ആദ്യത്തെ 200 വരികൾ.
یگان ما همیشه با همه
با یه اشاره و نگاه همدیگرو میفهمیم
پس باید دهنتو ببندی و خودتو نمایان نکنی، فهمیدی؟
آره - تقریبا 8 ساعت باید پیاده روی کنیم -
قراره سخت باشه
من رو فرمم، کم نمیارم - خفهشو، هنوز حرفم تموم نشده -
رو فرمی؟ ما تو یه مرکز تناسباندام تو پاریس نیستیم
تنها دلیل اومدنت با ما اینه که داعش نمیتونه اونجا برامون مشکلی باشه
کاش میتونستم بهت اعتماد کنم
ولی نه به نظر میرسه قابل اعتماد باشی
نه عقل سالمی داشته باشی اگه فقط برای اومدن با ما، دروغ گفته باشی
میکشمت، فهمیدی؟ شوخی نمیکنم
!ما آماده ایم ساریا، بیاین بریم
"سرزمین بیطرف"
بسیارخب
خب، ما الان دیگه سربازای واقعی پیامبریم بچه ها
آره
عالیه، مگه نه؟ - تقریبا خوبه -
وای مرد، باورتون میشه؟
قبل حتی اومدن ما، مسلمونا 1000 ساله که اینجا تو سرزمین شام زندگی میکنن
آره
وقتی هم از اینجا بریم 1000 سال دیگه ام به زندگی ادامه میدن
آره، ما فقط از اینجا رد میشیم
مثل یه نسیم سبک
سلام، شارلوت هستم لطفا پیغام بذارین
خفه شو!
هوی! تویی که اونجایی! خفه شو!
محض رضای خدا، میشه خفه شی؟
رفیق، رفته رو مخم! پائول، هی پائول!
میشه بری به اون گاو زشت بگی به نوهش بگه خفه شه؟
هی! این دفعه برگرد، فهمیدی؟
یه سانتر تماشایی...
اون دیگه برای چی بود؟
خدایا
پائول، عزیزم، صدای موسیقی زیاده؟ - خوبه -
عزیزم، یه بوس بده ازش بپرس چیزی میخوره یا نه
کوسکوس میخوای؟ خوشمزست - حتما، مرسی خانوم سلیما -
بیا اینجا، بیا
ببین، یکم کوسکوس آماده کردم، دوست داری؟
گشنته؟ بفرما!
هی! هی!
میای پایین؟
دارم وسایلمو جمع میکنم!
ایاد، وسایلتو جمع کن
ایاد! تمرینای ریاضیت رو تموم کردی؟ ایاد؟
خانوم سلیما، معلومه که تمومش کرده
بگین دفترشم با خودش بیاره
نوآ، کدوم دفتر؟
هی! من دارم فوتبال نگاه میکنم! ساکت شین! باشه؟
چرا داری با من صحبت میکنی؟ سرت به کار خودت باشه
نه، نه، عزیزم چرت و پرت نگو، انگلیسی صحبت کن
مثل "مت دیمون" موهاتو اصلاح میکنم - "نه، چرند نگو، گفتی "بکهام -
برای مدل "مت دیمون" موهات عالیه
فکر نکنم "بکهام" از برس صورتی استفاده کنه
!هی - رفیق، آروم باش -
میدونی که هرکاری هم کنه، اون نابغست
رفیق، چه مرگته؟
این مدت داشتی سشوار میکشیدی، فکر میکردم بهت گفتم که از اسپری محافظ حرارتی مو استفاده کنی
بدون محافظ حرارتی که نباید سشوار بکشی
میدونی چه بلایی سر موهات میاره؟
کون لقت!
ولم کن!
میدونی که نیازی نبود امشب انجامش بدی، مگه نه؟
نه نه نه، به همین دلیل ما اومدیم اینجا
که خودمونو محک بزنیم، اعتقادمونو ثابت کنیم!
نه، انتظار نداشتم آسون باشه
برادران!
یادمه وقتی بچه بودم، چقدر سعی کردم با این ساز خودمو فریب بدم
از خودم خجالت میکشیدم
توسط مریضی و خود شیفتگی غرب و غرور خودم
فاسد شده بودم
سالها طول کشید تا بتونم حقیقت رو ببینم
تسلی خاطر رو فقط در ارزش های واقعی اسلام میتونستم پیدا کنم:
تواضع و فروتنی
زیاد نمیتونم صحبت کنم، باشه؟ باید برم
شارلوت رو ندیدی؟
برادران عزیزم تواضع و فروتنی
این ها ارزش هایی هستن که پیامبر، درود خدا بر او، به ما دستور دادند ازشون پیروی کنیم
آنجا که فرمودند " در بین مردمان من کسانی خواهند بود
که بدنبال لباس ابریشمی، زنای غیرمحصنه، مشروب و موسیقی باشند
اصلا تو خوبی؟
...اصلا
و فرمودند " و به همین دلیل خداوند نابودشون کرد" الله اکبر!
الله اکبر - الله اکبر -
الله اکبر - الله اکبر -
لعنتی...
تقریبا خوب پیش رفت، مگه نه؟ - آره -
ولی پیانوی خوبی بود - آره، تقریبا خوب -
هی پائول؟ چی شده؟ کجا رفتی؟
موضوع چیه، مرد؟ - ...شارلوت دستگیر شده -
لعنتی، متاسفم مرد
آره، برام... یبار پول فرستاد
یبار
حالا اون لعنتیا بهش اتهام تروریسم زدن
خب، الکس چی شد؟ الکس، پیش مامانته؟
نه، الکس تو خدمات بهزیستی کودکانه
نه، نه چرت و پرته
اون 6 سالشه گوش کن، نمیتونن اونکارو کنن
رفیق، همین الانشم الکس رو به یه خونه فرزند خوندگی منتقل کردن
همین الانشم انتقال دادن
باید یکاری انجام بدم، نمیتونم...
نمیتونم اینجا بمونم و فراموشش کنم، میفهمین؟ نمیتونم
گوش کن، مرد ما همیشه میدونستیم این راه، برگشت نداره
چی؟ یعنی میخوای بگی " من که بهت گفته بودم" آره ناصر؟
منظورت همینه؟ - آروم، آروم -
نه، اون داره تلاش میکنه که بگه ما داریم برای 1000 تا بچه مسلمون میجنگیم
برادر، ما سوگند فداکاری خوردیم
پسر من یه پیانو نیست که بخوام برای ثابت کردن ایمانم، آتیشش بزنم
ببخشید
ببخشید، نباید رو تو خالی میکردم
مشکلی نیست، مرد - خب، پس من برمیگردم، باشه؟ -
نه - باید ببینمش -
باید اوضاع رو درست کنم - برادر، برادر -
میدونی که نمیتونی
من برمیگردم قسم میخورم که برگردم
ولی باید پسرمو ببینم - چی؟ -
فکرمیکنی اگه برگردی همینطوری پسش میدن بهت؟
داداش، به محض اینکه هواپیمات زمین رو لمس کنه میان دستگیرت میکنن
گوشکن، این اطرافم باید خیلی مراقب باشی، باشه؟
حتی اگه کسی بفهمه که داری به ترک کردن فکر میکنی
خب باید چیکار کنم؟
بیا، بیا مرد
این یعنی ممنون
گفتی این زن یه ماشین کشتاره شوخی میکردی دیگه، درسته؟
زیادی نمیشناسمش، ولی میگن که بیرحمه
با عقل جور در نمیاد اصلا نمیتونم تصور کنم آنا بیرحم باشه
شاید اونطوری که فکرمیکردی خواهرتو نمیشناسی
شایدم اون خواهرش نیست
اگه خواهرت اینجا همراه گیلیا هست و مشغول کشتن داعش هستن
چرا همه فکرمیکنن که اون مُرده؟
وقتی کارمون با پل تموم بشه، با گُردان گیلیا
قرار ملاقات میذاریم
پس اگه درباره خواهرت دنبال جوابی...
صبور باش و برای یکی دو روز دیگه
زنده بمون
آسون بود، نه؟
نه، باید سه بار بچرخونیش از اون یکی جهت
جوانان، کسی قصد ازدواج داره؟ یه بیوه همین الان رسید
مرد، وقتش رسیده
فرانسویه، مثل یه حوری خوشگله
گفت بیوه؟ به نظر با تجربه میاد
بهش اجازه بدیم با توئه باکره سکس داشته باشه؟
یه بیوه؟
بیا رفیق، یالا
بیا - ببند -
من که نمیشناسمش
با این خوب به نظر میام؟
چفیهم خوبه؟
سرو وضعت خوبه، عجله کن - باشه -
نگران نباش رفیق
برای کاری که باهات کردن به حسابشون میرسیم
اوناهاش، باشه پائول؟
آره - لعنتی، 5 نفرن -
گفته بود که تنها میاد
نگاه کنین بچه ها، اون احمق بالاخره تونست با چند نفر دوست بشه
پائول کوچولو، فکر میکنی این همجنس بازا بتونن کمکت کنن؟ بازنده های لعنتی
نشونم بدین پس یالا، برو شُترتو بکن
احمق، میدونی که قراره تو این کوچه بمیری، آره؟
بیا اینجا لعنتی!
وانکر! گمشو!
کون لقت!
احمق! چی شد پس
!ناصر - !بزن به چاک -
گمشو! ولم کن!
زده به سرت! ولم کن، عوضی!
!ولم کن - بزنش، بزنش -
حرومزادهی لعنتی!
ایاد! ایاد! آروم باش
داداش کارت خوب بود
بگو پناه میبرم به پروردگار مردم
پادشاه مردم، معبود مردم
از شر وسوسه گر نهانی، آن کس که...
"الذی"
یعنی چی؟ - آن کس که وسوسه میکنه -
شیطانِ وسوسه کننده
همونی که فکرای شیطانی وارد قلب مردم میکنه
نه، از لحاظ دستوری منظورمه الذی" چه معنی داره؟"
یادته که
عرب ها برای مرد و زن از کلمات متفاوتی استفاده میکنن؟
"الذی" یعنی " کسی که" برای یه مرد
و "التی" یعنی "کسی که" برای یه زن
رفیق، اون یدونه زن کجاست؟
این کتاب خیلی خوبه
به این ساختمون نگاه کن
همه خونواده ها اینجا بی پولن پول و غذا ندارن
ولی هنوز الکل میخورن و بلیط "لاتاری" میخرن
قرآن امید متفاوت بودن رو به من میده
لطفا نقاب رو بردار تا داماد، صورتت رو ببینه
میخوای ازش سوالی بپرسی؟
دوسش داری؟ میخوایش؟
اینجارو انگشت نگاری کنین
رحمت خدا بر شما باد
به لطف خداوند شمارو زن و شوهر اعلام میکنم
به خداوند تکیه کنید و خداوند را شکر کنید
وقتی به انقلاب ملحق بشیم، باید یه اسم کُردی برای خودمون انتخاب کنیم
"یه نام دیگه" میدونی که؟
مثل کاری که "شمرن" کرد اسم منم سیدار هست
ولی بعضی کُردا دوست دارن با اسم همزاد آدم های مشهور صدامون کنن
به من میگن "وودی الن"
ولی اصلا شبیش نیستی که
No comments yet. Be the first to leave one.