ആദ്യത്തെ 200 വരികൾ.
مارلو: تو نفوذی هستی، الکساندر
یکی داشته تماشا میکرده
و از طریق تو گوش میداده
من هیچوقت از روی قصد به کشورم خیانت نمیکنم
باید بدونم «هیل» حرکتِ بعدیش چیه
پیشبینیش کن. زیر نظر بگیرش
بفهم چی محرکشه
بازی در چه حاله؟
بدون تو هم ادامه داره
کاب: الکساندر، اینجا چیکار میکنی؟
مأموریت جدید
کلیمور
مویرا: باید توی زندگیش نفوذ کنیم
من کی هستم؟
تو میشلی
منم الکساندرم. ناتالی
راستش قرار نبود اسم واقعیمو بهت بگم، واسه همین
بین خودمون بمونه
مویرا: هیچی نمیدونیم کار کی بوده
اما یه چیزی رو میدونیم که اونا نمیدونن
راهِ هک رو پیدا کردیم
اینجوری مچشونو میگیریم
پارکر: یه جورایی باید ورودیهاشو چک کنن
تا ببینن ما متوجه هک نشدیم
اگه به نظرشون همه چی عادی بیاد
خب، عملیات رو ادامه میدن، وگرنه
میکشنش
مارلو: سرت در چه حاله، کلاریسا؟
میدونیم سیا هستی
هر چی میدونی رو به من میگی
درباره کسی که استخدامت کرده
یه مردِ عصا به دست
تهدید کرد اگه براش کار نکنه، لوش میده
این مرد جوان، همون برادرزادهایه که خیلی ازش برات گفتم
بیا، یه چیزی با ما بنوش
زن: بلند شو
نمیدونم کی هستی ولی بی اجازه اومدی تو مِلکم
داشتم گلها رو تماشا میکردم
خودت کاشتیشون؟
شوهرم هر لحظه ممکنه برسه
میتونم تا وقتی میاد، کنارت توی خونه منتظر بمونم؟
اگه همصحبتی اذیتت نمیکنه
مواظب اون باش. اوه، پُر نیست
با چایت بیسکویت میخوری، کیت؟
به بیسکویت نه نمیگم
بفرما، اینم از این
کجا بودی؟
ممم
اون چیز چرا اونجاست؟
جای نگرانی نیست
نه توی خونه. دوست ندارم تو خونه باشه
طوری نیست
نه، نمیخوام تو خونه باشه
کیت. نمیخوام تو خونه باشه
کیت! نه
کاب: خیلی خب
من اونجا. عملیات هم اونجا
اون یکی چی؟
واسه وقتی که مدیر مویرا ملحق بشه
فکر میکنی میاد؟ فکر کنم بیاد
میشه لطفاً چند لحظه اتاق رو خالی کنین؟
یه چیزی درباره «هیل» پیدا کردی، نه؟
«اوسیریس» به راه افتاده
اوکی، به «شدوباکسر» خبر بده
پرونده رو آپدیت کردیم
هی. خب، سلام
آمادهای؟ آره
نوبت منه. تعطیلاتِ رویایی
بدون فکر کردن بگو
اورست. تکی
بدون کپسول اکسیژن. تو چی؟
جزایر یونان
کلی کتاب بخونم... ممم
توی ماسهها بازی کنم
با هم بامزه میشن
بمیرم و دوباره متولد بشم
ساکت شو. واو
سؤالِ تو. خب، امم
کجا میری تا به آرامش برسی؟
سریع بگو
امم، قبرستون
الکساندر: قبرستون. بد نیست
میخوای... دربارهاش حرف بزنی؟
نه
فقط بذار
اینو درستش کنم... یه ذره
خب
بیا دیگه
تکنسین عملیات: دارن میرن زیرِ زمین
ارتباط داره قطع میشه. «شدوباکسر» حواسش بهش هست
الکساندر: حیوونای خیلی دست و پا چلفتیای هستن
میشل: همینطوره. واسه همینه که فکر میکنم واقعی نیستن
خیلی سنگین به نظر میان
آره. ولی به نظرم
اونا حیوونای واقعیان
مرد: قطار متوقف شده
به دلیل نقص فنی
حرکت قطار بهزودی ادامه پیدا میکنه
منطقه پاکه
خوبی؟
آره، خوبم. تو چی؟
آره
پس، یه مدتی ماندگار شدی
اونا میخوان فعلاً نقش دوستدخترت رو بازی کنم
اگه زود غیبم بزنه، خیلی مشکوک میشه
یا شایدم فقط داری مراقبِ منی
و در بدترین حالت
اگه پامو کج بذارم
منو حذف میکنی
پِخ
مرد: حرکت قطار به حالت عادی برمیگرده
ممم، چه زود
مرد: از صبر و شکیبایی شما ممنونیم
چه شانسی آوردیم
مویرا: سه تا عملیاتِ در جریان داریم
اسلواکی
داری سعی میکنی چینیها رو از لیست احتمالات حذف کنی
میخوام بفهمم
دشمنمون به کجا وفاداره
از این بابت مطمئنی؟
مگه فرقی هم میکنه؟
صبح بخیر
هیل
قبلاً شما رو اینجا ندیده بودم، قربان
همیشه که نمیتونم اینجا رو
از توی قفسم مدیریت کنم، مگه نه؟
سلام، قربان
ادموند کاب. اطلاعاتِ پوزایدون
باعث افتخاره
الایزا امین. بخش عملیاتِ پوزایدون
ایشون هیل هستن. بخش عملیاتِ کلیمور
بله، قبلاً با هم کار کردیم
مویرا: خوبه. دوباره قراره این کار رو بکنین
دارم نظارتِ پوزایدون رو میدم به کلیمور
از همین لحظه
دلیلش چیه، قربان؟
یه تداخلهایی با منبعِ کلیمور، یعنی «موزاییک» وجود داره
فقط واسه احتیاطه که چیزی رو به خطر نندازیم
هیل، جلسهی توجیهیِ امنیتی تا سی دقیقهی دیگه؟
قربان
داری ازم میخوای اطلاعاتِ واقعی رو ببینم
اطلاعاتِ طبقهبندی شده. چرا؟
چون میخوایم دشمنمون هم ببینه
داری پوزایدون رو قربانی میکنی
اگه عملیاتمون توی کتابفروشی موفق بوده باشه
اونوقت هر کسی که این کار رو کرده قانع کردیم
که متوجه هک نشدیم. اون یه حرکت دفاعی بود
حالا شکار رو شروع میکنیم
ولی اگه دادنِ اطلاعاتِ باارزش رو متوقف کنیم، میفهمن
باید یه چیز واقعی رو قربانی کنیم
چون در نهایت، این یه آزمایشِ ردگیریه
اطلاعات رو لو میدیم
و دنبالش میکنیم تا ببینیم کجا میره
اینجوری میرسیم به اونی که این بلا رو سرت آورده
در نتیجهی این کار چند نفر کشته میشن؟
یه سری پیامدها هست که حاضریم بپذیریم
یعنی نمیدونی. همین الانشم آدمهایی کشته شدن
چند نفر دیگه باید بمیرن
تا بفهمیم کی تو رو هک کرده؟
ممکنه بقیه هم مثل تو باشن. رخنههای امنیتیِ متحرک
اگه جلوشو نگیریم، باعث مرگِ کیا میشن؟
مطمئنی جواب میده؟
کاملاً
کاملاً مطمئنی، هان؟
شصت به چهل. این براش سخت خواهد بود
اون خیلیها رو کشته. ولی نه از آدمهای خودی
این یعنی خیانت به همون آدمهایی
که باهاشون خدمت میکرده
و اگه بخواد مقاومت کنه
اونایی که دارن از دریچهی چشماش میبینن
این رو هم میبینن
پس یه راهی پیدا کن
که مطمئن بشی تا آخرش میره
خواهش میکنم
امین: این هوگو کلوواچه
یه سیاستمدار اسلواک از حزب مخالف
که به شدت منتقدِ
رژیم استبدادیِ فعلیه
اخیراً، حامی مالیاش، ایلانا لکسمن
به کاخ سفید اعلام کرده که اون قصد داره واردِ
انتخابات ریاستجمهوریِ پیشِ رویِ اسلواکی بشه
هوگو کلوواچ با منافع آمریکا تو منطقه همسوئه
پس پیروز شدنش برامون مهمه
از طریق یه منبع توی «لنگلی»
متوجهِ عملیاتِ سیا شدیم
که میخواد کلوواچ رو برای انتخابات به اسلواکی برگردونه
نقشهی فعلیِ سیا اینه که اونو
تا سه روز دیگه وارد یه خانهی امن کنه
هدفِ پوزایدون نظارت روی مأموریتِ سیا
و حمایت کردنِ اوناست، اگه معلوم بشه
که عملیات به هر نحوی لو رفته
ما همهی رفتوآمدها و ارتباطات رو رصد میکنیم
و امین از قبل
یه تیم ضربتِ پشتیبان از «اُرفنِیج» رو توی اون کشور مستقر کرده
تا اگه نیاز شد وارد عمل بشیم
امین: سیا نمیدونه که داریم تماشاشون میکنیم
یکی از مأمورهای خودمون رو
توی تیم ضربتِ سیا نفوذ دادیم
اون چشمِ ما روی زمین خواهد بود
موقع ورودِ کلوواچ به کشور
No comments yet. Be the first to leave one.