Pretty Little Liars

Pretty Little Liars

Farsi Persian സബ്ടൈറ്റിൽ ഡൗൺലോഡ് ചെയ്യുക

സീസൺ 4

റിലീസ് വിവരങ്ങൾ

Pretty Little Liars S04E10 The Mirror Has Three Faces 720p WEB-DL DD5 1 H 264-BS
കമന്ററി എഴുതിയത് loop
Translated By S@eideh

ടാഗുകൾ

Web-DL
web-dl
web
WEB-DL
720p
720
പ്രസിദ്ധീകരിച്ചത്: 2013-08-14
ഡൗൺലോഡുകൾ: 57
ശ്രവണ വൈകല്യമുള്ളവർക്ക്: Yes

Farsi Persian സബ്ടൈറ്റിൽ പ്രിവ്യൂ

ആദ്യത്തെ 200 വരികൾ.

... آنچه گذشت

!مامان

همه فکر و ذکر ويلدن اين شده بود که قتل آليسون رو گردنِ دوستاي من بندازه

مونا به کل قضيه قتل اعتراف کرده

شما دخترا اين فکر رو تو سرش ننداختين که با اين کارش مي‌تونه يه جورايي به اشلي کمک کنه؟

از کجا مطمئني کارِ خودش نبوده؟

،حرفايي که تو اعترافش گفته

با بعضي از مدارک در تناقض هستن

اسم تو به عنوان پدر تو گواهي تولدش نيومده

يعني من هيچ حقي ندارم؟

نه تا موقعي که پدر بودن خودت رو ثابت کني

بايد واقعيت رو قبول کنيم

3000مايل مسافت زيادي ـه

سال آينده ما با هم نخواهيم بود

دکتر پالمر گفت حواسم به دختر مو بلوند باشه

امکانش هست منظورش "سي‌سي"‌بوده باشه؟

جز براي جلسه‌ي دادگاه و وقتِ دکتر

نبايد از خونه خارج شي - اين چيز ... هر جا برم ردم رو مي‌زنه -

!واي خداي من

جنا؟

کسي هُلش داده داخل آب؟

گمون کنم يه نفر اوّل زده تو سرش

وقتي با تو ام احساسِ امنيت مي‌کنم

به نظرم شايد مي‌تونستيم بازم لباس پرستارا بپوشيم

چه فرقي مي‌کرد خب؟

فرقش اين بود مي‌تونستيم با جنا حرف بزنيم جاي اينکه دم ميز پذيرش ردمون کنن

بچه‌ها! ميشه خواهشاً صداتون رو بياريد پايين؟

مثلاً قرار بود يه جوري بيايم هيشکي نفهمه

به نظرم آقاي "فچيل"‌ تا الآن ديگه فهميده رديف ما کاملاً خالي ـه

... راستش

من هنوزم دلم مي‌خواد فارغ‌التحصيل بشم

... خبر جديد به گوشت نرسيده مگه

هيچ‌کدوم ماها قرار نيست مدرک بگيريم، گُلم

،خب، هنوزم ميگم اسپنسر بايد بري سراغ شانا

و ببيني ديگه چي مي‌دونه

چي؟ چرا؟ - !... چونکه -

،اگه "سي‌سي"، جنا رو غرق کرده باشه حتماً شانا يه چيزايي مي ‌دونه

اونوقت چرا بايد به شانا اعتماد کنيم؟- به همون دليل که به جنا اعتماد مي‌کنيم-

باشه بابا، ما به هيچ احدالناسي اعتماد نداريم

الآنم بهتره کلاً ساکت شيدو دهناتون رو ببنديد

خيلي‌خب، من ميرم سراغِ منبع اصلي

منبع اصلي"؟"

،سي‌سي از زماني که ويلدن مُرده غايب مفقودالاثر شده

،خيال نکنم راحت بتوني تو لباس دست دوم فروشي‌ها پيداش کني

ايراد نداره، ميرم تو فروشگاه‌هاي لباس مارک دار دنبالش مي‌گردم

تا موقعي که گيرش بيارم

هي واي من

چيه؟ چي شده؟ "اي" اس.ام.اس داده؟

بدتر از اون! مامانم ـه

خانم دلارنتيس پيشنهاد داده ما تو خونه‌ش بمونيم

تو خونه‌ي آلي؟ يعني بري تو تخت قديمي آلي بخوابي؟

نخير! عمراً اگه قبول کنم محاله برم خونه‌ي اونا

البته که ميري

اميلي، بايد بري

اين ممکنه بهترين فرصت ما براي گير انداختنِ سي‌سي باشه

حسين و سعيده با افتخار تقديم ميکنند S@eideH - Black Death

کاري مشترک از دو تيم 9Movie - Farsisubtitle

،مي‌تونسي يه کم به احساسِ اميلي توجه کني ،اون الآن بي‌خانمان ـه

اونوقت تو سعي داري قانعش کني بره خونه‌ي دوستِ مُرده‌ش بمونه

درسته،‌ولي دوستِ ما با سي‌سي رفيق جون جوني بوذن

شايد تو خونه آلي اينا يه چيزي گير بياريم که باهاش بتونيم سي‌سي رو پيدا کنيم

اتاق خوابِ آلي خيلي وحشتناکه

مامانش اونجا رو شبيه معبد کرده

ميخواي از وحشتناک بودن بگي؟

وحشتناک پسري ـه که آويزيونِ يخچال

تو مسافرخونه‌ي اميلي اينا ـست

يارو يخ‌ها رو با زير بغلش مي‌شکونه

،بهتره از مامانش بپرسه

ببينه ميشه اميلي بياد پيشِ ماها بمونه يا نه

گمون نکنم مامانم فعلاً بتونه مهمون داري کنه

همين الآنش نمي‌تونه صبح‌ها با خيالِ راحت لباس بپوشه

خب اگه يه مهمون داشتيد حواسش از مشکلاتش پرت نمي‌شه؟

،با اينکه مامانم خيلي اميلي رو دوست داره

فکر نکنم مامانم خوش داشته باشه جلوش گريه کنه

خب ديگه، بعداً با هم حرف مي‌زنيم، باشه؟

باشه

مي‌خواي من يه دستي به سر و روش بکشم؟

يه چيزايي از باز کردن قفل‌ها حاليم ميشه ها

نه، نه، دستت درد نکنه

ميرم دفتر آبدارچي

يه جورايي خدا خدا مي‌کردم نياز به اين کار نباشه

امروز دومين بار اين اتفاق ميوفته

آقاي فيتز؟

بله؟

بفرما

ممنون - خواهش -

پس آدرس گيرنده مالِ سي‌سي بود؟

من ... هنوز کاملاً مطمئن نيستم

چرا اونوقت؟

هانا، اين فقط يه جعبه تو اداره‌ي پست ـه

قرار نيست سي‌سي يهو از توش بزنه بيرون بگه "دالي"‌ها

پس چي گير آوردي؟

من رد يه قبض تلويزيون کابلي که پرداخت نشده

و به اون صندوق پستي فرستاده شده بود رو زدم

چطوري اين کار رو کردي؟

واقعاً دلت مي‌خواد بدوني؟

...يعني، مجبور ميشم در مورد فاير وال و

کُد و اينا صحبت کنم ها - باشه، نه قربونت نمي‌خواد بگي

رد قبضِ ميرسه به يه آدرس واقعي تو فيلادلفيا

يعني جايي که الآن توش ممکنه سي‌سي در حال ديدن کانال ورزشي باشه؟

،احتمالش کمه به جايي برسه

ولي خب ارزش بررسي کردن رو داره

اين عکس‌ها واقعاً حرف ندارن

يه جوري ازم عکس انداختي انگار حسابي به کارم مسلطم

عاشق اين عکس ـم

مرسي

ممنونم

کاش مي‌شد از يکي از اين عکس‌ها

واسه مسابقه امشب استفاده کنم

،عکسي که بهشون دادم خيلي قديمي ـه

شبيه اين بچه مثبت‌ها شدم

کدوم ... چه مسابقه‌اي امشب برگزار ميشه؟

چيز مهمي نيست

ناسلامتي مبارزه ـست ها

بايد عکس‌هاي درست حسابي ازش گرفته شه

از نظر من که خيلي مهمه

مسابقات قهرماني منطقه‌اي ـه

... درسته

،به نظر مسابقه باحالي مياد

ولي اينطور نيست

فقط يه چند تا صندلي درب و داغون و يه سالنِ که بوي پا ميده

خيلي هم خوبه، ميشه منم بيام؟

،تا فيلادلفيا سوار قطار بشي

تا بتوني قيافه گرفتن پسرا واسه همديگه رو ببيني

تو ... واقعاً دوست داري بياي؟

تو خودت اونجايي؟

آره

پس آره، دوست دارم اونجا باشم

مونا، ميشه برام توضيح بدي

واکنش احساسيت نسبت به اين عکس چيه؟

عکس يه خانواده تو مزرعه ـست

خورشيد داره مي‌درخشه و همشون دارن لبخند بزنن

يه عکس شاده

خب، اين باعث ميشه چه احساسي بهت دست بده؟

شاد بشم

واکنش‌ت چيه؟

به اين نقاشِ بگو يه 4 تا کلاس بره

آخه انگار يه بچّه دو ساله

اين نقاشي رو کِشيده

اينکه احساس نيست، نظرت بود

مي‌خوام بدونم چه احساسي داري؟

راجع به مزرعه‌ي حيوانات؟ - در مورد کاري که ميگي انجام دادي

ببين اون دخترا، هميشه رو اعصابم بودن

امّا اين اواخر من متوجه شدم

من و اونا تويِ يه تيم هستيم

مي‌‌خواستم تمام بدي‌هايي که در حقشون کردم رو جبران کنم

،ويلدن داشت اذيتشون مي‌کرد

واسه همين شرّش رو کم کردم

و اگه لازم باشه اين کار رو بازم انجام ميدم

گمون نکنم تو شرّ کسي رو کم کرده باشي

اين واکنشِ منه

بهتره استراحت بکنيم

تا تو بتوني تصميم بگيري که مي‌خواي با من روراست باشي يا نه

اصلاً چرا بايد بخوام که با جنابعالي رو راست باشم؟

قبلنا بودي

اون مالِ قبل اين بود که بفهمم

تو به کي خدمت مي‌کني

منظورت رو درست متوجه نشدم

،در هر صورت فکر مي‌کنم زماني که بيمار اينجا بودي

خيلي خوب ياد گرفتيم چطور بهم اعتماد کنيم

اون مالِ قبل اين بود که بفهمم

تو يه سري راز داري که با من در ميون نمي‌ذاري

راستي يادت رفته واسه "تشخيص"، "خ" بذاري

تشخيص:‌ درجه‌ي بالاي بد گماني به بقيه و

دشمن‌پنداري، توهم دال بر اينکه مسبب آزار بقيه بوده

... مونا

اين تو بودي که يه سري چيزا رو به من نمي‌گي

و اينقدر باهوش هستي که بدوني بالاخره من مي‌فهمم

چي رو بفهمي؟

اينکه داروهات رو نمي‌خوري

بيخيالِ برّه شو و دنبالِ شير برو "مي‌بوسمت، از طرف "اي

... من

نمي‌تونم اينجا بمونم

...اينجا رو ببين، انگار

اومدم موزه

،مي‌دونم به هانا قول دادم

ولي نمي‌تونم اينجا بمونم

خيلي‌خب، اميلي، يه ثانيه نفسِ عميق بکش

،ببين، وقتي در موردِ اين قضيه فکر کني

مي‌بيني بازسازي اتاقِ آلي کار چندان عجيبي نيست

شوخي نمي‌کنم به خدا

،در قرن نوزدهم ،وقتي بچّه‌ها فوت مي‌کردن

والدينشون گاهي عکساشون رو طوري مي‌ذاشتن

انگار بچه‌هاشون زنده‌ن، مي‌خواستن ياد بچه‌شون رو زنده نگه دارن

کمکي نمي‌کني واقعاً

حرف نزني بهتره والا

باشه، فقط مي‌خواستم بهت بگم به اين موضوع به چشم يه فرصت نگاه کن

مي‌‌دوني که، اينجا مي‌توني خرت و پرت‌هايي پيدا کني

که فردا روز به دردمون بخوره

آخه مي‌ترسم تنهايي اينجا بمونم

وايسا ببينم، يعني قرار نيست مامانت بياد پيشت؟

نه -

مامانم با کميته انضباطي اداره‌ي پليس جلسه داره

فردا از هريسبورگ برمي‌گرده

پيج چي؟

نمي‌تونه بياد پيشت؟

در حال حاضر رابطه‌مون چندان خوب نيست با هم

هر چي نياز داشتي پيدا کردي؟

بله

شرمنده اتاق اينقدر سرد ـه

അഭിപ്രായങ്ങൾ

No comments yet. Be the first to leave one.

Keep it about this subtitle — sync, quality, typos.500 characters left