Knives Out

Knives Out

Farsi Persian സബ്ടൈറ്റിൽ ഡൗൺലോഡ് ചെയ്യുക

റിലീസ് വിവരങ്ങൾ

Knives Out 2019 REPACK 2160p 4K BluRay x265 10bit AAC7 1-[YTS MX]
കമന്ററി എഴുതിയത് warez
Translated subtitle from English to Persian Knives Out 2019 زیرنویس فارسی فیلم

ടാഗുകൾ

bluray
പ്രസിദ്ധീകരിച്ചത്: 2025-12-25
ഡൗൺലോഡുകൾ: 68
ശ്രവണ വൈകല്യമുള്ളവർക്ക്: No

Farsi Persian സബ്ടൈറ്റിൽ പ്രിവ്യൂ

ആദ്യത്തെ 200 വരികൾ.

صبح بخیر، آقای ترامبی

آقای ترامبی؟ اون‌جایین؟

آقای ترامبی، من دارم میام تو

لعنتی

تو کشتیش، ای پست‌فطرت

تو به قتل رسوندیش

من هیچ‌کی رو نکشتم

صورتشو سفره کردی

مثل یه خوکِ سربریده ولش کردی وسط خیابون که خون‌ریزی کنه

بعدش هم با لیفتراک جمجمه‌شو خورد کردی

دستاشم سوزوندی که اثر انگشتش پاک شه

هیچ‌وقت نمی‌تونی ثابتش کنی

ما فیلم دوربین مخفی رو داریم

آلیس، لطفاً همین الان اونو خاموش کن، خب؟

چرا؟ الان تموم می‌شه. - همین الان. لطفاً فقط خاموشش کن

دارن می‌فهمن کی این کارو کرده، وای‌فای هم تو اتاقم افتضاحه

همین الان خاموشش کن. آلیس! - فقط دو دقیقه‌اش مونده

چی؟ چیز بدی که نداره. - خاموش

یه برنامه عادیه و فقط دارن حرف می‌زنن

دارن درباره قتل حرف می‌زنن

فقط دارن حرف می‌زنن. - رفیقِ صمیمیِ خواهرت

گلوشو برید، و اون اصلاً لازم نیست الان این چیزا رو بشنوه

بیا یکم ملاحظه داشته باشیم

آلیس، می‌تونی بقیه فیلمت رو ببینی. مشکلی نیست

نه، خودم حدس زدم کی بوده. عیبی نداره

متأسفم، مارتا

اشکالی نداره

پسرِ هارلانه

سلام، والت

سلام مارتا، والتم

می‌شه یه زحمتی بکشی و زودتر بیای عمارت؟

پلیس چند تا سؤال دیگه از همه داره

چی؟

هی. ببخشید خانم

شما از خدمه‌این؟

هی! اسمش مارتائه. پرستارِ بابابزرگ بود

اون از خودمونه. "خدمه"؟

اشکالی نداره. متأسفم

نه، اصلاً هم اشکالی نداره. این چه حرفیه؟

حالت چطوره؟

زیاد خوب نیستم

تنها

کلی از این فکرا و اینکه آدم نمی‌دونه بعدش باید چی کار کنه

مارتا، هر چی لازم داشتی بگو

تو جزوی از این خانواده‌ای

ممنون

چطوری جوجه؟ لیندا

حالت چطوره؟

می‌دونی، فکر کنم مراسم خاکسپاری کمک کرد. همین که دیدمش

فکر می‌کردم تو هم باید اونجا می‌بودی

رایِ منو زدن. برو بازداشت شو

از نظر من برو بمیر اصلاً! ریچارد

اون نمیاد

رنسام. توله‌سگ

مراسم خاکسپاری رو از دست داد

ببخشید

الان دیگه برای شما حاضریم. می‌خوایم تک‌تک باهاتون صحبت کنیم

بسیار خب. من اول می‌رم

حدس می‌زنم همه اینا قبل از مراسم یادبودِ امشب تموم بشه

تلاشمون رو می‌کنیم، خانم

خب

چطوری جوجه؟

طبق روال اداری، فقط دوباره خودمونو معرفی می‌کنیم

من ستوان کارآگاه الیوت هستم

و ایشون هم مأمور وگنر هستن

حالا من اینو ضبط می‌کنم تا کارها راحت‌تر پیش بره

بسیار خب، با لیندا درایسدیل، فرزند هارلان ترامبی، هستیم

دخترِ بزرگِ هارلان ترامبی

و داریم درباره وقایعِ شبِ فوتِ ایشون در یک هفته پیش صحبت می‌کنیم

هشتم نوامبر

بابت غمِ از دست دادنشون خیلی متأسفیم

ممنون. خیلی لطف دارین

خب، متوجه شدیم که اون شب خانواده دور هم جمع شده بودن

تا تولد ۸۵ سالگی پدرتون رو جشن بگیرن؟ - بله

چطور بود؟ مهمونی؟

قبلِ-مرگِ-بابام؟

اوه، عالی بود

به غیر از خانواده، کس دیگه‌ای هم حضور داشت؟

فرن، خانه‌دار

مردِ خوبی بود، ولی خیلی پشمالو بود

جیکوب؟ و من با مردهای ایتالیایی هم قرار گذاشتم

منظورمو می‌فهمین؟ این‌طوری بود که

مارتا، پرستارِ هارلان

دخترِ خوبیه. سخت‌کوشه

خونواده‌ش اهل اکوادورن

و وانِتا

ننه بزرگ. مادرِ هارلان

سلام ننه. - مامانش؟

ننه؟ - واو. چند سالشه؟

اصلاً روحمون هم خبر نداره

بسیار خب... و پسرتون، رنسام

اون هم حضور داشت؟

بله، ولی زود رفت

رنسام، داری می‌ری؟

درسته

می‌شه گفت که هر سه‌تاتون تقریباً هم‌زمان رسیدین؟

نه

ریچارد زودتر اومد تا به کترینگ برای چیدنِ وسایل کمک کنه

بسیار خب. و شما و همسرتون ریچارد، توی یه شرکتِ مشاور املاک در بوستون کار می‌کنین؟

نه. اون... اون شرکتِ منه

درسته. درسته. ببخشید

من کسب‌وکارم رو از صفر ساختم

اوه، دقیقاً مثل پدرتون

شما دوتا خیلی صمیمی بودین

ما... ما روشِ مخفیِ خودمون رو برای ارتباط داشتن داشتیم

یعنی، باید قلقِ بابا رو... پیدا می‌کردی

باید یه بازی‌ای پیدا می‌کردی که باهاش انجام بدی

و اگه این کارو می‌کردی و طبق قوانین اون پیش می‌رفتی

همه باباهاشون رو می‌پرستن، مگه نه؟

نمی‌دونم. واقعاً؟

اصلاً و ابداً

نمی‌دونم چرا اینو گفتم

ولی زنم، لیندا، همین‌طوریه

هارلان با یه ماشین‌تایپِ اسمیت کورونایِ زنگ‌زده شروع کرد

و خودش رو به یکی از پرفروش‌ترین نویسنده‌های جناییِ تمامِ دوران تبدیل کرد

واو، به نظر میاد همه بچه‌هاش آدم‌های موفقی هستن که رو پای خودشون ایستادن

حتماً

جهت ثبت در سوابق، من دارم با والت ترامبی صحبت می‌کنم

کوچکترین پسرِ هارلان ترامبی

پس شما انتشاراتِ پدرتون رو اداره می‌کنین؟

آره. اون مالِ منه... مالِ ماست

این انتشاراتِ خونوادگیه

بابا بهم اعتماد داره که اداره‌ش کنم

به سی زبان

بیش از ۸۰ میلیون نسخه فروخته شده. یه میراثِ واقعیه

شما هم طرفدارشین؟

خب، من خودم زیاد داستان نمی‌خونم، اما

من طرفدارِ پروپاقرصشم

منظورم اینه که نقشه‌های داستان‌هاش واقعاً

مثلاً، نمی‌خوام داستان رو برات لو بدم، ولی... مثلاً "هزاران چاقو"؟

اون گاو و تفنگِ شکاری

اصلاً چطوری این چیزا به ذهنش می‌رسید؟

خب، بابا می‌گفت نقشه‌ها همین‌طوری یهویی و کامل به ذهنش می‌رسیدن

این قسمتِ راحتِ کارش بود

پس شما همین نزدیکی‌ها هستین، درسته؟

پس احتمالاً شما هم حدوداً هم‌زمان رسیدین

ما همگی حدود ساعت ۸ رسیدیم

همسرم، دونا، اون تکیه‌گاهِ منه

یا خدا، دونا! حالت خوبه؟

پسرم، جیکوب، ۱۶ سالشه

از نظر سیاسی خیلی فعاله

این بچه رسماً یه نازیه

اون یه آشغالِ ترولِ راست‌گرایِ افراطیه

بچه‌های امروزی با اینترنت، واقعاً عجیبه

خب پس اون شب خوب پیش رفت؟

یعنی، همه‌مون داغونیم، ولی

خوشحالم که اون شب رو باهاش بودم

که کنارش بودم

که به کتاب‌هامون و کارهایی که باهاشون کردیم فکر کردیم

انگار هنوز هم می‌تونم دستشو روی شونه‌م حس کنم

که داره مسئولیت رو به من می‌سپاره

خب، اینجا با جونی ترامبی هستیم

عروسِ هارلان ترامبی؟

آره، من با پسرش، نیل، ازدواج کردم

ما یه دختر داشتیم، مِگ

و بعد نیل ۱۵ سال پیش فوت کرد

اما شما با ترامبی‌ها صمیمی موندین؟

اونا خانواده من هستن

من هم‌زمان هم احساس رهایی می‌کنم

و هم حمایتِ اونا رو دارم

این تعادلِ بینِ تضادهاست که عصاره‌ی "فِلَم" هست

ببخشید، عصاره‌ی...؟

فِلَم

اوه، بله، "فلم" شرکتِ محصولاتِ پوستی‌تون. ببخشید

می‌بخشمت

آره، محصولاتِ پوستیه ولی یه سبکِ زندگیِ کلی رو تبلیغ می‌کنه

خودکفایی به همراهِ به‌رسمیت شناختنِ نیازِ بشر

این فِلَمه

اما هارلان هم همین‌طوریه

اون من و مِگ رو از دوره‌های سختی عبور داد

بابابزرگ به مامانم سالانه مقرری می‌ده

و هیچ‌وقت هم نشده که پرداختِ شهریه مدرسه‌هام رو فراموش کنه

اون واقعاً مردِ فداکاریه

اما شما مهمونی رو زود ترک کردین؟

خوش بگذره

برای دیدنِ چند تا از دوستام توی "اسمیت"

می‌دونی که بابا پولِ اون رشته‌ی کریپتو-مارکسیستی-پسا-ساختارگرایانه

تئوریِ شعرِ فمینیستی-هرچی-که-هستش رو می‌ده؟

می‌تونست برای کیک بمونه

فکر کنم لیندا ناراحت شد

ولی هارلان درک می‌کرد

درسته

شما دوتا حدوداً هم‌زمان رسیدین به مهمونی

می‌شه یه لحظه صبر کنین؟

چون من فقط

اون یارو کیه؟

و اصلاً چرا داریم دوباره این کارا رو می‌کنیم؟ - اینا فقط چند تا سؤالِ تکمیلیه

داریم سعی می‌کنیم دقیق باشیم تا بتونیم نحوه مرگ رو متوجه بشیم

پس منظورت از "نحوه مرگ" اینه که کسی اونو کشته؟

که یکی از ما کشتتش؟

یکی از خانواده‌ش کشتتش؟ نه، والت... والت، نه، نه

جناب ستوان، منظورتون همینه؟

هیچ‌کس همچین حرفی نزده، خب؟ اینا همه‌ش طبق رواله

بسیار خب

پس اون دیگه چه خریه؟

ایشون بنوآ بلانک هستن

بنوآ بلانک؟ - بله

آقای بلانک یه کارآگاه خصوصیِ بسیار مشهور هستن

یه لحظه صبر کن

من یه توییت درباره یه مقاله توی "نیویورکر" راجع به شما خوندم

More Farsi Persian subtitles for Knives Out

അഭിപ്രായങ്ങൾ

No comments yet. Be the first to leave one.

Keep it about this subtitle — sync, quality, typos.500 characters left