Reacher

Reacher

Farsi Persian സബ്ടൈറ്റിൽ ഡൗൺലോഡ് ചെയ്യുക

സീസൺ 1

റിലീസ് വിവരങ്ങൾ

Reacher S01E07 WEBRip x265-ION265
Reacher S01E07 720p AMZN WEB-DL DDP5 1 H 264-NTb
Reacher S01E07 1080p AMZN WEB-DL DDP5 1 H 264-NTb
Reacher S01E07 WEBRip x264-ION10
Reacher S01E07 HDR 2160p AMZN WEB-DL DDP5 1 H 265-MZABI
Reacher S01E07 1080p WEBRip x265-RARBG
Reacher S01E07 720p AMZN WEBRip x264-GalaxyTV
Reacher S01E07 720p 10bit WEBRip 2CH x265 HEVC-PSA
Reacher S01E07 1080p 10bit WEBRip 6CH x265 HEVC-PSA
Reacher S01E07 Reacher Said Nothing 1080p AMZN WEB-DL DDP5 1 H 264-NTb
കമന്ററി എഴുതിയത് SubMatrix
🔴 30nama | SubMatrix 🔴

ടാഗുകൾ

webrip
web
x264
BRip
Web-DL
web-dl
WEB-DL
1080
HD
720p
720
x265
HEVC
2CH
പ്രസിദ്ധീകരിച്ചത്: 2022-02-04
ഡൗൺലോഡുകൾ: 99
ശ്രവണ വൈകല്യമുള്ളവർക്ക്: No

Farsi Persian സബ്ടൈറ്റിൽ പ്രിവ്യൂ

ആദ്യത്തെ 200 വരികൾ.

‫هیچوقت فکر نمی‌کردم ‫تو "مارگریو" با ترس زندگی کنم

‫هنوز هیچ سرنخی نداریم؟

‫ به درد بخور نیستن

‫انگار چیزایی که بهمون گفتن ‫درباره‌ش تحقیق کنیم...

ردای درستی نیستن

درباره‌ش با فینلی صحبت کردی؟

حتی وقتی دور و برمه

همش بهم بی‌توجهی می‌کنه

‫از وقتی که راسکو مشت زد به ‫تیل، ندیدمش

من و بیکر یه جورایی دیگه تنهاییم

امروز دوباره به پاول زنگ زدم

به چارلی هم زنگ زدم

جواب نمی‌دن

‫غیب شدن...

یا شایدم اتفاق بدتری افتاده

با خودم فکر می‌کردم شاید بهتر باشه بریم

حتی اگه پرونده‌ی مرگ آقای کلاینر رو هم حل کنین

متاسفانه این شهر بر نمی‌گرده

‫به وقتی که ‫اون پاشو نذاشته بود توش

‫پدر و مادرم خیلی خوشحال می‌شن ‫اگه بریم "توپلوو"

می‌دونم

‫و خیلی زود باید بی دغدغه ‫بچه‌داری کنیم

از کی می‌تونیم به بقیه بگیم؟

به‌زودی

: مترجم « SubMatrix »

« ریـچـر »

‫"بچه‌هام رفتن نیویورک اونوقت ‫ این پیرهن مسخره فقط نصیب من شد؟"

‫تاکسی؟ تاکسی!

این طرف! سلام

آلمان یه ماجراجویی جدیده براتون. مگه نه؟

اینکه ماجراجویی نیست

‫مجازاته. ‫آلمان حوصله‌سربره

این دفعه فرق داره

پسرامو ببین

الان انگار خیلی سردرگمین

می‌بینین آدمای خوب مجازات می‌شن

آدمای بد به چیزی که می‌خوان می‌رسن

و نمی‌تونین درک کنین چرا

می‌خوام یه چیزی بهتون بگم که

الان زیاد با عقل جور در نمیاد

‫ولی امیدوارم یه روز که ‫بزرگ‌تر شدین بفهمین

جو، نیازی نیست تمام مشکلات دنیا رو حل کنی

حل کردن چندتاشون کافیه

و ریچر، اندازه سه تا پسر هم سن و سال خودت قدرت داری

با این توانایی می‌خوای چیکار کنی؟

باید کاری که درسته رو انجام بدی

چه تیپی زدی

بقیه لباسام خونی بودن

بعضیاش خون خودم بود

چاقویی اسلحه‌ایی چیزی داری؟

تو کنسول هست

خب، تو نیویورک چی فهمیدی؟

‫این وسط کاغذه که مهمه

‫جوهر راحت به دست میاد. ‫زینک‌های چاپ رو میشه ساخت

به دست آوردن کاغذ پول درست

چیزیه که مهمه - و؟ -

‫خب، تو کل کشور فقط یه جا ‫این کاغذ رو درست می‌کرد

‫و جو مثل زندان "سینگ سینگ" ‫ایمنش کرد

...مگه اینکه - مگه اینکه نکرده باشه -

مگه اینکه نکرده باشه

‫شاید کار یه پلیس فاسد بوده باشه که ‫جو ازش باخبر نبود

‫هابل ارز خریدوفروش می‌کرد. ‫با پول نقد سرو کار داشت

شاید بین افراد تامین کننده با یکی کار می‌کرد که

شناسایی شده بود - خیلی خب -

چیز دیگه‌ایم هست؟

اتفاقی یکی دیگه از اون آدمای ونزوئلایی رو دیدم

چی شد؟

هنگمن بازی کردیم

‫من رو ببر صافکاری. ‫باید "بنتلی" رو تحویل بگیرم

اول باید یه توقفی کنم

تو بهتره تو ماشین بمونی

آقای کلاینر توی مارگریو

هم‌خون زیادی نداشت

‫فقط پسرش و برادرزاده‌ش ‫کنارش بودن

‫ولی من دوست دارم فکر کنم ‫یه شهر پر از خویشاوند داشت

‫می‌دونم طوری ما رو در آغوش می‌گرفت ‫انگار هم‌خونش بودیم

‫مردمان نیک تلف می شوند و ‫ کسی اعتنائی نمی کند

وقتی اشخاص خداپرست می میرند

‫کسی در بارۀ آن ها فکر نمی کند و ‫ دلیل مرگ شان را نمی داند

می میرند تا از بلای آمدنی نجات یابند

‫کسانی که در راه راست قدم بر می دارند و ‫ می میرند

مرگ برای آن ها آرامش و استراحت واقعی است

اینجا چه غلطی می‌کنی؟

ادای احترام می‌کنم

‫جداً؟ می‌دونی ‫من چه فکری می‌کنم؟

به نظرم تو کشتیش

‫دوست داری دقیقاً مثل کاری که ‫با عموم کردی

تیکه تیکه‌ت کنم؟

هوم؟

‫اولاً، من دارم به عموت ‫ادای احترام نمی‌کنم

چون هیچوقت بهش احترام نمی‌ذاشتم

‫ولی اهمیت زیادی برای ‫مردم این شهر داشت

‫پس دارم به‌عنوان سربازرس این شهر ‫به مارگریو ادای احترام می‌کنم

دوماً

برو عقب، پسر

وگرنه دوتا کلاینر میرن توی اون قبر

می‌بینمت، فینلی

اوهوم

انگار خوب پیش رفت

خفه شو

بریم ماشین رو تحویل بگیریم

راسکو اخیراً بهت زنگ نزده؟

نه ولی پیکارد باید یکم دیگه بهم زنگ بزنه

هی، بنتلی سوار

‫شرمنده، رئیس. ‫باید بعد از ظهر برگردی

فعلاً فقط دوتا از پنجره‌ها رو دودی کردم

کافیه

می‌خوای نصف کاره ببریش؟

‫فقط ستاره‌های راک ‫باید هر چهارتا پنجره‌شون دودی باشه

هزینه کل رو می‌دم

‫هر جور راحتی، رئیس. ‫میارمش برات

تیم، روی اون روغن یکم خاک گربه بریز

انگار خرج کردن پول تقلبی خیلی بهت حال می‌ده

می‌خوای چیزی برات بخرم؟

‫نظرت با شلوار جین و بلیت ‫برای کنسرت "هال اند اوتس" چیه؟

بله، کاپیتان فینلی هستم

خیلی خب، الان میام

چی شده؟

به گمونم این سوال‌مون رو جواب می‌ده

کدوم یکی؟

اینکه استیونسون فاسد بود یا نه

حتما نقش داشته که مثل خونواده‌ی موریسون

باهاش رفتار کردن - این همون نیست -

هدف از کشتن رئیس موریسون رسوندن یه پیام بود

این فرق داره - چطور؟ -

خب، یکی از فرقا اینه که کاری با تخماش نداشتن

اولین چیزی بود که چک کردم

دقیقا. نمی‌خواستن به استیونسون شوکی وارد بشه

می‌خواستن هوشیار باشه

می‌خواستن نگاه کنه

چسب، آینه‌ها

جلوی چشمش زنش رو شکنجه دادن

‫و هیچ جوره نمی‌تونست ‫از دیدنش چشم برداره. یا خدا!

دنبال اطلاعات بودن

یعنی استیونسون دخیل نبوده

داسون حتماً سوراخی که روی سقف ماشینش بود رو پیدا کرده

‫می‌دونسته که داریم به فهمیدن حقیقت ‫نزدیک می‌شیم

ما هممون مفقودالاثر بودیم برای همین رفتن سراغ بهترین منبع بعدی

استیونسون و هابل یه خونواده بودن

دیدن با راسکو، با من، با تو صحبت می‌کنه

ما فکر می‌کردیم برای اونا کار می‌کنه

اونا هم فکر می‌کردن برای ما کار می‌کنه

‫اگه در جریانش می‌ذاشتیم، ‫شاید می‌تونستیم از این دو نفر محافظت کنیم

سه نفر

‫فینلی؟ ریچر؟ ‫باید صحبت کنیم

چی می‌خوای؟

شما رو اخراج می‌کنم

به چه دلیلی؟

به این دلیل که تو گزینه مناسبی نیستی

چند نفر از افرادم باید کشته بشن

تا قبول کنی این شغل در حد و اندازت نیست؟

‫لعنتی، تو اصلاً نتونستی یه ‫دختر پلیسی که

به من حمله کرد رو دستگیر کنی

‫این شهر پُر از فساده ‫اونوقت پلیسی که

‫خیلی کم اینجا بوده به نا حق ‫اخراج می‌شه؟

دارم بهت لطف می‌کنم

‫اگه تا بیشتر از این گند بالا نیاوردی ‫بری،

‫شاید بتونی جایی به‌عنوان ‫گارد امنیتی مشغول به کار شی

حالا برگرد اداره و وسایلت رو جمع کن

‫آخر سر هم اسلحه و نشونت رو ‫بذار روی میز من

و تو

تو که پلیس نیستی

یه دقیقه وقت داری تا از صحنه جرمم بری بیرون

وگرنه بازداشتت می‌کنم

‫امروز یه مرد خوب رو دفن کردم و ‫یکی دیگه رو هم دیدم که پاره شده

حالا حرفی از عروسش نزنم

امتحانم نکن

‫حالا باید زنگ بزنم "واربورتون"

و ازشون بخوام چندتا پلیس به‌دردبخور بفرستن

‫پس بدون کشتن کس دیگه‌ای می‌خواد ‫از شر من خلاص شه

الان دیگه به مدارک دسترسی نداریم

وقتی جواب آزمایشگاه اومد

شاید بتونیم از جاسپر حرف بکشیم

هی، هی، هی

باید به پدر و مادر استیونسون بگم چه اتفاقی افتاد

ممکنه دیگه پلیس نباشم ولی اون داشت دستور من رو اجرا می‌کرد

حداقل کاری که می‌تونم بکنم اینه

صاف تو چشاشون نگاه کنم و بگم پسر و عروس‌شون رو از دست دادن

و همچنین نوه‌شون

آره

می‌دونم عصبانی‌ای

منم هستم

ولی در نبود من کار احمقانه‌ای انجام نده

طبق برنامه برو جلو

برو ببین تو خونه هابل چی پیدا می‌کنی

حتماً

‫ولی اول می‌خوام آخرین پلیس ‫مارگریو رو ناهار دعوت کنم

اصلاً دست به غذات نزدی

زیاد اشتها ندارم

برای استیونسون که ناراحت نیستی؟

این چه حرفیه؟

‫از وقتی که روزنامه رسون ما بود، ‫می‌شناختمش

‫عمه‌م تو دبیرستان معلم گروه کر زنش بود. ‫فقط اینکه...

فقط چی؟

گریه و زاری که اونا رو برنمی‌گردونه

‫اگه می‌خوای بهشون ‫احترام بذاری، باید

سر در بیاری کار کی بوده و نفله‌ش کنی

‫به نظرت استیونسون هم از بین کسایی که ‫انداخته زندان برای خودش دشمن تراشیده؟

دقیقاً کاری که تیل فکر می‌کنه موریسون کرده

انگار تو نظر دیگه‌ای داری

More Farsi Persian subtitles for Reacher

അഭിപ്രായങ്ങൾ

No comments yet. Be the first to leave one.

Keep it about this subtitle — sync, quality, typos.500 characters left