ആദ്യത്തെ 200 വരികൾ.
!زودباش، بذارش سرت - نمیتونم، نمیتونم بذارمش -
نکن، داری منو میندازی
«دوزاده روزِ کریستین»
دارمش، دارمش
این بلند کردنِ واقعیِ یه آتشنشان بود؟
من... نمیدونم من آتشنشان واقعی نیستم
چیزی واسه نوشیدن داری؟
احتمالا، یه نگاه به یخچال بنداز
به هرچی که روش "فانگ" داره دست نزن
چی؟
هم اتاقیمه رو همه چی اسم مینویسه
فانگ؟ چه اسمیه، چینیه؟
هیس اسمشو نگو ممکنه پیداش بشه
از ساعت ۹ تو تخت بوده
خب نسبت به ما سال نویِ متفاوتی دارن، نه؟
آره، تا ماهِ فوریه بیرون نمیاد
سال نوشون اون موقعس؟
ظاهرا سالِ سگه
بدتر از اینا دیدم
ببخشید
فکر کردم میخواستی با "جان لنون" بری خونه؟
اون جان لنون نبود، هری پاتر بود
هری پاتر بود؟
آره خب فکر کنم
به هرحال یه جفت شیشه عینکِ دایرهای بود، مگه نه؟ «جان لنون و هری پاتر هردو فرم عینک دایرهای دارن»
چوب دستیشو نشونت داد؟
نه، چون بهش گفتم میخوام میلهی آتشنشان رو ببینم
راستی من "آدام" ام اسمم آدامِه
اگه برات جالبه بدونی
ببخشید، منم "حوا" ام - واقعا؟ -
نه، فقط میخواستم همینطوری بگمش
من "کریسی" ام سال نو مبارک
سال نو مبارک، دستشوییت کجاست؟
پایین راهرو - باشه -
...من میرم و
شلنگمو دربیارم
رو حالت آبپاش نذارش فقط
سلام؟ - سلام خوشگله -
کارت ولنتاین من دستت رسید؟
نه، نه هنوز ولی پُست هنوز نرسیده مال منو گرفتی؟
آره، احتمالا یه جا تو این خرت و پرتاس
کی میای دنبالم؟
حدودا ساعت ۷؟ اول سکس میخوای بعد غذا یا اول غذا بعد سکس؟
سکس، غذا، سکس چطوره؟
بستگی داره، اون "گراج" قراره حضور داشته باشه؟ «گراج: شخصیت یک فیلم ترسناک»
مطمئن نیستم. بهت خبر میدم
اون اونجاست؟ - آره -
باشه بعداً بهت زنگ میزنم خداحافظ
سلام فانگ
صبح بخیر
امروز چیکاره ای؟
امروز صبح یه سمینار و بعد از ظهر هم یه سمینار دیگه دارم
بازم با موضوع ریاضیات؟
آره، کمیتِ پیوسته
به نظر پیچیده میاد - نه لزوماً -
خب، بستگی به عملکردت روی کمیتهای قابل اندازهگیری داره
درسته
الان نزدیک ۱۳ ماهه که داری با آدام
بیرون میری
که به عبارتی یعنی ۱ سال و ۱ ماه
...این به عنوانِ یک عامل متغیر تلقی میشه
اوه خدای من، چقدر عجیب
نه واقعاً فقط نظریهی اعداده
...نه
برای من... برای من یه کارتِ ولنتاین از طرف دوست پسر قبلیم اومده
خب شاید هنوز ازت خوشش میاد؟
از ۱۲ سالگی تا حالا ندیدمش به زور اونو یادمه
گلهای رُز قرمزن، بنفشهها آبی این دیگه بوی چیه، باید برم پیپی کنم «خط اول شعر معروفیه و خط دوم باهاش شوخی کرده»
حسِ شوخطبعیش عوض نشده زیاد
برام سواله آدرس منو از کجا آورد؟
خب، باید برم سمینارم
تا ساعت ۷:۳۰ برنمیگردم اگه یه وقت خواستی با آدام سکس کنی
اوه... ممنون
کریستین عروسک خرسیتو یادته؟ دفعه بعدی با خودم میارمش
آدام اون باسن هلویی دوست داشتنیای داشت
ببینش - عِه، باسن هلویی دوست داشتنیش -
باشه مامان، بسه دیگه داری آدام رو خجالت زده میکنی
نه عزیزم، دارم تو رو خجالت زده میکنم خب، چایی بریزم؟
آره، چرا که نه؟ روز مادره
این کیه؟
...آره، اون اولین دوست پسرِ کریستین بود
حیف شد وقتی فقط ۱۶ سالش بود فوت کرد
واقعاً؟
!بله ...اون
سرطان خون داشت
حافظهش مثل ماهیه
ولی با تو خوب پیش رفته، آدام
تو فوقالعادهای
البته به یه آرایشگاه رفتن نیاز داری
!مامان - خب، کی قراره باهاش ازدواج کنی؟ -
اوه خدای من
خب شما دو ساله با هم رابطه دارین
من تا اون موقع ازدواج کرده بودم و یه بچه داشتم
آره خب ما مثل تو نیستیم مامان من حِرفهمو دارم که بهش فکر کنم
حِرفه؟
پا اندازه گرفتن تو شرکت "کلارکس" به زور یه حرفه حساب میشه، کریستین
خیلی ممنون مامان
فقط دارم اینو میگم که پدرت دوست داره تورو تو راهروی کلیسا همراهی کنه
تا موقعی که توانشو داره
کسی بیسکوئیت میخواد؟
آره لطفاً - نه ممنون -
باشه
مامان فقط بس کن، باشه؟ - ببین ازدواج کردن -
هیچ مشکلی نداره - هیس -
نسل شما به نظر میاد فکر میکنه ازدواج چیزِ قدیمیای هستش، ولی نیست
یک عَهده - ما حتی هنوز با هم زندگی نمیکنیم -
دقیقا! ازدواج میتونه شروعش باشه
ببین، قرار نیست اتفاق بیوفته پس انقدر نرو طرفش
باشه؟ من حتی نمیدونم ...آیا آدام واقعاً
کریسی؟ برگههای شناساییم رو کجا بذارم؟
اینجا؟
خدای من.. چقدر وسیله داری
آره، کلی مونده
الان ابراز پشیمونی نمیکنی که؟
نه - مطمئن؟ -
الان که فانگ رفته
پس یکی باید پول اجاره رو بده
...خب - ...خب -
خب... - دیر نکن -
وقتی برگشتی یه سوپرایز واست دارم
...خب
لعنتی! آدام؟
آدام، چیکار میکنی؟
این بامزه نیست آدام
متأسفم
چیه؟ چیه؟
نه... خواب بد میدیدم
میشه زنگ رو خاموش کنی؟
آره
زودباش عزیزم برای کار دیرت میشه
تعطیلی عمومی مگه نیست؟ - اوه آره -
ولی حالا که بیداری یه فنجون چایی میل دارم
باشه
امروز چیکار کنیم؟
شیارهای زبانه رو به قسمتهای بی۱ و بی۲ فرو کنید
فکر کردم... نمیدونم اینا که گفتی چیان
این شکلیان شبیه کرمهای کوچولو
...باشه
...خب
بعد چی؟
صفحهی متحرک آ،ب رو کنار قالبِ ای،اف همسو کنید
قبلاً انجامش دادیم
باشه، چوب رو به تیرک بالایی وارد کنید تا زمینه متصل بشه
این چیزی نیست که مارو از همون اول آورد به این وضعیت داغون؟
هی، هی، هی
هی، گریه نکن نگرانِ... نگران چی هستی؟
...نمیدونم، فقط
چیه؟
نمیخوام بچه همه چیز رو خراب کنه
خب، قرار نیست این کار رو بکنه
چجوری میخواد این کارو کنه؟
نه - ...نه -
هی، هی، هی، هی
صدای چیه؟ این همه صدا برای چیه؟
وقت خداحافظی کردنه
زودباش مرد کوچک
...بیا از اینجا ببرمت
جک! !آدام؟ آدام
!یکی جک رو برد
چیکار میکنی؟
صدای حرف زدنِ یکیو شنیدم
آره آره، من بودم
...میدونم - دارم سعی میکنم بخوابونمش -
...تو نبودی، من - هیس، آروم باش. آروم باش -
دوباره صداشو درمیاری
...هی، بیا هی... حالا شد
باشه؟ فقط بیش از حد خستهای
بیا باهام
!چشماتو باز کن
!سوپرایز
یه فوت بزرگ
!تولدت مبارک
ممنون
اوه خدای من !سلام بابا
خیلی هیجان زده بودش، مگه نه "ارنی"؟
خب، اون میدونست که داره میاد
ولی فکر کنم دوباره هوشیاریش رو از دست داد
واقعاً نباید میاوردمش
نه، خوشحالم اینجاست
دلش نمیخواست اینطوری اونو به یاد بیاری
تولدت مبارک عزیزم شرط میبندم نمیتونی حدس بزنی اینا چیان
ولی اونا سایز من نداشتن که
خب یکی به "ایپسویچ" زنگ زد و با ایمیل خریدشون
اوه خدای من !نباید این کارو میکردی
!خیلی ممنون
دو کلمه: تخفیف کارمندان
آدام کجاست؟
نمیدونم در واقع مامان، آدام کجاست؟
مطمئن نیستم، گفت میاد
سلام عزیزم !تولدت مبارک
"سلام "زارا
تولدت مبارک کریسی محشر شدی
محشر نشدم، ولی به هرحال ممنون
نه مطمئنم یکم وزن کم کردی آره، بچرخ
آره، قطعاً کم کردی
فقط چاقی اثر نوزاده به موقع خودش میره
خب، به زور میشه صداش کرد نوزاد الان ۲ سالشه
کجاست؟
داره چرت میزنه کارت چطور بود امروز؟
...آره، ما یه سر کوچیک زدیم، مگه نه؟
No comments yet. Be the first to leave one.