Suspicious Partner

Suspicious Partner (수상한 파트너)

Farsi Persian സബ്ടൈറ്റിൽ ഡൗൺലോഡ് ചെയ്യുക

റിലീസ് വിവരങ്ങൾ

Suspicious Partner Episode 12
കമന്ററി എഴുതിയത് Persian Dream Team
Neginell - M.Hena - Baran @persiandreamteam

ടാഗുകൾ

other
പ്രസിദ്ധീകരിച്ചത്: 2017-06-20
ഡൗൺലോഡുകൾ: 25
ശ്രവണ വൈകല്യമുള്ളവർക്ക്: No

Farsi Persian സബ്ടൈറ്റിൽ പ്രിവ്യൂ

ആദ്യത്തെ 200 വരികൾ.

دست دست میکردم که شروعش کنم چون میترسیدم تموم شه

... لحظه ای که احساسمو بهت فهمیدم

مثل یه بزدل ... ازت فرار کردم

عاشقم نشو

... و شکست خوردم

چون بدون اینکه بفهمم بهت یه حسی پیدا کردم

اگه میتونی دوباره در قلبتو به روم باز کن ... نظرتو عوض کن

منتظرت میمونم با خیال راحت فکراتو بکن

حتما یه ربطی داره

جونگ هیون سو رو میشناسی نه؟ میشه به سابقه ش یه نگاهی بندازی؟

اون پسری که گزارش داد این شکلی نبود؟

وکیل اون - چه تصادفی -

من بودم که وکیل نو رو مجبور کردم از یه قاتل دفاع کنه

اومدم اینو بهتون بگم ... اون بونگ هی، دوست پسر سابقت

یعنی جانگ هی جون قراره دوباره رو پروندش تحقیق کنم

من چيزيو ديدم و خودمم نفهميدم؛

بونگ هي همينجا وايسا

اون همه اذيت شدم و زجر کشيدم فکر میکنم در حقم نامردی شده

مشکلي پيش نمياد همه چيو درست انجام دادم

هي؛ جي ووک موکلمون اومده

میتونم آینده رو ببینم

میتونم ببینم تو آینده چه اتفاقی میفته

...احتمالاً

دو نفر از بينمون قراره بميرن

... من

نظرمو عوض کردم

فقط یهو حس کردم زیر بار فشارم

یکم اذیت شدم

... پس الان احساساتم و تصمیم رو

قبول کن

گفتی می تونی آینده رو ببینی؟

یه جوریه

بعضی اوقات پیش میاد برام

گفتی کارمندای تو شرکتم قراره بمیرن اینم راسته؟

اونم راسته

من دیگه میرم

خیلی ممنونم - خواهش می کنم، بسلامت -

بله

!وای نه

*تقديم به تمام پارسي زبان هاي سراسر دنيا پرشين دريم تيم تقديم ميکند* "Neginell - M.Hena - Baran" :مترجم

... میگم حالا دیگه

حقه باز نیستم، نه؟

زیاد گریه نکن، وکیل نو

همه چی درست میشه

بله وکیل نو

الان کجام؟ ... الان من

باشه ،همونجا وایسا

... همه ی ما

یکی رو از دست دادیم

... بعضی ها اعضای خانوادشون رو

بعضی ها دوستشون

و بعضی ها عشقشون

چه اون شخص خوب باشه چه بد

... هیچ کسی نیست که

... تو تمام زندگیش

کسی رو از دست نداده باشه

دنیا ظالمه

اگه راست باشه

تو این وقت تنگ و ظالمی که هست

... اینجوری

... تو این زمان کمی که هست

... تنها کاری که ازمون بر میاد

بونگ هی

... دیگه

دیگه منو دوسَم داشته باش

... قول دادم منتظر بمونم

ولی نتونستم ، منو ببخش

... ولی الان

تو هم منو دوست داشته باش

... الان باید

چیکار کنم؟

چی شده؟

من باید الان اینو بپرسم

... چرا یهو وسط خیابون

اعتراف کردی؟ حس فشار بهم دست داد

... فقط

... یه دفعه ای حس کردم

دارم وقتمو هدر میدم

دیگه نوبت توئه، اون بونگ هی

می دونم یه چیزی شده

چیه؟

فقط خیلی خسته ام

... امروز از اون روزایی بود

که همه چی اذیتم می کرد و اشکمو درمیاورد

اون موقع هم که سمتت اومدم

برای همین گریه کردم خود واقعیم نبودم

جونگ هیون سو

بخاطر اونه، نه؟

چی ازش می دونی؟

خیلی وقت میگذره، رفیق

خودت چی؟

تو چی می دونی؟

... جونگ هیون سو

... ممکنه

قاتل باشه

ممکنه کسی باشه که آشپز یانگ رو کشته

... شایدم

فقط یه فرضیه ست

هیچ مدرکی واسش نیست

... فقط

یه فرضیه بر اساس حدسیات خودمه

یه فرضیه ی عادی

وای

خیلی بدجنسی

وقتی همه چیو می دونستی چرا چیزی بهم نگفتی؟

گفتی هیچ رازی رو ازم مخفی نمی کنی

باشه ، نباید می کردم متاسفم

اگه متاسفی پس هیچ کار نکن

انقدر احساساتت رو بهم اعتراف نکن

... متاسفم ولی

دلم نمی خواد

چیو نمی خوای؟ - ... چرا بخاطر یه آشغالی مثل اون-

اینجوری می کنی؟

واقعاً نمی دونی؟

نه

چون نمی دونم میگم

خودتو بذار جای من - بهش فکر کردم -

خیلی به احساست فکر کردم

می دونم خودتو مقصر می دونی

"من گول مجرمُ خوردم"

"همش تقصیر منه"

"... از یه قاتل دفاع کردم و"

"آزادش کردم بره"

می دونم داره بهت سخت می گذره خوب می دونم

آره، خیلیم خوب می دونی

... ولی همه این فکرات

فقط اشتباهه

نه ، درسته ، حقیقت داره

حقیقت نیست، فقط تصادفه

تو و جونگ هیون سو تو یه تصادف بودین

... و منم می خوام با تو ، تو این تصادف

درگیر شم

حتی اگه پسم بزنی هم تصمیم عوض نمیشه

... من

جونگ هیون سو رو گیر میندازم

پس تصمیمتو بگیر، اون بونگ هی

... دلت می خواد

... جدا از هم پیش بریم یا اینکه

با هم دیگه پیش بریم؟

... من

دلم می خواد تو کنارم باشی

مگه ازت نخواستم ترکم نکنی یون وو

بیا تمومش کنیم ، باید باهم بمیریم

... سلام یون وو، خیلی وقته

چی شده؟

کجا این وقت شب بسلامتی؟

یکی از دوستام یه اتفاق بدی براش پیش اومده

اتفاق؟

آره

... یون وو، یون وو

!یون وو

هی، چی شده؟

ببینمت، بزار ببینم چی شده؟

با دوست پسرم بهم زدم و اونم گفت باید باهم بمیریم

چی؟

عجب مرتیکه ___ خر__ ای

کجاست اون عوضی؟

بازداشته

ولی نتونستیم اون سلاحی که باهاش بهت حمله کردو پیدا کنیم

واقعاً می خواست بهم چاقو بزنه

اینجا جای چاقوش رو دستش مونده

اگه چاقو دستش بوده می تونه اقدام به قتل محسوب بشه

اگرچه ... یه لحظه

زخمش واسه همچین جرمی خیلی ناچیزه

بعدشم، هیچ مدرکی از اینکه دوست پسر سابق ایشون بودن هم نداریم

چی داری میگی؟

واقعیت رو بهش میگم

فقط تا 48 ساعت می تونه بازداشت بمونه دیگه؟

بله، درسته

... ماهم واسه شکایت کردن

باید سلاح رو پیدا کنیم

ویدیو های دوربین محافظتی رو تو زمانی که حمله رخ داد چک می کنیم

یه تحقیقی می کنیم

لطفاً یه چیزی پیدا کنین

باید تا 48 ساعت یه چیزی پیدا کنیم

می کُشمش

برو تو

مرسی - زیاد نگران نباش -

حتما خیلی نزدیکین بهم

موقعی که می خواستم کنکور بدم دیدمش

آها، پس با هم درس می خوندین

نه، پدرمادرش صاحب رستورانی بودن که زیاد بهش میرفتم

آها

خیلی ناراحتم

چطور تونسته با همچین آشغالی قرار بزاره؟

... فقط

... یه دفعه ای حس کردم

دارم وقتمو هدر میدم

اگه متاسفی پس هیچ کار نکن

انقدر احساساتت رو بهم اعتراف نکن

... متاسفم ولی

دلم نمی خواد - چیو نمی خوای؟ -

چرا بخاطر یه آشغالی مثل اون اینجوری می کنی؟

پس تصمیمتو بگیر، اون بونگ هی

دلت می خواد ... جدا از هم پیش بریم یا اینکه

با هم دیگه پیش بریم؟

... من

دلم می خواد تو کنارم باشی

!اوه اوه، هوی، هــوی

چیکار می کنی؟ به کجا نگاه می کنی؟

അഭിപ്രായങ്ങൾ

No comments yet. Be the first to leave one.

Keep it about this subtitle — sync, quality, typos.500 characters left