ആദ്യത്തെ 200 വരികൾ.
آنچه گذشت...
میخوام اینو بدی به تامی ایگان
وگرنه اتفاقی که واسه نگهبان ویلیامز افتاد
به اطلاعات عمومی تبدیل میشه
ترسی بیا بریم سنتپاتریک
نزدیک پسر من نشو
توماس پاتریس ترسی اسمشو گذاشته روی من
اون میخواست تو رو از من بگیره
نزدیک من نشو ننه
من نمیدونستم زن داری
اون زنم نیست
من یا میتونم وکیلت باشم یا معشوقهت، نه هر دوش
پروندهی منو قبول میکنی؟
چجوری بهت اعتماد کنم؟
هنوز دوستم داری؟
میخوام با آلفونز آشنا بشی ایشون رابط جدید مردم ما هستند
باید اطمینان حاصل بشه که بلایی سرش نمیاد
اما فعلا من از بالا دستهام دستور گرفتم
که شما دوتا رو آزاد کنم
- دیگو رو نگه دار - میخوای برادرت نباشه
خودت باید شرش رو کم کنی
دیگو میدونه که واسهش پاپوش دوختی
اسلحه رو بیار پایین
فکر کردم بهت گفتم با گوست کار نکنی
ازت میخوام جیسون میچیچ رو از سر راه برداری
به شرط اینکه تو هم یه کاری واسه من بکنی
دیگو خیمنز
- اون اسلحه دزدیده شده - داری به پلیس دروغ میگی
من دیدم که گذاشتیش توی گاوصندوق
گلولهای که ریموند جونز رو کشته
با بالستیک اسلحهی تاشا سنتپاتریک مطابقت داره
و ولدز این گزارش رو مخفی کرده
اونا فکر میکنن تو اسلحهی منو دزدیدی و ریری رو کشتی
و آنجلا هم کمکت کرده واسه من پاپوش بدوزی
گوش کن تاشا، نمیخواد نگرانی باشی خودم یه کاریش میکنم
میخوام از تری سیلور بخوام بخاطر من دروغ بگه
- چرا باید همچین کاری بکنه؟ - چون عاشقمه
بیشتر از چیزی که تو بودی
همه میگن که اینجا یه شهر بزرگ و ثروتمنده
شانس منه که توی فقیرترین بخشش بودم
چراغای روشن، زندگی شهری، باید موفق بشم
اینجا جاییه که همهی اتفاقا میفته
فقط منم که باید به سختی موفق بشم
قانونی یا غیرقانونی...باید موفق بشم
تا حالا نشده که یه مسیر رو مستقیم برم
همیشه زندگیم پر از پیچ و تاب بوده
پر از دستانداز و زمین خوردن
زنده موندم و یاد گرفتم
من از شهریم که پر از تاکسیهای زرد و آسمونخراشه
سخته که بخوای بی پول توی همچین جایی زندگی کنی
رفیق، من توی جهنم بزرگ شدم
یه خیابون بالاتر از بهشت
توی اون خیابونی که هر 15 دقیقه 7 گرم فروختم
کوکائین خالص، بپیچش و رفتنش رو نگاه کن
هرکاری بخوای، مواد یا دختر بفروش
برو بسکتبال بازی کن یا اسلحه دست بگیر
یاد بگیر بری دزدی یا رپ کنی
اصن کون لقش، تا اون موقع چندتا خط بزن
این راه پادشاهی منه، نیروی منه
من مثل 007ام و این تازه شروع منه
من یه دروغگوی تحت پوششم
زیر ملافهی تختم دراز میکشم
توی چشمای دختره نگاه میکنم
و بهش میگم عزیزم کارت حرف نداشت
الهام من تویی، انگیزهی من تویی
تویی که باعث میشی بدون درنگ جنس جابهجا کنم
همه میگن که اینجا یه شهر بزرگ و ثروتمنده
شانس منه که توی فقیرترین بخشش بودم
چراغای روشن، زندگی شهری، باید موفق بشم
اینجا جاییه که همهی اتفاقا میفته
فقط منم که باید به سختی موفق بشم
قانونی یا غیرقانونی...باید موفق بشم
ظاهرا تاشا فکر میکنه سیلور توی مشتشه
امیدوارم که واقعا همینطور باشه
من میشناسمش فکر نکنم بخاطر تاشا دروغ بگه
اگه بگه یعنی پا گذاشته روی اخلاقیاتش
اما وقتی آدم عاشق میشه...
تصمیمای بدی میگیرن
تو که هوامو داری، آره؟
ازم میخوای شهادت کذب بدم؟
توی جایگاه دروغ بگم؟
اگه گیر بیفتم مجوزم باطل میشه و میرم زندان
تو هنوزم داری از جیمز حفاظت میکنی
واسه چی باید خودمو بخاطر اون گیر بندازم؟
- تری، خواهش میکنم تو متوجه... - تو هنوزم عاشقشی
بعد از این همه مدت اومدی ازم همچین چیزی میخوای که ثابت میکنه عاشقشی
- نه نیستم - پس باید تحویلش بدی تاشا
وگرنه من میدم، کتت رو بردار همین حالا میریم ادارهی پلیس
گوش کن جیمز ریموند جونز رو نکشته
تریک کشته
واسه همین میخوام دروغ بگی
که پسرم رو نجات بدم
کل این مدت بهم دروغ گفتی؟
- گفتی کار خودت بوده - میخواستم از تریک حفاظت کنم
فکر میکردم اگه کسی خبردار نشه
شاید یه راهی پیدا کنم
اما حالا میدونم که به کمک نیاز دارم تری
من...
به کمک تو نیاز دارم
بهترین راهحل اینه که تریک خودشو تحویل بده
به قتل عمد متهمش نمیکنن
میتونیم از قانون خردسالان استفاده کنیم...
تری نه!
تریک بچهی خوبیه آیندهی روشنی داره
و خودتم مثل من میدونی که اون یه پسر سیاهپوسته
پلیس و سیستم زندهزنده میخورنش
میشه اینکارو واسه من بکنی؟
خواهش میکنم
من بهت نیاز دارم
من بهت نیاز دارم
خواهش میکنم
خیلیخب
ممنون
میدونی چندوقته با هم رابطه دارن؟
بهم نگفته بود فقط گفته بود که وکیلشه
ما که رفیق صمیمی نیستیم
میدونم که رابطش با سیلور واقعا غافلگیرت کرد
اما بخاطر پرونده ریختی بهم
یا هنوز تاشا رو دوست داری؟
بخاطر تاشا نیست بخاطر تریکه
اگه رابطهش با سیلور، تریک رو نجات بده هیچ مشکلی نداره
رابطهی من و تاشا رو تغییر نمیده
و مسلما رابطهی من و تو رو هم تغییر نمیده
ترسیدم
فکر میکردم از پسش برمیایم ببخشید که اشتباه کردم
هی هی
ممنون که سعی کردی به تریک کمک کنی
ممنون که اینکارا رو واسه من کردی
بخاطر خودم کردم که نیفتم زندان
و واسه تریک
و رینا
و آره، یکمم واسه تو
وقتی شروع کردیم فکرشم نمیکردم برسیم به اینجا
من از بازی اومدم بیرون، فهمیدی؟ اون زندگی دیگه تمومه
پروژهی بچههای کوئینز تنها کاریه که دارم
هرچی تو تمیزتر بشی من کثیفتر میشم
من جنایتکارها رو محاکمه میکردم حالا خودم جنایتکار شدم
- حس خیلی بدی دارم جیمی - اما دلیل خوبی داره، مگه نه؟
تا اینجا اومدیم جلو انجی باید بقیهش رو هم ادامه بدیم
پلیسا بازداشتم میکنن
بخاطر تموم کارایی که کردم
بیا اینجا
من هواتو دارم
من هواتو دارم
من باید از تو دور بمونم
هممون باید از همدیگه دور بمونیم
یا شاید باید بمونیم پیش هم اگه متحد باشیم
هیچ مشکلی پیش نمیاد، فهمیدی؟
تو با پشت تریک وایسادن خودت رو ثابت کردی
منم فقط میخوام خودمو به تو ثابت کنم
دلم برات تنگ شده بود
اگه بتونیم ثابت کنیم جیمز سنتپاتریک
افسر ریموند جونز رو کشته میتونیم جرم سازمانیافته رو گسترش بدیم
بلانکا رفته سراغ بازپرس بخش قضایی منهتن
تا هیئت منصفهی عالی مدارک پرونده رو بررسی کنه
اون تری سیلور رو به عنوان شاهد احضار کرده
تا داستان تاشا سنتپاتریک رو تایید کنه
مسخرهست که بعد از کشته شدن دخترش و ریموند جونز
گزارش کرده که اسلحهش مفقود شده
خیلیخب، احتمالش هست که بعد از اینکه از شر اسلحه خلاص شدند
گزارش مفقود شدن اسلحه رو برای پاک شدن ردپاشون داده باشه
اما هنوزم هیچ مدرکی نداریم که اونا کار خلافی کردند
آره، و هنوز هم یه مدرک محکم لازم داریم
برای اثبات اینکه جیمز سنتپاتریک رئیس
یه سازمان قاچاق مواد مخدره یه چیزی هست که بهش میگن گوست
میخوام سر آنجلا رو بذاریم روی دیوار
خدای من دارم قیافهی آنجلا رو تصور میکنم
وقتی که بفهمه تحت تعقیبه
خیلی باعث میشه...
انگیزهی بیشتری واسه دنبال کردن این پرونده داشته باشم
خیلیخب، وایسا سفیدبرفی آنجلا رو هم میخوای به پروندهی سازمانیافته اضافه کنی؟
واقعا فکر میکنی که اونم
عضوی از سازمان سنتپاتریکه؟
شوخیت گرفته؟ آنجلا بافت این سازمانه
توی دستای سنتپاتریکه
واسه همینه که مدام قسر در میره
میتونیم همه رو با هم متهم کنیم
و آنجلا میشینه کنار سنتپاتریک روی نیمکت مدافع
و بعد از اینکه با بلانکا حرف زدم فهمیدم مدرک اینو هم داریم که آنجلا
از حساب دریل استفاده کرده تا
مدارک رو از پروندهی تاشا سنتپاتریک حذف کنه
دانوان، حواست به آنجلا باشه
همین حالا هم بخاطر ممانعت از اجرای عدالت توی چنگمونه
اما باید بفهمیم که چقدر دست داره
ماک و ساکس میخوام ترسی رو تحت فشار بذارید
از وقتی آزاد شده هیچچیزی درمورد سنتپاتریک
و ایگان بهمون نداده
حتما
لعنتی
اینقد که شما حرومیا میاید توی محلهی من
آخرش منو به کشتن میدید بیاید داخل، بیا داخل
سلام خانوم ترسی حالتون چطوره؟
کس خارت
چیه؟
توماس ایگان از زنی به اسم
آنجلا ولدز حرفی نزده بود؟
- نه، کی هست؟ - دوستدختر قبلی شریکش
دادستان فدرال
تا حالا حرفی از زن وکیلی نزده
- واسه چی؟ - فکر میکنیم داره
No comments yet. Be the first to leave one.