ആദ്യത്തെ 200 വരികൾ.
.::ارائهای اختصاصی از وبسایتِ::. |-| Film2Movie.US |-|
:متــرجـمیـن :.: Ariya & Angel :.:
در قرن سیزدهم، قبایل "پاگان"، در زمینهای ،کرانۀ دریای "بالتیک" سکونت میگزیدند
"و در آن زمان، تجارت غنی مردمانِ "زمگاله .مورد توجه رومیان قرار نگرفته بود
فرزند نامشروع پاپ، "مکس"، چشم به قدرت .پدرش دوخته بود تا بر منطقه حکومت کند
تنها مشکل او، مردمان زمگاله بود
جنجگویان دلیری که با وجود آنها، حتی وایکینگها .هم جرأت نداشتند به قلمرو آنها قدم بگذارند
تو میخوای نمایندۀ رسمی من بشی، برای چی؟
.خب، من توی رُم هیچ آیندهای ندارم .کسی برام احترام قائل نیست
...اینجا فقط پسر حرومزادۀ توئم
.و تو هم که حاکم مسیحیان هستی
تنها... تنها چیزی که من میخوام .اینه که حاکم منطقۀ "زمگاله" باشم
.بسیارخب
"ولی اگه نتونی واسم "حلقۀ پادشاهان ...رو بیاری، پسرم باشی یا نباشی
،تو هم به سرنوشت این یارو دچار میشی فهمیدی؟
.فولکه"، چشم ازش برندار"
!چشم، پدر
.چشم، پدر
!فولکه؟
،از این بهبعد، وقتی درب رو باز میکنی اول من باید برم، فهمیدی؟
!"پاشو، پاشو ، پرنس "پیکتو
حالا وقتشه که تاوان تمام ...اون سالهایی که توی رُم
.در رفاه زندگی میکردی رو پس بدی
.جزیرهای که توش بدنیا اومدی، منتظرته
تو دیگه کدوم خری هستی؟
.اوه، من دوست جدیدتم
انگار از دیدنم زیاد خوشحال نشدی، مگهنه؟
.تنهام بزار
.اینم از سَم
چجوری عمل میکنه؟
.اول از همه، با درد عضلات شروع میشه
بعدش تب شدید، بعدشم تکتک ...اندامها از کار میافتن و بعدش
!تموم
!عالیه
دوتا بطری؟
.فقط محض احتیاط
ماکسیمیلیان"، پدر گفت" .که منم باهات میام
اوه، واسه چی؟ مگه تو یه مسمومکنندۀ حرفهای هستی؟
...اه، نه
یا یه قاتل آموزشدیده؟
نه، اصلاً - پس چرا میخوای بیای؟ -
من پندهای خداوند رو ...به گوش مردم میرسونم
و اون "پاگان"های بدبختِ سردرگم .رو به دین مسیحیت در میارم
.باشه. حالاهرچی
.میخوام یه چیزی ازت بپرسم
!چی هست؟
.سؤال مهمیه
میدونی که اگه امشب بازی رو برنده شیم، با کشتی از اینجا میریم؟
راجعبهش مطمئنی؟
راجعبه رفتن؟
.راجعبه برنده شدن
.آره، مطمئنم، ما آمادهایم
...ما برنده میشیم و کشتی ماله ما میشه
.و بعدش شروع میکنیم به جهانگردی
،اینقدر زود حرفش رو نزن .جوجهها رو آخر پائیز میشمارن
.امان از دست تو و اون خرافاتت
حالا اون سؤال مهمی که میخواستی ازم بپرسی چی بود؟
...میخواستم بدونم باهام میای یا نه؟
میخوای باهم بریم؟
...آره، باهم! تو روزهای خوب و تو روزهای بد
.تا آخرش
اگه بگم "نه" چی؟
.خب، اینجوری مجبورم خودم تنها برم
.یا... شایدم دزدیدمت
و وقتی رفتیم روی دریا ...مجبور میشی
که سرنوشتت رو قبول کنی ...و بعدش بیشتر از قبل
عاشق ماجراجوئی زمگالهایت میشی ...و بعدش توی یه گوشۀ دوردست دنیا
.باهات ازدواج میکنم
.اینو بعنوان "شاید بیام" برداشت میکنم
،بهتره فرار کنی .بدو، بدو، بدو
آروم باش، بردار، آروم باش .دراز بکش
...آروم باش، برادر.. آروم باش، هیس
!ساکت دیگه .یا عیسی مسیح
از خداوند میخواهم بهسبب این تدهین مقدس تو را مورد رحمتش قرار دهد
...بهیاری و لطف خداوند و روحالقدس
عالیه. ولی باعث شدی .دوتا از افرادم حروم بشن
دوتا؟
!دوتا، آره، دوتا
.اه... من روی تیم برنده شرط میبندم
تا حالا کجا بودی؟ .الانه که بازی شروع بشه
.آروم باش! ما موفق میشیم .بوی پیروزی به مشامم میرسه
.اوه و راستی "لاوگا" هم باهامون میاد
!چی؟! نه، نه، نه ...نمیتونی همینجوری بگی که
.دوستدخترت رو با خودت میاری
.چرا که نه؟ تو هم "گیلا" رو بیار
.بعداً راجعبهش حرف میزنیم .من نقشههای دیگهای دارم
!این واسه خوششانسی بود
."ممنون، "گیلا ."سلام، "سیگی
.نشونشون بده برنده کیه
!بهصف شین
!بیاین مبارزه رو شروع کنیم
!شاید بهترین تیم برنده بشه
.بگیرش. "ساکنز"، اون غوله !پاش رو بگیر! برو پاش رو بگیر
!شما از پسش بر میاین
!آره! آره
!آره! برو
!ایول! ایول !آره
.مبارزۀ منصفانه. مبارزۀ منصفانه
.برو، برو، برو ،برو
!بگیرش
!ایـــول
!مهارشون کنین! مهارشون کنین
.میخواد حرکت "وایپر" رو انجام بده
!مهارشون کنین ."حالا حرکت "وایپر
!یالا، یالا یالا
پادشاه "ویستورس"،مایلیم در عوض اینا .بهمون یه کشتی بدین
شما کشتی میخواین چیکار؟
.تا دنیا رو بگردیم
!دنیا همینجاست
بله، ولی ما میخواین سفر کنیم .و ماجراجوئی داشته باشیم
چه زمانی میخواین سفر کنین؟
در اسرع وقت، اینجوری میتونیم سفرمون رو
.از رودخونۀ "دائوگاوا " شروع کنیم
"و بعدش به رودخونۀ "دنپر ...و بعد از اون هم دریای سیاه
بهسمت قسطنطنيه .و بعدش از کجا معلوم، شاید رُم
."موفق باشی، "نامای
...یه چیزی رو باید بدونم، تو ربطی
به مرگ بابام داشتی؟
آخه مگه چندبار باید اینو بهت بگم؟
!پس دوباره بهم بگو
!نه! من هیچ ربطی به مرگ بابات نداشتم
ولی از وقتی ار رُم رسیدی اینجا .همهچی عوض شده
نه، مکس، تو نمیتونی این کارو بکنی !نمیتونی منو بزنی
!من الان حاکم "ساریما" هستم
خودت رو جمعوجور کن !کثافت لعنتی
.مرگ بابات خواست خدا بود
...میدونم ناراحتی
ولی حق نداری علیه کسایی بشی .که قصد کمک بهت رو دارن
فقط چیزه... من..من ...مطمئن نیستم
که آمادگی انجام کاری که ازم خواستی .رو داشته باشم
تو به خدای یکتای حقیقی باور داری؟
آره - واقعاً؟ -
آره - میخوام کامل بشنوم -
.بله، من به خدای یکتای حقیقی باور دارم
.و مهم هم همینه
بعنوان یه مسیحی، این .سرنوشت توئه، پسر کوچولو
تو مسیحی هستی، مگهنه؟ - .آره -
چه عالی. الان یه مراسم تدفین .داریم که باید بهش رسیدگی کنیم
ویستورس"، پادشاهِ زمگاله" میخواد بهرسم گرامی داشتن
یادبودِ دوستش "اورو"، توی مراسم .تدفینش، از توی عاج نوشیدنی بخوره
درسته؟ یا نه؟
.بله
!بهسلامتی
!سلام، جغد - من جغد نیستم، یه سنجابام -
پس چرا چشمات عین نعلبکی گود شدن؟
!از بس ریدم
احتمالاً الان وقت .شوخیهای بچهگانه نیست
شاید وقتش نباشه، ولی بههر حال .از دیدنت خوشحالم
.خیلی متأسفم
کی از رُم برگشتی؟
.یکم پیش. زیادی اونجا موندم
منظورت چیه؟
..."و اکنون، طبق رسومات قدیمی "بالتیک
،بعنوان فرزند "اورو" و همچنین جانشینش ...از شما دعوت میکنم که
که رهسپاری حاکم عزیز مرحوممون .رو به بهشت گرامی بدارید
.برادران و خواهران عزیزِ "ساریما"! بیاید دعا کنیم
"پادشاه "ویستورس"، از دست دادن "اورو .مصیبت بزرگی بود
.گمونم، شما اونو بهخوبی میشناختین
اون دوستام بود. ما بیشتر ...همدیگه رو میدیدیم قبل از اینکه
اه، قبل از اینکه جنگهای صلیبی .به "ساریما" کشیده بشه
خواهشاً خیال باطلی واسه خودت نداشته باش .من مرد صلحام
...منظورم این حرف، اظهار همدردی باهاتون بود
.و همینطور دوستی
.ایشون باید پسرتون باشن
ریگوارز"، پسر قویای هستی، مگهنه؟"
،میتونم شباهت خانوادگیتون رو بهوضوح ببینم .خیلی خیرهکنندهست
شک ندارم که ایشون هم وقتی ...بزرگ بشه، درست مثل پدرش
حاکم بزرگی میشه و حلقه .رو با غرور بهدست میکنه
خب، عنایت خداوند .بر هردوی شما باد
پدر، اون مرد کی بود؟
!یه عوضی مسیحی
!پاگان" پستفطرت"
شاید مسموم شده بودن؟
.ما همهمون یه چیز خوردیم
پس چی؟ داری میگی این کار خدایانه؟
چی میشه اگه این بیماری ...باعث بشه هردوشون بمیرن
و "ویستورس" اینجوری نتونه بگه که حلقه به کی میرسه؟
!خودت دقیقاً میدونی که چی میشه
یه مجمع تشکیل میشه ...و اونا تصمیم میگیرن که وارث کیه
.و ممکنه یکی از ماها باشیم
،خب، آره، ولی بزارین روراست باشیم .بیشتر مردم به "اولوپس" رأی میدن
شاید اینطور باشه، ولی با اینحال .هنوز به رأی ما هم احتیاج داره
.و میتونی روی رأی ما هم حساب کنی
اگه چی؟
اگه قول بدی که وقتی پادشاه شدی
اولین کاری که میکنی "این باشه که ما رو از شر "والدیس
"دوست کوچولوی "ویستورس .خلاص میکنی
،خودتم میدونی که حقش همینه !اون یه موش کثیفه
.منم میتونم مشاورت باشم
!چی؟! تو؟
!میتونم از طرف هردومون بهش مشاوره بدم
.خب، منم میتونم، کثافت خائن
الان چی گفتی؟ - !کثافت -
!دوباره بگو! تو چشمام نگاه کن و اینو بگو
...کثافت
!تمومش کن !آروم باش
...ولی اون شروع - !خفه شو -
"بههرحال، "ویستورس بهعنوان حاکم حق اینو داره که
،خودش اسم وارثش رو بگه .خودتون اینو میدونین
دارین دربارۀ چی حرف میزنین؟
No comments yet. Be the first to leave one.