دیگه هم هست که باید در موردش صحبت کنیم
سیگنال کمکی که از بیرون دریافت کردیم
ما از پسِ سیر کردن ۵۰ تا دهنِ اضافه برنمیایم
حتی ۵ نفر رو هم نمیتونیم
میدونم، ولی این آدمها دارن
توی غارها و چاههای معدن زندگی میکنن
آدام: بله، و ما نمیدونیم که آیا با خودشون بیماری میارن
یا چقدر تشعشع جذب کردن
باشه. پس فقط بذاریم بمیرن
بهشون میگیم که در حال حاضر در موقعیتی نیستیم
که بتونیم کمکشون کنیم
آره؟ نه
مثل هر چیز دیگهای، میذاریمش به رایگیری
پیشنهادی برای اعزام تیم نجات هست؟
من موافقم
ژنرال
نتیجه رایگیری مشخص شد
فردا ماشین برفپیما رو میفرستیم بیرون
و وقتی به آسمون شمالی نگاه میکنیم
این کدوم صورت فلکیه؟
No comments yet. Be the first to leave one.