One More Happy Ending

One More Happy Ending (한번 더 해피엔딩)

Farsi Persian സബ്ടൈറ്റിൽ ഡൗൺലോഡ് ചെയ്യുക

റിലീസ് വിവരങ്ങൾ

One More Happy Ending E11
കമന്ററി എഴുതിയത് Persian Dream Team
mahsany

ടാഗുകൾ

other
പ്രസിദ്ധീകരിച്ചത്: 2016-02-25
ഡൗൺലോഡുകൾ: 20
ശ്രവണ വൈകല്യമുള്ളവർക്ക്: No

Farsi Persian സബ്ടൈറ്റിൽ പ്രിവ്യൂ

ആദ്യത്തെ 200 വരികൾ.

اگه اين مقاله رو منتشر کنيم سو هيوک صدمه ميبينه

! هي

پشت گو سول آ يه آژانس بزرگه درسته ؟

و يه سري طرفداراش با عصبانيت با هم متحد شدن

گفته اگه منتشرش نکني استعفا ميده

فقط تنهاش بذار .اگه خودتو نشون بدي همه چيزو بدتر ميکني

!چطور ميتونم فقط نگاه کنم ؟ اينا همش تقصير منه

قرار نيست اگه خودتو نشون بدي اونو کمتر بزنن

و اين چيزي نيست که سو هيوک ميخواد

اينه ؟ اين شاهزاده ي جذاب هان مي موئه ؟

خداي من . اون خيلي عاليه

حتي اگه نفرين هم شده باشه بازم بايد احساس دلگرمي کنه

بهش حسوديم ميشه

کي ميشه يه مرد منو اينجوري بغل کنه ؟

به نظر خوبي

قبل از اينکه برم ميخواستم ببينمت

تحصيلات خارج از کشور خوش بگذره

هه جون

اون دفعه اي زياده روي کردم

عذر ميخوام

متاسفم که گفتم منتظرم ببينم با من فرق داري يا نه

راستش ، واقعا ميخواستم ببينم چيکار ميکني

...ميخواستم ببينم با سو هيوکي که

خودشو براي يه زن به آب و آتيش ميزنه فرق داري يا نه

منظورت چيه ؟

چه آتيشي ؟

نميدوني ؟

بعداز نوشتن اون مقاله براي کمک به هان مي مو خيلي سختي کشيد

کنجکاوم

چي ميشه اگه سو هيوک اونو ازت ندزده

خود هان مي مو نظرشو عوض کنه ؟

اونوقت چي ميشه ؟

قدم زدم تا رسيدم اينجا

...اميدوارم

قلبم نتونه هيچ چي رو حس کنه

نمي خوام قلبم اين حسو داشته باشه

احيانا

... اين با احساسي که

اون دفعه داشتي يکيه ؟

قلبم فهميده

فهميده چي ميخواد

اما خيلي ديره

چي کار کنم ؟

از قلبم متنفرم . چي کار کنم ؟

اينقدر از قلبت متنفر نباش

تو موقعيت بديه

× مي مو ×

× مي مو ×

هه جون

سونگ سو هيوک

چقدر ديگه بايد کنار بيام ؟

! بهم بگو

حس ميکن بين شما دو تا گير افتادم

چقدر ديگه بايد براي داشتن اين حس سختي بکشم ؟

متاسفم

نميتونم احساسمو کنترل کنم

نميتونم احساسمو کنترل کنم خودمم خسته شدم

چي کار کنم ؟

متاسفم هه جون

نميدونم چطوري با دلم کنار بيام

ميخواي بهت بگم چي کار کني ؟

فقط يه راه داره

گم شو

ميخوام ناپديد بشي

ميلرزيدي

لباس گرم بپوش و بخواب

بابا

چيزي شده؟

نه بابا، چي بشه؟

نکنه

سر کار اذيتت کردن ؟

چي ؟

از کجا فهميدي؟

به نظر ميرسه هيچ کي دوستم نداره

چرا اينجوري بهم نگاه ميکني ؟ نگران نباش

همه ي زندگي من عشق توئه مين وو

بابا

هر چي که هست فرار نکن

بايد باهاش روبرو بشي

باشه

سلام

مين وو ، بايد بري مدرسه

صبح بخير

اين چيه ؟

! مين وو

چرا بسته اي که براي ما اومده رو باز ميکني ؟

...خب

....چيزه

مدرسه ت دير نشده ؟ - هنوز وقت هست -

صبحا زمان سريع تر ميگذره

من اينو نگه ميدارم و بعدا ميدمش به بابات

نگران اين نباش و برو مدرسه

...مين وو ، تو

به من اعتماد نداري ؟

فکر ميکردم با هم صميمي باشيم

پس بهت اعتماد ميکنم

باشه ، برو

توي کلاس خوابت نبره با جديت درستو بخون

آژانس گو سول آ نميخواد با مس پانچ همکاري کنه

...فقط همين امروز 5 تا از مصاحبه ها

کنسل شده

ديروز براي عکس برداري رفتم اما انداختنم بيرون

من پنج ساله خبرنگارام

اين اولين باريه که درو توي صورتم ميبندن

... با تمام سختي هاش قرار بود يه راهي

براي جور کردن خبر پيدا کنين

البته

... پيدا کردن سوژه تو شرايط بد

چيزيه که ازت يه خبرنگار خوب ميسازه

من ده ساعت زمان براي چيزي که فقط 10 دقيقه برام وقت ميگرفت گذاشتم

فکر نميکنم اين به شايستگي ربطي داشته باشه

اين ديگه ناکارآمد بودنه

... از همون اولش هم نوشتن يه مقاله فقط براي

نجات يه هنرمندي که هيچ کي بهش اهميت نميده فکر بدي بود

همين باعث شد همه توي دردسر بيفتيم

... ما هيچ اسپانسري نداريم

پاداش ساليانه رو هم بايد فراموش کنيم

پس منو ميبينيد فکر کردم نامرئي ام

چرا اينا رو پشت سرم نميگيد ؟

وانمود ميکنم چيزي نميشنوم

همکارام به صراحت بهم ميگن استعفا بدم

پس هر کاري ميخوان انجام ميدم

هي سو هيوک

سو هيوک وايسا

اين روزا چش شده ؟

خيلي جذاب شده

بيشتر داره ازش خوشم مياد

هي ، اون باحال نيست ؟ خبرنگارا بايد مثل اون شجاع باشن

منو ياد جوونيام ميندازه

.... منو برد به گذشته ها

جلسه خوبي بود - هي ... کجا ميريد ؟ -

ميخواين غذا بخوريد ؟ منم ميام

...من وقتي جوون بودم

... جدي نگير . بايد درک کني

اونا اذيت شدن

تو چرا اين کارو انجام ميدي ؟ - چون بايد به بچه م غذا بدم -

اولش از اين کار لذت ميبردم

اما الان ، واقعا براي پوله

بعدا براي شهريه مدرسه شم بايد پول کافي در بيارم

من ، همه ي علاقه مو ازدست دادم

ديگه بهش علاقه اي ندارم - اينم ميگذره -

فقط تحملش کن

... مدير هم اونقدر که

انتظارشو داشتيم سرو صدا راه ننداخت اينطور فکر نميکني ؟

به خاطر افترا ازمون شکايت شده

اين اولين بار نيست

براي خسارت هم ازمون شکايت کرده

ميخواد تا آخر عمر بدهيشو بديم

چند بار سعي کردم جلوتو بگيرم

پس قراره فقط مقاله هايي رو بنويسيم که به ذائقه ي مردم خوش بياد ؟

هي ، نميدوني آقاي کيم کيه ؟ فکر ميکني اينجوري به آخر ميرسه ؟

براي گوشمالي بهم زنگ زد

گفت غرورشو خرد کردي براي همين بايد روحيه شو تقويت کنه

اينا چيه ؟

سونگ سو هيوک ؟

درسته ، اون خبرنگاري که اون داستانو در موردت نوشت

هيچ چي عوض نشده

طرفداراي عصباني هنوزم همون رفتارو دارن

منم همين حدسو ميزنم

حداقل بايد از يه روش ديگه استفاده کنن

ده سال گذشته و هنوزم همونجوري مردمو تهديد ميکنن

اين چيه ؟

! اينو نگاه کن

اين طرفدار بايد اعتماد به نفس کمي باشه

که با يه سوراخ کوچيک توي عکس راضي ميشه

خانم گواک ، برو عکستو بيار - ببخشيد ؟ -

من سوراخش کنم ببينيم بازم ميتوني اينجوري حرف بزني يا نه

متوجه شدم

متاسفم

شب ميتونه خطرناک باشه

بيا بخوريم

اين روزا يه مشروب خور قهاري شدي

چون کلي اتفاق افتاده براي همين حدس ميزنم طبيعي باشه

ميخوام استعفا بدم

چرا اين حرفو ميزني ؟

بعد از اينکه ديدم توي سختي قرار گرفته

... سنگيني مسئوليتم

توي اينکارو متوجه شدم

! هي

کسي زدتت ؟

کي ؟ طرفدار بوده يا اون مديرعامل ؟

يکي از دوستام که اين چند وقته خيلي عذابش دادم

فقط به احساس خودم فکر کردم

و قلب دوستمو شکوندم

اون منو زده

هر چند فقط يه بار منو زد

بايد بيشتر ميزد

اون همسايه منه

براي همين دلم بيشتر براش تنگ ميشه

همش ميخوام برم جايي که اون هست

... حس ميکنم دارم ديونه ميشم . ميخوام بدونم

هر دقيقه داره چي کار ميکنه

...بهم بگو چطور

...چطور ميتونم

چطور ميتونم از شر اين احساس خلاص شم ؟

... فکر نکنم بتوني از شرش خلاص شي

مگه اينکه از وجودت ناپديد بشه

چي ؟

بايد استراحت کني

هه جون

More Farsi Persian subtitles for One More Happy Ending

അഭിപ്രായങ്ങൾ

No comments yet. Be the first to leave one.

Keep it about this subtitle — sync, quality, typos.500 characters left