ആദ്യത്തെ 164 വരികൾ.
چی شده؟
...یانگسوچونگ از بازرگانا
خواسته بدهیاشون رو یکباره بپردازن
بعضی از مغازهدارها دکههاشون رو الانشم از دست دادن
دِموک میخواد چکار کنه؟
میخواد پول مردم رو ازشون بگیره
کار بیشرمانه و خطرناکیه، حتی برای اون
حتماً نقشهای داره
بهمون اطلاع رسیده یه چیزایی رو داره مخفی میکنه
بریم ببینیم چیه؟
مسه
فکر میکنم گروه پیونسو نقشهای داره
!همونجا وایسین
خدای من. چرا اینکارو باهامون میکنین؟
چه خبره؟ چرا اینکارو میکنین؟
گا... گایون؟
کی هستی؟
دستفروشیم - بله -
دستفروشا چرا جاسوسیمون رو میکنن؟
جاسوس نیستیم
فقط میخواستیم کمی خستگی در کنیم
درسته، قربان
تو
باورنکردنیه
مگه کیه؟
مشکلیه؟
نه، مشکلی نیست
دختر یه خائنه
هیچی یادی ازش نمیکنه
اگه چیزی که گفتی درست نباشه
باید بهاش رو با جونت بدی
بله
بهش رسیدگی میکنم
زود باشید. بهش رسیدگی کنین
نه
ازمون بگذرین - لطفاً نکشینمون -
از اینجا برین
بانو - بانو -
برو - بانو -
بدو، تندتر. باید بریم
!زودباشین، برین دنبالشون
بدو، تندتر
بدو، بدو
سوار شو
از اینجا میبرمت، زودباش سوار شو
شلیک
شلیک
احمقا
!شلیک
!بگیریدشون
چونسو
چونسو
نمیدونم دنبال کی هستین
اما من چونسو نیستم
...اما - بدرود -
صبر کن
!بانو - !بانو -
خداروشکر. زندهای
!خوش برگشتید، رئیس
بس کن. معذبم میکنی
منم معذبم
همه منتظرتون بودن
برای همین سعی کردیم پر و بال بهتون بدیم
معمولاً وقتیم کاری نمیکنم میشنوم
خوبم و قابل احترامم
خموش
...بیاین قبل از اینکه
صبرم تموم شه بریم - بریم -
...دستفروشامون دیگه
پول سانگپیونگ رو قبول نمیکنن
چی؟ - چی؟ -
پس چی گیرمون میآد؟
با پارچههای پنبهای باهاشون ...معامله میکنیم
مثل همون کاری که قبلاً میکردیم
برای معاملات حجیم، طلا و نقره قبول کنین
اینجوری مشکل حل میشه؟
بازار راکده. پولی نداریم
اگه کاری که گفتم رو بکنی بازار دوباره رونق میگیره
...قدم بعدی رو وقتی دقیقاً فهمیدم
چه اتفاقی داره میافته میگم
رئیس
...تا حالا کسی رو که
اخیراً با مس سر و کار داشته باشه دیدین؟
نه
نمیدونم اما تو این سه سال گردشش متوقف شده بود
فکرش رو بکنی، مدتها میشه کاسه برنجی ندیدم
حق با توئه
تو چوسان مس رو از کجا به دست میآرن؟
معدنی در شرق هست، اما چیز زیادی نداره
برای همین از ژاپن میآرن
...مگه اینطوری
مس نباید دست دیوان تجارت باشه؟
مطمئن نیستم
مسئولش چند سال پیش عوض شد
نمیدونم چی رو مخفی میکنن
اما هرچیزی که هست حرف زدن دربارهاش ترسناکه
برای همین چیزی از دیوان تجارت نشنیدیم
اگه اطلاعاتی هست که من نمیدونم
لطفاً در مورد معاملات مس بیشتر بهم بگید
...ببخشید، رئیس
رئیس اینجاست؟
ها
کجاست؟
اونجا
اما احتمالاً الان جلسه داره
اینم از این
رئیس. به خاطر کاری که کردین ممنون
سرپرست بازرگانا اونه؟ - مشتاق دیدار -
بریم - باشه -
چونسو
واقعاً شما چونسو نیستین؟
اشتباه گرفتین
...به خاطر
نامهایه که برات گذاشته بودم؟
...یا
به خاطر اینکه به قولم وفا نکردم
که تظاهر میکنی نمیشناسیم؟
اشتباه گرفتین
تا حالا بهتون قولی ندادم یا نامهای ازتون نگرفتم
ممکنه چونسویی نباشم که دنبالشین
اما از هر راهی بتونم کمکتون میکنم
پس بهم بگین چی باعث شده این همه راه رو تا اینجا بیاید
به خاطر دیدار دوبار با بانو گایون گیج شدید؟
چرا انقدر ناراحتم؟
...میخواستم
...بدون من با آرامش زندگی کنه اما
تمام این سالها برعکس بوده
...و من کسیم که تظاهر کردم نمیشناسمش
"اونم وقتی بهم میگفت "چونسو
...پس چرا
انقدر ناراحتم؟
چرا بهش نمیگید که چونسوئید
و اینکه ولیعهد هستید چرا این حرفا رو بهش نمیزنید؟
...فکر میکردم خوشحال میشید
که نفهمیدید
فکر میکنم اشتباه کردم
آره
همدیگه رو دوباره دیدم اما نمیشناستم
خداروشکر
چونسو
نمیدونم دنبال کی هستین
اما من چونسو نیستم
ممکنه چونسویی نباشم که دنبالشین
اما از هر راهی بتونم کمکتون میکنم
پس بهم بگین چی باعث شده این همه راه رو تا اینجا بیاید
دوباره به من خیره شدین
انقدر شما رو یاد چونسو میاندازم؟
از طرز نگاهتون به نظر میآد
عشق اولتون بوده
بله
با وجود اینکه شبیهشید
اما میگید اون نیستید
...اون کسیه که
با تمام وجود دلم براش تنگ شده
شنیدم فردا به پایتخت میرید
بله
مشکلی که بازرگانها باهاش درگیرن رو حل میکنم
...شما هم باید
نه
باید خودم ببینم چطور مشکل رو حل میکنید
...خطرناکه باید
پس
فردا میبینمتون
هنوزم یک دندهست
No comments yet. Be the first to leave one.