The Last Kingdom

The Last Kingdom

Farsi Persian സബ്ടൈറ്റിൽ ഡൗൺലോഡ് ചെയ്യുക

സീസൺ 4

റിലീസ് വിവരങ്ങൾ

The Last Kingdom S04E04 1080p 10bit WEBRip 6CH x265 HEVC-PSA
The Last Kingdom S04E04 720p 10bit WEBRip 2CH x265 HEVC-PSA
The Last Kingdom S04E04 1080p NF WEBRip DDP5 1 x264-GHOSTS
The Last Kingdom S04E04 720p NF WEBRip DDP5 1 x264-GHOSTS
The Last Kingdom S04E04 1080p NF WEB-DL DDP5 1 x264-NTb
The Last Kingdom S04E04 720p NF WEB-DL DDP5 1 x264-NTb
The Last Kingdom S04E04 720p HEVC x265-MeGusta
The Last Kingdom S04E04 WEBRip x264-ION10
The Last Kingdom S04E04 480p x264-mSD
The Last Kingdom S04E04 XviD-AFG
കമന്ററി എഴുതിയത് _Colonel_
🔰 هماهنگ با تمام نسخه‌های موجود 🔰 کلنل و الهه ✔️

ടാഗുകൾ

webrip
web
x264
720p
720
BRip
TS
Web-DL
web-dl
WEB-DL
x265
HEVC
2CH
1080
പ്രസിദ്ധീകരിച്ചത്: 2020-04-29
ഡൗൺലോഡുകൾ: 53
ശ്രവണ വൈകല്യമുള്ളവർക്ക്: No

Farsi Persian സബ്ടൈറ്റിൽ പ്രിവ്യൂ

ആദ്യത്തെ 200 വരികൾ.

" فصل 4 قسمت 4"

من اوترد پسر اوترد هستم

آرزوی همیشگیم

که پس گرفتن حق خانوادگیم ببنبرگ بود، با شکست مواجه شد

بیوکا

اون الان با خداست. الان تو آرامشه

درحالی که من دارم تلاش می‌کنم تا با این فقدان ویرانگر کنار بیام

هیستن دلیل اصلی مرگ رگنار رو فاش کرد

بذار زنده بمونم منم بهت میگم کی دستور داد

حرف بزن- کنوت-

ولی بریدا هیچی از خیانت کنوت نمی‌دونه

و داره آماده میشه تا باهاش به جنگ بره

وقتی پادشاها مُردن، ما با همدیگه تاج و تخت آلفرد رو تصاحب می‌کنیم

اثلرد که قدرت و شهوت چشماشو کور کرده به صورت احمقانه‌ای به سرزمین دانمارکی‌ها حمله کرد

کنوت به ایرلند نرفته هیستن بهم اطلاعات غلط داد

تو باید حقیقت رو به اثلرد بگی - اگه حقیقت رو بهش بگم منو می‌کشه -

هرکاری از دستم بر بیاد می‌کنم تا آتیش خشمش رو کمتر کنم

تاثیر اثلهلم روی ادوارد، باعث کشمکش در وینچستر شده

اینا مردم منن

وقتی کنوت داره شرایط جنگ رو تعیین می‌کنه نمی‌فرستمشون که سلاخی بشن

تو یه پیغام برای شاه ولز می‌بری

اثلفلد منتظر یه ارتشه. باید یکی بهش برسونیم

بچه‌های کنوت رو اسیر کردم و بردمشون پیش اثلفلد

تا توی جنگی که میدونم داره میاد به عنوان طعمه استفاده بشن

!همه چیز سرنوشته

"قلمروی دهیوبرث"

"ولز"

صومعه دو مایل به سمت جنوبه

دنبال صومعه نیستم

اینجا از ساکسون‌ها استقبال نمیشه پدر- می‌دونم-

ولی کار اورژانسی با پادشاه هاول دارم

ساکسون هستی؟- خب راستش یه بریتان به دنیا اومدم-

اینجا فقط مشکل در انتظارته برادر

شما بیشتر مشکل پیدا می‌کنید اگه نذارید رد بشم

"ایلزبورگ" "قلمروی مرسیا"

خدایا دانش قدرتت را به ما عطا کن

وقتی زمان این برسد که مرد و زنی فرزندی را به این دنیا بیاورند

ممکن است آنها به او لباس بپوشانند و به او غذا دهند اما تنها خداوند از سرنوشت او آگاه است

این کودکان در تاریکی بوده‌اند

‌ و اکنون نجات یافته‌اند

...نور رحمت خود را بر آنان بتابان ای خدای مهربان

و بگذار به عنوان فرزندان نور در این دنیا قدم بگذارند

کجان؟ چرا آماده نشدن؟

دارن برای مرده‌ها مرثیه سرایی می‌کنن

...قبل از عروج روحش به او آرامشی عطا بفرما

...او پس از مرگش انسان شایسته‌ای محسوب می‌شود

واسه این کارا وقت نداریم

اونا بچه‌ان اوترد

پسران مرسیایی مورد احترام‌ترین مردها هستن

از کی بچه‌ها تبدیل به هزینه‌ی جنگ شدن؟

تو هرکاری می‌تونستی کردی

حالا بیا

اونا سراشون رو قطع کردن همه‌شون رو

باید قبل از اینکه دانمارکیا بفهمن اینجاییم حرکت کنیم

!نه تا وقتی که تقدیس بشن

...اثلفلد لطفا !نه تا وقتی که تقدیس بشن-

!دانمارکیا !دانمارکیا اینجان قربان

!دارن به سمت دروازه ها میان چند نفرن؟ -

!خیلی زیادن قربان

عقب وایسا اثلفلد

دیدن تو باعث تحریک‌شون میشه !برو! همین الان برو طبقه بالا

!اونا از ورودی گذشتن برو. جلوشون رو می‌گیریم -

!بانو رو بدید تا سلاخی‌تون نکنیم

!حتی بهش فکر نکن

!نمی‌خوام توی مکان من مردی بمیره !نمی‌خوام ببینم دستگیر شدی -

!قول کنوت رو داری !اون فقط دختر آلفرد رو می‌خواد

راه دیگه‌ای هم هست؟ !نه -

می‌تونیم تا پشت بوم رو بریم؟ اونجا فقط توی تله گیر میفتیم -

بذار من معامله کنم لیدی شما خود معامله هستین -

نمی‌تونیم همینطوری دست روی دست بذاریم تا مرگ سراغمون بیاد. من منتظرش نمی‌شینم

!چیکار کنیم لرد؟ در بیشتر از این طاقت نمیاره

پسرای کنوت رو برام بیارین !سیتریک-

اوترد نمی‌تونی اینکارو بکنی. حتما راه دیگه ای هست

باید به من اعتماد کنی و برام قسم بخوری

!که اینجا می‌مونی، قسم بخور ...اینکارو نکن-

اون کجاست؟

!همه رو بکشید

!کافیه

بیا و با من روبرو شو

پسرای کنوت پیش منن

داری دروغ میگی

!از اینجا برو وگرنه گلوشون رو می‌بُرم

...یکی از پسرای کنوت رو بکشی

!هر دانمارکی توی این سرزمین انتقاممون رو خواهد دید

آره و هر دانمارکی میاد تا تو رو بکشه

خون بچه اون روی دستای توئه

با من بازی نکن

همین الان بفرستشون پایین وگرنه همه‌ی آدمای اینجا کشته میشن

!از اینجا برید وگرنه گردنشون رو میزنم

!بهشون صدمه‌ای برسه هر ساکسونی که اینجاست می‌میره

!نه

!نه

!نه

!نه

!از اینجا برید

!وگرنه اون یکی رو هم می‌کشم

!برید

!الان... برید

!نه

پایین بمون. ببین! برادرت زنده است

Twitter: @Colonel_Jon Twitter: @ElahehGoddess9

کنوت به محض اینکه بفهمه من پسرش رو کشتم میاد دنبالمون

وقتی اومدن نمی‌تونیم نشونشون بدیم اونا زنده‌ان؟ دانمارکیا این منطق رو ندارن-

به سمت جنگ پیش میریم

پسرا چی؟

دستاشونو باز کنید و بذارید فرار کنند اونا مار و به هدفمون رسوندن

و هدف این بود که خشم ارتش دانمارکیا رو برانگیخته کنی؟

اینکار برامون زمان خرید و اجازه داد جون سالم به در ببریم

سرنوشت می‌خواد ما رو به سمتی بکشونه که با ساکسون ها بجنگیم

آره. صددرصد سرنوشت بود که ما رو به تمام این مخمصه‌ها کشوند

اوترد هیچ ربطی به این قضیه نداشت

من به دنبال جنگ نیستم !ظاهرا جنگ دوست داره دنبال من بیاد

اما حق با توعه من یه طوفان رو شروع کردم

کنوت میاد پیدامون میکنه. این دیگه الان جنگ ماست

از لحظه‌ای که اون پسرا رو از هیستن گرفتی تبدیل به جنگ ما شد قربان

مردا بخاطر رها کردن من بخشیده میشن

اونا مثل یه ماجراجویی هستن و به یه رهبر خوب وفادار می‌مونن

همونطور که تو هستی

از کدوم راه سریع تر به تتنهام میرسیم؟

نگران این حیوون نباش. بهش غذا دادن

از غریبه ها خوشش میاد؟ فقط وقتی پخته شده باشن -

تو از طرف پسرک پادشاه در وسکس اومدی؟ چرا می‌خزی و میای جلو؟

وسکس علاقمنده که یه معامله انجام بده

من با ساکسون‌ها مذاکره و معامله نمیکنم

به هرحال ما یه پیشنهاد داریم

در وسکس نگرانی هایی درمورد کنوت هجومش به مرسیا وجود داره

کارای آلفرد، ادوارد رو از کون سوزونده. خب که چی؟

ارتش کنوت داره هر کسی که سر راهشه رو سلاخی میکنه

شما دوستای ما نیستید پدر پیرلیگ چرا من باید نگران همچین چیزی باشم؟

چون باعث میشه کافران خطرناک هم مرز شما بشن

...با این حال مرزای ما خیلی مستحکمن

چون سالهاست داریم ساکسون‌ها رو سرکوب و متفرق می‌کنیم

همونطور که میدونی آلفرد می‌خواست تمام مناطق مسیحی با هم متحد بشن

آره زیر پرچم اون، تا هممون جلوش خم و راست بشیم

اون می‌خواست کشورگشایی کنه نه ایمان مردم رو متحد کنه

به هرحال اون ایمان الان در خطره

ما همه یه خدا رو میپرستیم و دشمن مشترک داریم

شما اینو می‌دونید عالی‌جناب و می‌دونید که فراری دادن کنوت در حال حاضر

از خونریزی آینده جلوگیری میکنه پس این یه معامله‌ی دو سر بُرده

نقشه‌ی ادوارد چیه؟

مرسیایی ها دارن توی تتنهال جمع میشن

وسکس نقشه داره که به اونا ملحق بشه

و در عوض من از این جنگ مقدس در برابر کافران چه سودی میبرم؟

لطفا نگو پاداشمو در بهشت میگیرم

پاداش های آسمانی شما برای من قلعه نمی‌سازن

شما چی می‌خواید؟

غنایم جنگ، تا آخرین دونه اش رو هر تیکه از نقره های دانمارکی

نمی‌تونم قول بدم چون من صاحب اختیار نیستم

تو به دستور ادوارد اومدی اینجا پس صاحب اختیار تویی

آیا بهم قول میدی پدر پیرلیگ؟

بذار به کتاب مقدس قسم بخوره

"لنا" "قلمروی آنگلیای شرقی"

اردوالف

از افرادمون توی لینکیلن چه خبر؟

شهرهایی که اطرافش هستن مقاومت میکنن قربان اما ما موفق میشیم

امیدوارم

من تمام آنگلیای شرقی رو میخوام وگرنه معامله‌ای انجام نمیشه

برای خانواده شما خجالت آور میشه اگر بدون پاداش برید

!اونم بعد از اینهمه تلاش و سختی

اون مثل خوکیه که توی گه و کثافت غلت میزنه

درباره جزئیات چیزی از من نپرس این یه لطف برای تو بود نه اون

همین کافیه که خوابیدن با من باعث شده روحیه‌ش بالا ببره

پس باید خبرای مرسیا رو بهش بگیم

...شاید باید تاخیر داشته باشم نه شما نباید به تعویق بندازیدش -

میدونم که ترسیدی اما برای خودمون نیت خیر خریدم

...من نترسیدم. من فقط تو ترسیدی و منم همینطور -

اما من وظیفه خودمو انجام دادم الان نوبت توعه

"وینچستر" "قلمروی وسکس"

نذار من برنده شم استیاپا نمی‌ذارم لرد -

چه اتفاقی افتاده؟

شهرای اطراف لینکیلن تسلیم شدن

اگه بخوای چند تا از هم‌پیمان‌ها رو ببینی، میشه ترتیبشو داد

و خبر بد چیه؟

کاملا مشخصه که منتظری تا خبر بد رو بدی

خبرایی از طرف ادوارد رسیده عالی‌جناب

متاسفانه باید بگم که ارتش کنوت به مرسیا حمله کرده

و قصر شما رو در ایلزبورگ تصرف کردن

این همون کنوتی نیست که بهم گفتی داره به سمت ایرلند حرکت می‌کنه

تا به پسرعموی وحشیش کمک کنه؟

بله قربان

بخاطر کی من قلمرو ام رو بی‌دفاع گذاشتم؟

و الان ویران شده؟

دلیلی وجود نداشت که به اطلاعات اعتماد نکنیم

جاسوس من توی اردوگاه دانمارکی ها آدم مطمئنی بود قسم خورد که این خبر حقیقته

...هیستن یه هم‌پیمان نزدیک به تو گفتی هیستن؟ -

...بله قربان اون هم پیمان !خودم میدونم اون کیه -

!اونو همه به دروغگویی میشناسن

تو فقط یه کثافت جاسوسی که هیچوقت نباید بهت اعتماد کرد

!فقط با تبر میشه بهت اعتماد کرد

...من بهت رحم کردم

...به خواهر فاحشه‌ات فرصت دادم تا خانوادت رو پس بگیره و تو

!اینطوری جواب منو میدی

فقط یه احمق می‌تونه به هیستن اعتماد کنه

...میدونم، اما من نقشه‌ای کشیدم تا !شهرت من ذره ذره از بین میره -

از بانو اثلفلد خبری بهمون رسیده

اون قراره تتنهال بره و کنوت رو به اونجا بکشونه

...پس الان زنم داره زودتر از من به سمت جنگ میره

تا از اون به عنوان نجات دهنده‌ی سرزمین من قدردانی بکنن؟

تو را به خدا این چطوری قراره منو سرحال بیاره؟

من فقط دارم میگم یه نقشه هست

More Farsi Persian subtitles for The Last Kingdom

അഭിപ്രായങ്ങൾ

No comments yet. Be the first to leave one.

Keep it about this subtitle — sync, quality, typos.500 characters left