ആദ്യത്തെ 200 വരികൾ.
".اگــر امـــیدی باشــد بـه طبقــه ی کارگـــر مــحدود می شـــود" - ازز کتاب فوق العاده مهم "1984" اثر جورج اورول -
".اگــر امـــیدی باشــد بـه طبقــه ی کارگـــر مــحدود می شـــود" - کتاب فوق العاده مهم "1984" اثر جورج اورول ازز -
،"تصاویری که مشاهده خواهید کرد مربوط به اپیزود آزمایشی برنامه لغو شده ی "اینفرارد .یک نمایش تلویزیونی با موضوع تحقیقات ماورائی می باشد
Telegram: FoundFootageFan
Telegram: FoundFootageFan
Telegram: FoundFootageFan
Telegram: FoundFootageFan
Telegram: FoundFootageFan
Telegram: FoundFootageFan
Telegram: FoundFootageFan
Subtitle by Mehdisk
Subtitle by Mehdisk
Subtitle by Mehdisk
Telegram: FoundFootageFan
Telegram: FoundFootageFan
،صبح بخیر ایران وِس ویتلی هستم
و امروز اومدیم به محل زندگی
وس ویتلی "محقق مسائل ماورایی"
،سارا و ایان
جایی که نصفه شب ها
سارا از تخت بلند میشه
و توی خواب راه میره
بدون اینکه چیزی یادش بمونه
و ایان نگرانه که
.نکنه همسرش توسط یه اهریمن تسخیر شده باشه
ما امروز برای تحقیقات بیشتر
اومدیم خونهشون، که متوجه بشیم
.نگرانی ایان درسته یا نه
.بریم که با این زوج ملاقات کنیم
بزن بریم
.ایان و سارا اینجان
سلام ایان
سلام
ایان بروکس "نگران وضعیت همسرش"
وس - وس -
از دیدنت خوشحالم - آره، آره پسر -
.خوشحالم که اومدی
خیله خب، بزن بریم
تو حاضری؟ - اوهوم، آره -
،ما الان توی پذیرایی خونه هستیم
و سارا موافقت کرده که
ما یه عملیاتِ "رهایی" انجام بدیم
.که در واقع همون جن گیریِ خودمونه
من یه کتاب اهریمنشناسی با خودم دارم
،محض احتیاط
بستگی به این داره که .چه موجودی سارا رو تسخیر کرده
،وقتی به اون مرحله برسیم
.می فهمیم که باید از کتاب استفاده کنیم یا نه
سارا
عملیات جن گیری و اجرای اون
شبیه اون چیزایی نیس که
سارا بروکس "احتمال تسخیر شدگی توسط اهریمن"
.توی فیلم ترسناکا میبینیم
نمیدونم فیلم ترسناک میبینی یا نه
.ولی میخوام بگم شبیه اون نیس
معمولا، اتفاق نامحسوسی رخ میده
مثل احساس سبکی توی شونه ها
.و حس مور مور شدنِ پشت گردن
حالا، کاری که ازت میخوام بکنی
اینه که به تغییرات و احساساتی که
.داخل بدنت اتفاق میوفته توجه کنی
،ای اهریمن، بنام مقدس عیسی مسیح
بهت دستور میدم
.خودت رو نشون بدی
.هیسس. تکون نخور
منو نگاه کن
،اهریمن، بنام عیسی مسیح
.بهت دستور میدم که خودت رو نشون بدی، حالا
سارا به چشمام نگاه کن
.اهریمن، من با تو صحبت میکنم
یا خدا
،بنام پروردگار
بهت دستور میدم
.که خودت رو نشون بدی، حالا
...اهریمن، بنام عیسی مسیح
دلت میخواد اینم مثل اون یکی بمیره؟
...رندی، گرفتی - دلت میخواد اینم بمیره -
مثل اون یکی که کشتیش؟
همینو میخوای؟
!رندی، بگیرش! نگهش دار
!اهریمن - همینو میخوای؟؟ -
...اهریمن، بهت دستور میدم - میخوای اینم بکشی -
مثل اون یکی که کشتیش؟
همینو میخوای؟؟ - !که همین حالا این جسم رو ترک کنی... -
وس؟
...اهریمن - همینو میخوای؟ -
...بهت دستور میدم - !سارا -
!که همین حالا از این جسم خارج شی - همینو میخوای؟ -
!اهریمن
،بنام پروردگار
بهت دستور میدم
!که این جسم رو ترک کنی
اهریمن، بنام پروردگار
بهت دستور میدم
!که این جسمو ترک کنی
!اهریمن
بنام پروردگار
!بهت دستور میدم همین حالا این جسمو ترک کنی
برید عقب، برید عقب، برید عقب
چی شد؟! حالش خوبه؟
هیسس
وای خدا، سارا، زودباش
چیزی نیس
کارت عالی بود
خب؟
اوهوم
.دیگه قرار نیس کابوس ببینی
حالت چطوره الان؟
خوبم، خوبم. هی
سلام بچه ها
،چیزی که الان دیدین یه عملیات رهایی بود
.همون چیزی که به اسم جن گیری معروف شده
.اون دو نفر، سارا و همسرش ایان بودن
سارا توسط یه اهریمن تسخیر شده بود
ولی ما با موفقیت اهریمن رو از بدنش خارج کردیم
و، به نظرم اون دیگه از این به بعد
.شبا با آرامش میخوابه
.خلاصه، عالی بود بچه ها
،پیش از تخریب ساختمان قدیمی مدرسه ی لینکولن واقع در ساکرامنتو .دو دوربین فیلمبرداری در زیرزمین و داخل موتورخانه ی ساختمان کشف شد .هم اکنون شاهد تصاویر موجود در دوربین اول خواهید بود
وای خدا
جِین؟
بله. جف؟
آره - سلام -
بفرما
.درِ پشتی بازه
،فقط، اگه کسی رو دیدی
.بهش نگو که کلیدا رو از من گرفتی
بگو فقط همینجوری داری شبگردی میکنی، خب؟
باشه
.فقط عجله کن
.یه ساعت دیگه همین جا باش
فهمیدم - حله -
یه ساعت دیگه میبینمت - حله جین -
.مرسی، جف
خیله خب، بچه ها
،ما اومدیم اینجا
.بالاخره
فکر کنم دیگه همه بدونید که
من مدت خیلی زیادیه که
دارم تلاش میکنم
.تا بتونم بیام داخل این ساختمون
.خلاصه، این یه اتفاق خیلی بزرگه
خیله خب، ما الان اینجاییم
،کلیدا رو هم داریم
.و الان میخوایم از این گوشه وارد مدرسه بشیم
بزن بریم
.ما الان اومدیم داخل
.هوای اینجا خنکه
.طبقه ی دوم
فوق العادهس که بالاخره میتونم .داخل این ساختمونو ببینم
خب. ما داخل ساختمونیم
توی طبقه ی اول
من هدفم اینه که یه دوربین اینجا کار بذارم
،و یه دونه هم طبقه ی بالا
.و بعد از یه مدت برگردم و بردارمشون
خب، حالا میخوام یه نقطه ی مناسب پیدا کنم
.تا دوربین اول رو کار بذارم
...فکر کنم اینجا
بذا ببینم
،اوه، انگار اینجا در ورودیه
پس به نظرم دوربینو کار بذارم
.یه جایی همین جاها
.آها، اینجا باید جای خوبی باشه
بذا ببینم
.حله
.حله، این از اولین دوربینِ مخفیمون
.حالا داریم میریم به سمت اتاق مدیریت قبلی
اوه، اینجا اسم بعضی از معلمایی که
.اینجا کار میکردن رو نوشتن
یه درِ کوچولو موچولو اینجاس
.با یه فرش درب و داغون
داشتم اسکولتون میکردم
خب، داریم میریم بالا
؛تا کاری رو انجام بدم که خیلی براش هیجان زدهم
.یعنی بازدید از طبقه ی دوم
خیله خب
،خب، حالا باید یه جای مناسب پیدا کنم
.برای دوربین دوم
اینجا دوتا راهپله داریم
یعنی بطور کامل نمیتونیم از جایی که میخوایم .فیلمبرداری کنیم
پس فکر نمیکنم آبخوریِ اینجا مثل طبقه ی اول
.جای خوبی واسه گذاشتن دوربین باشه
.اینجا باید جای خوبی باشه
.خب، روشنش می کنیم
حله
خیله خب
.اینم از این
.آره، جای خوبیه
انگار همه ی کسایی که .توی ساکرامنتو زندگی میکنن خوابیدن
،امیدوارم اگه الان کسی داره اینجا رو نگاه میکنه
.فکر نکنه من یه روحم
،خب، حالا میخوایم بریم زیرزمین رو بررسی کنیم
،که احتمالا پر از گرد و خاک و میز و صندلیه
.ولی بریم ببینیم چی پیدا میکنیم
جف؟؟
.یادمه چند لحظه پیش این در باز بود
جف؟؟
!سلام
.فکر کنم، یه نفر دیگه داخل ساختمونه
خب، مطمئن نیستم اون صدای چی بود، ولی
No comments yet. Be the first to leave one.