ആദ്യത്തെ 200 വരികൾ.
انیدروز هیدرازین (ماده شیمیایی)
آمونیوم نیترات
نیترومتان
نیترومتان
آمونیوم نیترات
ای گوه توش
لعنتی
عجله کن، مرد. باید بریم
« ویـکـو: عـواقـب »
وکیل مدافع، ناظر افبیآی،
مامور ویژه، گری نزنر، رو
به جایگاه شهود احضار میکنه
بهعنوان مذاکرهکننده اصلی افبیآی،
چقدر پشت تلفن با داودیان صحبت کردی؟
سخته بخوام دقیق بگم. صدها ساعت
پس حتماً اونا رو خوب شناختی
به گمونم
حتی بعضیها رو متقاعد کردی بیان بیرون
بله
موقع محاصره، 35 نفر خارج شدن
که شامل 21 بچه میشد
چطور این کارو کردی؟
چطور تعداد زیادی رو خارج کردی؟
اعتماد با گذشت زمان ساخته میشه
یه قدم کوچیک برمیداری، یه چیزی میدی،
در عوض یه چیزی گیرت میاد،
باید سازش کنی
اعتماد
اوهوم
این اعتمادسازی برات سخت نبود؟
اونم وقتی که بقیه اعضای تیمت
برق خونه داودیان رو قطع میکردن
یا با تانک از رو ماشینهاشون رد میشدن
یا از تکنیکهای محرومیت از خواب استفاده میکردن
مثلاً نورافکن میتابوندن یا کل شب آهنگ پخش میکردن
بله، تیم من، تیم مذاکرهکننده،
با واحد تاکتیکی، تیم نجات گروگان، همکاری میکرد
و با اینکه تمام اقداماتمون هماهنگ بود،
بعضی اوقات رویکرد متفاوتی رو در پیش میگرفتیم
و این رابطهتون با تیم نجات گروگان رو
"اختلاف برانگیز"
توصیف میکنی؟
ولی یادت باشه ایتیاف عمراً
چیزی رو گردن نمیگیره - به تخمم -
یه تنشهایی ایجاد میشد
ولی همیشه هدفمون این بود که
همه رو صحیح و سالم خارج کنیم
خب، چندین روز قبل از یورش نهایی،
با داودیان در مورد تسلیم شدنشون
به توافقی رسیده بودی. درسته؟
دیوید قبلاً هم قول داده بود میان بیرون ولی این اتفاق نیفتاد
تو چنین موقعیتهایی عادیه که
افراد یه حرفی بزنن و طور دیگهای عمل کنن
پس افبیآی باور نداشت که داودیان میان بیرون
و تصمیم گرفته شد که ورود کنن
کی این تصمیم رو گرفت؟
دادستان کل
در جلسهی 12 آوریل؟
درسته
تو هم تو جلسه حضور داشتی؟
نه
کسی از تیم مذاکرات تو جلسه حضور داشت؟
نه - چرا؟ -
اگه شما یه تیم بودین،
پس چرا نصف تیم تو چنین جلسه مهمی حضور نداشتن؟
باید از اونا بپرسی
ولی از تصمیمشون برای یورش به کوه کرمل در روز 19 آوریل
حمایت کردین؟
مدیریت احساس کرد این بهترین راه برای کاهش تلفات جانیه
نپرسیدم مدیریت چه فکری کرد
نظر شخصی خودت رو پرسیدم
مراقب باش، آقای کاگدل
یادته در روز 16 آوریل،
استیو شنایدر
ازت یه کامپیوتر خواست؟
بله - برای چی میخواست؟ -
گفت دیوید میخواد باهاش "هفت مُهر" رو کامل بنویسه
بعدش اونا میان بیرون
این درخواستیه که برای کامپیوتر دادی
پایین نامه امضای خودته؟
بله
و تاریخ کنار امضا؟
16 آوریل
پس، چهار روز بعد از اینکه تصمیم گرفته شد
تا یورشی به کوه کرمل صورت بگیره
برای استیو شنایدر
یه کامپیوتر جدید درخواست کردی؟ - بله -
و معمولاً چقدر طول میکشه
چنین درخواستی پیگیری بشه؟
تقریباً یه هفته - یه هفته -
پس یعنی یه کامپیوتر جدید سفارش دادی
با اینکه میدونستی یه هفته بعد از یورش به دستتون میرسه؟
چرا چنین کاری کردی؟
چرا چیزی رو سفارش دادی که
میدونستی تا یه هفته بعد از یورش به دستتون میرسه؟
مگه اینکه نمیدونستی قراره یورشی صورت بگیره
یادم نیست دقیقاً کی از یورش باخبر شدم
نمیدونستی. بهت نگفتن
چون میدونستن مخالفت میکنی
مدیریت یه تصمیم تاکتیکی گرفت
تصمیم تاکتیکی نبود، احساسی بود
توی تلویزیون ملی آبروشون داشت میرفت و خسته شده بودن
نه، فقط حس میکردن کورش در مورد بیرون اومدن جدی نیست
و باور داشتن چارهای براشون نمونده - چون شما شکست خوردین؟ -
به نظرم مذاکرهکنندهها هیچوقت شکست نمیخورن
ما یا یه مشکلی رو حل میکنیم
یا برای تیم نجات گروگان وقت میخریم تا آماده بشن
اینو تیم نجات گروگان ذکر کرده و من نقلقول میکنم:
"وقتی مذاکرات به جایی نرسید، چارهای برامون نمونده بود"
من ارزیابی دیگهای از وضعیت داشتم
51 روز بهتون وقت دادن. درسته؟
این قدر وقت داشتین و به هیچی نرسیدین
نمیشه گفت هیچی
35 نفر رو آوردیم بیرون
از کجا معلوم؟ شاید یه 35 نفر دیگه هم میتونستین خارج کنین،
اگه از رو ماشینهاشون رد نمیشدین
اون کار ما نبود - کار افبیآی نبود؟ -
نه، کار افبیآی بود ولی تیم من دخیل نبود
پس یعنی حساب نمیشه؟
محض رضای خدا، چرا سوالت رو نمیپرسی؟
ببخشید؟
میدونم با این حرفا به کجا میخوای برسی
برو سر اصل مطلب. سوالت رو بپرس
چه سوالی رو میخوای بپرسم؟
اعتراض دارم!
وارد نیست
میخوای بدونی اجتنابناپذیر بود،
اینکه از همون اول تصمیم داشتن بمیرن یا نه
پس فقط ازم بپرس
اجتنابناپذیر بود؟
نه، نبود
آب و ارادهشون داشت تموم میشد
و من باور دارم بدون مانورهای تاکتیکی و
یکم وقت بیشتر،
میتونستیم افراد خیلی زیادی رو خارج کنیم
شایدم همهشون رو
به مدیریت گفتی؟
بله
و برای همین منو نیاوردن
تا با دادستان کل ملاقات کنم
برای همین منو جایگزین کردن
بعضی از فرماندهان افبیآی از
خبرنگاران و توجه خسته شده بودن
مردم آمریکا هم خسته شده بودن
همه خسته شده بودن
افبیآی میخواست به هر قیمتی که شده تمومش کنه
یا خدا
دیگه سوالی نیست، اعلیحضرت
یه سوال ازت دارم
و بهتره جوابت راضیم کنه
تو واگن اندی چیکار میکردی؟
مال تو بود؟
مال اندی بود؟
من یکم احمقم. نشئه بودم
واگن رو اشتباهی رفتم
وقتی هم فهمیدم اشتباست، اومدم بیرون. این جرمه؟
بیاین منو بگردین. وسایلم رو بگردین
من چیزی برنداشتم
چه اشکالی داره همین الان بزنیم بکشیمش؟
میدونم یه چیزی که نباید رو،
تو واگنم دیده
نه!
ممکنه به سگها بخوره!
کیش! کیش!
به خدا میزنم کورشون میکنم! اینا سگهای خوبی هستن
صداشون کنین وگرنه بهگاشون میدم
بیاین اینجا!
75 تا مامور ایتیاف
دور ساختمون هستن و دارن به ما شلیک میکنن!
زن و بچه اینجا هست... تمومش کنین!
کلانتر هارول هستم
!کلانتر - وین -
جون زن و بچههامون در خطره!
!وین - !بگو برگردن عقب -
این تماس توسط وین مارتین گرفته شده
لحظاتی بعد از شروع یورش ایتیاف
وین مارتین خودش الان اینجا نیست که براتون تعریف کنه
چون 51 روز بعد، زنده زنده سوخت
در هر پروندهای،
در هر دادگاهی، یه سوالی مطرح میشه
و به عهدهی شما هیئتمنصفهست که این سوال رو پاسخ بدین
به نمایندگی از مردم دنیا
فکر میکردم میدونم چه سوالی در این دادگاه مطرح میشه
خب، فکر میکردم قراره سوال شه
"آیا دولت ایالات متحده
این حق رو داره که به شهروندان خودش حمله کنه؟"
سوال ترسناکیه، وقتی بلند به زبون بیاری
ولی سوال این نیست
چون دولت همین الان هم فکر میکنه این حق رو داره
سوال اصلی که
شما هیئتمنصفه موظفین امروز پاسخ بدین اینه:
"وقتی دولت ایالات متحده
بیاد سراغ خودتون و خونوادهتون
بدون هیچ برنامهای برای تسلیم شدن مسالمتآمیز
شما این حق رو دارین که از خودتون دفاع کنین؟"
امروز این حق در خطره
برای شما...
و همهی ما
No comments yet. Be the first to leave one.