ആദ്യത്തെ 200 വരികൾ.
بله. اوهوم
شوخی نمیکنم
این «مرد باشخصیت» منو اینجا آورده
آره، درست شنیدی. هوترز
این اولین قرار ملاقات منه از وقتی طلاق گرفتم
بعد این آقا منو آورده هوترز
تایلر خوابه؟
اوه، آره! وای!
نه کاملاً. داره چیکار میکنه؟
این تیشرت داره آتیش میگیره!
چرا داره اونو میخونه؟
باید سیاره زمین رو نجات داد
نه، همه چی اوکیه
خاموش شد. چی خاموش شد؟
خدای من، دارم میام خونه
هشدار نفوذی!
آره، شاید این اصلاً فکر بدی نباشه
تو ده دقیقه دیگه بهم زنگ میزنی
که من به این احمق بگم کار اورژانسی دارم
میتونی الان منو حموم کنی؟
پنج دقیقه دیگه باشه
برات، امم، میگو بوفالو با سس جدا آوردم
اینجا برام همینجوری آماده میکنن. نمیدونستم چطور دوست داری...
حواست هست که الان اصلاً به صورت من نگاه نمیکنی؟
یه بازی خیلی حساس داره اونجا اتفاق میافته. نمیخوام از دستش بدم
باید تبر رو خیلی محکم بچرخونی تا اون ضربهها، امم، عمیق بشن
سلام جیم. هی جیم
هی جیم
چوبشور پنیری قلبیشکل
از طرف من، بانی، بتانی و بریتنی
ممنون بابلس. خیلی لطف کردی
خوش بگذره. میبینمت
باشه
هی، متوجه شدم با «بوبیز» چشم تو چشم شدی
ولی مطمئن نیستم که دقیقاً به چشمهاش نگاه میکردی
پس تو کارت مرتب کردن کمدهاست؟
بله
سخته پیدا کردن آدمهایی که خودشون نمیتونن کمدهاشون رو مرتب کنن؟ این کار چطوری پیش میره؟
خب، اینطور نیست که خودشون نتونن انجامش بدن
قضیه اینه که وقت ندارن یا کار رو به شکل کارآمد انجام نمیدن
با مرتب کردن داشبورد ماشین شروع کردی
و همینجوری کمکم اومدی بالاتر یا...؟
ببین، متأسفم. میدونم این قرار خوب پیش نمیره. من، خخخ
من ۲۰ ساله قرار نذاشتم
من از سال آخر دبیرستان قرار نذاشتم
تو دانشگاه ازدواج کردی؟
آره. منم همینطور
واقعاً؟ آره
این عجیبترین حسی نیست که الان داریم؟
مثل اینکه یه کمدین عجیب تو یه فیلم علمی تخیلی بازی کنه
آره. خوشم اومد. همین الان به ذهنت رسید؟
بله
خیلی خوبه
میدونی، فکر کنم از این میگوهای بوفالو یکی بخورم
و با سس میخورمش
عالیه
اوه خدای من
اوه
تنده. وای خدای من. کی سس رو انقدر تند درست میکنه؟
من فقط...
تو آبجوی منو خوردی؟
نه. نه، نه. فکر کنم خودت خوردی
بوبیز! بادی! بریتنی!
میتونید یه کم آب برام بیارید؟ بیا. یه کم سوپ پیاز فرانسوی بخور
میدونی، کنجکاوم
با این همه دلایل ممکن...
کدوم دلیل باعث شد زنت ترکت کنه؟
سرطان
متأسفم. من...
به طور طبیعی فکر کردم طلاق گرفتی
اشکالی نداره
منم به طور طبیعی فکر کردم شوهرت خودشو کشت
پس پایاپای شدیم
باید اینو جواب بدم
الو
اوه، اوه، اوه. آروم باش!
بهمن توی حیاط خلوت ما؟
الان میام خونه
اورژانسیه. متأسفم
بیست دلار برای سهم من کافیه
اون از بهونه اورژانسی برای تو استفاده کرد؟
انگار که اون باید فرار میکرده
انگار من خیلی وحشتناکم. هان
خب، هرکسی یه داستان قرار ملاقات کور بد داره و این بازنده هم مال توئه
کی آشناتون کرد؟
یکی از مادرای همکلاسیهای تایلر
هر وقت میبینمش درباره «دوستش جیم» بهم میگه
و، «اوه، من باید جیم رو ببینم.»
خب، اون یه دروغگو و یه احمقه
باید بلایی سرش بیاری و موهاشو از ته بتراشی
دیک؟ سلام
نه، میتونم حرف بزنم. فقط سر کارم. عالیه
ها ها. میدونم. خیلی کوفتهم
منم با کلمه «ل» دوستت دارم
باشه. بعداً باهات حرف میزنم. خداحافظ
تو الان کلمه «ل» رو به دیک گفتی؟
دیشب گفتیمش
جِن! عالیه! چرا بهم نگفتی؟
خب، میدونی. تو بالاخره رفتی قرار و خیلی افتضاح بود
نمیخواستم کاری کنم احساس تنهایی بیشتری از اونی که احتمالاً الان داری، بکنی
من در واقع خوبم. تنها هم نیستم.
من دو تا مرد فوقالعاده تو زندگیم دارم.
برندان و تایلر.
برندان دوستدختر میخواد و تایلر هم ریتالین.
یعنی تو داری سکس و مواد رو به عنوان راه حل برای رفتار بچههام پیشنهاد میدی؟
آخ! وای خدایا! این همون لباسیـه که همیشه میخواستم!
اوه!
چی؟ نه!
کی همچین پولی داره؟ احمق!
اینو بپوش. این لباس مادرای جذابه.
ما لباس مشتریها رو نمیپوشیم. این یکی از نقاط قوت ماست.
"ما لباس زیر شما رو وقتی کمدهاتون رو مرتب میکنیم، نمیپوشیم."
فقط دارم میگم.
برگردیم سر کار.
فکر کنم دقیقاً پایین این رگال میتونیم یه مقدار کفش و وسایل دیگه جا بدیم.
جن!
کانیه، بیا پوشک بچه رو عوض کن.
نورث خیس شده و من نمیخوام دوباره جلوی دوربین از دستم بیفته.
باشه. درش بیار.
نه! ببین، این کل رگال هنوز برچسب قیمتهاش روشه.
از نظر فنی، هنوز صاحبش نشده. در ضمن، خودش تو باشگاه تنیسه.
حالا، اینو بپوش.
این لباس میتونه یه زن رو از اون مدلی که مرد بهش خیانت میکنه
به اون مدلی تبدیل کنه که مرد باهاش خیانت میکنه.
میرم دستشویی.
گرون. گرون.
اوه، گرونترین.
وای. نمیدونستم اینقدر توش خوب به نظر میای.
اوه عزیزم، چی شده؟
باید بیشتر تلاش میکردم.
باید لباسهای جذابتری میپوشیدم.
تو هیچ کار اشتباهی نکردی. مارک یه عوضیه.
ولی بچهها اینو نمیدونن.
اه. اونا فقط...
اونا میخوان ما دوباره با هم باشیم.
و من نمیدونم چطور بهشون توضیح بدم.
خب، وقتشه بفهمن که باباشون یه آشغال تمامعیاره.
اینقدر افسرده میشم که باید کفش پاشنه بلند جذاب بپوشم.
دیگه ندَو. کمک میکنه.
داره دیوونم میکنه.
منو ببین. مسخرهام.
بیا اینجا. بیا اینجا.
جن هواتو داره. حالا میفهمم چرا بهتون میگن "ملکههای کمد".
اینستاگرام. فیسبوک.
آره! آره!
افتضاح بود، رفیق. اصلاً هیچ ارتباطی نبود.
خیلی خوشحال شدم وقتی اون قضیه بهمن رو جور کردی.
اون جونمو نجات داد. ها ها ها.
و مدل لباس پوشیدنش مثل یه معاون مدرسه یا یه همچین چیزی بود.
حس میکردم تو بازداشتم.
یه دختر برات دارم. چطوره؟
یه خانم بلوند. از کلاس رقص عربیـم.
یه خورده هیکلش درشته.
ولی وقتی شروع میکنه به حرکت کردن، اون همه تکون خوردن کار خودشو میکنه.
به درد نمیخوره. اون دختر درشتهیکل میرفت هوترز رو کلهپاچه میکرد.
مثل یه طوفان. اه! مرغ. استیک. سیبزمینی سرخ کرده. و یه دایت کوک.
باشه! گرفتمت! ها ها ها!
من دیگه بیخیال شدم، رفیق. دیگه قرار گذاشتن برام کافیه.
این وقت و پولیـه که باید با بچههام بگذرونم.
ببین کی اینجاست!
هی، لری!
قهرمان من! دست بده!
من هیلاریام، بابا، که خودش به اندازه کافی بده.
میخوای همینجوری منو معطل کنی؟
بوم! حدس بزن چی؟
چادرهای کادیاک جدید تازه رسیدن.
به موقع برای تعطیلات بهار.
امسال دوباره میخوایم تو حیاط خلوتمون چادر بزنیم؟
چرا؟ واسه این کار دیگه بزرگی؟
نه. فقط بعضی از بچههای کلاس من میرن فلوریدا.
یا کلرادو یا حتی سوئیس.
تو مدرسهات پر از بچه پولداره.
ما همچین پولی نداریم. میدونم. فقط خوب میشد اگه یه جایی میرفتیم.
میدونی کجا میتونی ببریش که ارزون باشه؟
کلاس رقص عربیـم.
اوه. اون حرفا رو بذار کنار. جدی میگم.
ببخشید، آقا؟ من اومدم لباس بسکتبالم رو بگیرم.
تو الان منو "آقا" صدا کردی؟
آره. من دخترم.
اون یه دختر خیلی زشته.
هی، رفیق، اون دخترشه.
وای، وای، وای!
وای، وای، وای! اومم.
هی عزیزم، تکلیف ریاضی چطور پیش میره؟
هیچکدوم از میانبرهای معلم کمکت میکنه؟
قرار گذاشتی؟
قرار؟ کی بهت گفت من رفتم سر قرار؟
تو واقعاً باید رمز ایمیلت رو عوض کنی، خانم کوچولو ۰۷۲٠۹۹.
این آخرین باریـه که من تولدت رو به عنوان رمز استفاده میکنم.
باورم نمیشه ایمیلهامو خوندی!
برندان، دوستت دارم.
ولی ما باید یاد بگیریم تو این خونه به حریم خصوصی همدیگه احترام بذاریم.
جیم کیه؟
هیچکس، عزیزم. یه احمق.
بهم اعتماد کن. هیچی نبود.
قول میدی؟ قول میدم.
هی! تو خونه چرخدار ممنوع!
اینو بهت گفتم! آخ!
بگیرش، مامان! بگیرش!
بابات تو راه خونه بردت بستنی بخوری؟
No comments yet. Be the first to leave one.