ആദ്യത്തെ 200 വരികൾ.
!هی
!هی
!هی
!وو سو ری
!نو سو می
!آجوشی
!سو می. نو سو می
!نو سو می
!سو می. نو سو می
آجوشی
آجوشی، چی شده؟ خوبی؟
الان میام اونطرف. همونجا بمون
!سو می. نو سو می
اسم تو نو سو می ـه
تو دوست سو می ای
...باید سعی کنی
اون رو با اون دختر 13 سال پیش مقایسه نکنی
آجوشی! دلم برات تنگ شده بود
باید اونا رو به عنوان دو تا آدم متفاوت بشناسی
من وو سو ری هستم. از ملاقاتتون خوشبختم
آجوشی
سو...سو ری
آره، منم
مریضی؟ خدایا، چیکار کنم؟
سو ری
:ترجمه و زیرنویس .:.:(Aurora) سپیده:.:.
...فقط چند دقیقه
فقط بذار چند دقیقه اینطوری بمونم
وای خدایا، رنگت پریده
باید برم یه ذره دارو برات بگیرم تا آروم بشی
من هیچ دارویی لازم ندارم
فقط اینجا کنارم بمون
...این
این همه چیزیه که برای بهتر شدن احتیاج دارم
...تا حالا نتونستم
...جرئت کنم و به کسی در مورد اتفاقی که
افتاده چیزی بگم
...ولی حس می کنم
می تونم به اون بگم
خوبه
بیاین ادامه بدیم
عالیه
می تونی محکم تر بزنی
اتفاقی افتاده؟
تا جایی که من می دونم، قرارمون فرداست
فقط می خواستم ناهار مهمونت کنم
برای اولین بار می خوام جرئت به خرج بدم
فکر می کردم این کار غیر ممکنه
ولی اون یه کاری می کنه که دلم می خواد دهن باز کنم و همه چی رو بهش بگم
...معلومه که بقیه عمرمم
بابت اتفاقی که برای اون دختر افتاد احساس گناه می کنم
...ولی دیگه نمی خوام احساساتم رو فقط به خاطر گناهکار بودن
...نسبت به یه اتفاقی که تو گذشته افتاده
از دیگران پنهوون کنم
مخصوصا از اون
چرا هیچی نمیگی؟
...حس می کنم همین الانشم می دونی که چی باید بگم یا چی کار باید بکنم
که بهت کمک کنه
...اینکه امروز دارم اینطوری می بینمت
باعث میشه بفهمم چرا می خوای جلوی اون آدم زبون باز کنی
داری درمورد همون مردی حرف می زنی که کلاه سرش بود؟
...آره، همون. حتما چون نمی دونه وو سو ری به هوش اومده
دوباره اومده دنبالش
...ازش پرسیدم کیه، ولی بلافاصله بعد اینکه ازش پرسیدم
می دونه که اون دوباره هوشیاریش به دست آورده یا نه، رفت
...فکر می کنی این همون یاروییه که
به صورت ناشناس هزینه های بیمارستان رو می داد؟
نمی دونم
ولی به نظرم ممکنه یکی از آشناهاش باشه
این عکس رو اتفاقی موقع افتادن دفترچه ت دیدم
تو این عکس هستی، نه؟ کجایی؟
فکر کنم یکی از این دوتایی
چی؟ من اینجام
این آجوشيِ بودی؟- چی؟-
اوه، آها. اینجام
ولش کن
از بعد اون قضیه ماهی خیلی سرد رفتار می کنی
...بله، شرکت چه اوم
اوه، زنگ نخورد
اوه، پشه بود. پشه اینجا چیکار می کنه؟
میشه این کارا رو تمومش کنی و تو آماده کردن لیست موسیقی کلاسیک بهم کمک کنی؟
چی؟ اوه، باشه
می خوام این لیست رو اصلاح کنم
من واقعا خوبم، پس اینقدر بهم زل نزن
ممکنه چشمات از جا دربیان
برش گردون
من واقعا خوبم
من جدی جدی خوبم
من واقعا خوبم
چیه؟ انگار بهم اعتماد نداری
من کاملا حالم خوبه
هی، بچه ها
هی، هی سو- سلام-
خوشحالم اومدی، هی سو. بیا جلسه رو شروع کنیم
همین الان؟ نمیشه حداقل 10 دقیقه استراحت کنم؟
10دقیقه استراحت؟ بذار ببینم 10 دقیقه
نه، نمی تونی. بریم
یه فکری به ذهنم رسید و یه طرحی زدم
مفهومش اینه که بتونیم موسیقی کلاسیک رو ببینیم
دیدن"؟"- بله-
فکر می کنی چه قطعه ای برای این صحنه خوبه؟
"سمفونی اسباب بازی"
این چطوره؟- "آکواریوم"-
درسته
،بعد اینکه این اطلاعات رو خوندم
،فهمیدم که هر چقدر بیشتر درمورد موسیقی کلاسیک بدونی
بیشتر می تونی ازش لذت ببری
این اطلاعات یه خوراک کاملن
پس دلیلش این بود
،ولی مسئله اینه که
اجراهای موسیقی کلاسیک اطلاعات زیادی رو در اختیار آدم نمیذارن
و برای همینه که ممکنه بعضی وقتا خسته کننده به نظر برسن
،اگه یه صحنه قطار تو نمایش موزیکال وجود داشته باشه
صحنه رو طوری طراحی می کنن تا شبیه یه قطار به نظر برسه
و اگه یه صحنه مهمونی باشه، جوری صحنه رو طراحی می کنن تا شبیه تالار مهمونی به نظر برسه
چرا؟
این به مخاطبا کمک می کنه تا رو خط داستانی متمرکز بشن
...ولی اجراهای موسیقی کلاسیک
...حتی وقتی آهنگ ها و آهنگسازها تغییر می کنن
به ندرت صحنه رو تغییر میدن
...پس یعنی میخوای بگی ما باید
...آهنگی که داره نواخته میشه رو با تغییر طراحی صحنه توصیف کنیم
درست مثل طراحی صحنه نمایش های موزیکال که خیلی توش واردیم
...درسته. می تونیم از نظر بصری
پس زمینه صحنه رو هر بار که آهنگ عوض میشه تغییر بدیم
،ممکنه عجیب به نظر برسه
ولی این یه فسیتواله، پس به نظرم ارزش امتحان کردن رو داره
نظر شما چیه؟- به نظرم فکر خیلی خوبیه-
سو ری، تو واقعا بهمون کمک کردی
چی؟ من کمکتون کردم؟
آره، کاملا
بگیر
بگیر
بگیر
بگیر
بگیر
خب، همگی. کافیه
!بیاین یه بار دیگه هم انجام بدیم
!بیاین انجام بدیم- !بیاین انجام بدیم-
!آماده، حرکت
بگیر
چرا اینقدر بیخودی احساساتی شدن؟- بگیر-
اگه می خواین ادامه بدین، درست اینکارو بکنین. بگیر
بریم. بجنب
!بریم- بریم-
خیلی خوب تمرین کردی، دوک سو
خیلی بهت افتخار می کنم ، هه بوم. عالی کار کردی
بریم رستوران. مهمون من
خیلی تحت تاثیر قرار گرفتم
چان کجاست؟
کجا رفت؟
هی- ای بابا-
اینو چرا داری می بری؟- باید برای مسابقه ام تمرین کنم-
ما دو برابر حد معمول تمرین کردیم. خسته نیستی؟
باید تمرکزت رو بذاری رو تمرین برای مسابقه انفرادیت
حس می کنم به خاطر ما داری زیاده روی می کنی
بچه ها، من چانم
می بینمتون
مراقب باش
چان، موفق باشی- موفق باشی-
،یادم نمیاد کِی اطلاعات رو خوندم
ولی یادمه بهم گفتی می تونی موسیقی رو ببینی
و این چیزی بود که باعث شد اون ایده به ذهنم برسه
دویدم اومدم سمتت چون تو اولین کسی بودی که می خواستم بهش بگم
ممنون. واقعا کمک بزرگی کردی
نمی دونم این چیه، ولی واقعا چیزِ با ارزشیه
چون من به خاطرش به ندرت می تونستم غذا بخورم، ولی با اینحال احساس گشنگی هم نمی کردم
به هر حال، حس خیلی خوبیه
اگه گشنته، باید همین الان یه چیزی بخوری
چی؟
این
تو آب فواره دوست داری. یه ذره بخور
تو هم باید بیای یه ذره بخوری. خیلی خنکه
واقعا که
هی، اون یه شئ هنریه
این یه شئ هنریه
...این نماد افرادیه که از نظر روحی لطمه خوردن
یه نوع استعاره ست
...فکر کنم این نماد افرادیه که از نظر روحی لطمه خوردن یا همچین چیزی
یه نوع استعاره ست
میشه بهم بگی معنی پشت این شئ هنری چیه؟
بس کن، عادت بدیه که آدما رو اینطوری مسخره کنی
ببخشید
اونم یه تجلی هنری از یه ایده ست؟
به نظرت ببریمش خونه و یه ذره روش تحقیق کنیم؟
من دیگه باید برم
چرا نمیای؟
داری به این فکر می کنی که چطوری دوباره مسخره م کنی؟
نه
داشتم فکر می کردم خیلی عالی میشد اگه می تونستم از اینجا صدای موسیقی بشنوم
از اینجا؟
،هر وقت برای تماشای کنسرت میرفتم مرکز هنرهای سئول
...یه فواره ای اونجا بود که با موسیقی و نور
می رقصید و تکون می خورد
واقعا نگاه کردنش آدم رو هیجان زده می کرد. داشتم فکر می کردم که هنوزم از این چیزا هست یا نه
فواره ای که با موسیقی و نور تکون بخوره؟
این روزا خیلی جاها از این چیزا دارن
می خوای دوباره گولم بزنی؟ حقه باز
وای، نمی تونی منو حقه باز جلوه بدی
اگه همچین جاهایی وجود داشته باشن چی؟
No comments yet. Be the first to leave one.