ആദ്യത്തെ 200 വരികൾ.
حالا بریم سر وقت داستان یه خانوادهی ثروتمند
که همه چیزشون رو از دست دادند ...و پسر اون خانواده
که هیچ چارهای نداشت جز اینکه همهشون رو کنار همدیگه نگه داره
این سریال پیشرفت ناتمامه
!ایشون رو ببین که فکر میکنه سفید بهش میاد
دوست نداری این رو بپوشم؟
...خب، راستش، فکر کردن بهش سخته
...با وجود اون صدایی که از اینجا میاومد اینجا گربه هست؟
من بودم که داشتم میخوندم. خوانندگی استعداد منه
اوه! مشکلی واست پیش نمیاد
بیشتر آدمها موقع گرفتن گوشهاشون، چشمهاشون هم میبندن
این حقیقت نداره - حقیقت داره، مایکل -
احتمالش خیلی کمه که درست نباشه
خب، من میتونم. این باید استعداد من باشه
مسابقه 40 ثانیهی دیگه است تو هنوز هیچی تو چنتهات نداری؟
...میتونم ببینم که داری حرف میزنی، ولی من فقط
من لبخونی بلد نیستم
مشکلی پیش نمیاد، عزیزم
شاید بهتر باشه که این مسابقه رو برنده نشی
و چیز زیادی هم از دست نمیدی
فقط یه مسافرت دریایی با مادربزرگت رو از دست میدی دیگه
...باشه، متوجه شدم. با خارج شدن لیندسی از مسابقه
...و گم شدن باستر
تو تنها رقیب من هستی، مایکل
منظورت چیه که باستر گم شده؟ - من-- من بهت گفتم -
نقشهام رو دیگه. من قلادهی باستر رو باز کردم، و بردمش سمت ساحل
نگران نباش، بهش گفتم چطوری شنا کنه
...هممم. تنها مسئلهی من اینه که سردربیارم
که چطوری تو رو باید از مسابقه حذف کنم، مایکل
!اوه. خدای... من
!اینم اشانتیون (باز کردن قلادهی باستر) محسوب میشه
کاغذ رنگیها از کجا اومدن!؟
از توی کلاه مایکل
راستش رو بخوای، اینها حقههای خیلی سادهای هستن
همینه. نمایشم تموم شد
...اجی، مجی
!لاترجی
نظرت چیه؟ میتونیم کلاه این رو برداریم
بدون اینکه کل سر طرف رو قطع کنیم؟
خب، مسابقه هنوز تموم نشده
هنوز لیندسی رو ندیدیم
و هرگز هم نمیبینیش
میخوام زحمتتون رو کم کنم تا مجبور نباشین موقع گرفتن گوشهاتون، چشماتون هم ببندین
نظرتون چیه که این استعداد من باشه؟
راستش، من نمیدونم
چطور روح رقصپا کننده همه چیز رو برنده نمیشه
باید یه دستمال روی این بیندازیم؟
مایکل یه کار چشمگیر انجام میده. نگران نباش
باستر رفت تو آب. سعی کرد شنا کنه. کم مونده بود غرق بشه
!اوه، خدای من! یه کاری بکن
!نجاتش بده
نه، نه، نه، این... این استعداد مایکل نیست
این... این حساب نیست
کی قلادهی مردونگی باستر رو باز کرده؟
اوه، ای روح پرندهی مرده
!به سمت جسم برادرم پرواز کن
زیاد هم توی این کار بد نیستم
خب، همه میدونیم که امروز کی قهرمانه
ما آقا و خانم بلوس جدیدمون رو داریم *اشاره به تنفس دهنبهدهن اون دوتا*
!مایکل و باستر
تو خوبی، عزیزم. مامانی اینجاست
و امشب هر چقدر که آبمیوه بخوای، میتونی بخوری
امشب، آبمیوه میخوری
روز دادگاه باستر بود
و در حالی که خانوادهی بلوس
...عصبی بودن
تو خوبی؟
امیدوار بودن که وکیلشون هم اینقدر عصبی نباشه
داستی کجا است؟
اوه؛ اون میخواد یه ورود تاثیرگذار داشته باشه
...من-- من فکر میکنم که اون
آروم و قاطع وارد دادگاه میشه
و ازت ممنونم که توی این مورد همکاری و فداکاری کردی
حرفم رو باور کن، احساس گناه از بین میره *منظورش خوابیدن لوسیل با داستی برای راضی کردن اونه*
منظورم اینه که، من هزاران بار به تو خیانت کردم
تقریباً آسیب دائمی که به سیستم غدد درونریز من وارد کردی رو جبران میکنه
!اوه، خدای من! خدای من - !اوه -
آروم - !اوه، مرد -
!عجب روز تخمیای
...ببخشید. شنیدم... که
-الان پدرم توی بیمارستانه. فقط
نه، نگران اون نباش - امروز این رو نمیخواستم -
نگران اون نباش
باید رو نطق آغازینت تمرکز کنی
من اول نطق کنم؟ تو که گفتی من نفر دوم حرف میزنم
!من آماده نیستم
تو نفر دوم حرف میزنی
،همگی به احترام جناب قاضی اسپنسر استنلی، از جاتون بلند بشید
لطفا بشینید
بیصبرانه منتظرم واکنش لاتی رو ببینم وقتی که داستی رو میبینه
تو موهات رو کوتاه کردی
آره
فکر میکنی اون عصبی به نظر میاد؟
و به زودی، مایکل هم به جلسه رسید
درست سر وقت تا شاهد استدلال آغازین باشه
وکیل مدافع احتمالا... اون ویدیو رو بررسی کردین
همینی که اینجا است
که اونها ادعا کردن که صرفا فقط نزدیک شدن
و جسدی رو روی پلهها پیدا کردن
و بعدش، ادعا میکنن که به شکل معجزهآسایی، اون جسد ناپدید شده
!ناپدید شد دیگه
و به نظر میرسه که، به طور معجزهآسایی ناپدید شد
جز اینکه باید یه نگاه دقیقتر به زمان ویدیو بیندازیم
ما میبینیم که وقفهی زمانی 5 دقیقهای
نتیجهی تلاش باستر برای نابود کردن مدرک جرم بوده
و همچنین ویدیوی همون ماشین مخصوص فرودگاه رو بررسی خواهیم کرد
که روی یک پرتگاه بالای اقیانوس ایستاده بوده
و مردی که به نظر میرسه آقای باستر بلوس بوده
چیزی رو داخل آب میاندازه که به نظر میرسه جسد خانم آسترو بوده
بیاین به خودمون یادآوری کنیم که چرا اینجاییم
...برای ارج نهادن به زندگی
سخاوتمندترین، پرجنبوجوشترین
متعادلترین و زیباترین زن به اسم لوسیل
که این شهر تا به حال شناخته
!دماغ سوخته میخریم
مسئله اینه که اسم مادر منم لوسیله
بنابراین-- دماغ اون بدجوری سوخته
اجازه میدم که دماغش بسوزه
آقای رادلر، میتونین نطق آغازینتون رو برای دفاع از متهم شروع کنین
من-- میدونم
اوضاع خیلی بد شروع شد
...ولی حداقلش این بود
اگه به نظرتون این خندهدار بود، منتظر !باشین تا نطق آغازین وکیل مدافع رو بشنوین
داستی باعث همون خندهای شد که امیدوار بود اول نطقش اون بوجود بیاره
من-- من در مورد نوار ویدیویی هیچی نمیدونستم
...بنابراین، منظورم اینه که
...اگه تو... خواهش میکنم... من
آره
میتونین ببینین که اون-- اون داره
جسد رو از روی صخره پرت میکنه توی دریا
...بنابراین، همه با خودشون فکر میکنن که
خب، این به جز جسد چی میتونه باشه؟ هان؟
من اصلا نمیدونستم که میتونی از نوار ویدیو استفاده کنی
...اما در کمال تعجب برای خانوادهی بلوس
دادستانی بلافاصله درخواست محاکمهی غلط نداد
احساس میکنم ملت دارن قضاوتم میکنن
و این باعث میشه که اصلا حال خوبی نداشته باشم
من-- من حس میکنم که... کاملا
بخش سخت این پرونده رو دوشم افتاده
اینجا چه خبره؟
اگرچه لاتی همدلی غیرمعمولی رو با وکیل مدافع نشون داد
میتونی از پسش بربیای
تو آماده هستی
دیشب اوضاع درست پیش رفت؟
غکر میکنم یه تصمیم وحشتناک گرفتم
در حقیقت، لوسیل یه تصمیم وحشتناک گرفته بود
شب قبل در حالی که باور داشت
داره میره تا با داستی یه ملاقات شهوانی داشته باشه
اوه؛ اینجا خیلی تاریکه
سلام؟
!دارم صدای نفس کشیدنت رو میشنوم
اوه؛ پس میدونستی که من دارم میام
خوش به حالت که زودتر دست به کار شدی
...و حالا که حرفش شد
ولی با روشن شدن چراغها
...لوسیل کشف کرد که
...اون لولهها و تجهیزات دیگه برای
سرگرمی شهوانی داستی اونجا نبوده
بلکه ابزارهایی بودن...
که پدر صدسالهی داستی رو زنده نگه میداشتن
خب، لاتی زن سابق اونه؟
مادرخوندهاش هستش
واقعا از این محبتت ممنونم، لاتی
!خواهش میکنم. وقتی سی سالت بود، تو رو میشناختم
و میتونی بهم بگی مامان
مامان
اگه-- اگه جناب قاضی اجازه بدن
اجازه میخوام که تا وکیل مدافع رو بغل کنم
آره! همدیگه رو بغل کنین
!آره! آره
!اوه! عزیزم
این صحنه میتونست یه پایان بسیار زیبا برای یه فیلم حالخوبکن باشه
ولی یه شروع بسیار وحشتناک برای پروندهی یه قتل بسیار دهشتناک بود
!عجب بچهی ننهی کونکشی
!خفه شو، قاتل
خب، معلومه که اون قاتله
و حین زمان استراحتی که بعد از جریان بغل کردن وکیل مدافع و دادستان اعلام شد
لوسیل داستی رو گیر آورد
یکم عصبی بودم
برای اولین پروندهی قتلم، برای اولین دادگاهی که میرم، زیاد بد نبود، نه؟
تحقیرآمیز بود
من فکر کردم که لاتی زن سابقته
نه. به نظرت اون واسه من پیر نیست؟
!اون... تقریبا هم سن توئه
ببین، من متاسفم. شاید در مورد رابطهمون زیاد شفاف نبودم
خیلی از دستم عصبانی هستی؟
!اوه، محض رضای خدا! مثل بچهها حرف نزن
چند سالته آخه!؟
56 سال و شش ماه - خدای من -
خودت رو جمع و جور کن
قطعا
اجازه نمیدم این مورد زنگ تفریحم رو خراب کنه
اینجایی، اینجایی. باشه
مامان، این دیگه چه کوفتی بود؟
من فکر میکردم این داستین رادلره
همون وکیل بیباک
همون یگانه وکیلی که تونسته لاتی رو شکست بده
...خب، معلوم شد که داستین رادلری که من باهاش بود
در واقع پسر لاتی بوده
اوه، خدای من، اون یه بچهننه است
No comments yet. Be the first to leave one.