ആദ്യത്തെ 155 വരികൾ.
پروتکل تولید کننده ایجاب میکند که من نبایستی اسیر شوم
من باید نابود شوم
نِوارو سیاره خیلی خوبیه
و حالا که دست تفالهها و شرورها ازش شسته شده
بازم جای خیلی قابل احترامیه
تو صورتت رو نمیپوشونی تو مندلوریایی نیستی
تو فرزند دیدهبانی
تنها یک طریق وجود داره و اونم طریقت مندلور هستش
دین جارین، تا به حال کلاهخودت رو درآوردی؟
بله
پس، تو دیگه یه مندلوریایی نیستی
چطوره میتونم کفاره گناهم رو بدم؟
بر اساس طریقیت ما
شخص گناهکار فقط میتونه در آبهای زنده
زیر معادن مندلور، به رستگاری برسه
اما معادن همه از بین رفتن
این طریقت ماست
«سریال «مندولوریان فصل سوم - قسمت یک
:ترجمه و زیرنویس از Ali_Master
... به نام خودم و اجدادم سوگند یاد میکنم
«به نام خودم و اجدادم سوگند یاد میکنم»
که در راه مندلور قدم برمیدارم...
«که در راه مندلور قدم برمیدارم»
و باشد که کلمات طریقیت برای همیشه در قلب من حک شوند
«و باشد که کلمات طریقیت برای همیشه در قلب من حک شوند»
طریقت من این است
«طریقت من این است»
طریقت من این است
از این لحظه به بعد هرگز کلاهخودم را برنخواهم داشت
از این لحظه به بعد، هرگز کلاه...
برو! برو! برو!
برو!
جوونها، به سمت غار برن!
برگرد. برگرد!
!دارمت! دارمت
پناه بگیرید!
!پوششون بده
به آسمون!
برو
همه افراد، شلیک کنید!
بخواب زمین!
تو کلاهخودت رو از سرت برداشتی
حتی بدتر از اون، اینکار رو با ارادهی خودت کردی
تو دیگه یه مندلوریایی نیستی
طریقیت به ما راه و رسم رستگاری رو میآموزه
از اونجایی که دیگه سیارهی ما نابود شده، رستگاری امکانپذیر نیستش
ولی اگه معادن مندلور هنوز هم وجود داشته باشند چی؟
همه در هنگام پاکسازی نابود شدند
این کتیبه مندلوریایی نیستش؟
چطور دستت بهش رسیده؟
جاواس
اونها با یه مسافری که ادعا میکرد از
سطح مندالور بازدید کرده، معاملهاش کردن
پس همین اثر ثابت میکنه که تمام سطح
مندالور توسط پرتوهای همجوشی، متبلور شده
ولی یه مسافر تونسته این رو بازیابی کنه
پس شاید سیاره به سم آغشته نشده باشه
اگر برم این سیاره و بتونم براتون مدرک بیارم
که در آبهای زنده زیر معادن مندلور غسل کردهام
پس مطابق طریقتمون، حکم تبعیدم ملغی شده و من رستگار خواهم شد
این طریقت ماست
پس دوباره میبینمت
به نوارو خوش آمدید
لنگرگاه تجاری مستقل و بندر، زهواره بیرونی هایپرلین
لطفا هدفتون از این بازدید رو بیان کنید
اومدم ملاقات یه دوست قدیمی
با درود
به بندر نوارو، گوهر زهواره بیرونی خوش آمدید
حاکم اعظم محترم ما به شما خوشامد میگوید و
امیدوار است که اقامت شما کامکار و پر رونق باشد
از شما دعوت میکنیم که از مغازهها و بازارهای ما دیدن کنید
از غذاهای محلی لذت برده و از درههای گدازهای سیاه شگفت زده شوید
یا در چشمههای آبگرم ما غوطهور شوید
اینجا تغییرات زیادی داشته
دوست قدیمیات رو به یاد داری؟
مندو!
شنیدم برگشتی، ولی باور نکردم
حاکم کارگا
برای تو حاکم اعظم هستم
بیا
بیا کلی راجع به روزگار قدیم با هم حرف بزنیم
خیلی خوبه که میبینمت، خوش برگشتی
اصلاً شبیه اونجایی نیست که ترکش کردم
میدونم، تغییرات زیادی توش دادیم
شهروندان تو به وجود آوردن تمام ...اینها نقش حیاتیای داشتن، و اینو ببین
ما یه مرکز تجاری رسمی در منظومه هیدیان هستیم دیگه
تبریک میگم
الانم تو شهرمون هرجاش که بری ساختوساز میبینی
کارگرها در حال استخراج از معادن سیارکی در لبه منظومه هستن
در نوارو میشه پول زیادی به دست آورد
میتونم ببینمش
میتونم برات یه مسکن اعلا درست در کنار چشمههای آب گرممون تهیه کنم
تو و این کوچولو، میتونید اینجا زندگی خوبی داشته باشید
میتونی اسلحهات رو هم بذاری یه کنار
و از زندگی بذت ببری
گروگو
جانم؟
اسمش گروگوـه
عه، هرچی تو بگی
بیا، میخوام چیزی رو بهت نشون بدم
حالا، داشتم میگفتم
یه زمین خیلی خوشگل کنار این آپارتمان هستش
از این پیشنهادت ممنونم اما باید به مسائلی رسیدگی کنم
عه، سردرگم شدم
فکر میکردم ماموریتت رو به پایان رسوندی
ولی هنوزم با این موجود کوچولو اینو اونور میدوئی
پیچیدهست
من ماموریتم رو کامل کردم
ولی پیش من برگشت
من کلاهخودم رو برداشتم و الان دیگه یه مرتد هستم
که دلیل بیشتری برات هستش که پیشمون بمونی
جایی که اهلشی شاید یه مرتد باشی
اما اینجا یه نجیبزاده میشی
حاکم
حاکم اعظم
- بله، حاکم اعظم. عذر میخوام - زمانبندیت بدتر از این نمیتونست باشه
ولی مسئله اینه که، شخصی برای ملاقات شما اینجاست
- میتونه صبر کنه - ولی راهزن هستند!
راهزنها در حیاط منتظرن
از سر راهم برو کنار وگرنه مدارهات رو از وسط نصف میکنم
وای ستارهی من
برو کنار، دروید نمیدونی ما کی هستیم؟
بیخیال، وین
این کارها دیگه بسه
گریف کارگا، دوست قدیمی من
میدونستم بهمون توهین نمیکنی
- بیا، نوشیدنی مهمون مایی - آره
بیایید این گفتگو رو تو دفتر من ادامه بدیم
اینجا، یه مدرسهست
خب، پس معلوم شد چرا نمیذاشت برم تو
یادم رفته بود، سهمت از گنج رئیس من بود که این سالن رو برات ساخت
اسم گوریان شارد پادشاه راهزنان برای همه تو این بخش آشناست
بیا، یه نوشیدنی تو دفترم مهمون منی
به سلامتی فرماندهتون مینوشیم
ما اینجا مینوشیم
اونجا دیگه یه مدرسهست
من که میگم هنوزم یه بارـه
حالا، برامون نوشیدنی بیار
اینجا مشکلی هست، حاکم؟
اینجا مشکلی هست؟ خودت چی فکر میکنی؟
نه اگه برام یه نوشیدنی سرو کنی
تو مدرسه من نه
شنیدینش، پسرها؟
مدرسهاش
برای قتل و جنجال داخل این درها بهمون پول دادی ها
انگار تو هم سست شدی
اینطور فکر میکنی؟
جرئتش رو داری به چالشم بکش
به کاپیتان گوریان شارد بگید که نوارو دیگه دوستیای با راهزنها نداره
حالا هم از اینجا برید
برو از اینجا، وین. همین الان
مطمئنی میخوای بذاریش بره؟
به بقیه میفهمونه که
نواره دیگه یه جای محترمه و نباید باهاش در افتاد
درویدهای خدماتی رو بفرست اینجا رو تمیز کنن
No comments yet. Be the first to leave one.