The Bonfire of Destiny

The Bonfire of Destiny (Le bazar de la charité)

Farsi Persian സബ്ടൈറ്റിൽ ഡൗൺലോഡ് ചെയ്യുക

സീസൺ 1

റിലീസ് വിവരങ്ങൾ

Le Bazar de la Charité S01 E04
കമന്ററി എഴുതിയത് CinamaFrench

ടാഗുകൾ

other
പ്രസിദ്ധീകരിച്ചത്: 2020-11-15
ഡൗൺലോഡുകൾ: 28
ശ്രവണ വൈകല്യമുള്ളവർക്ക്: No

Farsi Persian സബ്ടൈറ്റിൽ പ്രിവ്യൂ

ആദ്യത്തെ 200 വരികൾ.

وقتی من با بابات ازدواج کردم

ما همدیگر و به سختی میشناختیم

اما با گذر زمان،یاد گرفتیم همدیگر و دوست داشته باشیم

و اخرین چیزی که میخوام بگم اینه عزیزم

شب عروسیت...

مقدسه

تو خیلی زیبایی

اونا میدونند که مسئول اتش سوزیه

یک حمله؟

اونی که بمب و کار گذاشته یک انارشیسته

در حال فراره اما نمیتونه خیلی دور بشه

- مطمئنید که کار اونه؟ - بله،پیداش میکنیم

اون محاکمه میشه و سرانجامش گیوتینه،بهت قول میدم

میتونیم عدالت رو برای اون زنهای بیچاره اجرا کنیم

و خواهرم

نفرت از محیط زیست ما ، نفرت از بورژوازی ،

به همچین چیزی منجر شد،چه درامی

من میدونم تو کی هستی؟

توماس؟

اون اومده بود شما رو ببینه؟ چی به شما گفت؟

فقط سلام کرد

پانسمانتون و عوض میکنم

خانم ها و اقایون روزنامه بخرید

روزنامه بخرید

با پولای من چیکار کردی؟

- ولم کن - با پولای من چیکار کردی؟

- اون من و مجبور کرد - کی؟

یه مرد گنده،بهش میگن راسو

اون همه ی پول و گرفت درحالی که ما توافق کردیم سهممون پنجاه پنجاه باشه

اگه من پول داشتم اینا رو میفروختم؟

منو مسخره کردی

- ببخشید - حالا باید چکار بکنم؟

مرغداری ، مکان مورد علاقه مادرت

او دوست داشت جایی که تو هستی بنشینه

- دلت برای مادرت تنگ شده؟ - بله بابا

منم همینطور

دلم برای همه چیز اون تنگ شده است

صداش،عطرش

من از کسایی که این کار و باهاش کردند انتقام میگیرم کمیل

بهت قول میدم

آنارشیستها ارزشهای فرانسه را به باد می دهند

اونا تاوانش و میدند

کلاس پیانوی من شروع شده

میتونم برم؟

اون زمانی رو که مادرت با من پیانو میزد و دوست داشتم

خیلی شبیه اونی

برو کلاس پیانوت

ماتیلد

من معذرت میخوام،من و ببخش

میتونیم شنبه بریم پارک؟

حالا که مادرتون فوت کرده

چطوری میتونید به بازی و سرگرمی فکر کنید؟

اگر اون اینجا بود،دوست داشت من سرگرم باشم

هر جور شما بخواید خانم

من دفنت کردم و عزادارت شدم

حتی یه لحظه هم به دیگران فکر کردی؟

- من به فکر دخترم بودم - دخترت.....

- پس من چی؟خواهرت؟من مهم نبودم؟ - بودی،بودی

من بهت احتیاج دارم

من به پول نیاز دارم برای اینکه کمیل و به لندن ببرم

برای همین اومدی اینجا؟برای پول؟

فقط به اندازه ای که بتونم پول قایق و بدم

اگه به پول احتیاج نداشتی هیچ وقت نمیفهمیدم زنده ای

اون دخترم و ازم گرفت،من چیکار میکردم؟

من دیگه پول ندارم

آگوست سرمایه گذاری های بدی انجام داد

با ایده هاش ما رو نابود کرد

اونقدر داغون که الیس مجبوره به خاطر پول با یه مردی که دوسش نداره ازدواج کنه

اون خودش و فدای خانواده اش کرد

نمیتونی بذاری همچین کاری بکنه

گفتنش برای تو اسونه

تو همیشه کاری که دوست داشتی رو کردی

وایسادن جلوی خانواده،هیچوقت برات ممنوع نبوده

تو میتونستی با مردی که دوست داری ازدواج کنی

چون تو اون و خیلی دوست داشتی

اما من مجبور به قبول ازدواجی شدم که بابا بهم تحمیل کرد

هرچیزی که بگم و هرکاری که بکنم

دخترم همون راهی و میره که من رفتم

من و بی خبر نذار

شما این اتهام و بدون مدرک منتشر کردی

این دیوونگیه،شما تمام پاریس را تحریک خواهید کرد

شما میخواهید تقصیر و به گردن حمله بندازید

تا مردم بترسند و به شما رای بدند

چطور میتونید همچین چیزی بگید؟

زن من توی اون اتش سوزی مرد

ما ایده های آنارشیستی را می شناسیم: خشونت و هرج و مرج

کار این مرد است،واضحه

تا زمانی که هیچ مدرکی در کار نباشه،من تحقیقات خودم و ادامه میدم

شما از آنها محافظت می کنید من می دونم از کجا آمده اید

شما مطعلق به همون زاغه نشینان زباله اید

این آنارشیست ، ویکتور مینویل ، که برای پلیس کاملاً شناخته شده است

به طور رسمی به عنوان عامل حمله به بازار معرفی شد ...

- این چرت و پرتا چیه؟ - اونا می دونند تو اونجا بودی

این برای محکوم کردن تو کافیه

لنپرا برای پیروزی به یک مقصر نیاز داره

یارو یه حرومزادست

به خاطر عقایدم باید پنهان بشم؟

به من وقت بده تا ثابت کنم هیچ کاری نکردی

تا وقتی تحقیقات تموم بشه پاریس و ترک کن

من گناهکار نیستم،فرار نمیکنم

تو فکر میکنی عدالت طرف توئه؟هرگز

اونا تو رو محکوم میکنند،چی تو رو نگه میداره ویکتور؟

چرا اصلا اهمیت میدی؟چرا منو به اون پلیسا نمیفروشی؟

تو برای اطلاعات کار میکنی و من یه مرد تحت تعقیبم

اگر مادرت زنده بود برات نگران میشد و التماست میکرد که پنهان بشی

مادر من و ول کن،تو وقتی مادرم مرد و من هشت سالم بود به مستعمرات رفتی

پانزده سال بعد

تو مامور اطلاعات شدی و من و زیر نظر داری

نقشت چیه؟

- مشکلت چیه؟ - من و عصبانی نکن

خوب به من گوش کن

دور شو و منتظر بمون تا اوضاع حل و فصل شود

متوجه شدی؟

خانم

ممنون

الیس خوبی؟

نه

- چیشده؟ - من بعد اتش سوزی همش احساس خفگی میکنم

من فقط می خوام همه چی رو فراموش کنم

من هم می خوام فراموش کنم ، این بهترین کاره

تو این تاج و درست کردی؟

اره،ازدواج بدون تاج که ازدواج نیست

خوشت میاد؟

من میدونم که تو رویای چیز دیگه ای رو میدیدی

نگران نباش

من و ژولین ماه عسلمون و به ایتالیا میریم

نمیتونم صبر کنم

خوبه

سلام ژان

سلام خانم

وقتی نبودید براتون نامه اومد

من نمیتونم بمونم

اینجا همه چیز برای من یاداور رزه

نمیتونم برای شما کار کنم

میفهمم

منم دلم براش خیلی تنگ شده

خوبی؟

این بلیط های من و رز برای رفتن به نیویورکه

- کی اونا رو فرستاده؟ - نمیدونم

چرا با اون نسوخته؟

شاید تو بازار گمشون کرده و یه نفر دیگه پیداش کرده

قصد رفتن به امریکا رو دارید؟

نمیدونم،این رویای دوتامون بود

این بلیط ها یه نشونست

شما باید به جلو بروید ، رویاهای خودتون رو به واقعیت تبدیل کنید

این چیزیه که مطمئنا رز میخواست

دلم براتون تنگ میشه

توماس میخواد میان وعده اش رو بخوره،باید بهش ملحق بشید

اینا لباس های اودته

راجب اون به من بگید

اون وقت زیادی رو با پسرش میگذروند

اونو خیلی دوست داشت

سعی کنید مادر خوبی باشید

دستتون و به من بدید

فراموش نکنید

شما دیگه خدمتکار نیستید،بلکه یه زن ثروتمند از پاریس هستید

اودت این انگشتر را خیلی دوست داشت

من تازه این و بهش داده بودم

بیشتر از یک بار ازش استفاده نکرده بود

جدیدترین ساخته لارتیر

ظاهراً پرنسس ولز هم همین را دارد

اودت راجبش توی بازار به الیس میگفت

اون به این انگشتر خیلی افتخار می کرد

توماس منتظر شماست،صورتتون و بپوشونید

من خوشحالم که شما بهتر شدید

به زودی میبینمت

Permettez.

دوست دارید بخورید یا بنوشید ، خانم؟

لطفاً برای من آب سیب بیاورید

و بریوش

چشم،خانم

مامانم از اب سیب متنفر بود

من دوست دارم

منم همینطور

تصورش برام سخته

چطور ممکنه همچین زنی از سردخونه دزدی بکنه

بله

یه چیزی اینجا درست نیست ، مارتین

این جواهرات در آتش نسوختند

باید صاحبشون و پیدا کنیم

من به اطلاعاتی نیاز دارم ؛ در عوض ، یه اطلاعاتی هم به شما می دم

این مربوط به تحقیقات شما درباره نجاتگران بازار است

ویکتور مینویل،مردی که متهم به تروریست بودن شده

- آیا در بیمارستان با او مصاحبه کردید؟ - نه

نه ، پلیس رو دید و فرار کرد

اما همانطور که شاهدان تعریف میکنند

اون مثل یک قهرمان رفتار می کرد

اون برای نجات زنان به درون اتش برگشت

- اسمشون و دارید؟ - نه

آیا می توانید آنها را پیدا کنید و برای من لیست کنید؟

اطلاعات شما در ازای چه چیزی است؟

دزد جواهرات سرد خونه اینه

میشناسیدش؟

نه،هیچوقت ندیدم

نه ، آن را نگه دارید. برای شماست ، می توانید آن را منتشر کنید.

دست به دستش کنید

لیست شاهدا رو میارم دفترتون

متشکرم

- دستگیرش کنیم؟ - الان نه

دنبالش میکنیم

More Farsi Persian subtitles for The Bonfire of Destiny

അഭിപ്രായങ്ങൾ

No comments yet. Be the first to leave one.

Keep it about this subtitle — sync, quality, typos.500 characters left