The Courier

The Courier

Farsi Persian സബ്ടൈറ്റിൽ ഡൗൺലോഡ് ചെയ്യുക

റിലീസ് വിവരങ്ങൾ

The Courier 2021 1080p WEB-DL DD5 1 H 264-EVO
The Courier 2021 HDRip XviD AC3-EVO
The Courier 2021 1080p WEB-DL DD5 1 H264-CMRG
The Courier 2021 1080p AMZN WEBRip DDP5 1 x264
The Courier 2021 720p WEBRip x264 AAC-[YTS MX
The Courier 2021 720p WEBRip 800MB x264-GalaxyRG
The Courier 2021 1080p WEBRip x264-[YTS LT]
The Courier 2021 1080p WEB-DL DD5 1 H264-FGT
The Courier 2021 WEBRip XviD MP3-XVID
The Courier 2021 WEBRip x264-ION10
കമന്ററി എഴുതിയത് Roya_T_K
💢 Roya_T_K رویــــا , Detox امیــــر 💢

ടാഗുകൾ

hdrip
HDRip
XviD
AC3
HD
webrip
web
x264
720p
720
BRip
TS
YTS
1080
Web-DL
web-dl
WEB-DL
പ്രസിദ്ധീകരിച്ചത്: 2021-04-18
ഡൗൺലോഡുകൾ: 77
ശ്രവണ വൈകല്യമുള്ളവർക്ക്: No

Farsi Persian സബ്ടൈറ്റിൽ പ്രിവ്യൂ

ആദ്യത്തെ 197 വരികൾ.

‫>"

‫ ‫

‫ ‫

‫ ‫.

‫ ‫.:

‫ ‫.:.

‫ ‫.:.:

‫ ‫.:.:.

‫ ‫.:.:.

‫ ‫.:.:. T

‫ ‫.:.:. Te

‫ ‫.:.:. Tel

‫ ‫.:.:. Tele

‫ ‫.:.:. Teleg

‫ ‫.:.:. Telegr

‫ ‫.:.:. Telegra

‫ ‫.:.:. Telegram

‫ ‫.:.:. Telegram.

‫ ‫.:.:. Telegram.m

‫ مـترجمــــین: امیــــر و رویـــــا ‫Roya_T-K , Detox

‫این فیلم براساس واقعیت است

‫درسال 1960 درگیری با سلاح های ‫هسته ای شدت پیداکرد

‫ایالات متحده آمریکا و جماهیر شوروی، در آن زمان ‫مجهز به سلاح هایی بودند که توانایی نابودی بشر را داشت

‫درحینی که خروشچوف و هم رده های ‫آمریکاییش یکدیگر را تهدید میکردند،

‫عده ی زیادی از نابودی قریب الوقوعی ‫که درحال انجام بود، در وحشت فرو رفته بودند

‫امپریالسیم...

‫به زودی به پایان میرسه

‫یه جوری حرف میزنند...

‫که انگار میخواند ما رو بترسونند

‫ولی فقط خودشون رو میترسونند.

‫اون ها میدونند...

‫...میدونند که تجهیزات اتمی ما

‫هرروز داره قوی تر میشه.

‫قبلا گفتم...

‫دوباره هم میگم،

‫ما... گورشون رو...

‫میکنیم!

‫اتحاد جماهیر شوروی، مسکو ‫12 اگوست 1960

‫- آره حتما ‫- بعدش چی؟

‫میتونیم بلیط بگیریم ‫بریم یه چیزی ببینیم؟

‫- میتونیم بریم یه سمفونی ببینیم ‫- ها؟

‫من کارم دیروقت تموم میشه

‫میتونیم با قطار آخر بیاییم، ها؟

‫بابایی، سنجاقم رو گرفتم

‫من یه "اکتبریست" کوچولوام ‫(نام یکی از احزاب شوروی)

‫بزنش اینجا

‫روی قلبت

‫باید برم بیرون

‫بیدارت نمیکنم

‫میتونی بیدارم کنی

‫ببخشید، میشه سیگارم رو روشن کنید؟

‫بله، حتما

‫شما آمریکایی هستید، درسته؟

‫بله جناب، اومدیم تعطیلات تابستونی

‫لطفا این رو بدید به سفارتتون

‫خیلی مهمه، چاره دیگه ای ندارم

‫بجنب، بیا بریم

‫نرید هتل، مستقیم برید سفارت

‫این رو فقط بدید دست معاون رییس

‫متوجه شدید؟

‫من یه شهروند آمریکایی ام

‫مرکز فرماندهی ام-آی 6 ‫لندن، انگلیس - چهارماه بعد

‫ممنون

‫امیلی، مثل همیشه دوست داشتنی

‫با اومدنت اینجا رو منور کردی

‫متشکرم

‫- امیلی؟ ‫- قربان

‫بفرمایید بشینید

‫یه هدیه برای شما آقایون دارم

‫ممنون

‫راشل، برو بیرون

‫میترسم جنگ هسته ای دربگیره

‫میخوام کمکتون کنم جلوش رو بگیرید

‫توجهم رو جلب کرد

‫آدم باهوشیه

‫یه عکس بهمون داده که ما فقط

‫چندسال پیش کپیش رو ‫در سفارتمون در ترکیه داشتیم

‫به سرهنگ "الگ ولادیمیروویچ پنکوسکی" ‫سلام برسونید

‫اسم رمز: پوست آهنین

‫زمان جنگ افسر توپخونه بوده

‫13بار مدال افتخار گرفته

‫حالا برگشته مسکو

‫و کمیته دولتی تحقیقات ‫علمی رو اداره میکنه

‫البته این فقط یه پوششه

‫اون عضو اداره کل اطلاعات روسیه ست

‫چرا میذارن هرکار میخواد بکنه؟

‫همچین مهره ای رو باید ‫نزدیک نگه داشت

‫چون هیچ راهی برای ارتباط ‫برقرار کردن ندارن

‫سازمان سیا بعد از اون جریان ‫در مسکو ضعیف شده

‫منظورم جریان پوپوفه. درست میگم؟

‫تعدادمون کمه ‫به کمکتون نیاز داریم

‫بیایید کمک کنیم خارج شه

‫ما افسران خوبی در ‫سفارتمون داریم

‫با پنکوسکی تماس میگیرم

‫- ترتیب ماجرا رو بده ‫- من یه فکری کردم

‫اون سرهنگ سازمان اطلاعات روسیه ست ‫خیلی تو چشمه

‫نگرانم با این کار...

‫موقعیت پنکوسکی رو به خطر بندازیم

‫این کار همیشه ریسکیه ‫سازمان سیا چاره دیگه ای برامون گذاشته؟

‫نمیدونم

‫شاید کمک گرفتن از یه نفر ‫که خارج از سفارته

‫کسی که اداره امنیت جماهیر شوروی ‫بهش شک نکنه

‫به یه تاجر که به اونجا ‫سفر میکنه بگیم

‫کسی رو میشناسیم که ‫از پس این کار بر بیاد؟

‫باید بهت اخطار بدم،

‫احساس خیلی خوبی به این کار دارم

‫اه، لعنتی!

‫گریول، این ناراحت کننده ترین چیزیه

‫که تاحالا دیدم.

‫خب، حقم بود

‫باید دهنم رو ببندم

‫حالا باید درستش کنیم

‫احتمالا یه سری بروشور داریم

‫در مورد چی؟

‫به نظرم اول یه چیزی بخوریم

‫حتما از شهرت من خبر دارید

‫به هرحال میخوام که ‫در مورد بخشیش خبر داشته باشید

‫من بزرگترین تولیدکننده ایم

‫که بهترین محصولات رو در ‫بازار میفروشه

‫بنابراین برای همکاری با ‫با شما آقایونی که کارتون رو خوب بلدید،

‫به نظرم بهتره که...

‫بجای آهنگ و رقص همیشگیم

‫من فقط گوش بدم. ‫بگید مشکلتون چیه

‫فکرکنم یه مشتری دارم که ‫ممکنه راه حلی داشته باشه

‫دربارش حرف میزنیم ‫اگرم نشد نوشیدنیمون رو میخوریم

‫خب بگید ببینم، چی میخواید؟

‫- ممنون گرویل ‫- خداحافظ

‫ مـترجمــــین: امیــــر و رویـــــا ‫Roya_T-K , Detox

‫بازم درست در نمیاد

‫خب، شاید یه چیزی رو جا انداختی

‫- انگار یادت رفته 4 رو جمع ببندی ‫- آره

‫- آره ‫- چطوری؟

‫اگه اینکه پسرمون جای کمک گرفتن ازم ‫برای درساش، ازم میخواد که

‫براش حلشون کنم رو در نظر نگیریم، ‫خیلی حالم خوبه

‫- امروز چطور بود؟ ‫- معمولی

‫یه مشت پاچه خوار و الکی ‫مجلس شلوغ کن، چاپلوسی میکردند

‫واقعا باید من رو میدیدی

‫با گند زدن به راحت ترین ضربه ی گلف کل تاریخ،

‫دوجین تور فروختم

‫- احساس کثیف بودن میکنم ‫- نه، نه

‫باید بد گلف بازی کنی

‫- بهش عادت نکردی؟ ‫- نه

‫خب، فکرکنم 23 سال دیگه ‫باید با این اوضاع پیش بریم

‫بعدش خلاص میشیم و ‫میتونیم یه زندگی خوب داشته باشیم

‫شایدم بتونم زودتر بازنشسته شم

‫اندرو، تو که نمیخوای بری ‫دانشگاه، میخوای؟

‫واقعیتش نه

‫- عالیه ‫- من به هیچکدومتون...

‫غذا نمیدم

‫به چی میخندی؟

‫تا بازنشستگیت کمِ کم 50 سال مونده

‫- با آقای گرویل وین کار داشتم ‫- اجازه بدید ببینم خونه هست یا نه

‫- انگار کاریه ‫- نه، بگو رو صندلیم نشستم

‫بله هستند، الان میاند

‫- گرویل وین ‫- گرویل، من "جیمز دابی" هستم

‫ عضو هیئت مدیره بازرگانی. ‫پارسال همدیگه رو ملاقات کردیم

‫بله، بله، در مهمونی وایت هال

‫جیمز، چه خوب شد صدات رو شنیدم

‫- جیمز، سلام ‫- گرویل

‫امیدوارم ایرادی نداشته باشه

‫دوستم هلن، یه مشاور آمریکاییه

‫با خودم فکرکردم چرا باهم ‫آشناتون نکنم؟

‫گرویل وین، بسیار از ملاقاتتون خوشحالم

‫هلن تالبت، منم همینطور

‫جیمز بهم گفته شما در ‫اروپای شرقی فعالیت میکنید

‫زیـــــاد، موقعیت های عالی ای هستند

‫درخواست زیاده، تامین کننده هم نداره

‫چکسلواکی، مجارستان

‫غذاشون افتضاحه

‫شوروی چطور؟

‫هنوز نرفتم ‫ولی یه روز بالاخره میرم

‫اول یکم هوا خنک بشه ‫بعد ببینم چی میشه

‫الانم وقت خوبیه

‫واقعا؟ چطور؟ مگه چی شنیدی؟

‫خب من و هلن چندتا همکار داریم

‫که دوست دارند ببینند چجوریه

‫اینکار میتونه یه خدمت بزرگ ‫به بریتانیای کبیر باشه

‫و به دنیا

‫عذرمیخوام. من یکم...

‫ببخشید. جیمز تو گفتی که

‫در هیئت مدیره ی بازرگانی سمت داری

‫ولی...

‫امکانش هست که تو در واقع...

‫در سازمان دیگه ای از ‫دولتِ این خانم کار کنی؟

‫خدای...

‫غیرمنتظره بود

‫ببخشید، من... من نمیفهمم

‫چرا، من... من...فقط یه تاجرم

‫دقیقا، یه تاجر معمولی

‫بدون هیچ ارتباطی با حکومت

‫ببینید، این ها خیلی مجذوب کننده ست ‫منظورم اینه، اصلا باورم نمیشه

‫دارم با دوتا جاسوس ناهار میخورم

‫ولی...

‫من نمیتونم

‫- میخواید چیکارکنم؟ ‫- اصلا کار کثیف و غیرقانونی ای نیست

‫کاریه که خودت طبیعتا انجام میدی

‫ببخشید، متوجه منظورتون نمیشم

More Farsi Persian subtitles for The Courier

അഭിപ്രായങ്ങൾ

No comments yet. Be the first to leave one.

Keep it about this subtitle — sync, quality, typos.500 characters left