ആദ്യത്തെ 197 വരികൾ.
>"
.
.:
.:.
.:.:
.:.:.
.:.:.
.:.:. T
.:.:. Te
.:.:. Tel
.:.:. Tele
.:.:. Teleg
.:.:. Telegr
.:.:. Telegra
.:.:. Telegram
.:.:. Telegram.
.:.:. Telegram.m
مـترجمــــین: امیــــر و رویـــــا Roya_T-K , Detox
این فیلم براساس واقعیت است
درسال 1960 درگیری با سلاح های هسته ای شدت پیداکرد
ایالات متحده آمریکا و جماهیر شوروی، در آن زمان مجهز به سلاح هایی بودند که توانایی نابودی بشر را داشت
درحینی که خروشچوف و هم رده های آمریکاییش یکدیگر را تهدید میکردند،
عده ی زیادی از نابودی قریب الوقوعی که درحال انجام بود، در وحشت فرو رفته بودند
امپریالسیم...
به زودی به پایان میرسه
یه جوری حرف میزنند...
که انگار میخواند ما رو بترسونند
ولی فقط خودشون رو میترسونند.
اون ها میدونند...
...میدونند که تجهیزات اتمی ما
هرروز داره قوی تر میشه.
قبلا گفتم...
دوباره هم میگم،
ما... گورشون رو...
میکنیم!
اتحاد جماهیر شوروی، مسکو 12 اگوست 1960
- آره حتما - بعدش چی؟
میتونیم بلیط بگیریم بریم یه چیزی ببینیم؟
- میتونیم بریم یه سمفونی ببینیم - ها؟
من کارم دیروقت تموم میشه
میتونیم با قطار آخر بیاییم، ها؟
بابایی، سنجاقم رو گرفتم
من یه "اکتبریست" کوچولوام (نام یکی از احزاب شوروی)
بزنش اینجا
روی قلبت
باید برم بیرون
بیدارت نمیکنم
میتونی بیدارم کنی
ببخشید، میشه سیگارم رو روشن کنید؟
بله، حتما
شما آمریکایی هستید، درسته؟
بله جناب، اومدیم تعطیلات تابستونی
لطفا این رو بدید به سفارتتون
خیلی مهمه، چاره دیگه ای ندارم
بجنب، بیا بریم
نرید هتل، مستقیم برید سفارت
این رو فقط بدید دست معاون رییس
متوجه شدید؟
من یه شهروند آمریکایی ام
مرکز فرماندهی ام-آی 6 لندن، انگلیس - چهارماه بعد
ممنون
امیلی، مثل همیشه دوست داشتنی
با اومدنت اینجا رو منور کردی
متشکرم
- امیلی؟ - قربان
بفرمایید بشینید
یه هدیه برای شما آقایون دارم
ممنون
راشل، برو بیرون
میترسم جنگ هسته ای دربگیره
میخوام کمکتون کنم جلوش رو بگیرید
توجهم رو جلب کرد
آدم باهوشیه
یه عکس بهمون داده که ما فقط
چندسال پیش کپیش رو در سفارتمون در ترکیه داشتیم
به سرهنگ "الگ ولادیمیروویچ پنکوسکی" سلام برسونید
اسم رمز: پوست آهنین
زمان جنگ افسر توپخونه بوده
13بار مدال افتخار گرفته
حالا برگشته مسکو
و کمیته دولتی تحقیقات علمی رو اداره میکنه
البته این فقط یه پوششه
اون عضو اداره کل اطلاعات روسیه ست
چرا میذارن هرکار میخواد بکنه؟
همچین مهره ای رو باید نزدیک نگه داشت
چون هیچ راهی برای ارتباط برقرار کردن ندارن
سازمان سیا بعد از اون جریان در مسکو ضعیف شده
منظورم جریان پوپوفه. درست میگم؟
تعدادمون کمه به کمکتون نیاز داریم
بیایید کمک کنیم خارج شه
ما افسران خوبی در سفارتمون داریم
با پنکوسکی تماس میگیرم
- ترتیب ماجرا رو بده - من یه فکری کردم
اون سرهنگ سازمان اطلاعات روسیه ست خیلی تو چشمه
نگرانم با این کار...
موقعیت پنکوسکی رو به خطر بندازیم
این کار همیشه ریسکیه سازمان سیا چاره دیگه ای برامون گذاشته؟
نمیدونم
شاید کمک گرفتن از یه نفر که خارج از سفارته
کسی که اداره امنیت جماهیر شوروی بهش شک نکنه
به یه تاجر که به اونجا سفر میکنه بگیم
کسی رو میشناسیم که از پس این کار بر بیاد؟
باید بهت اخطار بدم،
احساس خیلی خوبی به این کار دارم
اه، لعنتی!
گریول، این ناراحت کننده ترین چیزیه
که تاحالا دیدم.
خب، حقم بود
باید دهنم رو ببندم
حالا باید درستش کنیم
احتمالا یه سری بروشور داریم
در مورد چی؟
به نظرم اول یه چیزی بخوریم
حتما از شهرت من خبر دارید
به هرحال میخوام که در مورد بخشیش خبر داشته باشید
من بزرگترین تولیدکننده ایم
که بهترین محصولات رو در بازار میفروشه
بنابراین برای همکاری با با شما آقایونی که کارتون رو خوب بلدید،
به نظرم بهتره که...
بجای آهنگ و رقص همیشگیم
من فقط گوش بدم. بگید مشکلتون چیه
فکرکنم یه مشتری دارم که ممکنه راه حلی داشته باشه
دربارش حرف میزنیم اگرم نشد نوشیدنیمون رو میخوریم
خب بگید ببینم، چی میخواید؟
- ممنون گرویل - خداحافظ
مـترجمــــین: امیــــر و رویـــــا Roya_T-K , Detox
بازم درست در نمیاد
خب، شاید یه چیزی رو جا انداختی
- انگار یادت رفته 4 رو جمع ببندی - آره
- آره - چطوری؟
اگه اینکه پسرمون جای کمک گرفتن ازم برای درساش، ازم میخواد که
براش حلشون کنم رو در نظر نگیریم، خیلی حالم خوبه
- امروز چطور بود؟ - معمولی
یه مشت پاچه خوار و الکی مجلس شلوغ کن، چاپلوسی میکردند
واقعا باید من رو میدیدی
با گند زدن به راحت ترین ضربه ی گلف کل تاریخ،
دوجین تور فروختم
- احساس کثیف بودن میکنم - نه، نه
باید بد گلف بازی کنی
- بهش عادت نکردی؟ - نه
خب، فکرکنم 23 سال دیگه باید با این اوضاع پیش بریم
بعدش خلاص میشیم و میتونیم یه زندگی خوب داشته باشیم
شایدم بتونم زودتر بازنشسته شم
اندرو، تو که نمیخوای بری دانشگاه، میخوای؟
واقعیتش نه
- عالیه - من به هیچکدومتون...
غذا نمیدم
به چی میخندی؟
تا بازنشستگیت کمِ کم 50 سال مونده
- با آقای گرویل وین کار داشتم - اجازه بدید ببینم خونه هست یا نه
- انگار کاریه - نه، بگو رو صندلیم نشستم
بله هستند، الان میاند
- گرویل وین - گرویل، من "جیمز دابی" هستم
عضو هیئت مدیره بازرگانی. پارسال همدیگه رو ملاقات کردیم
بله، بله، در مهمونی وایت هال
جیمز، چه خوب شد صدات رو شنیدم
- جیمز، سلام - گرویل
امیدوارم ایرادی نداشته باشه
دوستم هلن، یه مشاور آمریکاییه
با خودم فکرکردم چرا باهم آشناتون نکنم؟
گرویل وین، بسیار از ملاقاتتون خوشحالم
هلن تالبت، منم همینطور
جیمز بهم گفته شما در اروپای شرقی فعالیت میکنید
زیـــــاد، موقعیت های عالی ای هستند
درخواست زیاده، تامین کننده هم نداره
چکسلواکی، مجارستان
غذاشون افتضاحه
شوروی چطور؟
هنوز نرفتم ولی یه روز بالاخره میرم
اول یکم هوا خنک بشه بعد ببینم چی میشه
الانم وقت خوبیه
واقعا؟ چطور؟ مگه چی شنیدی؟
خب من و هلن چندتا همکار داریم
که دوست دارند ببینند چجوریه
اینکار میتونه یه خدمت بزرگ به بریتانیای کبیر باشه
و به دنیا
عذرمیخوام. من یکم...
ببخشید. جیمز تو گفتی که
در هیئت مدیره ی بازرگانی سمت داری
ولی...
امکانش هست که تو در واقع...
در سازمان دیگه ای از دولتِ این خانم کار کنی؟
خدای...
غیرمنتظره بود
ببخشید، من... من نمیفهمم
چرا، من... من...فقط یه تاجرم
دقیقا، یه تاجر معمولی
بدون هیچ ارتباطی با حکومت
ببینید، این ها خیلی مجذوب کننده ست منظورم اینه، اصلا باورم نمیشه
دارم با دوتا جاسوس ناهار میخورم
ولی...
من نمیتونم
- میخواید چیکارکنم؟ - اصلا کار کثیف و غیرقانونی ای نیست
کاریه که خودت طبیعتا انجام میدی
ببخشید، متوجه منظورتون نمیشم
No comments yet. Be the first to leave one.