Revolutionary Sisters

Revolutionary Sisters (오케이 광자매)

Farsi Persian സബ്ടൈറ്റിൽ ഡൗൺലോഡ് ചെയ്യുക

Specials

റിലീസ് വിവരങ്ങൾ

Revolutionary Sisters E04 Sarah First Sub
കമന്ററി എഴുതിയത് sara_firstsub
Tele:@Sarah_FirstSub

ടാഗുകൾ

other
പ്രസിദ്ധീകരിച്ചത്: 2021-04-12
ഡൗൺലോഡുകൾ: 23
ശ്രവണ വൈകല്യമുള്ളവർക്ക്: No

Farsi Persian സബ്ടൈറ്റിൽ പ്രിവ്യൂ

ആദ്യത്തെ 200 വരികൾ.

‫‫ ....:::::::: Sara_FirstSub ::::::::.... ::::: تـقـدیم می کنـد :::::

‫(قسمت 4)

‫چرا فرار کردی؟

‫- من فرار نکردم ... ‫- خانم لی ،

‫در حال حاضر مظنون این پرونده شمائید،

متوجه نیستید؟

سفر های زیادی هم رفتی

تقریباً به اکثر کشورهای دور افتاده سفر کردی

چی شد یهو بار و بندیلتُ جمع کردی رفتی؟

کمتر والدینی قبل از مراسم ازدواج فرزندشون فکر ‫طلاق به سرشون میزنه

شنیدم مادرت مدام بهت فشار میاورده که مراسمُ بهم بزنی

‫نکنه بخاطر همین مادرتُ....

‫نه

‫دیگه از همه چی خسته شده بودم ،

میخواستم یه مدت از این فضا دور باشم

بنابراین فرار کردی

‫به گفته خاله ـتون ، ‫خانم اوه بونگ جا ،

تو خانواده ای متولد شدی که خیلی مشتاق بودن صاحب فرزند پسر بشن

اما با بدنیا اومدن تو این معادله بهم ریخت یعنی تمام عمرت با حسرت و کمبود بزرگ شدی

‫کارهای خونه به عهده تو بود ...

برای اینکه خرج دانشگاهتُ در بیاری مجبور بودی بسختی کار کنی

توی شرایط سخت تنها کسی که پشتتُ خالی کرد مادرت بود

حتی حاضر نشد تو مراسم فارغ التحصیلی ـت شرکت کنه

درست میگم؟

‫علی رغم همه ی اینا ،

سخت درس خوندی تا بتونی تو آزمون دولتی قبول بشی

دقیقاً درست زمانی که میخواستی ‫با مردی که پنج سال از خودت کوچیکتره ازدواج کنی ،

‫مادرت مانع شد ، احتمالاً همین موضوع جری ترـت کرد

‫به همین خاطر تصمیم گرفتی ...

‫نـه

مراسمُ نامزدت بهم زد؟

‫من بهم زدم ،

چه ربطی به این موضوع داره؟

اتفاقاً مرتبطه

میتونه انگیزه خوبی برای قاتل باشه

چرا وایسادی؟

اینجا کجاست؟

هی ، هی ،آروم تر ، چیکار می کنی؟ چراباهام مثل گوسفند رفتار میکنی؟

من کجام؟ اینجا کجاست؟

‫ما کجاییم؟

‫رئیس بهمون دستور داد که تا اطلاع ثانوی همینجا بمونی

‫دو دست لباس زیر ، ‫دو تا تیشرت ،

‫و دو جفت جوراب.

با اینا چیکار کنم؟

قرار شده خودت لباسهاتُ بشوری

! هی ! هی

این مسخره بازیا چیه؟ ما مگه باهم رفیق نیستیم؟

درضمن فکر فرارُ از سرت بیرون کن

‫رئیس گفت حق نداری از این منطقه خارج بشی

‫رئیس...

هی پس پول؟

چجوری بدون پول زندگی کنم؟

!هی

هی ،سا چه ، بهتره باهم حرف بزنیم

حداقل یه قرون پول بهم بده

‫هی! صبر کن ! هی! یه چیزی بهم بده !

! هی

حتماً هیون ووئه رمزه درُ فراموش کرده

هیون وو

برو، از اینجا برو

! از اینجا برو

بذار بیاد تو

چطوری میتونی این جادوگرُ راه بدی تو خونه؟

‫بس کن

حق نداری راش بدی اینهمه وقت کدوم گوری بوده؟

از اینجا بیرونش کن

خیلی خُب، بسپارش بمن تو برو تو اتاقت

کافیه

هیچ خری نیست منُ بگیره راحت شم؟

اونی ، متاسفم

‫چطور تونستی؟

بازم خوشحالم که برگشتی

‫فکر کنم مامان تو رو فرستاده

چرا انقدر لاغر شدی ؟

اصلاً نمیدونم چطوری تونستم این یکسالُ دووم بیارم

من قرص میخورم

اگه گوانگ ته نبود نمیتونستم دووم بیارم

اونم مثل من روزهای سختیُ گذروند

‫می دونی چرا اینجوری شد؟

میدونم

‫گریه ـت تموم شد؟

‫برو بیرون.

‫هی ، لی گوانگ ته.

‫به من دست نزن جادوگر

چطور میتونی این حرفُ به خواهرت بزنی؟

اونی متاسفم

از کی تاحالا اونی ـت شدم؟

تو اصلاً منُ خواهر خودت میدونی؟

‫گوانگ ته آ

‫باید بهم می گفتی

حداقل باید به من یکی میگفتی بعد میرفتی

میدونی چی کشیدم؟

حتی نمیدونستم ‫مُردی یا زنده ای.

‫میدونی چقدر دلم برات تنگ شده بود؟

بدونی هیچ حرفی ول کردی رفتی

‫گوانگ نام میخواست خودشُ بکشه .

تازه اینکه خوبه ،تو این هیری ویری پلیسم زرت و زرت ازمون بازجوئی میکرد

میدونی چقدر بدبختی کشیدیم؟

باید24 ساعته از گوانگ نام مراقبت میکردم که نکنه یه وقت کار احمقانه ای انجام بده

باید پیشمون میموندی

چطور تونستی تنهام بذاری؟

‫متاسفم.

‫متاسفم ، گوانگ ته.

‫همه اش تقصیر منِ.

‫خیلی متاسفم.

‫ازت متنفرم.

‫دلم خیلی برات تنگ شده بود

‫منم همینطور.

راجب اون خرتُ پرتایی که تو زیرزمینت گذاشتم

‫بعداً میام میبرمشون ، فعلاً بذار همونجا بمونه

بهشون دست نزن

‫باشه.

دیگه هیچ کدوم این وسایل مالِ ما نیست

‫چول سو ، بعداً بازش کن هرچند پول نیست

مرتیکه عوضی

‫چیه؟

‫هیچی.

‫این لباس زیر برای کسایی که مشکل پروستات دارن خوبه

علاوه بر اون برای آلت تناسلی ـتم خوبه

‫لعنتی

‫چول سو ، جاییُ داری که بری؟

بالاخره یه جاییُ پیدا میکنم

آب و باد منُ با خودش میبره ≡یه اصطلاحه ≡

تو ترمینال

هر اتوبوسی اومد سوارش میشم

میزنی تو کار چاه باز کنی؟

دیگه حوصله اینجور کارها رو ندارم

والا لوله زندگی خودم خیلی وقته که گرفته

دیگه نمیخوام برای امرار معاش همچین کاری کنم

هرجا که میری مراقب خودت باش

هر وقت دلتنگ شدی میتونی برگردی

چه برگشتی؟

نترس من زیادی پوست کُلفتم چیزیم نمیشه

هروقت قاتلُ گرفتن

خبرم کن

‫این اولین خونه ‫ای بود که خریدم ...

با چه خون دلی اینجا رو ساختم

هرچی باشه 20 سال تو این خونه زندگی کردی

‫درسته

دلم نمیومد اینجا رو بفروشم

یعنی کِی میتونم صورت گوانگ شیکُ ببینم؟

این شده فکر شب و روز من

هروقت بیاد خبرت میکنم

بهتره زودتر بریم

اینُ هیچوقت باز نکن

‫خُب حالا تصمیم گرفتی چیکار کنی؟

‫اول باید یه جا واسه خودم پیدا کنم

واسه چی؟ خُب همینجا بمون

نمیخوام مزاحم تو هیون وو بشم

بنظرت هیون وو همچین آدمیه؟

آره همچین آدمیه

تا حالا هیچ مردیُ مثل هیون وو ندیدم

‫موافقم.

‫15 ساله باهات ازدواج کرده ‫تاحالا از گل نازکتر بهت نگفته

نه ترو خدا بیاد بگه

اگه اینکارُ میکرد حاضر نبودم باهاش زندگی کنم

البته بیشتر وقتا اذیتم میکنه

چون مرد کاری بود حاضر شدم زنش بشم

اونی ،عالیه

خیلی وقته اینجوری غذا نخوردی

حق باتوئه

با برگشتنت اشتهای منم برگشت

چقدر خوبه اینجوری دور همیم

حالا خیالم راحته

‫ما...

‫خواهرای گوانگیم!

درسته. جرات داری یه باره دیگه افسرده شو

اونوقت من میدونمُ تو میزنم شلُ پَلت میکنم

بیا ببینم چند مرده حلاجی

‫چه خبره؟

فکر کردی کم میارم ؟

‫- بیا دیگه. ‫- نه از ژست خوشم اومد.

بس کنین

حالا چی میگی؟

خفه ـم کردی

دیگه باهام درنیوفت

‫- هیون وو ‫- کی اومدی؟

های، هیون وو روزت چطور بود؟

چت شد یهو؟ اینهمه وقت کجا بودی؟

هنوزم به ماهم نگفته

بذارش واسه بعد

هیون وو ، حتماً گرسنه ای؟ میخوای برات رامیون درست کنم؟

ماهم داشتیم همینُ میخوردیم

‫به نظر خوشمزه میاد. یه تخم مرغم بذار تنگش

اونی، مثل اینکه یادت رفته

کدوم وکیل موفقیُ دیدی که رامیون بخوره؟

اشتباه میگم هیون وو؟

حالا کجا بوده؟

یه دور واسه خودش دنیا رو دور زده

‫- منظورت جهانگردی؟ ‫- هوم.

معلومه بسختی زندگیشُ میگذرونده

من اصلاً نمیتونم اینجوری زندگی کنم

درست مثل لی گوانگ شیکی

ولی خداییش اون از همه ـتون شجاع تره

حالا بین ما سه نفر کدوممون از همه خوشگلتره؟

‫- منم ، درسته ؟ ‫- بذار بگیم آره .

یعنی چی اونوقت؟

‫چرا دیر کردی؟

هوم؟

داشتیم برای دادرسی خودمونُ آماده میکردیم

More Farsi Persian subtitles for Revolutionary Sisters

അഭിപ്രായങ്ങൾ

No comments yet. Be the first to leave one.

Keep it about this subtitle — sync, quality, typos.500 characters left