ആദ്യത്തെ 148 വരികൾ.
... اونا حتماً دستور دارن منو برگردونن
ولی چرا دارن سعی میکنن بکشنم ؟
. چه داستان غم انگیزی
... اونا فکر می کنن دویست و سیصد تا پیکان
! کافیه تا جلوی همچین مردی رو بگیرن ...
! گرفتیمش
... وه ، نگو که
دنیای انیمه تقدیم می نماید
کاری از تیم تخصصی ترجمه انیمه
Blood WinE
Pervy mind : ویرایش
یه بازی قوی
. ما اجازه نداریم بزاریم از دروازه عبور کنی
! لطفاً برگردید به قلعه
! "آکاتسوکی ساما"
! "آکاتسوکی ساما"
. چه لاله گوش خوشمزه ایی
! نه
بیا ، میتونی پسش بگیری
! چـ ـ چرا تو ... قهرمان وحشی
قهرمان وحشی ... ها ؟
. قهرمان وحشی ... فکر کنم بهم میاد
... خب
. "دیگه میتونی بیای بیرون ، "والکیرا
.آمدیم برای بار آخر ازت بپرسیم
. لطفاً برگردید به قلعه
. آکاتسوکی ، قهرمان ما
این دیگه چه نوع مهمون نوازیه ، ها ؟
یه آدم رو دعوت می کنید بعد محاصره اش می کنید ؟
! خدا رو خوش میاد
مثل اینکه داری پافشاری میکنی برگردی به دنیای خودت ؟
. خیلی بده
! بالاس
! بگیردش
شعبده بازی ؟
چیکار میکـ ... ؟
ها ؟ چی شده که یکدفعه همه تون با هم قلنج کردید ؟
... راستی
.میشه اون دامن خشکله رو بزنی بالا و بهم نشونش بدی
. "آکاتسوکی ساما"
. توِ منحرف
. این شلیفید جنگل مقدس ماست
نکنه میخوای دست افسانه ی آدم شروری رو که زن ها رو با حرکات ناجور اذیت می کرد ، از پشت ببنیدی
فکر می کردم "زنان خدمتکاری که جلوی مسافر ها رو می گرفتن" اول به بازار آمد
. شاهدخت "ریستی" بهت دستور میده
! دروازه ی انتقال آن ور جنگله ... ما نمیتونیم بزاریم از اینجا عبور کنی
. شرمنده ، ولی اگه بخوام میتونم شکستت بدم
! هرطور راحتی
. باشه ، زودباش دیگه
. میدونستم ، حتی "والکیرا"هم نمی تونه جلوت رو بگیره
! هی ، یه دقیقه صبر کن
! احمق ، وایسا بینم
! مسخره بازی در نیار ، فقط یه لحظه صبر کن
. لطفاً
فکر کردی داری چیکار می کنی "ریستی" ؟
. یه شاهدخت نباید قلعه رو ترک کنه
. و نباید جوخه ایی رو برای متوقف کردن من بفرسته
حتما باید بری ؟
! من پادشاه شیطان "گاریوس" رو شکست دادم
. دیگه دلیلی برای اینجا موندن ندارم
... یک بار یه قهرمان پادشاه شیاطین رو شکست میده
و این تنها دروازه که تو بیشتر جنگ ها بوده ...
مخصوصاً که گرفتار لقب "قهرمان وحشی" از دنیا های دیگه شدم .
حتماً از قبل میدونستی که منظور من چیه
اینا به کنار ، تو دنیای خودم یه کاری هست که وقتی برگشتم باید انجامش بدم
... متاسفم
! چـ ـ چیکار می کنی ؟ احمق
. به خاطر این که برای من گریه کردی
. ببخشید
!به چه جرعتی لب های یک خون سلطنتی رو می دزدی
! اینو فراموش نمی کنم
. و تاموقعی که منو فراموش نکنی ، منم تو رو فراموش نمی کنم
اشتباه برداشت نکن
! یه دیوی مثل تو ... من عمراً فراموشش کنم
وهههه ، واقعاً ؟
.خب این که اصلاً دور از انتظار نبود
.من راهم اینوره
. تو هم اونور
خب ، از اینکه باهات بودم خوشحال شدم
. خدانگهدار ، آکاتسوکی
.همیشه ازت متنفرم
. و هرگز تو رو به فراموش نمی کنم
.حرفی که اون روز بهت زدم رو فراموش نکن
. اگه اتفاقی افتاد ، منو صدا کن
تا موقعی که تو به من اعتقاد داری ، قول میدم که به سمت بیام
. مهم نیست که چقدر از تو فاصله دارم ، من همیشه به سمتت میام
فهمیدی ؟
. اینو فراموش نکن
... خب پس
... ای بابا ، اول فشارش بدم
. شوخی کردم
. هی ، بیدار شو
. حالت خوبه ؟ هی
. اره ، مثل اینکه صدمه ایی ندیدی
! نه
. خب آروم باش
،درک می کنم برای چی شکه شدی .ولی باید آروم بمونی تا بتونیم درموردش حرف بزنیم
! منو نگاه نکن
! فقط گوش کن
. این خونه ی منه توی دنیای من
. فقط آروم باش
... آروم
خب ، چرا من لختم ؟
. برای سفر بین بُعد ها بهتر بود لخت باشی
. خب ، بزار خودم رو معرفی کنم
.من اُساوا اکاتسوکی هستم
. میتونی "آکاتسوکی" صدام کنی
. زمانی که من توی دنیای تو"آلیزارد" بودم ، منو "قهرمان وحشی" صدا می زدن
و تو کی هستی ؟
. میوو
. اسم من میوو
... سخته باهاش رو به رو بشم
. فقط یه روزه که برگشتم خونه و توی یه ماشین که به سمت مدرسه میره نشستم
پس داستان رو فهمیدید ؟
. از امروز ، تو "خواهر دور گمشده ی " منی
. اُساوا میوو
و ـ و بعد از این که گم شدم ، ما تو "آلیزارد" دوباره همدیگه رو دیدیم
. با هم از دروازه عبور کردیم و برگشتیم به این دنیا
"اگه اونا ازت سوالات مشکوکانه ایی پرسیدن ، فقط بگو "یادم نمیاد
فهمیدی ؟
... آ ـ آره
. تو بیشتر به شهامت نیاز داری
... اگه مردم بفهمن که تو واقعاً کی هستی ، روزگارمون سیاهه
. زود باش ، سینه سپر
تا حالا درمورد "سامونشی ندوروم" شنیدی ؟
طب سامون ، طبی است که پدیده های ! ماوراء الطبیعه رو از 30 سال پیش کشف می کرد
! چندین هزار دختر و پسر به ابعاد دیگری احضار شده بودند
. و همه نشانه هایشون توی این دنیا مشخص میشه
. و در ابعاد دیگر ، دریچه های انتقال وجود دارد
. و تنها نیمی از بچه های احضار شده میتونن برگردن به این دریچه ها
... و به طور شگفت انگیزی اخیراً فهمیدیم
! مسافرهایی که برمیگردن خونه ،هنوز توانایی مبارزه رو دارن ...
. اونا میتونن توی دنیا های دیگر توسعه شون بدن
. به طور طبیعی ، جادو استثناء نیست
اینجاست که ما وارد قضیه میشیم . و به این بچه ها توانایی کنترل قدرت هاشون در مقابل بیگانه ها رو آموزش میدیم
به طوری که ممکنه یه کار خوب برای شهروندان اون دنیا ها انجام بدن
. و همینطور ممکنه یه کاری هم برای خودشان
و به همین علت آموزشگاه فوق پیشرفته برای .پرورش قدرتشون تاسیس کردیم تا الگوی دیگران باشن
"که ما صداش می کنی "بابل
تعدادی از شما که از ابعاد موقتی باز می گردن .به صورت خودکار وارد بابل می شوند
ورود به کلاسهای فوق پیشرفته !قدرت های فوق طبیعی کاملاً رایگان می باشد
. ثبت نام خودکار دیگه چه صیغه ایه
بیشتر مثل این میمونه که به زور از خواب بیدارت .کنن و به کاری که دوست نداری وادارت کنن
.تا سر و ته هر کاری رو هم نیارن ولش نمیکنن
مگه نه ؟
! د ـ درست میگی ... د ـ دا ... داداشی
. زود باش ، اُونا بهت مشکوک می شن اگه رفتار غیر عادی داشته باشی
میدونم ، ولی ، زمانی که داشتن منو معاینه می کردن ، میفهمن که من اهل این دنیا نیستم
No comments yet. Be the first to leave one.