ആദ്യത്തെ 200 വരികൾ.
هدف متحرک
.گنگستر معروف آسيم ماوزر به زادگاهش برگشت
بازگشت اين گنگستر معروف .باعث نگراني برخي گروهها شده است
."برخي گروهها" .اين ماييم
.سه برادرم ...مردي که سه تا از عزيزانم رو کُشت
،توي استانبول داره آزاد ميگرده .اونوقت من بايد از روزنامه اينو بفهمم
اين چيزيه که شماها با عنوان مراقبت دقيق و ترور گسترده ازش ياد ميکنين؟
.آسيم ماوزر بين مردم راه نميره .اون مرد باهوشيه
.اين باهوش بودن نيست .اين ترسو بودنه
شرط ميبندم حالا که توي خبرها رفته .کلي از دردسرهاي قديمي دنبالش راه ميفتن
.ولي قبل از همه بايد من باشم
قبل از هر کسي ديگهاي .بايد من باشم که باهاش مقابله ميکنه
.نبايد بهش اجازه بديم زيادي راحت بشه
.آسيم ماوزر نبايد به سادگي نفس بکشه
.روزهاش بايد با ترس و ترديد آغشته بشه
.بايد از سايهي خودش هم بترسه
بعد از اينکه توي استخوونهاش، ترس و .ترديد رو احساس کرد بايد کشته بشه
.ژيلت
.پيداش کنين و برام بيارينش
.کاري کنين جلوم زانو بزنه
رفقا، مردي که دنبالش هستين .يه آدم معمولي نيست
.بايد مراقب باشين
هيچوقت نميدونين کي و از کجا .ضربه ميزنه
.در نگاه اول چندان به نظر نمياد
.دست به تفنگش سريعه
.تا حد ممکن ازش دور باشين .خطرناکه
.با آسيم ماوزر درگير نشو !توي دردسر ميفتي
داري نصيحتم ميکني؟
.دلم شور ميزنه .شنيدم مرد خطرناکيه
.آره، آروم و خطرناک
.ولي برام چيزي نيست
.سه برادر عزيزم زير خاک خوابيدن
.به همهشون با يه گلوله توي قلب شليک کرد
.پنج سال زندان بود .گفتن دفاع از خود بوده
زماني که توي زندان بود .خيلي سعي کردم بکشمش
.ولي هيچوقت فرصتشو نداشتيم
،زماني که آزاد شد .يهو غيبش زد
.ميگفتن توي آمريکا يا اروپا بود
،درست زماني که فراموشش کرده بودم .برميگرده به زندگيم
تا زماني که انتقام برادرانم رو نگيرم .اين قضيه تموم نميشه
.دنبال آسيم ماوزر ميگردم - .اينجا نيست -
.بهم دروغ بگي، فکت رو ميشکنم
کجاست؟
.نميدونم
.حالا خوب فکر کن
.بهش بگو دنبالشيم
کجا رفت؟
.به خدا قسم نميدونم .اومد و رفت
.تو ميشناسيش .ميدوني کجاست
.باور کنين نميدونم .هفت ساله نديدمش
.دروغ نگو. آسيم اومد اينجا .حتماً تو رو ديده
.تو بهترين دوستِ دوست معروفش کَدرِيه هستي
.سالها پيش کدريه مُرد
!احتمالاً فراموشش کرده
.اون چيزي رو فراموش نميکنه !حالا بهم بگو کدوم گوري رفته
.اگه نگي تکه تکهت ميکنم حالا کجاست؟ کجا؟
.نميدونم !نميدونم
گنگستر معروف آسيم ماوزر به .زادگاهش برگشت
...يه دختري هست که از جزاير اومده
.خداي من، به اون چشمها نگاه کن .اون چشمها
.شلوار ابريشميش تا زانوهاش پايين اومده !اوه، آره
.خدا، اونو زيبا خلق کرده
.قسم ميخورم که تو خيلي شيريني
.اونو از اغواکنندهها دور نگه دارين .اونو از اغواکنندهها دور نگه دارين
.خفه شو .داري ميري رو مخم
.تو در هر حال از هرکاري ميکنم خوشت نمياد
چي واسه خوش اومدن هست؟
!اوه !روزهاي خوب قديم
قبلاً که جوون بودم با ماندولين .به جنبش درش مياوردم
زماني که اسم آسپيرين عثمان ...توي اسماليمسيد رو ميگفتي
.مردم از کارشون دست ميکشيدن
زنهاي مبتلا به دندون درد، سردرد .و روماتيسم ميومدن پيشم، برادر
چون زنهايي رو که ميبوسيدم .ديگه هيچوقت مريض نميشدن
.مرد، اين هشتادمين بار بود که اينو بهم گفتي
،از گوش کردن خسته شدم .تو از گفتن خسته نشدي
،ميخواي يه قصه خوب برات بگم برادر کورسان کمال؟
يه قصهي مستهجن؟ - .يه مستهجن -
.نگو
.آسيم ماوزر برگشته
.تو دوست خوبش هستي .تو ميدوني کجاست
.نميدونم .نميتونم بدونم
.مزخرفاتو تموم کن کجاست؟
.ابروهات تيره هستن
.باعث ميشن يه فيلمنامه بنويسم
،اين مشکل حالت رو بهتر نميکنه .تو رو ميکُشه
.ميدوني با اين چيکار ميکنم
.قبلاً ريشمون رو تراشيديم - !سر به سر من نذار -
،اگه اينکارو بکنم ...موهاتو خراب ميکني
...چرا تو
.از اينجا گمشو .کاري نکن جگرتو دربيارم
.بعداً ميبينمت
،اگه برادرمون آسيم برگشته بود به ديدنمون نميومد؟
.نميدونست کجا بوديم - !پس بريم دنبالش بگرديم -
آسيم ماوزر اينجا بوده؟ - .آره - کي؟ - .دو ساعت پيش -
!آسيم آقا برگشته کجاست؟
به آسيم ماوزر بگو .بايد مشکلمون رو حل کنيم
.اين چينوئه
.چينو، چينو قلدر
.بعد از هفت سال هنوز فراموش نکرده
.اين مشکل فقط با خون حل ميشه آسيم اومد پيش تو؟
.کمي قهوه خورد بعد رفت
الان کجاست؟ - .نميدونم -
تو کي هستي؟ چي ميخواي؟
.دنبال آسيم ماوزر ميگردم .فهميديم اينجاست
.تو بهترين دوست کدريه بودي .آسيم ماوزر به تو ميگفت خواهر
!دروغه
.آسيم ماوزر جاهاي زيادي واسه رفتن داره چرا بايد توي اين آشغالدوني بمونه؟
!به ما دروغ نگو، زن .ما رو گيج نکن
.تمام روز گيج شديم .بهمون بگو کجاست يا کي برميگرده
.نميدونم
پس نميدوني؟ .شايد اين کمک کنه يادت بياد
.اينجا هم نيست
.همهجا رو گشتيم، برادر !پاهام تاول زدن
کجا غيبش زده؟
نميدونم. افراد بيلال همه جا .دنبالش هستن
.اگه ببيننش بهش شليک ميکنن
.خيلي خسته شدم، برادر مي تونم برات يه قصه بگم؟
يه قصهي مستهجن؟ - .يه مستهجن -
.نگو
...اين عشق، پنهاني است. نميتوانم
.به کسي دردم را بگويم
.اگه آسيم برگشته مطمئناً سراغمون مياد
.ميره به مدرسهاي که کنار پاتوق قديميمون بود
.بايد بريم و اونجا منتظر بشيم
!بنازم به اين هوشت، برادر
.بذار يه قصه برات بگم
يه قصهي مستهجن؟ - .يه مستهجن -
.پس نگو
کي بايد اين قصه رو برات بگم، برادر؟
.دارم نگران اين مرد ميشم
چند روزي هست که اومده اينجا .و ساعتها به اليف نگاه ميکنه
.دوباره کلي هديه آورده
.مردم متعجب شدن
چرا اينقدر به اليف علاقهمندي؟
دلسوزي واسه يه بچه يتيم هست؟
فقط به قصد کمک؟
.اليف خيلي شبيه دخترمه .اسم اونم اليف بود
الان کجاست؟ - مُرده؟ -
.منو ببخش
.نميخواستم خاطراتت رو زنده کنم
خيلي اليف رو دوست داري؟ .به خوبي ازش مراقبت ميکني
.خودمم توي يتيم خونه بزرگ شدم
.زماني که اليف اومد چهار يا پنج ساله بود
.ميتونم بگم من بزرگش کردم
.اول عادت داشت واسه مامان باباش گريه کنه
.ولي حالا با تنهايي خو گرفته
.زندگي انسان، دقيقاً تنها بودنه .همه همين مشکل رو داريم
.دوباره به ديدن اليف ميام
اسم شما چيه؟
.آسيم
!برادر آسيم - !برادر آسيم -
!آسپيرين! کمال
!خداي من! آره
کجا بودي، مرد؟ !توي جهنم هم دنبالت گشتيم
فکر کورسان کمال بود که بيايم .اينجا و پيدات کنيم
.ببين توي چه حالي هستي - .حال، حاله ديگه، برادر آسيم -
.حالا بياين اين تجديد ديدار رو جشن بگيريم
دلم واسه استانبول، راکي و .ماندولين تو تنگ شده بود، برادر آسپيرين
.دل ما هم واست تنگ شده بود، برادر آسيم
اوضاع آسپيرين با خانمها چطوره؟
.ديگه کاري نيست .ديگه کسي به صورتش نگاه نميکنه
.داريم پير ميشيم، برادر
.بذار يه قصه برات بگم
.احتمالاً مستهجن هست
يه قصهي مستهجن؟
.يه مستهجن
.نگو
پس کي قرار هست اين قصه رو بگم، برادر؟
.برا ماندولينت تعريفش کن .يه آواز ميشه
کار و کاسبي چطوره؟
.بعد از رفتنت همهچيز جهنم شد
به خاطر اينکه دوستانت بوديم .توي کلي دردسر افتاديم
.کساني که دنبال تو بودن دنبال ما هم اومدن
.ولي با کمک خدا، نجات پيدا کرديم
.بيلال قويتر شده .مرد با نفوذي هست
.الان توي کل استانبول دنبالت هستن - .بذار باشن -
.خيلي خطرناکه
.از همه چيز کنار کشيدم
.اونها دست از سرت برنميدارن
.ما آدمهاي صبوري هستيم
.به سلامتي زنهاي زيبا
...زودباش، به سلامتي
.روزهاي قديم
.بگو چينو اومده .منو ميشناسه
.فکر نکنم اينجا بياد .ما هم از طريق تو از روزنامهها فهميديم
.اين آدرس منه
.اگه هنوز يه مرد باشه، باهام تماس ميگيره .اگه نه که نابودش ميکنم
کيه؟ - .منم، آسيم -
صورتت چي شده؟
.هيچي، سُر خوردم و افتادم
کي اينجا بود؟
.هيچکس
کي اينجا بود؟
.گفتم افتادم .سُر خوردم
...سُر خوردم و افتادم
،حدود سه تا پنج صورت رو بريدم .ولي کسي ازش خبر نداشت
.هرجايي که احتمالش بود رو گشتيم
،يکي دو نفر گفتن اومد و رفت .ولي هيچکس از مکانش خبر نداشت
،اگه اونو برام نياري .اينجا برنگرد
.بهت 24 ساعت وقت ميدم
No comments yet. Be the first to leave one.