ആദ്യത്തെ 200 വരികൾ.
...آنچه در قسمت قبل گذشت
.یه گروگان رو کشتی .یه خانواده رو نابود کردی
.قبل از تیراندازی فکر کن
چطوره جای این همه ایراد گرفتن
چند تا راهنمایی بهم بکنی؟
.من مامور کلانتریام
...اسمم جوزف - !بخواب رو زمین -
از من میخوای توی پرونده اداره پلیس که مربوط به رفیقته سرک بکشم
.ولی کار سادهای نیست
میشه به کسی که واسهش کار میکردی اشاره کنی؟
.برگرد کاراگاه
دیگه واسهم سخته که
تو رابطهای باشم که
.به خاطر چیزی که هستم سرزنش بشم
.جنسیت من غیرباینریه
.و جنویو نتونست هضمش کنه
مادربزرگشون به اداره خدمات .خانواده و کودکان زنگ زده
مادربزرگشون؟
.آره، میخواد ببینتشون
اینطور که من فهمیدم کلانتر هالیستر
.نمیخواد تو انتخابات شرکت کنه
.این بیمهنامهی منه
خب، حالا میخوای شرکت کنی؟
.هیچ چیز بعید نیست، جری
دادستان منطقه رایلی، وقتی دادستان نخواد
دنبال قاتل بگرده کی میبره؟
.من باید از بالا به قضیه نگاه کنم، کلانتر
من به شما یه پلیس فاسد تضمینی .تحویل دادم
کجای این موضوع کجفهمی داره؟
پیگرد مامور پلیس تو دادگاه
.هفتهها جنجال رسانهای به پا میکنه
شهروندان شهر لس آنجلس
.لیاقت بیشتری دارند
.خب، نشان پلیس بیش از این حرفها اهمیت داره
اگه ما مامور اجرای قانون نباشیم، پس کی هست؟
اداره پلیس و اداره کلانتری
.باید با هم کار کنند نه علیه هم
خب حالا پیشنهاد شما چیه؟
.من میگم بهش پیشنهاد وعده مشروط بدیم
.ببین، ما جلوی هیاهوی شهر رو میگیریم
.بازرس جانسون هم غیب میشه
.من قبول ندارم
.تصمیمش با منه
.درسته
هرچند، شک دارم ناسازگاری عیان
بین کلانتر و دادستان
اثر مخرب کمتری روی شهر
نسبت به محکومیت افسر پلیسی داشته باشه
.که مرتکب جرم شده
تهدیدم میکنی؟
.تهدید نمیکنم، خانم رایلی
.میخوام بدونی که عقب نمیکشم
نباید از فسادی که تو حوزه ما .اتفاق افتاده چشمپوشی کنیم
.تمام
،اگه میخوای این پرونده مختومه بشه
.پس جلوی چشم مردم باهم حرفها خواهیم داشت
به مردم میگی که پسرخوندهت، جوزف هریس
،رفیق صمیمی شاهد اصلی علیه جانسونه
و قبل از اون یه مامور پلیس
،به روی هریس اسلحه کشیده
،در موردش قضاوت نادرست کرده
همچنین شرایطی که نادیده گرفتی
وقتی پروندهای که پسرخوندهت
بهت فشار آورد تا در موردش تحقیق کنی؟
اشتباه اول شما این بود که
به جای دفاع از قانون
.دنبال پیروزی در بحث بودی
اشتباه دومت این بود که .پای خانوادهم رو وسط کشیدی
.این قضیه تموم نشده
.من وکیلم .همه چیز قابل مذاکرهس
.همه چیز غیر از حقیقت
میلکشیک خریدی؟
.تاکو و چیپس داریم
.پول واسه شیک نداشتم
.همون میلکشیک کافی بود
.شیشه ماشینش پایینه
.بهش میگن اعتماد
!بیا. بیا دیگه
.یه نگاه بنداز
.کولهش رو تو صندلی عقب جا گذاشته
.برش دار
اگه بیاد چی؟
همهش میخوای غذای حراج بخوری؟
.دستم نمیرسه
.وایسا
.برش دار
!بدو، بدو، بدو، بدو
!برو کنار
.جدا شو
!هی
.کیف رو بده تا نکشتمت
یادت میاد دیگه، نه روبرتو؟
مادربزرگ؟
.آره. خیلی پیره
.خیلی پیره
خیلی هیجانزدهای، نه؟
که ببینیش؟ باهم بگردین؟
.آره - کامیلا؟ -
میشه اسنافی هم بیاد؟
.آره که میشه
وسایلت رو جمع کردی؟
!چقدر بزرگ شدی
.خوشتیپ و خوشگل
.کید هستم
.وای، نه
.ایشون همسرم تریساست
.اوه
.خیلی ازتون ممنونم
.به خاطر زحماتی که واسه نوههام کشیدین
.خیلی سپاسگزارم
.خیلی وقته این دو تا رو ندیدم
چطوره ببریشون تو ماشین
تا من با آقا و خانم وارد صحبت کنم؟
.بله، البته
.بریم عزیزانم
بعداً میبینمت، باشه؟
.چیزی نمیشه
.بای بای، عزیزم
شرط میبندم واسه کارمن سخت بود
.که دخترش و سومبرا به مشکل خوردند
.آره، مدتها با هم صحبت نمیکردند
میدونم مادربزرگشونه
.ولی واسه اونها با غریبه فرقی نداره
.روبرتو و کامیلا در امان هستند
.چند ساعت بیشتر نیست
.منم پیششونم
.لازم نیست نگران چیزی باشین
.میدونیم. ممنون - .شمارهم رو که دارین -
.الان فقط خودمون دوتاییم
.حس عجیبی دارم
.منم
!جوزی
جوزی، خونهای؟
.اوه
احوال شما؟
ستارهس، نه؟
.ترسناکه
.میدونم
.شما کلانتری
.آره
...ولی نیومدم ازت بازجویی کنم
.باشه
،البته نه که سوال نپرسم
ولی به دخترم اطمینان دارم
.و نظرش اینه تو پسر خوبی هستی
.ممنون قربان
،لازمه یادآوری کنم که
،با مگی درست رفتار کنی
سر وقت بیاریش خونه و این داستانها؟
.نه، قربان، لازم نیست
.پس باهم خوب کنار میایم، وایت
چون میدونم که میدونی
.پسر نوجوان بودن چه شکلیه
میدونی که منظورم چیه؟
.از غافلگیری خوشم نمیاد
.تا وقتی شیرفهم باشی، مشکلی نیست
.ما اومدیم - .سلام بچهها -
.سلام وایت. من پاولا هستم
.سلام خانم هالیستر .خوشبختم
.من مادربزرگشم .بیا، ناهار آمادهس
.چه عالی .بوی خیلی خوبی میده
...داشتم به وایت میگفتم
حرف بدی زدم؟
.بریم غذا بخوریم
یاد وقتی افتادم که خورخه و .بیل همدیگه رو دیدند
.ازت خوشش نمیومد - .عاشقم بود -
اونم شب اول
مثل تو همین سخنرانی که واسه ،دخترت کردی انجام داد
یعنی به انتخابهاش احترام بذاری
.و به وایت فرصت بدی
.حتماً
.ولی با خورخه تماس میگیرم، حرف داریم
.وایت گوشواره داره
الو؟
خانم مینیک؟
.سلام ایزابل چی شده؟
برنامه یکشنبه برقراره؟
.به کمکتون نیاز دارم
.ببخشید خانم مینیک. قاطی کردم
خیلی خب. بگو ببینم چی شده؟
...نمیدونستم به کی زنگ بزنم
.کیف یه بابایی رو دزدیدم
!ایزی - .میدونم کار احمقانهای بود -
.خیلی خرم
.خر نیستی .انتخاب اشتباهی کردی
.یکی از همین کارها بود
گفتم میتونم ازش یه چیزی کش برم
.ولی پر پوله
و صاحب کیف هم دنبالشه
.و میترسم اگه بهش بدم بهم صدمه بزنه
کی؟ - .تفنگ داشت خانم مینیک -
اون صدای چیه؟
.صدای زنگ گوشی تو کیفه
.فـ-فکر کنم صدای زنگ هشداره
.همینطور زنگ میزنه
.نمیتونم قطعش کنم
.زنگ هشدار نیست کجایی؟
.خونه - .خیلی خب، گوش کن -
میام پیشت ولی باید .از اونجا بیای بیرون
فهمیدی چی گفتم؟
No comments yet. Be the first to leave one.