ആദ്യത്തെ 200 വരികൾ.
یکی به من بگه اون کجاست!
اگی!
اگی، کوپر کجاست؟
اگی، بگو کجاست!
کجاست؟
اگی؟!
اگی؟!
نه، نه، نه، نه، نه!
هی! صبح بخیر، استیو.
سلام!
هی، هی، هی! خوبه. چیزی نیست.
اداره پلیس اویستر بِی کُو.
سلام، اگی ویگز هستم، ۲۲۵ اَسپن درایو.
دو تا سگ خیلی بزرگ و ترسناک جلوی خونهم هستن.
دارن پنجرههامو چنگ میزنن و مثل دیوونهها واقواق میکنن.
میتونیم یه نفر رو سریع بفرستیم. اِم...
بله، میشه؟ - بله خانم.
وایسا!
صبح بخیر.
شما خانم ویگز هستید؟
ب... بله.
اوه، بابت سگها معذرت میخوام.
باشه.
اگه دوباره اومدن اینجا، به ما زنگ بزنید. ما همین بغلیم.
روز خوبی داشته باشید، خانم ویگز.
اون چیزا میکُشَنت.
خدایا، اِستن. خوشم نمیآد یواشکی از پشت بیای یا نصیحتم کنی.
این صبح حسابی پَری، مگه نه؟
چه خبر از همسایه جدید؟ نشنیدی؟
نایل جَرویسه.
شوخی میکنی.
آره. فکر کنم بهتره دیگه درامونو قفل کنیم.
آدم فکر میکنه بخواد یکم محتاطتر باشه.
آره، حدود یه هفته پیش یه اعلامیه گذاشته تو صندوق پستی همه.
میخواد یه مسیر، اِم، دویدن تو جنگل بسازه برای استفاده همه ما.
نمیتونه این کارو بکنه. اونجا مال مردمه.
داره تقاضای حق ارتفاق میکنه.
ریک و... و لِنا انگار فکر میکنن ایده خوبیه.
شک دارم بِیکرها مخالفت کنن. تو میخوای بری بهش بگی نه؟
میخواد چیکار کنه؟ منو بکُشه؟
کتاب بعدی کی میاد بیرون، هان؟ لیندا و من بیصبرانه منتظریم.
تو اولین نفری خواهی بود که میفهمی، اِستن.
"همسایه عزیز، اسم من نایل جَرویسه"
"و تازه به پلاک ۳۹ نقل مکان کردم."
"ما چندین هکتار جنگل زیبا پشت خانههامون داریم"
"که کاملاً بلااستفاده موندهن."
"به عنوان یک حرکت دوستانه، من یک شرکت ساختمانی استخدام کردهام"
"تا یک مسیر پیادهروی خصوصی... ...درون جنگل برای استفاده همه بسازد."
خدای من.
وای خدا.
هی.
سلام، پیپا.
هی، شِلی هستم. پیام بگذارید.
هی. اِم، منم.
دوباره.
اِم.
من نمی... نمیدونم مشغولی یا داری نادیدهام میگیری یا چی، ولی، اِم...
ما درباره فردا صحبت نکردیم، برای همین، اِم...
اِم، فکر کنم میخوام حدود ظهر برم به کوپر سر بزنم، شاید؟
اِم.
گفتم بهت خبر بدم اگه میخواستی با هم اونجا باشیم.
یا با هم اونجا نباشیم.
اِم.
میدونی، دیدنت عالی میشه، ولی، اِم...
هر جوری که راحت باشی... خوبه.
اِم.
آره، پس، اِم، امیدوارم حالت خوب باشه.
باشه. خداحافظ.
باورنکردنیه.
وای خدا.
وایسا! وایسا!
سوار ماشین شو!
لعنتی.
هی!
اوه، لعنت بهش!
گند بزنن به این. این...
لعنتی.
سلام.
اِم، سلام. داشتم سگها رو میبردم داخل.
اوه، خوبه ریک. ما مشکلی نداریم.
گفتم خوبم.
اِم، من اگی هستم. اِم، ویگز.
من، اِم، همسایه بغلیتون هستم.
البته! از دیدنتون خیلی خوشبختم.
میدونید، مشاور املاک گفت که شما نزدیک اینجا زندگی میکنید.
امیدوارم این نقض فاحش حریم خصوصی نباشه.
ولی ما طرفدار پر و پا قرص کارتونیم.
من نینا جَرویس هستم.
سلام.
اِم، این رو جلوی خونه من انداخته بودن. حدس میزنم به خاطر سگها؟
بابت اون سگها خیلی متاسفم. و من، اِم...
آره، من... من واقعاً اهل نوشیدنی نیستم، پس...
شاید بتونید تو یه مهمونی شام بیاریدش.
من اون کارم نمیکنم.
راست میگید. اِم... خب، بفرمایید داخل. میتونم چیزی براتون بیارم.
نه، واقعاً... نه، اصرار میکنم. بفرمایید تو.
لطفاً.
بابت همه اینها خیلی متاسفم.
ببخشید به هم ریختهست. هنوز داریم جاگیر میشیم.
میدونید، باید اعتراف کنم.
آه، تو ذهنم فکر میکردم سنتون بیشتر باشه
خب... فکر کنم دهههاست که دارم مطالب شما رو میخونم
خب، آگاتا ویگز
عزیزم، واقعاً باید این سگها رو کنترل کنیم
نامهام رسید؟
اِم، بله، رسید
چرا نمیآیید تو دفترم؟ میتونیم گپی بزنیم
خب، راستش، چیز زیادی برای گپ زدن نیست
متاسفم، جوابم منفیه
بیاید بالا. بذارید
فقط پنج دقیقه
اِم، راستش من داشتم میرفتم اما از آشنایی باهاتون خیلی خوشحال شدم
شاید یه روزی بتونیم ناهار بخوریم؟
به زودی؟
این کی اتفاق افتاد؟
من چه میدونم؟ خودت سر در بیار!
چی؟
ببین، بهت زنگ میزنم. یکی اینجاست
بنیتز هیچ کاری نمیتونه بکنه. خودش هم خوب میدونه
اگه یه ذره هم عقبنشینی کنیم، بوی خون رو حس میکنن
نه، اشکالی نداره. خودم رسیدگی میکنم. آره
باشه
خب، به گلد بگو اینقدر خودشو خیس نکنه. لعنتی!
نه. نه، گفتم خودم رسیدگی میکنم
بیکفایتی ۹۹ درصد از جمعیت
جارویس یاردز. بزرگترین پروژه چندمنظوره در تاریخ آمریکا
یه سال مونده به تکمیل شدن، یه مشت سوسیالیست عوضی که میخوان مانع بشن
فکر میکنن میتونن منطقهبندی رو دوباره باز کنن
بفرمایید بنشینید
اِم، نه. نه ممنون، ایرادی نداره
آب چغندر؟
اِم، نه، ممنون
کلسترول رو پایین میاره، عملکرد مغز رو بالا میبره
مزش افتضاحه
اِم، من... من واقعاً نمیتونم بمونم
من... من فقط اومدم که شراب رو پس بدم
و از شما و همسرتون بخوام که لطفاً یه فکری به حال سگها بکنید
اونا... اونا تا الان دو بار فرار کردن و خیلی
اِم، حواسپرتکنن
چیز دیگهای هم هست که بخوای
تو صندوق پیشنهادات بندازی، همسایه؟
اِم، خب، در واقع آره
اِم، راستش آژیر شما، اِم، واقعاً... آزاردهنده بود
آره. آره، تیم امنیتی من هنوز دارن روی مشکلاتش کار میکنن
خب، صداش خیلی زیاد به اطراف میره. اِم...
میدونید، من بعضی وقتا شبا مینویسم
شما اون چیزی نیستین که تو ذهنم تصور کرده بودم
اصلاً. روی کاغذ، شما، اِم...
خیلی بااعتماد به نفستر هستید
من، اِم...
وقتی تازه منتشر شد خوندمش. فوقالعاده بود
چی بود، سال ۲۰۰۰؟
اوه، ۲۰۱۸
این مدت طولانی بدون هیچ کار جدیدیه. پروژه جدیدی در دست دارید؟
ببینید، آقای جارویس
نایل، لطفاً
ببینید، راستش، حتماً جهنمه
تمام روز تو خونه نشستن، تو اون
قصر ذهنی کوچیکتون
کلاهم رو به احترام شما برمیدارم
من باید تو دنیا باشم وگرنه پژمرده میشم. پیادهروی میکنید؟
ببخشید؟ خونتون به جریان بیفته
اون همه انرژی راکد
یه مسیر کوچیک و خوب برای پیادهروی شاید براتون مفید باشه
ناگفته نمونه که قیمت ملک رو هم بالا میبره
همه... همه همسایههاتون هم همین فکر رو میکنن
در واقع، شما تنها کسی هستین که امضا نکرده
خب، من...
شاید من جنگل رو ترجیح میدم
بدون آسفالت
هان
آها، فهمیدم. وای. شما، اِم...
چی؟
شما میخواید پول بگیرید
ببخشید؟
این کافی نیست که همه هزینهها رو پوشش میدم
میخواید یه چک هم براتون بنویسم؟
چی؟ نه. من... من پول شما رو نمیخوام. خدای من!
قبول دارم. قبول میکنم
این رو پیشبینی نمیکردم
گنج ملی، آگاتا ویگز
ضربالمثلش چی بود؟ با قهرمانهات ملاقات نکن؟
خب، فکر کنم همه ما صورتحساب داریم که باید پرداخت کنیم
آره، با تمام احترامی که براتون قائلم، شما هیچی در مورد من نمیدونید
خب، من میدونم که رسانههای چاپی دیگه رونق ندارن
و از وقتی پسر کوچیکتون فوت کرده، هیچ چیزی منتشر نکردین
اون نمیتونه آسون باشه. اسم پسرم رو نیارید
جوابم منفیه
و سگهاتون رو از خونه لعنتی من دور نگه دارید
این چه کوفتیه؟
هی! شما نمیتونید اینجا باشید
نه، نه. نه، امروز نه
ما فقط داریم گل میذاریم. نمیخوایم مشکلی پیش بیاد
شما حق ندارید نزدیکش بشید. پونصد فوت. فکر نمیکردید ممکنه من اینجا باشم؟ امروز؟
تدی، بیا. داریم احترام میذاریم
چرندیاته. همین الان بریم
ما گلهای شما رو نمیخوایم
هی! بهش دست نزن! اگی!
اگی! باید تو به جای اون زیر خاک باشی!
اگی، بس کن! گزارشت رو میدم. دارم به پلیس زنگ میزنم!
No comments yet. Be the first to leave one.