Star Wars: The Last Jedi

Star Wars: The Last Jedi

Farsi/persian സബ്ടൈറ്റിൽ ഡൗൺലോഡ് ചെയ്യുക

റിലീസ് വിവരങ്ങൾ

Sta Wars The Last Jedi 2017 BrRip Filamingo Fa
കമന്ററി എഴുതിയത് filamingo_official
◥◣🔶 𝗙𝗶𝗹𝗮𝗺𝗶𝗻𝗴𝗼.𝗮𝗽𝗽 ● ZIMO 🔶◢◤

ടാഗുകൾ

bluray
പ്രസിദ്ധീകരിച്ചത്: 2026-08-09
ഡൗൺലോഡുകൾ: 1
ശ്രവണ വൈകല്യമുള്ളവർക്ക്: No

Farsi/persian സബ്ടൈറ്റിൽ പ്രിവ്യൂ

ആദ്യത്തെ 200 വരികൾ.

‏حرفه‌ای‌ترین اپلیکیشن پخش آنلاین ایرانی‏ ‏«فیلامینگو»‏ ‏تقدیم می‌کند‏

‏هنوز از خطر خارج نشدیم.‏

‏هنوز سی پالت گلوله‌ی توپ‏ ‏توی پناهگاه ⁦C⁩ مونده.‏

‏مهمات رو ول کن، وقت نداریم.‏ ‏همه رو سوار ترابری‌ها کن.‏

‏اوه، نه.‏

‏وسط تخلیه گیرشون انداختیم.‏

‏دستور مستقیم‏ ‏رهبر اعظم اسنوکه.‏

‏همین‌جا یک‌بار برای همیشه‏ ‏مقاومت رو خاموش می‌کنیم.‏

‏به کاپیتان کنَدی بگو‏ ‏دردناتش رو آماده کنه.‏

‏پایگاه‌شون رو خاکستر کنید، ترابری‌هاشون رو بزنید‏ ‏و ناوگان‌شون رو محو کنید.‏

‏ژنرال، یه سفینه‌ی مقاومت نزدیک می‌شه.‏ ‏توپ‌ها و سپرها در حالت حمله‌ان.‏

‏فقط یه جنگنده‌ی سبک.‏

‏صدای خوشحال می‌خوام، رفیق. یالا.‏

‏ کارهای دیوونه‌وارتر از این هم کردیم. ‏

‏فقط برای ثبت در گزارش،‏ ‏فرمانده دامرون،‏

‏این‌بار طرفِ درویدم.‏

‏ از حمایت‌تون ممنونم، ژنرال. ‏

‏صدای خوشحال.‏

‏توجه.‏

‏من فرمانده پو دامرون‏ ‏از ناوگان جمهوری‌ام،‏

‏ یه پیام فوری‏ ‏برای ژنرال هاگس دارم. ‏

‏وصلش کن.‏

‏ژنرال هاکس‏ ‏از محفل یکم صحبت می‌کنه.‏

‏جمهوری دیگه وجود نداره.‏

‏ناوگان شما آشغال‌های شورشی‏ ‏و جنایتکاران جنگی‌ان.‏

‏به پرنسس عزیزتون بگید‏ ‏هیچ مذاکره‌ای در کار نیست،‏

‏هیچ تسلیمی هم در کار نیست.‏

‏ سلام، منتظرم ژنرال هاگس بیاد روی خط. ‏

‏من هاکسم.‏ ‏تو و دوست‌هات محکومید.‏

‏چرک‌تون رو از این کهکشان‏ ‏پاک می‌کنیم.‏

‏ باشه. منتظر می‌مونم. ‏

‏الو؟‏

‏ الو؟ آره، هنوز هستم. ‏

‏صدای من رو می‌شنوه؟‏

‏ - هاگس؟ ‏ ‏- می‌شنوه.‏

‏ همون با ⁦H⁩. یارو لاغره.‏ ‏یه کم رنگ‌پریده‌ست. ‏

‏صدات رو می‌شنوم. تو صدای من رو می‌شنوی؟‏

‏ببین، نمی‌تونم تا ابد پشت خط بمونم.‏ ‏اگه پیداش کردی،‏

‏بگو لیا یه پیام فوری‏ ‏براش داره...‏

‏فکر کنم داره سرتون رو گرم می‌کنه، قربان.‏

‏ ...درباره‌ی مادرش. ‏

‏آتش کنید!‏

‏بی‌بی-۸، بزن بریم!‏

‏داره می‌ره سمت دردنات.‏

‏ها!‏

‏دیوونه‌ست.‏

‏ ووهو! چه ضربه‌ای داره! ‏

‏باشه، حالا توپ‌ها رو از کار می‌اندازم.‏

‏ تَلی، نزدیک‌شدن رو شروع کن. ‏

‏دریافت شد. ‏

‏ کاپیتان کنَدی،‏ ‏چرا اون سفینه‌ی فسقلی رو نمی‌زنید؟ ‏

‏اون سفینه‌ی فسقلی خیلی کوچیکه‏ ‏و زیادی نزدیکه.‏

‏باید جنگنده‌هامون رو‏

‏پنج دقیقه پیش بلند می‌کردیم!‏

‏هیچ‌وقت نمی‌تونه از زره‌مون رد بشه.‏

‏قصدش ردشدن از زره نیست.‏

‏داره توپ‌های سطحی‌مون رو پاک می‌کنه.‏

‏ یه توپ مونده. ‏

‏ و حالا رژه داره می‌رسه. ‏

‏ آره! آره، می‌بینمش! ‏

‏نه، نه، نه. لعنتی!‏

‏بی‌بی-۸، سامانه‌ی تسلیحاتم از کار افتاده.‏

‏باید اون توپ آخری رو بزنیم‏

‏وگرنه بمب‌افکن‌هامون کباب می‌شن.‏

‏ جادوت رو رو کن، رفیق. ‏

‏توپ‌های خودکار آماده‌ان؟‏

‏آماده و مسلح، قربان.‏

‏پس منتظر چی هستیم؟‏

‏پایگاه رو بزنید!‏

‏بزن بریم!‏

‏ آخرین ترابری بلند شد.‏ ‏تخلیه کامل شد. ‏

‏انجامش دادی، پو.‏

‏حالا اسکادرانت رو برگردون‏ ‏تا از اینجا بزنیم بیرون.‏

‏نه، ژنرال...‏

‏ می‌تونیم انجامش بدیم.‏ ‏یه فرصت داریم ‏

‏که یه دردنات رو از بین ببریم.‏

‏ این چیزها ناوگان‌کُشن. ‏

‏ نمی‌تونیم بذاریم فرار کنه. ‏

‏همین الان درگیر رو قطع کن...‏

‏ فرمانده. این یه دستو... ‏

‏اون قیافه‌ی مضطرب رو جمع کن، تری‌پی‌او.‏

‏اوه. حتماً سعی می‌کنم، ژنرال.‏

‏مضطرب؟‏

‏بریم، بی‌بی-۸.‏

‏الان یا هیچ‌وقت!‏

‏ آره! ‏

‏مسیر پاکه! بمب‌ها رو بیارید.‏

‏کاپیتان،‏

‏بمب‌افکن‌های مقاومت نزدیک می‌شن.‏

‏معلومه که می‌شن.‏

‏ بمب‌افکن‌ها، آرایش فشرده رو حفظ کنید. ‏

‏ جنگنده‌ها، از بمب‌افکن‌ها محافظت کنید. ‏

‏ هر روز فرصت زدن‏ ‏یه دردنات گیرمون نمیاد، ‏

‏ پس این یکی رو هدر ندیم. ‏

‏دریافت شد، رهبر آبی.‏

‏ ما رو برسونید اونجا،‏ ‏بقیه‌ش با ما. ‏

‏- دریافت شد. انجامش می‌دیم.‏ ‏- جنگنده‌ها نزدیک می‌شن.‏

‏ توپچی‌ها، حواس‌جمع باشید. ‏

‏ جنگنده‌های سبک در جهت ۲۱۰! ‏

‏ - دارن می‌رسن!‏ ‏- آرایش بگیرید! ‏

‏همه‌جا هستن!‏

‏ دارن می‌رسن. ‏

‏ جنگنده‌های ورودی. آرایش بگیرید. ‏

‏ با سرعت حمله وارد بردار بشید. ‏

‏ - بکش بالا!‏ ‏- از راست دور بزن. ‏

‏ می‌دی! می‌دی!‏ ‏داریم سقوط می‌کنیم! ‏

‏توپ‌های خودکار رو دوباره شارژ کنید.‏

‏رزم‌ناوشون رو هدف بگیرید.‏

‏می‌بینمش. تَلی،‏ ‏ناوگان رو هدف گرفتن‏

‏ و توالی آماده‌سازی رو شروع کردن. ‏

‏ دریافت شد. ‏

‏ تقریباً رسیدیم. ‏

‏ بمب‌ریزها، توالی رهاسازی رو شروع کنید. ‏

‏ هدف رو می‌بینم. ‏

‏ داریم به نقطه‌ی مناسب می‌رسیم. ‏

‏ بمب‌ها مسلح‌اند. ‏

‏- توپ‌های خودکار روی هدف.‏ ‏- چهل ثانیه تا شارژ کامل.‏

‏اون بمب‌افکن آخری رو نابود کنید!‏

‏پیج، جواب بده. بالای هدفیم.‏

‏ چرا درهای محفظه‌ت باز نیست؟ ‏

‏ فقط بمب‌افکن تو مونده.‏ ‏همه‌چی به تو بستگی داره! ‏

‏- نیکس!‏ ‏- پیج! ‏

‏همین الان محموله رو رها کن!‏

‏مواظب!‏

‏نه!‏

‏ بمب‌ها رها شد! ‏

‏اصابت مستقیم! دردنات نابود شد!‏

‏ژنرال، رهبر اعظم اسنوک‏

‏از سفینه‌ش تماس گرفته.‏

‏عالیه.‏

‏توی اتاقم می‌گیرمش.‏

‏ ژنرال هاکس. ‏

‏آه، خوب شد. رهبر اعظ...‏

‏ ناامیدی‌ام ‏

‏ از عملکردت حد و حساب نداره. ‏

‏نمی‌تونن فرار کنن، رهبر اعظم.‏

‏به انتهای نخ بستیم‌شون.‏

‏ری!‏

‏آفرین، رفیق.‏

‏«فین، لخت، کیسه‌ی نشتی»؟‏ ‏چی؟ یکی از چیپ‌هات سوخته؟‏

‏فین! فین، رفیق.‏

‏خیلی خوشحالم می‌بینمت.‏

‏چی؟ بیا...‏

‏باید یه چیزی تنت کنیم.‏ ‏بیا.‏

‏حتماً هزار تا سؤال داری.‏

‏ری کجاست؟‏

‏استاد اسکای‌واکر؟‏

‏استاد اسکای‌واکر؟‏

‏من از مقاومتم.‏

‏خواهرتون لیا من رو فرستاده.‏ ‏به کمکتون نیاز داریم.‏

‏الو؟‏

‏برو پی کارت.‏

‏چویی، تو اینجا چی کار می‌کنی؟‏

‏گفت باهامون برمی‌گردی.‏

‏چطور من رو پیدا کردید؟‏

‏داستانش مفصله. توی فالکون می‌گیم.‏

‏ فالکون؟ ‏

‏صبر کن.‏

‏هان کجاست؟‏

‏واقعاً هم به نخ بستیم‌شون،‏ ‏ژنرال هاکس. آفرین.‏

‏مقاومت به‌زودی‏ ‏توی مشت ماست.‏

‏ممنونم، رهبر اعظم.‏

‏تعجب می‌کنی چرا یه سگ هار رو‏

‏در چنین جایگاه قدرتمندی نگه داشتم؟‏

‏ضعف یه سگ،‏ ‏اگه درست مهار بشه،‏

‏می‌تونه ابزار تیزی باشه.‏

‏زخمت چطوره؟‏

‏ چیزی نیست. ‏

‏هوم.‏

‏کایلو رنِ قدرتمند.‏

‏وقتی پیدات کردم،‏

‏چیزی رو دیدم که هر استادی آرزوش رو داره.‏

‏قدرتی خام و رام‌نشده.‏

‏و فراتر از اون، چیزی واقعاً خاص.‏

‏استعداد نهفته در خونت.‏

‏یک ویدر جدید.‏

‏حالا می‌ترسم‏

‏اشتباه کرده باشم.‏

‏ هر چی داشتم به تو دادم. ‏

‏ به تاریکی. ‏

‏اون چیز مسخره رو بردار.‏

‏بله، خودشه.‏

‏قلب پدرت زیادی‏ ‏توی وجودته،‏

‏سولوی جوان.‏

‏هان سولو رو کشتم.‏

‏وقتی لحظه‌ش رسید،‏ ‏تردید نکردم.‏

‏و حالا به خودت نگاه کن،‏

‏همون کار روحت رو تا مغز استخوان شکافت.‏

‏تعادلت رو از دست دادی،‏

‏و از دختری شکست خوردی‏ ‏که تا اون روز شمشیر نوری دست نگرفته بود!‏

‏شکست خوردی!‏

‏اسکای‌واکر زنده‌ست.‏

‏بذر محفل جدای زنده‌ست.‏

‏و تا وقتی زنده باشه،‏

‏امید در کهکشان زنده‌ست.‏

‏فکر می‌کردم تو همونی هستی‏ ‏که خاموشش می‌کنه.‏

‏اما افسوس، تو ویدر نیستی.‏

‏فقط یه بچه‌ای‏

‏پشت یه نقاب.‏

‏سفینه‌م رو آماده کنید.‏

അഭിപ്രായങ്ങൾ

No comments yet. Be the first to leave one.

Keep it about this subtitle — sync, quality, typos.500 characters left