ആദ്യത്തെ 198 വരികൾ.
!خب بچهها گوشیای جدیدو آوردم - کسی متوجه نشد؟ -
من یه گُنده بَکِ سیاهپوستم که دارم با گاری .20هزاردلار وسيله الکترونیکی جابهجا میکنم
.میدونی، یه 5 باری جلومو گرفتن
کسی از طبقهی بالا گوشیها رو ندید؟ - معلومـه که نــه! فکر میکنی دیوونهـَم؟ -
،به محض اینکـه بفهمن .عین یه دسته بز احمق میدوئن میان این پایین
.هاروارد"، از تو بعيده" - .منظورم یه گروه احمق بود -
،هی، میدونی چیـه؟ من دارم با یکی از اونا قرار میذارم .و بايد بگي يه گَله شير احمق
.گَله شير احمق
حالا نباید تا وقتیکه آماده باشیم بفهمن، باشه؟ .نمیخوام کسی چیزی لو بده
...سلام، عزیزم، همين الان داشتم اون گوشی جدیده؟
!خدایا، گوشی جدیده! میرم به همهی گَله میگم
!فهمیدن - !باشه، بچهها، تکون بخورین -
!دریک"، اون گوشیها رو بذار توی قَفَس" - !گرفتم -
.توری"، میخوام 100 تا فرم تقاضا چاپ کنی"
!خب، اینم از صبح ما. و چاپ
...میتونم توی هوا احساسش کنم
.هر لحظه باید شروع به پایین اومدن بکنن
!دارن میان
...این اتفاقیه که وقتی شرکت میگه تا گوشیهای
.قدیمیتون نشکنه نمیتونین گوشی جدید بگیرین، میفته
.با این وجود، خیلی قشنگ ـه - ...آره -
،ببخشید، عزیزم .دارم بخاطر یه مدل جدید میپیچونمت
آقای "وِن"! توی بالکن من چه غلطی میکنی؟
...داشتم
.روز سختی داشتم و داشتم به پریدن فکر میکردم
.خب، به درک، میتونی بپری .فقط گوشی رو بذار
کمک نمیخوای؟ - .نه -
یادداشتی چیزی ننوشتی؟ - .نه -
.اونجا یه کامیون ـه. مطمئناً اگه از روت رَد بشه عالی میشه
.میدونی چیـه؟ حالم بهتره. صحبت موثری بود، قربان "!میخوام زنده بمونم"
Translated By HameD | Mehrdadss
فصل اول قسمت هشتم
صبح بخیر، قربان. میشه باهاتون حرف بزنم؟
.آره. لطفاً، بشین
میخواستم یه چیزی ازتون درخواست کنم، ولی مطمئن نیستم .چه طور باهاش کنار میاین
وایسا، راحتی؟ - .بله، قربان -
الان چی؟ - .نه زیاد -
.عالیـه! هر چی میخوای درخواست کن
خب، فقط ميخواستم بدونم که میدونین ..."برای جلسهی بزرگ "تامکینز
امروز عصر میخواین کیرو باهاتون ببرین؟
...آره، بهترین تیمـمو کنار هم قرار میدم
.خودم
باشه، چون هیچکس بهتر از من .امور مالی "تامکینز" رو بلد نیست
.اون اعداد رو درست و وارونه بلدم
درستش خیلی مُفیدتره، ولی .وارونه برای فریب دادن خیلی خوبـه
الان با خودت داري عشق ميکني؟
.مثل یه بچه دم میز یه پسر بزرگ
قربان، شما همهش از آماده کردن ...یه نفر برای باز کردن دفتر جدید حرف میزنین
.ولی هیچوقت نمیذارین باهاتون به جلسههای بزرگ بیام
...منصفانه ست. درست یا غلط
فکر میکنم آمادهای تا .اولین مشتری میلیاردرت رو به دست بیاری
.درست - !غلط -
درست یا غلط... دوست دارم بهم کمک کنی .یه نفرو جذب کنم
.این درست ـه - !غلط -
.تامکینز" یه والـه. من "اِیهَب" هستم" ،اِیهَب، در کتاب نویسندهی آمریکایی هرمن ملویل) (کاپیتان کشتیای بود که به دنبال وال سفید غولپیکری بود
.تو پلانکتونی موجودات ریز و شناور آزاد در دریا که) (طی سالیان طولانی باعث به وجود آمدن نفت میشن
:بنجامین فرانکلین" گفت"
،بهم بگو، فراموش میکنم" ...بهم یاد بده، شاید یادم بمونـه
".ولی درگیرم کن، و من یاد میگیرم"
.نقل قول خوبی ـه
.باشه قبول. میتونی باهام بیای
.من فقط برای "بتمنِ" شما "رابین" خواهم بود
.من "بتمن"ـم
.خوشم اومد
.بتمن" و پلانکتون"
.عافیت باشه
چرا اون حرفو زدی؟ - .شما عطسـه کردین -
.نه، نه. نه، نه. عطسه نکردم. من مریض نمیشم
.بیماری ضعف ارادهس
.عافيت...باد آمريکا
.سلام عزیزم - ."خانم "میلر -
."عزیزم "میلر
آقای "منزفیلد"، فقط داشتم .گوشیِ جدیدتون رو براتون میوردم
دستیارتون کجاست؟ - .اریک"؟ زنگ زد گفت مریض ـه" -
.اصلاح میکنم... گفت ناخوشـه
نمیخوای جواب بدی؟
...خانم "میلر" من مدیر عاملِ یکی از بزرگترین
.شرکتهای امور مالیِ کشور هستم
...تلفنهای خودمو جواب نمیدم. بعلاوه، داره چشمک میزنه
.نمیدونم کدوم دکمه رو باید بزنم
فکر میکنی باید سبزو بزنی، ولی .من قبلاً اون اشتباه رو مرتکب شدم
."شرکت "رمینگتون تراست"، دفتر آقای "منزفیلد ."سلام، آقای "کرسی
.الان نیستن، ولی تا حدود یه سا... یه هفته دیگه برمیگردن
.یه ماه؟ یه سال دیگه برمیگردن
.آره، یه سال. ممنون
و یادتون باشه، "رمینگتون تراست" رو .بدون "تراست"ـش نخونيد
.خداحافظ
.اون شعار ما نیست - !آره، ولی ازش خوشم اومد. باحال ـه -
خانم "میلر"، دوست دارین تا "اریک" برمیگرده دستیارم باشین؟
.روز اومدن گوشیهای جدید ـه. نمیتونم - .بذارین سوالمو دوباره بپرسم -
!تا "اریک" برمیگرده شما دستیارم هستین
.از کار کردن واسه "بتمن" خوشت میاد
...براساس قوانین منابع انسانی
،وقتی که من طبقهی بالا هستم، شخصی که مسئول ـه .مدیر بخش تجارت ـه
.نه، نُچ، نُچ... پیداش کردم. پیداش کردم
.آره
".مدیر بخش تجارت"
."باشه، "هاروارد
.وقتی که من طبقهی بالام مسئول تویی
.لطفاً فقط، دیوونه بازی درنیار - !"جنی" -
.خفه شو! من مدیر بخش تجارت هستم .بیخیال، فکر کنم بتونم از پسش بربیام
!گوش کنین، ملت
!زندگیای که میشناختین تموم شده
.باشه؟ اون آب نارگیل رو بذار زمین
!آبِ نارگیل برای نزدیکان ـه
حالا ما یه کُلی گوشیِ جدید داریم که امروز باید تقسیم کنیم، باشه؟
،خب... برای اینکه یکم ماجرا رو باحال کنیم .یه مسابقه ترتیب میدیم
.آره - .باشه -
!جایزهی نفر اول... بنظرتون چي میتونه باشه
.پاپ تارت ـه. ایناهاشش
...ببینین! جازهی نفر دوم
!یه پاپ تارت دیگه
!و جایزهی نفر سوم... اخراج
...چون ما فقط
.ما فقط دو تا پاپ تارت داریم
.نمیتونی اخراجمون کنی
اِه، آره؟
فکر کنم نمیدونی با کی طرفی، باشه؟
.این ساعتو میبینی؟ ارزشش از اون پاپ تارتها بیشتره
امروز چه طور اومدی سرِ کار؟
.چون من با یه اتوبوس 90 هزاردلاري اومدم
.رفيق، واقعاً خیلی دیوونهای، پسر .من اول از همه از اینجا میرم
!برو. باشه. همهتون میتونین برین !نه که بهتون نیاز دارم
.لعنتی. پاپ تارتها رو بردن
سلام، عزیزم. چیکار میکنی؟
دارم برای بزرگترین جلسهی عُمرم .یه معرفی نامه درست میکنم
بهم میگی واقعاً نظرت چیـه؟
.آره، عاشقشم - خب، میتونم اول بهت نشونش بدم؟ -
.خیلیخب، باشه
.خب... خیلیخب، بذار فقط برگردم به اولش
...باشه، خب
...با نشان شرکت "رمینگتون تراست" شروع میکنیم. و بعدش
میتونم یه چیزی بگم؟ - .حتما، بگو -
:باید از شعارِ جدیدم استفاده کنی ".رمینگتون تراست روبدون "تراست"ـش نخونيد"
...فکر میکنم... آره، بذار .بذار بعداً برمیگردیم سر وقتش
...فقط میخواستم معرفی نامه رو برای
...خب.. اینطوره که... خب اولین قسمت اساساً
...یه نمایِ کُلی از صنعت مشتری ـه
...که اساساً - میتونم یه چیزی بگم؟ -
چیـه؟ - تو کار نفت ـه، درستـه؟ -
خب، چه طوره مثلاً ...به جای این خط ها یا هر چی که هستن
چاههای نفتی که ازشون پول میزنه بیرون بذاری؟
.باشه، چون این کاری نیست که دارم انجام میدم
میتونم فقط معرفی نامه رو بهت نشون بدم؟
.آره - .باشه -
.متاسفم، عزیزم. تا اینجا خیلی خوب ـه
.ممنون. خب... این بهترین قسمت ـه
من اساساً عملکردمون رو با عملکرد ...مشتریمون مقایسه میکنم
.و اسمهای خاصی ذکر میکنم، که خیلی دل و جرات میخواد
میتونم یه چیزی بگم؟ - چی؟ -
.خیلی خُشک ـه. فکر میکنم باید یکم باحالش کنی
،چی داری... قرار نیست باحال باشه .قراره خوب باشه
...آره، ولی میتونه باحال و خوب باشه. مثل
یه ویدیو برای کارمندای جدید به اسم ...به شرکت رمینگتون تراست خوشاومدین" درست کردیم"
!و "هاروارد" کلاه کاپیتانی زده به سرش
.مسخرست
...صبر کن، پس... پس
میخوای یه ویدیو از "هاروارد" که کلاه کاپیتانی پوشیده بذارم توی معرفی نامهم؟
.نه، فقط میخوام بیخیال معرفی نامه بشم
.بیخیال معرفی نامه نمیشم .اصلش معرفی نامهس
.باشه، من فقط دارم تلاش میکنم کمک کنم - .خب، پس به کمکت نیاز ندارم -
پس چرا ازم پرسیدی چه فکری میکنم؟
.چون فقط میخواستم بگی عالی ـه
!پس عالی ـه
.برمیگردم به دفترم... که الان اینجاست
آقای "منزفیلد"؟
فقط میخواستم یادتون بندازم که ...جلسهی "تامکینز" ساعت 4 ـه
...و به امضاتون پای چند تا چیز شامل
.یه کارت تبریک تولد برای "مارک زاکربرگ" نیاز دارم
."یه دونه پیدا کردم که فقط میگه "لایک
.قربان، اگه بیمار هستین، باید جلسه رو لغو کنین
.اون جلسه رو لغو نمیکنم، چون مریض نیستم
.بیماری تسلیم شدن ـه
بدنم بهم خیانت کرده و اجازه داده یه ویروس واردش بشه؟
.شاید، ولی این مشکل من نیست
...اگه بدنم میخواد باهام مبارزه کنه
...دهنشو سرویس میکنم، ولی من
.تکرار میکنم، من... تسلیم نمیشم
مطمئنین؟
چون به نظر میرسه تنها چیزی که .الان نگهتون داشته این میزـه
.غلط ـه. میتونی بری
.قربان، باید استراحت کنین
داری... داری چی کار میکنی، خانم" میلر"؟
.این قضیه برات ختمِ بخیر نمیشه
...اگه فقط اون کنترل رو بذاری زمین
.دیگه هرگز دربارهی این قضیه حرف نمیزنیم
.تسلیم میشم
هی، بابت اتفاقی که افتاد، متاسفم اگه .یکم بدخلقي کردم
.آره، عذاب وجدان گرفتت
.میدونم، میدونم، میدونم، میدونم
.فقط یکم هیجانزدهـَم چون این جلسه خیلی برام مهم ـه
.خب، میتونی آروم باشی، چون "منزفیلد" بهم گفت لغوش کنم
سلام، دفتر آقای "تامکینز"، لطفاً؟ - !چی؟! نه -
لعنتی! داری چی کار میکنی؟ - !دارم تلفنو قطع میکنم -
.نه، تو... الان تماس رو منتقل کردی
کسی از شماها میدونه چه طور از این تلفنها استفاده کنه؟
.ببین، تو... تو نمیتونی اون جلسه رو لغو کنی
.میدونی چیـه؟ بدون اون این کارو انجام میدم
No comments yet. Be the first to leave one.